قهرمان پیشین سبکوزن جهان: همه چیزم را به بوکس دادم و الان هیچ چیز ندارم

منبع تصویر، Getty Images
- نویسنده, بابی جکسون
- شغل, بیبیسی
«فراتر از ورزش» بخشی از مطالب ورزشی بیبیسی هستند که داستانهای شگفتانگیز ورزشکاران یا مسابقاتی را روایت میکند که کمتر شنیدهاید. فهرست مطلبهای فراتر از ورزش را دنبال کنید.

با چشمی که از شدت تورم بسته شده و خون از پیشانیاش جاری بود، هدر هاردی به پزشک کنار رینگ گفت که میخواهد ادامه دهد.
او به رینگ بازگشت، به سینهاش کوبید و فریاد زد: «مهم نیست، مهم نیست.»
جمعیتی نزدیک به ۲۰ هزار نفر در سالن «آمریکن ایرلاینز سنتر» تگزاس به پا خواستند و این بوکسور را تشویق کردند.
از نظر هاردی، آن مسابقه نبردی گلادیاتورگونه بود.
تا پیش از آن، هاردی ۴۲ ساله هرگز رینگ را ترک نکرده و قرار نبود در دقایق پایانی مبارزهاش با آماندا سرانو، قهرمان بیچون و چرای بوکس سبک وزن، عادت خود را تغییر دهد.
آنها در وسط رینگ دستکشهایشان را بهم زدند و مبارزه پرشور خود را از سر گرفتند. در پانزده ثانیه پایانی راند ماقبل آخر و قبل از زمان استراحت، ضربات سنگینی به یکدیگر زدند.
با زنگ پایان راند نهایی این مبارزه تمامعیار، دو بوکسور یکدیگر را در آغوش گرفتند.
در حالی که گوینده رینگ آماده اعلام نام برنده مسابقه میشد، خون همچنان از سر و صورت هاردی جاری بود.
سرانو با تصمیم قاطعانه داوران پیروز اعلام شد و هاردی بدون هیچ اعتراضی نتیجه را پذیرفت.
سرانو تقریباً دو برابر او ضربه زده بود. با این حال، این مبارزه هم بهعنوان یکی دیگر از نمایشهای شجاعانه معروف هاردی ثبت شد.

منبع تصویر، Getty Images
آن مسابقه در تاریخ ۵ اوت ۲۰۲۳، آخرین مبارزه هاردی در بوکس حرفهای بود.
هاردی به بیبیسی گفت: «من از رینگ بیرون آمدم، به خانه رفتم. دچار دوبینی شده بودم. علائم معمول ضربه مغزی را داشتم که برای یک بوکسور پس از مسابقه عادی است. اما روز بعد مشکل دوبینیام از بین نرفت و به اشیا مختلف برخورد میکردم. حال خوبی نداشتم.»
«طولانیاش نمیکنم، مشکلم بهتر نشد و فقط به آن عادت کردم و سعی کردم به همین شکل ادامه دهم.»
یک سال پس از آن شکست، بهجای لذت بردن از ثمرات دوران حرفهای طولانی، هاردی همچنان گرفتار مشکلات مالی است.
او میگوید: «برق خانهام در حال قطع شدن است. شرط میبندم که شان پورتر، قهرمان دو دوره مسابقات میانوزن، این مشکلات را ندارد.»
هاردی و پورتر هر دو قهرمانان سابق جهان هستند و در سال ۲۰۱۶ در سالن «بارکلیز» بروکلین در مسابقات شرکت کردند. این تنها شباهت آنها است و از لحاظ مالی، دنیای کاملاً متفاوتی دارند.
هاردی میگوید: «من دوران حرفهای زیبایی داشتم، اما انگار آنها من را بیرون راندند و گفتند خوشحال باش که این فرصت را داشتی هدر، حالا برو خودت راهحل مشکلاتت را پیدا کن».
«هر بار که دچار ضربه مغزی میشوید، بخشی از مغز شما میمیرد»

