۲۴ ساعت دویدن دور پیست؛ جایی که لذت و درد بهم میرسند

منبع تصویر، Justin Goulding
- نویسنده, جاستین گلدینگ
- شغل, بیبیسی
«فراتر از ورزش» بخشی از مطالب ورزشی بیبیسی هستند که داستانهای شگفتانگیز ورزشکاران یا مسابقاتی را روایت میکند که کمتر شنیدهاید. فهرست مطلبهای فراتر از ورزش را دنبال کنید.

نیمه شب و در مرکز لندن، باران به شدت میبارد. شهر خوابیده است اما در یک پیست دو و میدانی در جنوب رودخانه تیمز، تعدادی در حال دویدن در یکی از عجیبترین و طاقتفرساترین مسابقات جهان هستند.
دوندهای که از سرما میلرزد و خیس آب شده در حالی که تنها شورت ورزشی، تیشرت و یک کاور از جنس کیسه زباله بر تن دارد، در حال دویدن دور پیست است. دونده دیگری که بازنشسته است و صبح همان روز از نروژ با پرواز آمده، با یک پانچوی آبی ارزان قیمت، در پیست مسابقه میدهد.
جایی دیگر، تودهای کوچک از استفراغ یکی از دوندهها دیده میشود. خیلی از آنها در طول مسابقه حالشان بد شده و بالا آوردهاند و این اصلاً تعجبآور نیست، چرا که آنها دوازده ساعت گذشته را به طور مستمر در این پیست دویدهاند و هنوز دوازده ساعت دیگر باید بدوند.
به دنیای مسابقات ۲۴ ساعته خوش آمدید، جایی که مرزهای درد، لذت و توان انسان توسط گروهی از دوندگان ویژه که به اندازه خارقالعاده بودنشان، معمولی هستند، دوباره تعریف میشود.
شیوه برگزاری مسابقه بسیار ساده است. دوندگان باید مدت ۲۴ ساعت دور پیست چهارصد متری بدوند و هر کدام بیشترین مسافت را طی کند، برنده است.
اما با بارش شدید باران و کاهش دما در ساعات اولیه صبح در باشگاه دو و میدانی «پارک بترسی»، تنها چیزی که ذهن دوندگان را مشغول میکند، زنده ماندن است.
پس چرا آنها این ورزش را انتخاب میکنند؟ با اینکه ذهن و بدنشان به شدت خسته میشود، چه چیزی سبب ادامه دادن آنها میشود؟ و اینکه واقعاً یک انسان در ۲۴ ساعت چقدر میتواند بدود؟

منبع تصویر، Justin Goulding
رابی بریتون، رکورددار سابق بریتانیا، میگوید: «عجیب بودن نقطه اشتراک ماست، چون قرار است دستکم دوازده ساعت درد بکشیم. هیچ ورزش دیگری نیست که در آن به خط پایان برسی و اگر حتی در بهترین شرایط جسمانی باشی و همه چیز خوب پیش برود، روز بعد نتوانی درست راه بروی.»
الکساندر سوروکین که در سال ۲۰۲۲ با دویدن ۳۱۸ کیلومتر، معادل هفت ماراتن، رکورد جهانی را شکست، میگوید: «اصلاً از این مسابقه لذت نمیبرم و حتی از آن متنفرم، چرا که میدانم رنج بزرگی را باید تحمل کنم».
جیمز السون، دونده سابق بریتانیا، که سابقه ۱۳ بار شرکت در این مسابقات را دارد، میگوید: «از نظر جسمی و روانی این خالصترین شکل دویدن است. لذت و رضایت یک مسابقه ۲۴ ساعته در سختی آن است.»
با شلیک تپانچه، ۴۲ دونده مسابقه را آغاز میکنند. رقابتی که متوقف نمیشود و هر زمان که برای خوردن، نوشیدن یا رفتن به دستشویی، توقف کنند، وقتشان از دست رفته است. به همین دلیل برخی از دوندگان همه این کارها را بدون توقف انجام میدهند.
بیشتر آنها طوری مسابقه را شروع میکنند که انگار فقط یک دور است، نه ۵۲۷ دوری که برنده نهایی معمولاً میدود.
پاتریشیا سیبروک، مسنترین شرکتکننده با ۸۴ سال، ترجیح میدهد با تند قدمزدن مسابقه دهد. او ارزش تنظیم سرعت را درک میکند، چرا که این نوزدهمین حضور او در این مسابقه است. او در گذشته با ۱۷۴ کیلومتر دویدن در سال ۱۹۹۶، رکورددار مسابقات بود.

