به بهانه یادبود احمد گلشیری؛ نگاهی به «جُنگ ادبی اصفهان»

فرید زریاب، پژوهشگر تاریخ

جُنگ ادبی اصفهان

منبع تصویر، INTERNET

توضیح تصویر، جُنگ ادبی اصفهان

مجموعه «ناظران می‌گویند» بیانگر نظر نویسندگان آن است. بی‌بی‌سی فارسی می‌کوشد در این مجموعه، با انعکاس دیدگاه‌ها و افکار طیف‌های گوناگون، چشم‌انداز متنوع و متوازنی از موضوعات مختلف ارائه دهد. بدیهی است انتشار این آرا و نقطه‌نظرها، به معنای تایید آنها نیست.

ناظران می‌گویند

روز ۱۱ مرداد ۱۴۰۱ احمد گلشیری مترجم و نویسنده و از اعضای حلقه موسوم به اصفهان پس از مدتی بیماری درگذشت. احمد گلشیری که مترجم آثار مارکز، بارگاس یوسا، سالینجر، همینگوی و چخوف بود مانند بسیاری دیگر از اعضای گاهنامه جُنگ اصفهان نویسندگی را در بستر نقد‌ها و خوانش‌های این گاهنامه پیگیری کرد. به همین بهانه در این یادداشت نگاهی میکنیم به جنگ اصفهان.

محفلی که در ادبیات مرسوم رسانه‌ای ایران «حلقه اصفهان» خوانده می‌شود در حقیقت هسته اولیه مجله جنگ ادبی اصفهان بود که اولین شماره آن سال ۱۳۴۴ به محوریت هوشنگ گلشیری، محمد حقوقی و ابوالحسن نجفی چاپ شد و به عقیده بسیاری یکی از تأثیرگذار‌ترین «جنبش‌های ادبی» مدرن ایران را نمایندگی می‌کرد.

هسته اولیه گاهنامه جنگ اصفهان از شرکت‌کنندگان جلسات «انجمن ادبی صائب» بودند. انجمنی که به گفته ناصر مطیعی اسفند‌ماه سال ۱۳۳۶ توسط ناصر مطیعی، محمد حقوقی، فیروز فیروز و رضا شجاع‌لشگری تشکیل شده بود.

به گفته ناصر مطیعی، بهرام صادقی و هوشنگ گلشیری و محمد کلباسی و محمد حقوقی و منوچهربدیعی و محمد ربیعی در این انجمن در سال‌های پایانی دهه ۳۰ خورشیدی داستان و شعر و نقد شعر و داستان خواندند.

در انجمن ادبی صائب بر خلاف جمع‌های ادبی مرسوم آن دوره، به گفته هوشنگ گلشیری متن‌ها در جمع خوانده و در حضور همه افراد نقد می‌شد. جوانان انجمن ادبی صائب بیشتر نوگرایانی بودند که شعر نو می‌گفتند و داستان مدرن می‌نوشتند، و یا به قول گلشیری «نیمدارگو»یانی که مضمون‌های اجتماعی را در قالب فرم‌های کهن شعری بیان می‌کردند.

با اینکه انجمن ادبی صائب با دستگری تعدادی از شرکت‌کنندگان آن در ارتباط با دستگیری عده‌ای از هواداران حزب توده که ۵ نفر از اعضای انجمن ادبی صائب در میان آن‌ها بودند منحل نشد، اما نشست‌های این انجمن پس از برگزاری بزرگداشت صادق هدایت و ملک‌الشعرا بهار و دهخدا از طرف ساواک تحت فشار قرار گرفت و جلسه‌های آن از سال ۱۳۴۰ نه در باغ صائب در کنار مقبره شاعر دوره صفوی صائب تبریزی که دورگردان هر هفته در خانه یکی از اعضای انجمن برگزارمی‌شدند.

هوشنگ گلشیری، نویسنده

منبع تصویر، REZA DEGHATI

توضیح تصویر، هوشنگ گلشیری، نویسنده

در آغاز شکل‌گیری، این محفل ادبی ایده خاصی را پیگیری نمی‌کرد و بیشتر به عنوان قطب نوگرای ادیبان و مترجمان و نویسندگان نسل جدید ساکن اصفهان در مقابل انجمن‌های ادبی دیگر که عموما ادبای سنت‌گرا را در خود جای داده بودند عمل می‌کرد؛ تشکیل جلسات و داستان‌خوانی و تبادل نظر بین نویسندگانی که در جلسات جنگ شرکت می‌کردند به شکل‌گیری نوعی نگاه خاص در بین اعضای جنگ منجرشد.

خروج از فضای شخصی و ننوشتن در خلأ در کنار نقد آثار ادبی در خلال خلق آن‌ها و نه بعد از چاپ عمومی آن‌ها در مجلات و نشریات و یا خواندن متون ترجمه شده و نقد ترجمه‌ها، دعوت از شاعران و نویسندگان جوان به این انجمن خط مشی کلی بود که انجمن ادبی صائب و بعدتر جنگ اصفهان پیگیری می‌کردند.

فاصله گرفتن از ادبیات رئالیست‌سوسیالیستی متعهد و ورود به دنیای روانشناسی و اسطوره و دورن‌مایه‌های رمزآلود که در عین حال بازتابی از وضعیت اجتماعی و سیاسی دوران‌های مختلف دهه‌های ۴۰ و ۵۰ شمسی بود خط اصلی نظری و عمود خیمه آثار ادبی چاپ شده در گاهنامه جنگ اصفهان شد.

