اسرائیل به تغییر رژیم در ایران چشم دوخته و برای تحقق آن روی ترامپ حساب میکند

منبع تصویر، EPA
- نویسنده, لوسی ویلیامسون
- شغل, خبرنگار خاورمیانه، بیبیسی
- در, تلآویو
در میان هیاهو و گمانهزنیهای جهانی درباره تقویت حضور نظامی آمریکا در خاورمیانه، رهبران اسرائیل به شکل غیرمعمولی سکوت کردهاند.
جز چند اظهار نظر در حمایت از اعتراضهای ضد حکومتی ایران، نخستوزیر اسرائیل در عرصه عمومی درباره اقدام متحد ابرقدرتش علیه بزرگترین دشمن اسرائیل حرف زیادی نزده است. دولت او نیز به همان اندازه سکوت اختیار کرده است.
دنی سیترینوویتس، که ۲۵ سال در اطلاعات دفاعی اسرائیل خدمت کرده و اکنون پژوهشگر ارشد امور ایران در موسسه مطالعات امنیت ملی اسرائیل است، میگوید: «این نشان میدهد نتانیاهو تا چه اندازه برای این لحظه اهمیت قائل است.»
او میافزاید: «برای نتانیاهو، قرار گرفتن در وضعیتی که آمریکا این همه نیرو در خلیج فارس دارد و حمله ترامپ به ایران تا این حد نزدیک به نظر میرسد، یک لحظه طلایی است که از نظر او نباید از دست برود.»
آساف کوهن، معاون پیشین ریاست واحد اطلاعات سیگنالی اسرائیل، میگوید در سکوت اسرائیل نیز استراتژی خاصی نهفته است.
او میگوید: «رهبری [اسرائیل] معتقد است این بار باید اجازه دهیم آمریکاییها پیشگام شوند، چون آنها قویترند، توانمندیهای بیشتری دارند و از مشروعیت بسیار بیشتری در جهان برخوردارند.»
بنیامین نتانیاهو مدتهاست که ایران را مهمترین تهدید پیشروی اسرائیل و بزرگترین منبع بیثباتی در خاورمیانه میداند. سکوت علنی او به معنای آن نیست که گفتوگوهای خصوصی با متحد کلیدیاش، آمریکا، در جریان نیست.
هفته گذشته شلومی بیندر، مدیر اطلاعات نظامی ارتش اسرائیل، با نهادهای اطلاعاتی آمریکا در واشنگتن دیدار کرد. به گزارش رسانههای اسرائیلی، این گفتوگوها بر اهداف احتمالی در ایران متمرکز بوده است.

منبع تصویر، Getty Images
آقای سیترینوویتس معتقد است بنیامین نتانیاهو در خفا آمریکا را به سمت حملات حداکثری با هدف تغییر رژیم در ایران سوق میدهد. به باور او دلیل آنکه چندی پیش گزارش شد که آقای نتانیاهو از رئیسجمهور آمریکا خواسته برای حمله به ایران دست نگه دارد، این بود که ابعاد حمله برنامهریزیشده ایالات متحده را «بیش از حد کوچک» میدانست.
بنیامین نتانیاهو سال ۲۰۲۵ در گفتوگویی با شبکه فاکسنیوز، از ایرانیان خواسته بود در مقابل حکومت خود «بایستند».
دونالد ترامپ در حال حاضر مجموعهای از گزینهها علیه ایران را بررسی میکند؛ گزینههایی که بنا بر گزارشها از حملات نمادین محدود تا تغییر کامل رژیم را در بر میگیرد. او در عرصه عمومی، تهدیدهای نظامی را با پیشنهاد آغاز مذاکرات تازه درآمیخته است.
در حالی که بسیاری از متحدان آمریکا هشدار میدهند تلاش برای کنار زدن رهبری جمهوری اسلامی خطرهای بزرگی برای منطقه به دنبال دارد، بسیاری در اسرائیل، منافع بالقوهای را برای امنیت خود در این موضوع میبینند.
با تغییر رژیم در تهران، اسرائیل امیدوار است تهدید موشکهای بالستیک ایران و همچنین احتمال دستیابی این کشور به سلاح هستهای در آینده از میان برود.
این اقدام همچنین میتواند شبهنظامیان نیابتی ایران در منطقه، از جمله حزبالله را بیش از پیش تضعیف کند؛ گروهی که بنا بر گزارش موسسه پژوهشی آلما در اسرائیل، هنوز تا حدود ۲۵ هزار موشک و راکت در آن سوی مرز لبنان در اختیار دارد.
برخی نمایندگان پارلمان اسرائیل بر این باورند که یک حمله محدود یا حتی توافقی تازه با ایران، به شکلی که حکومت را در قدرت نگه دارد، میتواند خطرات بیشتری برای امنیت اسرائیل داشته باشد.
موشه تور پاز، عضو حزب مخالف یش عتید و عضو کمیته دفاعی پارلمان اسرائیل، میگوید: «وقتی با شر مطلق روبهرو هستید، محدود عمل نمیکنید.»
او میافزاید: «اجماعی وجود دارد مبنی بر این که اسرائیل باید بسیار قاطعتر عمل کند و جهان غرب هم همینطور. وقتی پای بدترین دشمنان ما مثل ایران در میان است، اختلافات بزرگی وجود ندارد. همه ما سطح تهدید را درک میکنیم.»
بسیاری معتقدند دور دیگری از درگیری که حکومت جمهوری اسلامی بعد از آن همچنان بر سر کار باشد، به هزینه انتقامجویی ایران نمیارزد.
در جریان جنگ ۱۲ روزه، زمانی که اسرائیل و آمریکا به تاسیسات هستهای و موشکی بالستیک ایران حمله کردند، ایران با شلیک صدها موشک بالستیک به شهرها و شهرکهای اسرائیل پاسخ داد. برخی از این موشکها از سامانههای دفاع هوایی پرآوازه اسرائیل عبور کردند، به ساختمانهای مسکونی در تلآویو اصابت کردند و دستکم ۲۸ نفر را کشتند.