منبع تصویر، Getty Images
در ۶ مه ۲۰۲۴، هاردی در اینستاگرام گفت که مبارزه او با کریستین فررا، قهرمان دسته سبکوزن در BKFC، که قرار بود پنج روز بعد برگزار شود، لغو شده است.
هاردی که همیشه به صراحت نظرات خود را اعلام میکرد، این بار اما تمایلی به بیان واژه بازنشستگی نداشت و پست خود را اینگونه پایان داد: «حرفم را زدم و شما معنی آن را میدانید».
و البته معلوم بود منظورش چیست.
در ماههای بعد از شکست مقابل سرانو، هاردی تقریباً ۱۴ کیلوگرم از وزنش را از دست داده بود، سردردهای مداوم داشت و نمیتوانست بخوابد.
اینها علائم مزمن ضربه مغزی هستند. وضعیتی که به تدریج بدتر شده و به زوال عقل منجر میشود و تنها پس از مرگ قابل تشخیص است.
هاردی میگوید: «بعداً فهمیدم که با هر بار ضربه مغزی، بخشی از مغز شما میمیرد و دیگر برنمیگردد، البته مغز شما به زندگی خود ادامه میدهد، زیرا نمیداند چه چیزی از دست داده است».
«طی سالها آنقدر از مغزم را از دست دادهام که دیگر توان از دست دادن بیشتر را ندارم».
زخمهای بیرونی مدتهاست که بهبود یافتهاند، اما زخمهای درونی همچنان هستند و ممکن است هرگز خوب نشوند.
چند ماه پس از اعلام بازنشستگی، هاردی همچنان در تلاش است تا با این حقیقت که به طور ناگهان همه چیز از او گرفته شد، کنار بیاید.
او میگوید: «روزهایی بود که گریه میکردم و سعی داشتم با شرایط کنار بیایم. حداکثر توان خود را در این ورزش گذاشته بودم و حالا باید آن را ترک میکردم تا جانم را نجات دهم. منصفانه نبود، چرا من؟»
«باید دوباره از اول شروع کنم»

منبع تصویر، Getty Images
او در حالی که در آپارتمان یکخوابهاش در کنار میز آشپزخانه نشسته و وسایل بوکس پیرامونش است، سعی میکند خود را با شوخی سبک کند: «نمیتوانم شکایت کنم، چون هنوز نمردهام».
بوکس، هویت او و باشگاه گلیسون در بروکلین، خانهاش است. او تمام قلب و روح خود را در این ورزش گذاشته، اما در مقابل بیش از یک دهه عرق و خون و اشک ریختن، هیچ برایش باقی نمانده است.
هاردی میگوید: «دو ماه گذشته تلاش کردم بازگردم و یاد بگیرم چگونه دوباره زندگی کنم».
بر خلاف دو دهه گذشته زندگیاش، دیگر نمیتواند هر روز به باشگاه برود، زیرا هر گونه فشار فیزیکی میتواند عواقب جدی داشته باشد.
حتی سبکترین تمرینها باعث حالت تهوع او میشوند. برای مثال وقتی سعی داشت طناب بزند، با بالا رفتن ضربان قلبش، از هوش رفت.
او مرتب سردرد دارد، بیناییاش هنوز به حالت عادی برنگشته، در خواب مشکل دارد و اشتهایش را هم از دست داده است.
هاردی اغلب در باشگاه گلیسون به عنوان مربی کار میکرد تا کمی کسب درآمد کند، اما مشکلات سلامتیاش حتی این گزینه را هم از او گرفته است.
او میگوید: «حس متناقضی دارم از اینکه همچنان همه چیزم را دادم و هیچچیز ندارم. به خودم گفتم، احمق، تو هنوز روی ویلچر نیستی. سخت است، اما حالا باید دوباره از اول شروع کنم».

منبع تصویر، Getty Images
مسیر هاردی در بوکس بسیار متفاوت از مسیرهای معمول بود.
او پیش از آنکه حتی به بوکس فکر کند، از دانشکده «جان جی نیویورک» در رشته روانشناسی جنایی فارغالتحصیل شده بود.
هاردی میدانست که زن قدرتمندی است، اما نمیدانست چگونه از قدرت خود به بهترین نحو استفاده کند. به عنوان یک مادر مجرد تلاش میکرد تا امور مالی خود را سامان دهد و همزمان بین دو تا شش شغل داشت.
هاردی اولین بار در سال ۲۰۱۰ به باشگاه بوکس رفت تا از زندگی روزمره فاصله بگیرد. اما خیلی زود علاقه بسیاری به بوکس پیدا کرد و فکر میکرد شاید راه خوبی برای فراهم کردن زندگی بهتر برای دخترش باشد.
در آوریل ۲۰۱۱، هاردی در ۲۹ سالگی اولین مسابقه آماتوری خود را برگزار کرد و تنها دو ماه بعد قهرمان سبک وزن آمریکا شد.
پس از اولین مبارزه حرفهای در تابستان ۲۰۱۲، هاردی یک دوره ششساله شکستناپذیری را در ۲۳ مسابقه تجربه کرد. اوج موفقیت او، پیروزی بر شلی وینسنت و کسب عنوان قهرمانی سازمان دبلیوبیاو در مدیسون اسکوئر گاردن بود.
او همچنین دنیای هنرهای رزمی ترکیبی را هم تجربه کرد و دو بار پیروز شد و دو بار شکست خورد.
اولین شکست او در رینگ بوکس، از سرانو، قهرمان جهان، در سال ۲۰۱۹ رقم خورد و در نهایت با رکورد ۲۴ پیروزی، ۳ شکست و یک مسابقه بدون نتیجه، بازنشسته شد.
هاردی آن موفقیتها را در حالی به دست آورد که در زندگی شخصی خود با چالشهایی روبرو بود که برای بسیاری حتی قابل تصور نیست.
او میگوید: «حوادث و مشکلات بسیاری برایم رخ داده بود، از طوفان گرفته تا بیخانمانی و آتشسوزی خانه. در خیابان بودیم، با والدینم در زیرزمین یک کلیسا زندگی میکردیم، هر چیزی که ممکن بود اتفاق افتاده بود.»
«اما من اینجا نشستهام چون به خدا ایمان دارم و در این مسیر با او قدم برداشتهام. شما باید درست قدم بردارید، درست عمل کنید و به عقب نگاه نکنید. تسلیم نشوید، متوقف نشوید، و آنچه سزاوارش هستید به شما خواهد رسید.»
«اختلاف پرداخت در ورزش زنان، غیرعادلانه است»

