جزایر سهگانه ایران پس از جنگ ۱۲ روزه؛ شورای همکاری خلیج فارس از تهران چه میخواهد؟

منبع تصویر، AFP via Getty Images
- نویسنده, مسعود آذر
- شغل, بیبیسی
اعضای شورای همکاری خلیج فارس در تازهترین نشست در منامه، با لحن و زبانی شدید، ادعای امارات بر حاکمیت جزایر ابوموسی، تنب بزرگ و تنب کوچک را تکرار کردند. این شورا در بیانیهای ایران را تهدید کرد که در صورت حل نشدن اختلاف از مسیر مذاکره، موضوع باید به دیوان بینالمللی دادگستری ارجاع شود.
تهران همواره با تاکید بر این که جزایر سهگانه بخشی از خاک ایران است، هرگونه مذاکره درباره این موضوع را رد میکند.
بیانیه شورای همکاری همچنین اقدامات اداری، نظامی و عمرانی ایران در جزایر سهگانه را «غیرقانونی» و «فاقد اثر» خواند. برخی از رسانههای ایران به کار بردن این عبارات را نشانهای از تلاش شورا برای استفاده از فضای پس از جنگ ۱۲ روزه با اسرائیل، برای افزایش فشار بر ایران دانستند.
در کنار این مواضع، ورود دوباره میدان گازی آرش (الدره) به متن بیانیه نیز نشان داد که اختلافات ارضی و انرژی در یک چارچوب مشترک دیده میشوند. کویت و عربستان میگویند این میدان به طور کامل در منطقه مشترک آنهاست و فعالیت ایران در آن را غیرقانونی میدانند، و همزمان، امارات این ادعاها را با موضوع جزایر گره میزند.
به گفته ناظران تکرار این دو محور در کنار یکدیگر نشان میدهد که شورای همکاری تلاش میکند سه پرونده جزایر، آرش و برنامه موشکی و هستهای ایران را به صورت همزمان در برابر تهران قرار دهد.
واکنش ایران به بیانیه اخیر شورا سریع و قاطع بود. مقامهای وزارت خارجه تاکید کردند که سه جزیره «جز جداییناپذیر قلمرو ایران» هستند و اختلاف بر سر آنها «به هیچ مرجع بینالمللی قابل ارجاع» نیست.
شماری از مسئولان سیاسی و نظامی نیز ادبیات شورا را «فاقد مبنای حقوقی» خواندند و یادآور شدند که بیثباتی پس از جنگ نباید بهانهای برای «آزمودن خطوط قرمز» باشد. رسانههای ایران نیز ضمن اشاره به شدت بیسابقه واژه «آخرین هشدار» در بیانیه، آن را نشانه تغییر موازنه روانی پس از جنگ دانستند.
در چنین فضایی، جزایر سهگانه تنها یک اختلاف تاریخی نیستند؛ بلکه به موضوعی راهبردی تبدیل شدهاند که نحوه مدیریت ایران در برابر فشارهای شورای همکاری و بازیگران فرامنطقهای را در دوره پس از جنگ با اسرائیل تعیین میکند.

جزایر سهگانه از چه زمانی وارد بیانیهها شد؟
شورای همکاری خلیج فارس در چهارم خرداد ۱۳۶۰ (۱۹۸۱) با هدف هماهنگی امنیتی در دورهای تشکیل شد که منطقه زیر فشار جنگ ایران و عراق و پیامدهای انقلاب ایران قرار داشت. شش کشور عربی – امارات، کویت، قطر، بحرین، عمان و عربستان – این شورا را برای ایجاد سازوکاری مشترک در برابر تحولات سریع منطقهای پایه گذاشتند.
در نخستین بیانیهها، تمرکز اصلی شورا بر پایان جنگ ایران و عراق و حمایت از فلسطین بود. اما نگاه بدبینانه حاکمیت تازهتاسیس ایران، که در اسناد و روزنامههای آن دوره نیز بازتاب یافته، باعث شد ایران از همان ابتدای تشکیل این شورا روی خوشی به آن نشان ندهد.
فضای انقلابی آن سالها به گونهای بود که مسئولان جمهوری اسلامی، سران کشورهای عربی را وابسته به کشورهای غربی و «استعمار» میدانستند. نگاه حکومت ایران به حاکمان کشورهای حوزه خلیج فارس، به خصوص عربستان سعودی، هم باعث شد که باب همکاری و نزدیکی با این شورا شکل نگیرد.
ورود موضوع جزایر سهگانه به بیانیههای شورای همکاری به اوایل دهه ۱۹۹۰ بازمیگردد؛ زمانی که امارات تلاش کرد موضوع اختلاف را از سطح دوجانبه فراتر ببرد و به سرفصل ثابت نشستهای شورا تبدیل کند. از آن زمان تا امروز تقریبا هیچیک از بیانیههای پایانی نشست وزیران یا سران شورا بدون بندی درباره جزایر سهگانه منتشر نشده است.
با آغاز قرن ۲۱ و پیچیدهتر شدن پرونده هستهای ایران، موضوع جزایر و مسئله هستهای عملا در کنار هم قرار گرفتند. در سالهای اخیر نیز میدان گازی آرش/الدره به این مجموعه افزوده شده و شورای همکاری سه محور مطالبه را در کنار هم قرار میدهد: جزایر، آرش، و برنامه هستهای و موشکی ایران.
برای امارات، تاکید مداوم بر جزایر، نهتنها جنبه ژئوپلیتیک دارد، بلکه به باور برخی تحلیلگران بخشی از فرآیند «ملتسازی» این کشور نیز تلقی میشود؛ هویتی که با برجسته کردن یک «مطالبه مشترک ملی» تقویت میشود.
ایران با وجود واکنشهای تند به ادعاهای امارات بر جزایر سهگانه، روابط اقتصادی خود با این کشور حفظ کرده و امارات، به ویژه از زمان تشدید تحریمها، به یکی از مراکز اصلی تجارت و فعالیت شرکتهای ایرانی تبدیل شده است.
مجموع این شرایط باعث شده که این مناقشه، با وجود تکرار مواضع تند، همچنان در چارچوب تنشهای دیپلماتیک مدیریتشده باقی بماند.