منبع تصویر، Reuters
ارتش اسرائیل در آن زمان خود را برای تلفات بسیار بیشتری آماده کرده بود، اما اکنون احساس آسیبپذیری شدید تهران میتواند به معنای پاسخی کوبندهتر باشد.
تحلیلگران همچنین میگویند ایران از آن درگیری درس گرفته و در طول جنگ تاکتیکهای خود را تطبیق داده است. شش ماه بعد، ایران در حال بازسازی ذخایر موشکی خود است.
هفته گذشته یکی از مشاوران ارشد رهبر جمهوری اسلامی در شبکههای اجتماعی هشدار داد که در صورت هرگونه حمله آمریکا، تلآویو با «پاسخی فوری و بیسابقه» هدف قرار خواهد گرفت.
آقای سیترینوویتس میگوید: «نتانیاهو نگران است که اسرائیل دوباره درد یک حمله را بدون تغییر رژیم تحمل کند. او به این نتیجه رسیده که برای متوقف کردن ساخت موشکها، باید تغییر رژیم رخ دهد، اما این کار فقط از آمریکا برمیآید.»
آقای کوهن میگوید این لحظه آسیبپذیری شدید برای رژیم ایران، که پس از جنگ ۱۲ روزه توان دفاعیاش کاهش یافته، نیروهای نیابتیاش در منطقه تضعیف شدهاند و با اعتراضهای گسترده داخلی روبروست، یک فرصت به شمار میرود.
او میگوید: «حکومت ایران اکنون در ضعیفترین وضعیت خود است. این فرصتی است که شاید دوباره تکرار نشود. خیلیها معتقدند زمانش همین الان است؛ یا حالا یا هرگز.»
در تلآویو، ساکنانی که هنوز با ویرانیهای ناشی از حملات موشکی ایران در ماه ژوئن دستوپنجه نرم میکنند، درباره وقوع درگیری دیگری گمانهزنی میکنند.
نریا، جوانی حدود بیستوچند ساله، میگوید: «امیدوارم [رهبران ما] این فرصت را از دست ندهند.»
او میافزاید: «اینکه از طریق حمله باشد یا راههای دیگر، نمیدانم اما قطعا باید از این وضعیت برای تغییر رژیم استفاده کنیم. این اولین بار نیست که با بمب سروکار داریم، خوشایند نیست، اما اگر در بلندمدت کمک کند اینجا احساس امنیت بیشتری داشته باشیم، باید از آن عبور کنیم.»

