امارات متحده عربی چه منافعی در سوریه دارد؟

منبع تصویر، Getty Images
- نویسنده, امنیه نجار
- شغل, متخصص خاورمیانه، بخش مانیتورینگ، بیبیسی
سقوط بشار اسد در دسامبر گذشته، امارات متحده عربی را غافلگیر کرد و این کشور را وادار ساخت با احتیاط بیشتری در برابر دولت انتقالی دمشق به رهبری احمد شرع عمل کند.
ابوظبی که در دوره اسد سرمایه سیاسی زیادی برای عادیسازی روابط با دمشق صرف کرد و از بازیگران اصلی در بازگرداندن سوریه به جمع کشورهای عرب با هدف گسترش نفوذ منطقهای امارات بود، با سرنگونی ناگهانی اسد به دست ائتلافی به رهبری هیئت تحریر شام، در برابر رهبر جدیدی در سوریه قرار گرفت؛ رهبری که امارات بهسبب دشمنی دیرینهاش با نیروهای اسلامگرا بهشدت با آن مخالف بود.
با وجود این، ابوظبی سیاستی عملگرایانه برگزید و با حمایت از حاکمیت سوریه و احمد شرع، زمینه را برای ایفای نقشی کلیدی در بازسازی سوریه و گسترش نفوذ ژئوپولیتیکی و فرصتهای اقتصادی خود فراهم ساخت. این رویکرد عملگرایانه امارات با سیاست مشابه دولت شرع نیز همسو شد؛ دولتی که از درگیری با متحدان پیشین اسد، از جمله روسیه، پرهیز کرد.
موضع امارات در برابر سوریه پس از سقوط اسد چیست؟
محمد بن زاید، رئیس امارات، که یک هفته پیش از سقوط اسد در تماس تلفنی از او حمایت کرده بود، خیلی زود در دیدار با احمد شرع بر استقلال و حاکمیت سوریه تأکید کرد. این در حالی بود که او در آغاز به دلیل گرایشهای اسلامگرایانه دولت جدید سوریه، که پیشتر پیوندهایی با القاعده داشت، محتاطانه برخورد میکرد.
دولت تازه سوریه نیز به سرعت تغییر مسیر داد و بلافاصله تلاش کرد حمایت کشورهای خلیج فارس و غرب، از جمله آنهایی که پیشتر از اسد حمایت کرده بودند، را جلب کند. اسعد شیبانی، وزیر خارجه سوریه، کمتر از یک ماه پس از سقوط اسد، نخستین سفر رسمی دیپلماتیک خود را در ژانویه به عربستان سعودی، قطر و امارات انجام داد.
احمد شرع در ماههای اخیر دوبار، در آوریل و ژوئیه، به ابوظبی سفر کرد تا درباره همکاریهای اقتصادی و سرمایهگذاریهای کشورهای خلیج فارس در بازسازی سوریه پس از جنگ گفتگو کند. در همین حال، امارات پروازهای خود به سوریه را نیز از سر گرفت؛ اداره کل هوانوردی کشوری در آوریل از آغاز دوباره پروازهای تجاری خبر داد و شرکت هواپیمایی امارات از ۱۶ ژوئیه پروازها به دمشق را از سر گرفت.
برای برخی تحلیلگران، عبور ابوظبی و دمشق از بیاعتمادیهای دوجانبه نشانهای بود از این که «امارات به شرع همانقدر نیاز دارد که او به امارات.»
جورجو کافیهرو، بنیانگذار اندیشکدهٔ تحلیلگری خلیج فارس در واشنگتن، گفت امارات تلاش کرده است «دمشق را از هر اقدامی که میتواند منافع این کشور را تهدید کند باز دارد.» از سوی دیگر، شرع نیز احتمالاً دریافته است که «دادن سهمی به ابوظبی در بقای دولتش، احتمال حمایت امارات از هر جنگسالار یا رقیب قدرتمندی که بخواهد حکومت او را به چالش بکشد، کاهش میدهد.»
دلیل انتخاب سیاست عملگرایانه چیست؟
سوریه پس از سقوط اسد به صحنهای برای بازسازی بدل شده که توجه قدرتهای منطقهای و جهانی را، با هدف کسب نفوذ ژئوپولیتیک و قراردادهای کلان سرمایهگذاری، جلب کرده است. موقعیت جغرافیایی ممتاز و دسترسی به دریای مدیترانه، سوریه را به گزینهای بالقوه برای تبدیل شدن به یک مرکز مهم تجارت دریایی بدل کرده؛ فرصتی که ابوظبی به سرعت از آن بهره برد.
