خانواده کشتهشدگان پاکستانی در ایران: قرار بود برای عروسی بازگردند اما اکنون منتظر اجسادشان هستیم

منبع تصویر، Dilshad's Family
هشت کارگر پاکستانی صبح روز شنبه (۲۳ فروردین) در تعمیرگاهی در روستای«هیزآباد پایین» در شهرستان مهرستان استان سیستان و بلوچستان ایران به دست افراد مسلح «ناشناس» کشته شدند.
بنا به گزارش رسانههای پاکستانی «ارتش آزادیبخش بلوچستان» مسئولیت این حمله را به عهده گرفته است.
ایران و پاکستان این حادثه را محکوم کردهاند.
بخش اردوی بیبیسی با برخی از بستگان کشتهشدگان صحبت کرده است.

محمد دلشاد از جمله هشت شهروند پاکستان بود که در استان سیستان و بلوچستان ایران کشته شدند.
محمد ارشد، برادر بزرگ محمد دلشاد به بیبیسی اردو گفت که همسر و چهار کودکش به عزای او نشستهاند.
به گفته محمد ارشد، دلشاد در ماه رمضان تصمیم گرفت تعمیرگاه خود را در ایران برای همیشه تعطیل کند و به پاکستان برگردد زیرا به دلیل «وضعیت بد امنیتی» درآمدش کم شده بود اما چون مرز بسته بود مجبور شد بماند:
«دلشاد ۹ یا ۱۰ سال پیش به عنوان صافکار و تعمیرکار خودرو در بهاولپور (در پاکستان) کار میکرد. درآمدش تا چند سال پیش خوب بود اما ناگهان همه چیز تغییر کرد و کسبوکارش از رونق افتاد. او تمام روز بیکار مینشست و بعداً کاملاً بیکار شد.»
به گفته برادرش، شخصی به دلشاد گفته بود که او با این حرفه در ایران میتواند درآمد خوبی داشته باشد چون آنجا به صافکار نیاز دارند. او ابتدا به تنهایی به ایران رفت. در یک تعمیرگاه شروع به کار کرد و بعد تعمیرگاه خودش را باز کرد.
محمد ارشد اضافه کرد که برادرش متوجه شد کارگران در آنجا دستمزد خوبی میگیرند و او مدتی قبل «محمد دانش، پسرش، محمد ظهیر، برادرزاده و محمد نعیم، خواهرزادهاش را هم با خود به ایران برده بود تا کار کنند.»
برادر دلشاد همچنین گفت: «از مدتی به این طرف کار در ایران هم کساد شد. دلشاد میگفت وضعیت امنیتی آنجا خراب شده است. ساکنان پنجاب در آنجا تهدید میشدند و یک حادثه مشابه چندی پیش رخ داده بود. پس از آن برادرم دلشاد تصمیم گرفت که این کارگاه را تعطیل کند و به پاکستان بازگردد.»
«تصمیم برادرم این بود که در ماه رمضان برگردد اما به دلیل بسته بودن مرز این امکان وجود نداشت و او باید منتظر میماند.»
دست و پای کشتهشدگان را «بسته بودند»