منبع تصویر، Dave Bull/BBC
شانی، زن جوانی که نزدیک او ایستاده، میگوید احساسات متناقضی دارد: «من میدانم که مردم، بسیاری از آنها، خواهان کمک آمریکا هستند. فقط امیدوارم همه در امان بمانند. سیاستمداران باید به مردم فکر کنند. اقدامات آنها پیامدهایی دارد.»
نظرسنجیهای اسرائیلی بارها نشان داده است اکثریت قاطع یهودیان ساکن این کشور از اقدام نظامی علیه ایران حمایت میکنند، از جمله پس از جنگ ۱۲ روزه ماه ژوئن گذشته.
با وجود این، خطرات تغییر رژیم همچنان باقی است. با نبود شکافهای آشکار در اتحاد نظامی و مذهبی پیرامون رهبر جمهوری اسلامی، و با وجود یک جنبش مخالف پراکنده در کشور، روشن نیست اگر حکومت سقوط کند چه کسی کنترل ایران را در دست خواهد گرفت.
جانشینی جوانتر از همان طبقه حاکم لزوماً در واکنش به اسرائیل انعطافپذیرتر نخواهد بود و آشوب یک جنگ داخلی نهتنها برای ایرانیان، بلکه برای کل منطقه به شدت بیثباتکننده خواهد بود.
چندین منبع آگاه دفاعی نیز یادآور شدهاند که حکومتها معمولا تنها با حملات هوایی سرنگون نمیشوند.
نخستوزیر اسرائیل که در سال ۲۰۲۶ با انتخابات روبهروست، پس از حملات حماس سخت تلاش کرده تصویر آسیبدیده خود به عنوان «آقای امنیت» اسرائیل را ترمیم کند. تغییر رژیم در ایران - یا ترور علی خامنهای - میتواند یک دستاورد سیاسی باشد، اما همزمان یک ریسک نیز به حساب میآید.
آقای سیترینوویتس میگوید: «این یک قمار است، اما قماری حسابشده.»
او میافزاید: «برای نتانیاهو مهم نیست روز بعد از خامنهای چه میشود. او میخواهد همراه با ترامپ نشان دهد که رژیم ایران را نابود کرده است. اگر بداند آمریکاییها تا آخر راه میروند، ریسکی است که حاضر است بپذیرد. مشکل، ترامپ است.»

منبع تصویر، Getty Images
هم آمریکا و هم ایران اعلام کردهاند که آماده مذاکره هستند، اما آقای ترامپ گفتوگوها را به توقف غنیسازی اورانیوم در ایران، پایان حمایت از نیروهای نیابتی در منطقه و محدودیت در موشکهای بالستیک مشروط کرده است؛ مواردی که همگی خط قرمز رژیم ایران محسوب میشوند.
رهبری اسرائیل قاطعانه با هرگونه توافق مخالف است و تحلیلگران اسرائیلی درباره اینکه اصولا توافق قابل دستیابی است یا نه، اختلاف نظر دارند.
آقای کوهن میگوید به نظرش هم واشنگتن و هم تهران خواهان توافق هستند، اما اگر چنین توافقی به زودی حاصل نشود، آمریکا حمله خواهد کرد.
او میگوید: «رهبر جمهوری اسلامی و ترامپ یک وجه مشترک دارند؛ واقعا خطوط قرمز مشخصی وجود ندارد. در جریان مذاکرات سال ۲۰۱۳، ما آنها را خطوط صورتی مینامیدیم، چون مدام تغییر میکردند.»
او میافزاید: «ما همیشه درباره ایران به عنوان شر صحبت میکنیم، اما آنها بسیار عقلانی عمل میکنند. فکر میکنم میفهمند برای تغییر وضعیت باید کاری انجام دهند که تا امروز انجام نشده است.»
آقای سیترینوویتس در این زمینه میگوید: «بله، توان نشان دادن انعطاف وجود دارد، آنها کره شمالی نیستند، اما این رژیم خطوط قرمز خودش را دارد». او هشدار میدهد که مهار یک جنگ دشوار خواهد بود «چون ایرانیها آن را جنگی برای بقا خواهند دانست».
نشانههایی وجود دارد که دونالد ترامپ ممکن است شروط خود برای مذاکره را محدودتر کند و تمرکز را بر برنامه هستهای ایران بگذارد. اگر سقف مطالبات آنقدر پایین بیاید که تهران وارد گفتوگو شود، بخش بزرگی از منطقه نفس راحتی خواهد کشید و بسیاری در اسرائیل نفسها را در سینه حبس خواهند کرد.
آقای کوهن میگوید روشهایی برای دستیابی به توافق در مسائلی مانند غنیسازی اورانیوم وجود دارد که میتواند در عمل به صورت موقت از هرگونه فعالیت جدید جلوگیری کند، در حالی که به ایران اجازه میدهد از پذیرش یک ممنوعیت صریح هم اجتناب کند.
او میگوید: «تفاوت اساسی ما با ایرانیها این است که ما نتیجه سریع میخواهیم و ایرانیها صبر زیادی دارند. آنها میگویند: ما ۲ هزار سال اینجا بودهایم، اگر برای رسیدن به سلاح هستهای به ۳۰ سال دیگر هم نیاز باشد، اشکالی ندارد.»














