ایران، سه سال پس از آغاز جنبش مهسا؛ از «زنان موتورسوار» تا «شهدای بیحجاب»

منبع تصویر، Majid Saeedi/Getty Images
- نویسنده, سروش پاکزاد
- شغل, بیبیسی
سه سال از کشته شدن مهسا (ژینا) امینی در بازداشت گشت ارشاد و آغاز اعتراضات و سرکوبهای خونین در سراسر ایران میگذرد.
بسیاری از تحلیلگران، اعتراضات ۱۴۰۱ را مهمترین چالش داخلی جمهوری اسلامی میدانند و معتقدند شاید این تنها باری باشد که معترضان در این کشور تا حدی به یکی از خواستههایشان دست یافتند. گستردگی جغرافیایی، تداوم اعتراضات و شمار بالای کشتهشدگان، زخمیها، بازداشتها و اعدامها، همراه با محدودیتها برای فعالان اجتماعی و هنرمندان معترض، اهمیت این اعتراضات را برجسته میکند. با این حال، آنچه بیش از همه چشمگیر مانده، ادامه نافرمانیهای مدنی زنان با حضور بدون حجاب اجباری در جامعه است.
در دو سال گذشته، حکومت ایران به روشهای مختلف تلاش کرده زنان را به رعایت حجاب مورد نظر خود وادار کند. هرچند به نظر میرسد برای جلوگیری از درگیریهای خیابانی، گشتهای ارشاد از سطح شهر جمعآوری شده و به جای برخورد مستقیم در انظار عمومی، شیوههای دیگری برای الزام به حجاب اجباری به کار گرفته شده است.
از جریمههای نقدی سنگین و تهدید به محدود کردن خدماتی مانند خرید بلیت مترو یا مسدود کردن سیمکارت، تا خواباندن خودروهای شخصی و نصب دوربینهای تشخیص چهره، روشهای مختلفی امتحان شد، اما هیچیک نتوانست مانع حضور زنان بیحجاب در خیابانها شود. در اصفهان حتی از مردان خانواده خواسته شد از حضور همسران و دخترانشان بدون روسری در خیابانها جلوگیری کنند. تصویب قانون «عفاف و حجاب» نیز تغییری ایجاد نکرد؛ نه زنان به آن پایبند شدند و نه دولت مسعود پزشکیان آن را اجرایی کرد.
همزمان در یک سال گذشته، تلاش برای اعمال محدودیتها از خیابان به فضای مجازی نیز کشیده شد و در مقاطعی شدت گرفت. حسابهای اینستاگرام دختران جوانی که بدون حجاب ویدئوهای آواز یا رقص منتشر میکردند یکی پس از دیگری مسدود شد و پستهایشان حذف گردید. بسیاری از آنها پس از این اقدامات امکان ادامه فعالیت در شبکههای اجتماعی را از دست دادند.

منبع تصویر، Stringer/Anadolu Agency via Getty Images
تغییر چهره شهرها با زنان بیحجاب
به رغم همه این فشارها، تابستان ۱۴۰۴ درغیاب گشتهای ارشاد در میدانها و زنانی که دیگر حتی با خود شال همراه ندارند چهره بسیاری از شهرها را تغییر داد.
ناهید، یک شهروند ساکن ایران برای بیبیسی نوشته است: «بعد از انقلاب مهسا زیباییهای شهرها هزار برابر شدهاست».
با وجود جنجالهای دو سال گذشته بر سر خودداری از ارائه خدمات به زنان بیحجاب در بانکها، «مریم» یک شهروند دیگر از ایران میگوید: «زنان بدون روسری نه تنها در بانک حضور دارند، حتی از گیتبازرسی فرودگاه میگذرند، بدون آنکه تذکر حجاب بگیرند.»
«هنیکا» هم میگوید: «دیگر هیچوقت نمیتوانند حجاب را به زور روی سر ما دخترها بگذارند. دیگر تمام شد.»
بسیاری مانند «آزی» جسارت دختران جوان نسل زد مانند «هنیکا» را عامل گسترش حضور زنان بدون حجاب اجباری میدانند. «زهرا» با اشاره به این موضوع میگوید: «خانمهای سن بالا که روسری نداشته باشند تعدادشان کم است.»