این چرخش نظری و سعی جدید در خلق ادبیاتی متفاوت از آن ادبیات منجمد سنت‌گرایان از یکسو و فاصله گرفتن از ادبیات متعهدی که خود را تماماً در اختیار ایده‌های سیاسی قرار می‌دهد از دیگر سو در کنار نقد اجتماعی و رابطه ارگانیک با زندگی روزمره مردم در قالب زبانی وسواس‌گونه صناعی حاصل اندرکنش پیشینه هر یک از اعضای جنگ بود که ادبیات فارسی آن‌ها را به یکدیگر مرتبط می‌کرد.

جنگ اصفهان ترکیبی از نویسندگان و شاعران و مترجمان و منتقدان ادبی و در کنار آن‌ها دانشگاهیان حوزه ادبیات بود که با تأثیر متقابلی که بر آثار ادبی و پژوهشی یکدیگر می‌گذاشتند روند جدیدی را در ادبیات و نقد ادبی بنیان نهادند.

ابوالحسن نجفی، زبان‌شناس و مترجم

منبع تصویر، SHEBLI NAJAFI

توضیح تصویر، ابوالحسن نجفی، زبان‌شناس و مترجم

جلیل دوستخواه که اهل اسطوره‌شناسی و شاهنامه‌شناسی و ادبیات اوستایی بود اهالی جنگ را با دنیای رازآلود ادبیات اساطیری و اوستایی آشنا و مأنوس کرده بود. انسی که رد پای آن را درخیال‌پردازی‌های شاعرانه نویسندگانی مانند هوشنگ گلشیری و بهرام صادقی و نسل بعدی نویسندگان جنگ، کسانی مانند هرمز شهدادی می‌توان پیگیری کرد.

حضورابوالحسن نجفی تازه از فرانسه برگشته با کوله‌باری از ایده‌های و روش‌های نقادانه ادبی جدید و ذهنی به تعبیر هوشنگ گلشیری «منسجم» در نقد ادبی از شماره ۳ به بعد جنگ اصفهان تغییری معنادار به حساب می‌آمد.

تأثیر نجفی را در داستان‌نویسی اعضای جنگ از این‌ جا می‌توان فهمید که بهرام صادقی او را اولین خواننده آثارش می‌دانست. نقد‌های درون‌ماندگار نجفی که بی‌اعتنا به خالقان آثار ادبی بیشتر به خود متن توجه می‌کرد برای اعضای جنگ اصفهان تازگی و در خلق آثار ادبی آن‌ها تأثیر ماندگاری داشت.

احمد میرعلایی که نام او نیز در فهرشت قتل‌های سیاسی زنجیره‌ای نویسندگان دهه ۷۰ مطرح شد و ترجمه‌هایش از داستان‌نویسان و شاعران آمریکای جنوبی به خصوص بورخس و اوکتاویو پاز روزنه‌ای به دنیای ادبیات رازآلود «آمریکای لاتین» را نه تنها برای اعضای جنگ که اصولا برای خواننده فارسی‌زبان گشود.

ضیا موحد که خود اهلیت شعر و شاعری داشت با نگاه خاص خود به ادبیات که نتیجه منطقی پیشینه آکادمیک او در زمینه فلسفه و منطق بود به شکلی دیگر به روند نظری جلسات یاری می‌رساند. منوچهر آتشی، داریوش آشوری که متن ترجمه چنین گفت زرتشتش توسط اعضای جنگ - هوشنگ گلشیری و ضیا موحد - خوانده و تصحیح شد، احمد شاملو و مجید نفیسی، آل احمد و بیضایی، یونس تراکمه، رضا فرخفال، محمود نیکبخت، رضا سیدحسینی، علی خدایی، محمد حقوقی و حمید مصدق و بسیاری دیگراز نویسندگان و ادیبانی بودند که بعضی دائم و مستمر و برخی تنها در جلساتی محدود با جنگ اصفهان در ارتباط بودند.

احمد گلشیری، مترجم و نویسنده

منبع تصویر، SHAHRARANEWS

توضیح تصویر، احمد گلشیری، مترجم و نویسنده

جنگ اصفهان دردوره‌های سه‌گانه خود به علاوه یک دوره سه‌ساله بین سال‌های ۱۳۵۳-۱۳۵۶که جلسات آن در تهران برگزار می‌شد، یازده شماره از گاهنامه را با ترجمه‌ها و داستان‌ها و نقد‌های ادبی اعضای آن که در جلسات جمعی خوانده و تصحیح و نقد شده بود منتشر کرد.

نه جلسات و نه گاهنامه جنگ اصفهان از سال ۱۳۶۰ به بعد ادامه پیدا نکرد. هرچند بیش از ۱۰ سال پس از آن مجله «زنده رود» با همان سبک و سیاق و همان ایده‌ها و کم‌وبیش همان اعضای جنگ اصفهان به عنوان ادامه منطقی اما گسسته جنگ اولین شماره خود را در سال ۱۳۷۱ منتشر کرد، جنگ اصفهان به عنوان نماد یک تغییر پارادایم در نظریه ادبی در سال‌های پرفراز و نشیب دهه ۴۰ و ۵۰ شمسی در خاطره جمعی نویسندگان و اهل ادبیات و شعرفارسی باقی ماند.