منبع تصویر، Getty Images
همصدایی آمریکا و اروپا با امارات
در دو دهه گذشته ادبیات رسمی آمریکا و اروپا درباره جزایر سهگانه به تدریج به مواضع شورای همکاری نزدیک شده است. ایالات متحده در چندین مقطع - از دوران باراک اوباما تا دولت جو بایدن - از «ابتکار امارات برای حل اختلاف به صورت مسالمتآمیز» حمایت کرده و راهحل را مذاکره دوجانبه یا ارجاع به دیوان بینالمللی دادگستری دانسته است. حمایت سال ۲۰۱۲ دولت اوباما از امارات نقطه عطفی بود که ایران واکنش تندی به آن نشان داد.
در سال ۲۰۲۴ نیز در بیانیه مشترک آمریکا و امارات، اختلاف بر سر سه جزیره «موضوعی قابل حل از طریق حقوق بینالملل» توصیف شد. ایران در پاسخ تاکید کرد که «هیچ ادعایی بر سر جزایر در مراجع بینالمللی قابل طرح نیست»، زیرا این موضوع را «حلشده و حاکمیتی» میداند.
اتحادیه اروپا نیز در بیانیههای مشترک با شورای همکاری طی سالهای اخیر از «عدم پیشرفت در حل اختلاف» ابراز نگرانی کرده و از ایران و امارات خواسته موضوع را از مسیر حقوقی دنبال کنند. در نشستهای مشترک ۲۰۲۳ و ۲۰۲۵، لحن اتحادیه اروپا صریحتر شد و در برخی بخشها، ادبیات نزدیک به شورا در اشاره به «نقض حاکمیت امارات» را تکرار کردند.
کامران متین، استاد روابط بینالملل در دانشگاه ساسکس، معتقد است این همصدایی میتواند آثار مهمی در سیاست داخلی ایران داشته باشد. به گفته او، بخشی از ساختار قدرت در ایران که موافق کاهش تنش با غرب است، میتواند استدلال کند انعطافناپذیری در پرونده هستهای، زمینه را برای تشدید فشارها بر موضوعاتی مانند جزایر سهگانه فراهم میکند. در مقابل، همین فشارها میتواند در داخل ایران به تقویت گفتمان ملیگرایانه و افزایش اجماع موقت حول «حفظ تمامیت ارضی» منجر شود؛ امری که از نگاه متین، در جریان جنگ ۱۲ روزه نیز در میان بخشهایی از جامعه مشاهده شد.
او همچنین هشدار میدهد که در صورت تضعیف شدید ساختار دولت مرکزی در ایران، احتمال آن وجود دارد که برخی کشورهای عربی تلاش کنند تا موضوع جزایر را از سطح بیانیههای سیاسی فراتر ببرند؛ سناریویی که بازپسگیری آن را برای ایران بسیار دشوار میکند.