منبع تصویر، Anadolu /Getty Images
در مقابل، با کاهش استفاده از مانتو در پوشش زنان بهویژه در تابستان، برخی از شهروندان با اشاره به بالاتنههای نمایان دختران جوان، این نوع پوشش را «برهنگی» توصیف کردهاند.
با این حال بسیاری گزارش دادهاند که پس از عادیتر شدن حضور زنان بدون حجاب اجباری، مزاحمتها کمتر و رفتار مردان تغییر کرده است.
از جمله «هستی» که معتقد است: «رفتارها و نگاههای مردها نسبت به قبل از مهسا به زنان پاکیزهتر شده است.»
«آسمان» به تغییر پوشش مردان اشاره کرده و نوشته: «تعداد مردانی که با شلوارک بیرون میآیند هم کم نیست».
«مونا» اما به زنان موتورسوار توجه کرده و به کنایه میگوید: «خانمهای موتورسوار خیلی جالب هستند که اتفاقا با رعایت نکات ایمنی میتوانند فرهنگ خوب راندن را به آقایون هم یاد بدهند.»
با وجود اینکه پلیس ایران همچنان از صدور گواهینامه موتورسواری برای زنان خودداری میکند، حضور زنان موتورسوار در خیابانها واکنش پلیس راهور را بدنبال داشته است. این نهاد اعلام کرده است: «موتورسواری زنان تخلف نیست بلکه جرم محسوب میشود و همکاران ما با این افراد برخورد خواهند کرد، زیرا در حال حاضر هیچیک از آنها گواهینامه ندارند و ما نمیتوانیم خلاف قانون عمل کنیم.» پلیس راهور در عین حال از زنان موتورسوار خواسته هنگام رانندگی «کلاه ایمنی» بر سر بگذارند.

منبع تصویر، BornaNews/Saeed Zareian
«شهدای بیحجاب» روی پوسترهای حکومت ایران
اگرچه بسیاری حضور گسترده زنان بدون حجاب اجباری را از نتایج اعتراضات به کشتهشدن مهسا (ژینا) امینی میدانند، برخی مخاطبان بیبیسی فارسی مانند «رویا» آن را به تغییر رویکرد حکومت پس از جنگ با اسرائیل نسبت میدهند. او میگوید: «بعد از جنگ فشارها کمتر شد، وگرنه پیش از آن برای بیحجابی جریمه در نظر گرفته میشد.»
حمله گسترده و غافلگیرانه اسرائیل به ایران ۱۲ روز ادامه داشت و در این مدت مهمترین چهرههای امنیتی، دانشمندان هستهای، مراکز نظامی و تاسیسات غنیسازی ایران هدف قرار گرفتند. همچنین با اصابت موشک به دهها خانه مسکونی، صدها غیرنظامی کشته یا زخمی شدند و موضوع حجاب، بهعنوان نماد اختلاف میان حکومت و جامعه، برای مدتی از اولویتها خارج شد.
حکومت ایران پیش از جنگ، در کنار فشار بر فعالان سیاسی، خبرنگاران و خانوادههای جانباختگان، با بازداشت سریع شهروندانی که کلیپهایشان در شبکههای اجتماعی وایرال میشد، سطح کنترل امنیتی خود را نشان میداد. اما در جریان ۱۲ روز جنگ، عملکرد دستگاههای امنیتی با پرسشها و تردیدهای جدی، حتی از سوی هواداران حکومت روبهرو شد.
در طول جنگ، ابراز همدلی دولت اسرائیل با مردم ایران، بخش مهمی از استراتژی تبلیغاتی دولت بنیامین نتانیاهو را تشکیل داد. علاوه بر بیانیههای روزانه سخنگویان فارسیزبان دولت و وزارت دفاع اسرائیل، اماکنی چون زندان اوین و مقر یگانهای ویژه ضد شورش ایران نیز بهعنوان «نمادهای سرکوب» هدف حمله قرار گرفت.
در مقابل، بخش قابل توجهی از پوشش رسانههای نزدیک به حکومت ایران بر تلفات غیرنظامیان در این جنگ متمرکز شده بود.
از جمله برای نخستین بار تصاویر بیحجاب زنان کشته شده ایرانی با عنوان «شهید» حتی در اصولگراترین رسانههای ایران مانند مشرقنیوز دیده شد.
این رویه تا جایی ادامه پیدا کرد که پس از پایان جنگ تصویری از سخنرانی مسعود پزشکیان در پوستری که در آن تصاویر بدون حجاب زنان کشته شده در جنگ دیده میشد خبرساز شد. یک دسته از رسانهها آن را سیگنال دولت ایران به حاکمیت برای ابراز مخالفت آقای پزشکیان با حجاب اجباری دانستند و در مقابل وبسایتهای اصولگرا دولت را به «استفاده ابزاری از زنان بیحجاب» متهم کردند.