منبع تصویر، Getty Images
هاردی مدتهاست که یکی از بلندترین صداها در مبارزه با نابرابری جنسیتی و اختلاف دستمزد در ورزش بوده است.
با وجود سابقه درخشانش، هاردی همچنان مجبور بود بلیتهای خود را بفروشد تا مطمئن شود از مبارزاتش درآمدی به دست میآورد.
هاردی میگوید: «زنان ۸۰ سنت به ازای هر دلار درآمد دارند؛ اختلاف پرداخت در ورزش زنان بسیار ناعادلانه است».
«زنان همواره برای عدالت در ورزش مبارزه کردهاند و شرایط به تدریج در حال بهبود است. ببینید در ده سال اخیر و از زمانی که حرفهام شروع شد و دختران اجازه شرکت در مسابقات بوکس شبکه شوتایم را نداشتند، چقدر پیشرفت کردهایم.»
«دختر وحشی مادرم هستم»

منبع تصویر، Getty Images
با وجود زنان قوی در خانوادهاش، تعجبآور نیست که هاردی بهعنوان یکی از چهرههای پیشرو در مبارزه برای برابری انتخاب شده است.
به گفته هاردی، مادر مادربزرگش، آنی، یکی از اولین زنان آتشنشان در ایالات متحده بود و مادربزرگش اولین زنی بود که در بروکلین آموزش ژیمناستیک داد.
او میگوید: «ما همیشه شوخی میکنیم که اگر مادربزرگم میشنید که به مردم میگویم ایرلندی هستم، من را میزد، چون خانواده پدربزرگم از ایرلند بودند، اما خودش اهل اسکاتلند بود.»
هاردی معتقد است مادرش شخصیت او را شکل داده است، زنی که زمانی از نیروهای داوطلب آتشنشانی بود.
او میگوید: «پدرم سعی کرد ما را بکشد، به زندان رفت و مادرم من را با خود برد و با جان هاردی ازدواج کرد و من او را پدرم میدانم».
«مادرم یک زن بسیار قوی است که از خاکستر برخاسته و من هم از او یاد گرفتهام. این در خون من است. ما به عقب نگاه نمیکنیم، ما از آتش عبور خواهیم کرد. من دختر وحشی مادرم هستم.»

منبع تصویر، Getty Images
با بسته شدن یک در، هاردی به دنبال باز کردن در دیگری است. او حالا مجوز مدیریتش را دریافت کرده است.
وقتی هاردی شروع به بازگویی تجربهاش در ورزشهای رزمی میکند و از او خواسته میشود که یک لحظه برجسته را انتخاب کند، چشمانش برق میزند.
«اهل نیویورک هستم. یک دختر فقیر ایرلندی که بسیاری از آهنگهای بیلی جوئل را میخواندیم. ما همهساله وقتی او در گاردن اجرا میکند به دیدنش میرویم، صادقانه بگویم حدود بیست سال است که این کار را میکنیم.»
«در اولین مسابقهام در امامای، وقتی حریفم را ناکاوت کردم، روی زانوهایم افتاده بودم و صدای تماشاگران را میشنیدم که فریاد میزدند "هاردی، هاردی، هاردی" و من به بالا نگاه کردم و فکر کردم بیلی جوئل هم اینجا اجرا میکند و حالا آنها نام مرا فریاد میزنند. هرگز آن لحظه را فراموش نمیکنم.»