منبع تصویر، Getty Images
محمد ارشد به بیبیسی گفت: «قبل از این اتفاق همسر برادرم به دلشاد زنگ زده بود. او گفته بود که الان داریم غذا میخوریم. بعد از غذا زنگ میزند. پس از آن، همسر برادرم به کار خانه مشغول شد.»
«وقتی همسر برادرم بعد از مدتی دوباره با دلشاد تماس گرفت، او جواب نداد. سپس به پسرش دانش و برادرزادهاش ظهیر زنگ زد اما آنها هم تلفن را بر نمیداشتند. این غیرمعمول بود.»
محمد ارشد گفت همسر برادرش نگران شد و «به همه ما اطلاع داد و بعد از آن ما نیز به تلاش برای برقراری تماس ادامه دادیم اما تماسی برقرار نشد. پس از مدتی چند نفر دیگر از پنجاب که آنجا بودند به ما اطلاع دادند که این حادثه اتفاق افتاده است.
«در همان اول اطلاع یافتیم که پس از خوردن غذا، افراد مسلح نقابدار وارد اتاق شدند و آنها را کشتند.»
محمد اصغر یک خیاط حرفهای در منطقه «خانقاه شریف» بهاوالپور است. او پسر عموی محمد نعیم و محمد عامر است که کشته شدند.
محمد اصغر می گوید: «طبق اطلاعاتی که به ما رسید، وقتی اجساد این هشت نفر در اتاق نشیمنشان پیدا شدند، بازوهایشان را از پشت بسته بودند و در حالیکه رو به دیوار بودهاند از پشت به آنها شلیک کردهاند.»
به گزارش خبرگزاری حالوش، این افراد در همان تعمیرگاهی که کار میکردند، میخوابیدند. منابع محلی به این خبرگزاری گفتهاند که «وقتی مهاجمان وارد تعمیرگاه آنها شدند، دست و پای افراد حاضر را بستند و به آنها تیراندازی کردند.»
نعیم و ظهیر قرار بود «برای عروسی خود بازگردند»
محمد اصغر گفت: «دلشاد یک سال پیش نعیم را با خود به ایران برد. نعیم در بهاولپور به عنوان صافکار و تعمیرکار خودرو کار میکرد. او نامزد کرده بود و قرار بود مراسم عروسی خود را برگزار کند. اما در بهاولپور درآمد کمی داشت. از این رو، یک سال پیش که دلشاد برگشته بود، نعیم از او خواست که او را هم با خود ببرد.»
محمد اصغر افزود: «نعیم در عرض یک سال برای تأمین مخارج عروسی خود زحمت زیادی کشید. قرار بود که در ماه رمضان برگردد و بعد از عید عروسیاش برگزار شود اما به دلیل بسته بودن مرز نتوانستند برگردند.»
«قبل از حادثه با نعیم صحبت کرده بودم. او میگفت به محض باز شدن مرز با بقیه برمیگردند و بعد از ازدواج دیگر به ایران نخواهد رفت زیرا دیگر شرایط آنجا برای پنجابیها خوب نیست چون تهدید میشدند.»
نعیم گفته بود وقتی برای ادای نماز عید به مسجد رفته بود افرادی تهدیدش کرده بودند.
محمد اصغر گفت نعیم ۲۵ سال و عامر تنها بیست سال داشت و هر دو با هم به ایران رفتند.
محمد ارشد میگوید ظهیر هم قرار بود ازدواج کند: «تاریخ عقدش بعد از عید بود ولی نتوانست بیاید. در مناطق ما عروسیها بزرگ و باشکوه برگزار میشود و همه منتظر آنها بودند. اما اکنون منتظریم تا ببینیم جنازههای آنها چه زمانی میرسد.»
محمد اصغر که حدود یک روز و نیم بعد از حادثه با بیبیسی صحبت کرد، گفت هنوز نمیدانند که اجساد کجا هستند و چه زمانی به پاکستان میرسند: «در حال حاضر کل محله ما در ماتم به سر میبرند.»
محمد ارشد می گوید: «ارتباطات ما در ایران بسیار محدود است. افرادی که ارتباط هم دارند بسیار میترسند. اطلاعات کمی هم دارند. ما میخواهیم هر چه سریعتر اجساد به ما تحویل داده شود تا بتوانیم آنها را با عزت و احترام به خاک بسپاریم.»
سفارت ایران در اسلامآباد گفته است که هماهنگی برای «بازگرداندن اجساد به پاکستان» در حال انجام است.
این دومین حمله مرگبار به اتباع پاکستان در چند ماه اخیر در استان سیستان و بلوچستان ایران است.
در بهمن ماه پارسال، ۹ شهروند پاکستان در حملهای در شهر مرزی سراوان جان خود را از دست دادند.
فعالیت گروههای مسلح در مناطق مرزی ایران و پاکستان، بهویژه استان سیستان و بلوچستان، سالهاست که برای دولتهای مرکزی چالشبرانگیز بوده است.