منبع تصویر، Justin Goulding
بسیاری از شرکتکنندگان که سابقه طولانی حضور در صدها مسابقه ماراتن را دارند، علت شرکت خود در این چالش را اعتیاد به آن میدانند.
ریچارد هال-اسمیت، مدیر ۴۴ ساله از لستر که در سال ۲۰۲۱ شروع به دویدن کرد تا وزن خود را کاهش دهد، میگوید: «خیلیها از چیزهایی که نمیدانند میترسند. اما من واقعاً آنها را میپذیرم و وقتی مردم میپرسند چرا؟، میگویم چرا که نه؟»
مایکل استاکس که متأثر از تجربهاش در پیروزی این مسابقه در سال ۲۰۱۸ کتابی با نام «ذهن یک پیست» نوشته، میگوید: «چیزهای زیادی در مورد خود و توانی که داری یاد میگیری. همیشه در جستجوی باز کردن درهای جدید هستم.»
و به گفته بریتون ۳۷ ساله، برای اکثر قریب به اتفاق شرکت کنندگان، پیروزی غیرممکن و البته بیاهمیت است.

منبع تصویر، Justin Goulding
اما آیا دویدن در مسیر تکراری خستهکننده نیست؟ هیچ تغییری در منظره وجود ندارد. هیچ تنوعی در زمین نیست. هیچ جمعیتی برای تشویق شما وجود ندارد.
به همین دلیل بسیاری از دوندگان در طول مسابقه، موزیک یا پادکست گوش میکنند.
البته دویدن در یک مسیر تکراری مزایای خود را دارد. شما نیازی به حمل غذا یا نوشیدنی ندارید و هر چند دقیقه از کنار تیم پشتیبان خود عبور میکنید. همچنین برخلاف اکثر فوق ماراتنها، امکان ندارد مسیر اشتباهی بروید.
در این مسابقات، برای جلوگیری از آسیبدیدگی، هر چهار ساعت یک بار، شرکتکنندگان جهت خود را تغییر میدهند.

منبع تصویر، Justin Goulding
قهرمان مسابقه معمولاً حدود ده هزار کالری مصرف میکند، بنابراین شرکتکنندگان با کوهی از غذا میآیند. البته گاهی هم روباههای گرسنه به ماشینهای باز کنار پیست سرک میکشند و غذاهای دوندگان و یا حتی کفشهای آنها را میدزدند.
سوروکین، که رکوردهای جهانی ۱۰۰ و ۱۶۰ کیلومتر و ۱۲ ساعت را هم در اختیار دارد، شیرینی، پرتقال و ساندویچ میخورد. او میگوید: «به معدهام میگویم، میتوانی یک موز بخوری؟ و پاسخ میدهد: نه، نه، نه - بیا چیز دیگری امتحان کنیم.»

منبع تصویر، Justin Goulding
در یک مسابقه ۲۴ ساعته، غذا خوردن در حال حرکت کار آسانی نیست، به ویژه که بدن برای چندین ساعت تحت فشار قرار گرفته است.
فندر بورک، دونده آمریکایی، میگوید: «برای جویدن خیلی مشکل داشتم و اصلاً نمیخواستم چیزی بخورم.»
یا استاکس به یاد میآورد: «حتی وقتی به غذا نگاه میکردم، حالت تهوع میگرفتم».
بریتون، که برخی از بهترین دوندگان اولترا جهان را آموزش میدهد، میگوید: «من بیشتر ژل انرژیزا میخورم.»
اگرچه در کنار پیست سرویسهای بهداشتی وجود دارد، اما حتی آن چند قدم اضافه هم میتواند به نظر غیرضروری باشد.
استاکس میگوید: «در مسابقه سال ۲۰۱۸ که آبوهوا بسیار بد بود، ادب را نادیده گرفتم. بسیار دیروقت بود، باران به شدت میبارید، بنابراین توقف نکردم و در شلوارم ادرار کردم.»
در کنار پیست، تیمهای پشتیبانی قرار دارند. آنها معمولاً شریک زندگی یا از دوستان دوندگان هستند که آخر هفته خود را فدا کردهاند تا تمام شب بیدار بمانند و کمک کنند.
برخی از دوندگان با چیزی بیشتر از یک کیسه پلاستیکی پر از میانوعده و یک صندلی کمپینگ نمیآیند. برخی از صندوق عقب ماشین خود استفاده میکنند.