در ۱۳ ژوئیه، غول دریایی امارات «دیپی ورلد» قراردادی ۳۰ ساله به ارزش ۸۰۰ میلیون دلار برای توسعه و بهرهبرداری از بندر طرطوس، دومین بندر بزرگ سوریه، امضا کرد. سلطان احمد بن سلیم، مدیرعامل این شرکت، اعلام کرد این بندر میتواند «نقشی کلیدی بهعنوان دروازه تجاری» به سوی اروپا، شام و شمال آفریقا ایفا کند.
او همچنین تأکید کرد: «ما معتقدیم تجارت میتواند محرک اصلی ثبات و شکوفایی بلندمدت برای سوریه و منطقه باشد.»
این توافق پس از تصمیم دونالد ترامپ، رئیسجمهور آمریکا، برای لغو تحریمهای سوریه انجام شد؛ اقدامی که افق وسیعتری برای فرصتهای سرمایهگذاری در این کشور فراهم کرد.
توافق بندر طرطوس بازتابدهندهٔ رویکرد اقتصادمحور سیاست خارجی امارات است؛ رویکردی که در سالهای اخیر زمینهساز حضور این کشور در خاورمیانه و آفریقا بوده است. مشابه راهبرد امارات در آفریقا، این قرارداد نیز نشان میدهد که ابوظبی قصد دارد در سوریه بماند و از طریق سیاستهای اقتصادی، تجاری و «زنجیره بنادر» نفوذ خود را گسترش دهد.
امارات چگونه میتواند حضور خود را در سوریه گسترش دهد؟
ابوظبی در پی آن است که پس از سقوط اسد، سرمایهگذاریهای بیشتری در سوریه انجام دهد؛ رویکردی که نشاندهنده رقابت مستقیم آن با کشورهایی چون عربستان سعودی و قطر است که آنها هم به دنبال تقویت نفوذ منطقهای خود هستند.
در ۶ اوت، دمشق میزبان مراسمی بود که طی آن قراردادهایی به ارزش ۱۴ میلیارد دلار میان مقامات سوری و شرکتهای بینالمللی و عربی خلیج فارس امضا شد؛ از جمله پروژه متروی دمشق به ارزش ۲ میلیارد دلار با مشارکت شرکت ملی سرمایهگذاری امارات.
آیا امارات روند عادیسازی روابط سوریه و اسرائیل را تسهیل خواهد کرد؟
ابوظبی با میانجیگری در گفتوگوهای سوریه و اسرائیل برای عادیسازی روابط نیز میتواند نفوذ خود را افزایش دهد. امارات در سال ۲۰۲۰ در توافق تاریخی «ابراهیم» که با میانجیگری آمریکا میان کشورهای عربی و اسرائیل امضا شد، نقشی اساسی ایفا کرد و راه را برای دیگر دولتهای عربی باز کرد.
اما تحولات پس از جنگ غزه، روند توافقهای بیشتر را کند کرد و به افزایش انتقادها از روابط ابوظبی با اسرائیل در منطقه انجامید.
در سفر شرع به امارات در ژوئیه، رسانههای سوری و اسرائیلی گزارش دادند که او با یک مشاور امنیتی اسرائیل ملاقات داشته و حتی گزارشهایی منتشر شد که قرار است در سپتامبر در واشنگتن با بنیامین نتانیاهو، نخستوزیر اسرائیل، دیدار کند.
ماه بعد، اسعد شیبانی، وزیر خارجه سوریه، در پاریس با هیئتی اسرائیلی دیدار کرد که در میان آنها رون درمر، وزیر امور راهبردی اسرائیل، حضور داشت. محور گفتگوها کاهش تنش در استان دروزینشین سویدا بود.
مذاکرات سوریه و اسرائیل با میانجیگری آمریکا، در رسانههای عربی عمدتاً بهعنوان گامی به سوی عادیسازی روابط میان دو کشور تفسیر شد و بسیاری این اقدام را یک «اشتباه راهبردی» دانستند.
اما توافق میان سوریه و اسرائیل میتواند به روند متوقفشده توافقهای ابراهیم در منطقه جان تازهای ببخشد، جایگاه ابوظبی را بهعنوان پیشگام دیپلماسی مدارا احیا کند و نگرانیهای این کشور را درباره گذشته جهادی احمد شرع که در برخی رسانههای منطقهای با نام ابومحمد جولانی شناخته میشود کاهش دهد.