منبع تصویر، Getty Images
دیدگاه دو متحد قدیمی ایران درباره جزایر سهگانه
ایران طی سالهای اخیر از چین و روسیه به عنوان شرکای راهبردی خود یاد کرده، اما این دو کشور نیز در برخی مقاطع در بیانیههای مشترک با شورای همکاری از «راه حلهای مسالمتآمیز» یا «مذاکره» درباره جزایر سخن گفتهاند. موضعی که از سوی برخی ناظران و مقامهای جمهوری اسلامی به عنوان «همصدایی با ادعاهای امارات» تعبیر شده است.
در تیرماه سال ۱۴۰۲، پس از بیانیه مشترک وزیران خارجه روسیه و کشورهای عضو شورا که در آن از «ابتکار امارات برای حل اختلاف» حمایت شده بود، سفیر روسیه در تهران به وزارت خارجه احضار شد. سال ۱۴۰۳ نیز پکن پس از انتشار بیانیه مشابهی با کشورهای عربی، با واکنش تند وزارت خارجه ایران مواجه شد و سفیر چین در خردادماه آن سال به وزارت خارجه فراخوانده شد.
برخی رسانهها و تحلیلگران نزدیک به حکومت کوشیدند این مواضع را ناشی از «ملاحظات مقطعی» چین و روسیه در روابط اقتصادی با کشورهای عربی توصیف کنند. اما به باور ناظران چنین الگویی نشان داد که موضوع جزایر نه فقط در سطح منطقه، بلکه در تعاملات چندجانبه ایران با قدرتهای جهانی نیز حضور دارد.
هرچند ایران بر «مناسبات راهبردی» با چین و روسیه تاکید میکند، اما در پرونده جزایر، هیچیک از این دو قدرت از ادبیات رسمی تهران حمایت کامل نکردهاند.

منبع تصویر، javanonline.ir
جزایر، جنگ و میدان گازی
جنگ ۱۲ روزه میان ایران و اسرائیل فضای امنیتی منطقه را دگرگون کرد و برای بسیاری از دولتهای عربی، نشانهای از افزایش ریسک در همسایگی ایران تلقی شد. به باور برخی تحلیلگران همین تغییر فضا، به شورای همکاری خلیج فارس امکان داد که ادعاهای قدیمی خود را با لحنی شدیدتر مطرح کند.
در این دوره، میدان گازی آرش نیز که در عربستان و کویت «الدره» نامیده میشود، دوباره به یکی از محورهای اصلی اختلاف تبدیل شد. کویت و عربستان بر اساس توافقنامههای مناطق تقسیمشده دریایی خود، این میدان را در محدوده مشترک دو کشور میدانند و منابع آن را متعلق به همان منطقه مشترک اعلام میکنند. در مقابل، ایران با استناد به امتیازهای اکتشافی اعطاشده در دهه ۱۳۴۰ خورشیدی و برداشت خود از خط مرزی فلات قاره، برای بخشی از این میدان حق قائل است.»
مقامهای ایرانی، ضمن تاکید بر حق ایران در میدان آرش، اعلام کردهاند که حل اختلاف باید «در قالب گفتوگوی دوجانبه با کویت» پیش رود؛ موضعی که با بیانیههای چندجانبه شورای همکاری تفاوت دارد.
در همین حال، سفرهای مکرر مقامهای سیاسی و نظامی ایران به جزایر - از جمله بازدید نمایندگان دولت از ابوموسی و افتتاح طرحهای عمرانی - در بیانیههای اخیر شورا به عنوان «اقدامات غیرقانونی» ذکر شده است. تهران این اقدامات را «نشانه اعمال حاکمیت موثر» خود بر این مناطق میداند.
از منظر داخلی، فشارهای شورای همکاری و برخی قدرتهای جهانی درباره جزایر با حساسیت تاریخی جامعه ایران نسبت به تمامیت ارضی گره میخورد. کامران متین میگوید این وضعیت میتواند دو پیامد همزمان داشته باشد: «از یک سو ضرورت تقویت دیپلماسی برای کاهش فشار خارجی را برجستهتر میکند، و از سوی دیگر هرگونه انعطافپذیری را برای دولت در داخل پرهزینهتر میسازد.»
به گفته او در حالی که جنگ غزه میان دولتهای غربی و اسرائیل اختلافهایی ایجاد کرده، در موضوع ایران وضعیت متفاوت است. او میگوید درباره برنامه هستهای و موشکی ایران و همچنین نقش منطقهای تهران، اجماع گستردهتری میان کشورهای غربی و بسیاری از دولتهای عرب خلیج فارس وجود دارد و این موضوع ایران را در موقعیتی آسیبپذیرتر قرار میدهد. از نگاه او، پایان جنگ غزه میتواند دوباره تمرکز این بازیگران را به سمت ایران بازگرداند و فشارهای سیاسی و امنیتی بر این کشور را افزایش دهد.
آقای متین همچنین معتقد است که تلاشهای دو سال اخیر ایران برای بهبود روابط با عربستان، مصر و سایر کشورهای عربی الزاما به کاهش اختلافات ساختاری منجر نشده است. شورای همکاری خلیج فارس همچنان بر مواضع خود درباره جزایر سهگانه پافشاری میکند و این موضوع برای برخی بازیگران بینالمللی، از جمله اتحادیه اروپا و حتی چین و روسیه، به ابزاری برای فشار دورهای بر ایران تبدیل شده است؛ ابزاری که به گفته کامران متین، میتواند موقعیت منطقهای ایران را در دورههای پرتنش شکنندهتر کند.
