منبع تصویر، Justin Goulding
یکی از نقشهای تیم پشتیبانی، تشویق و انگیزه دادن است، اما برای این کار باید کلماتشان را با دقت انتخاب کنند.
کیت هایدن یکی از پشتیبانان میگوید: «هرگز نپرسید حالت چطور است؟ چون احتمالاً آنها در حال درد کشیدن هستند. از آنها بپرسید به چه چیزی نیاز داری؟ حتی اگر این سوال با جواب تندی مثل «پاهای جدید» مواجه شود.»
تا بامداد، باران به شدت میبارد و راه رفتن به شکل لنگلنگان دیگر عادی میشود. این زمانی است که دوندگان در اوج مبارزه با بدن، ذهن و دردهای خود هستند.
سوروکین ۴۳ ساله میگوید: «در شب، مبارزه بین بدن، ذهن و درد آغاز میشود و اگر در این مبارزه پیروز شوید، مسابقه را میبرید».
السون از آن به عنوان «درد جسمی و روانی عمیق» یاد میکند و میگوید: «فاصله زمانی بین هشت تا بیست ساعت کاملاً وحشتناک است. بزرگترین چالش، ذهن است و متقاعد کردن آن».
استاکس میگوید: «من دائماً با خودم در حال بحث هستم. صدایی در ذهنم میگوید، توقف کن، نیازی به انجام این کار نداری. تو درد داری. تو به اندازه کافی دویدهای. این اصلاً مهم نیست و تو باید آن صدا را ساکت کنی.»
بریتون میگوید: «وقتی در یک مسابقه ۵ کیلومتری میدوی، بدن تو با فریاد به تو میگوید که متوقف شو. اما در یک مسابقه ۲۴ ساعته، بدن تو تمام مدت به آرامی نجوا میکند و نق میزند.»
جان پارس، قهرمان سابق دوی ۲۴ ساعته، یک بار به دلیل «تاول زدن» از مسابقه بیرون آمد. او میگوید: «کسی که از من مراقبت میکرد، کفشهایم را درآورد و گفت هیچ تاولی وجود ندارد. اما من تاولها را روی پاهایم میدیدم. این چیزی است که ذهن ناخودآگاه شما برای فریب ذهن خودآگاهتان به کار میگیرد.»

منبع تصویر، Justin Goulding
تا ساعت ۲ بامداد تقریباً یکچهارم دوندگان از مسابقه خارج میشوند، برخی به دلیل آسیبدیدگی و برخی به دلیل بدی آب و هوا.
اما چگونه بقیه دوندگان خود را متقاعد میکنند که ادامه دهند، آن هم وقتی که به گفته السون «هیچ دلیلی وجود ندارد که آنجا بمانی؟ نه شهرت دارد و نه پول.»
گلاور، کارمند خیریه در بریستول، میگوید: «تماشای رسیدن خود یا دیگران به هدف، یک افتخار است.»
بریتون میگوید: «با لبخند از درد عبور میکنم. زیرا لبخند این پیام را به بدن ارسال میکند که چیزها به آن سختی که نشان میدهند، نیستند.»
«همه در حال رنج کشیدن هستند. چه کسی کمتر رنج میکشد؟ چه کسی میتواند از آن لذت ببرد؟ من عاشق این لحظات هستم. عملکرد خوب در این مسابقه زمانی که حالتان خوب است و خوب حرکت میکنید، نخواهد بود. بلکه در لحظات سخت ساخته میشود. اگر ذهنیت بسیار قوی داشته باشی، از یک دونده بسیار آماده، بیشتر خواهید رفت.»

منبع تصویر، Justin Goulding
باران در لندن سیلآساست. زمانسنج خراب است. حتی سیبروک خستگیناپذیر هم برای چرتی کوتاه داخل ماشینش رفته است.
در میان این طوفان، عزم دوندگان بسیار شگفتانگیز است.
راب، مهندس نرمافزار ۴۰ ساله از بریستول، که تصمیم گرفت با وجود هشدار آبوهوایی، کت با خود نیاورد، در حالی که تلاش میکند از پیشتازی خود محافظت کند، لرز کرده و سرانجام متقاعد میشود حداقل یک کاور از کیسه زباله بر تن کند.
گلاور که کمبینا است و نقص مادرزادی قلب و انحنای ستون فقرات دارد، با وجود تاولهای زیادی که روی پاهایش زده، همچنان ادامه میدهد. او دویدن را فقط به این دلیل آغاز کرد که نمیتوانست دختر ناشنوایش را به مدرسه برساند. او اکنون ۵۱ ساله است و این بیستمین مسابقه ۲۴ ساعته اوست. او در بیش از ۱۰۰ فوق ماراتن دویده است.

منبع تصویر، Justin Goulding
یک پارادوکس عجیب در مسابقات ۲۴ ساعته این است که تلاش برای عملکرد بهتر مشکلات دیگری ایجاد کند.
استاکس میگوید: «وقتی برای بریتانیا میدویدم، یکی از همتیمیهایم داشت زرد میشد چون کلیههایش از کار افتاده بود. خودم در یک مسابقه در استفراغم خون بود. اما به مسابقه ادامه دادم.»

منبع تصویر، Justin Goulding
البته جدا از تاولها، لنگیدنها و دردهای عضلانی، بیشتر دوندگان آسیب چندانی نمیبینند و تمام این دشواریها در نهایت سبب نزدیکی و صمیمیت بیشتر دوندگان میشود.
السون ۴۲ ساله میگوید: «عاشق رنج مشترک هستم. ما جمعی هستیم که این کار دیوانهوار را با هم انجام میدهیم.»
حتی داوطلبان و تیمهای پشتیبانی هم انسانهای خاصی هستند. یکی از آنها هفت بار در کانال مانش شنا کرده است. دیگری قهرمان سابق دوچرخهسواری بریتانیا است.
هیلاری واکر، داور مسابقه، زمانی رکوردهای جهانی ۲۴ ساعته و ۴۸ ساعته را در اختیار داشت و اکنون عضو تالار مشاهیر دوهای فوق ماراتن است. پم استوری ۷۶ ساله که به دوندگان کمک میکند، بیش از ۲۰۰ ماراتن و ۲۴ مسابقه ۲۴ ساعته در کارنامه دارد.
دویدن در این مسابقه برای برخی به عنوان تمرینی برای ذهنآگاهی و نوعی مراقبه است.
هادسون ۴۵ ساله میگوید: «تجربیات بد زیادی در زندگی داشتهام. شوهرم فوت کرده و شاهد مرگهای زیادی در بین اطرافیانم بودهام. اما هنگام دویدن، احساس آرامش میکنم.»

منبع تصویر، Justin Goulding
انرژی دوندگان با طلوع خورشید و پایان باران به اوج خود میرسد.
فندر بورک، با این خبر که تنها یک دور از راب عقب است، سرعت خود را افزایش میدهد و در ساعت ۷ صبح پیشتاز میشود. این زن ۴۲ ساله، سومین زنی در تاریخ خواهد شد که این مسابقه را میبرد.
ساعات پایانی مسابقه فضای شادی دارد. لبخندها بازگشته و لباسها کم شدهاند و دیگر خبری از جلیقه کیسه زبالهای راب نیست.
دوندگانی که تا همین چند ساعت پیش مانند زامبیها به نظر میرسیدند، اکنون با سرعت بسیار بیشتری در حال دویدن هستند تا مسافت بیشتری را به نام خود ثبت کنند.
وقتی مسابقه با تمام سختیهایش به پایان میرسد، هیچ خط پایان با شکوه یا جایگاهی پر از جمعیت وجود ندارد و در عوض، دوندگان باید در هر جا که هستند متوقف شوند و یک گلدان کوچک شن کنار خود بگذارند.
اگرچه زمانسنجهای الکترونیکی دورهای تکمیلشده دوندگان را ثبت میکنند، اما دور ناتمام آخر با دقت سه رقم اعشار توسط داور مسابقه و با کمک چرخ متر اندازهگیری میشود.

منبع تصویر، Justin Goulding
برای فندر بورک، پایان مسابقه یک تسکین کامل و مطلق است و برای هال-اسمیت، احساس غرور . او میگوید: «مثل اینکه دست خودت را بگیری و بگویی آفرین.»
تقریباً همه ۲۹ دوندهای که تا آخر دوام آوردهاند، به زمین میافتند و با کمک دیگران روی صندلی مینشینند. در مراسم اهدای جوایز، بیشتر آنها نمیتوانند جایزه کوچک خود را بگیرند، زیرا به سختی قادر به ایستادن هستند.
سوروکین میگوید: «گاهی اوقات در تمرین فکر میکنی بعد از اتمام مسابقه دستانت را بالا میبری و لبخند میزنی، اما در واقعیت، مانند یک ربات خاموش میشوی.»
فندر بورک یک روز بعد از مسابقه میگوید: «پاها و مچهای من به هم ریختهاند. هنوز مطمئن نیستم چه زمانی میتوانم دوباره راه بروم.»
استاکس بعد از مسابقه مجبور شد چهار دست و پا از پلهها بالا برود. او حتی برای لباس پوشیدن به کمک نیاز داشت و تا چند روز بعد از آن کلماتش را به درستی ادا نمیکرد.
پس چرا، واقعاً چرا یک شخص عادی خود را به این دردسر میاندازد؟
بریتون میگوید: ««تصور کن به عنوان یک فرد عادی توصیف شوی. این که خیلی افتضاح است، نه؟»

منبع تصویر، Justin Goulding