منبع تصویر، Social Media
«سامرپارتی» در کافه و پاساژ، جایگزین «پارتی خصوصی»
در روزهای تابستان منتهی به سومین سالگرد اعتراضات، تصاویری که از کافهها، رستورانها و معابر در شبکههای اجتماعی منتشر میشود، نشان میدهد شکستن چارچوبهای حکومت توسط شهروندان و حتی کسبوکارهای کوچک و بزرگ، از حضور زنان بدون حجاب اجباری فراتر رفته است. «پارتیهای تابستانی» با دیجی و موسیقی زنده و رقص مختلط جوانها، نه به صورت پنهانی در خانههای ویلایی شمال تهران بلکه در مکانهای تجاری مانند پاساژها و کافیشاپهای پایتخت و برخی شهرهای بزرگ ترتیب داده میشود.
همچنین در تصاویر منتشرشده از برخی کنسرتهای دارای مجوز، صحنههای رقص مختلط دختران و پسران دیده میشود؛ موضوعی که موج تازهای از انتقاد محافظهکاران و رسانههای نزدیک به حکومت را به همراه داشته است. انتشار گسترده ویدئوی رقص یک زن بیحجاب در کنار کودکان در جشنوارهای در شیراز، واکنشهای گستردهای از سوی کاربران حامی حکومت در شبکههای اجتماعی برانگیخت. روزنامه همشهری در سرمقاله خود این صحنهها را «توهین به اکثریت مسلمان» و «دوقطبیساز» توصیف کرد. در پی این واکنشها، دادستان شیراز اعلام کرد عوامل این «هنجارشکنی» تحت تعقیب قضایی قرار گرفتهاند.

منبع تصویر، Social Media
حال و هوای خانوادههای دادخواه معترضان
همزمان با این رویدادها، بخشهایی از کردستان، زادگاه مهسا (ژینا) امینی که در جریان اعتراضات با شدیدترین سرکوبها و دستگیریهای گسترده روبهرو بود، در آستانه سومین سالگرد مرگ او تحت تدابیر امنیتی قرار گرفته است.
با وجود فشارها، خانواده جانباختگان همچنان در تدارک برگزاری یادبود برای فرزندانشان هستند. مادر سیاوش محمودی، نوجوان کشتهشده در اعتراضات، که پیشتر تصاویر روشنکردن شمع در محل جانباختن او را منتشر کرده بود، روز دوشنبه ویدیویی از خود بر سر مزار فرزندش در اینستاگرام گذاشت؛ تصویری که او را تنها در کنار سنگ قبر نشان میداد. او همچنین قایقی کاغذی به یاد کیان پیرفلک، کودک کشتهشده در ایذه، بر مزار فرزندش قرار داده بود. در همین حال، همزمان با افزایش فشارها و بازداشت شماری از خانوادههای دادخواه، ماهمنیر مولاییراد، مادر کیان پیرفلک که سرپرستی برادر او و همسر بیمارش را بر عهده دارد، ماههاست در سکوت است.
کاملیا سجادیان، مادر محمد حسین ترکمان نیز به مناسبت سالگرد کشته شدن مهسا (ژینا) امینی در اینستاگرام نوشته است: «اسم تو رمز نفس کشیدن مان شده است، نام تو رمز عبور از مسیرهای ناهموار عدالت خواهی است».
پدر مهرشاد شهیدی نیز روز پنجشنبه ویدیویی از گلباران کردن مزار پسرش توسط یک نوجوان اراکی و خانوادهاش منتشر کرد و نوشت: «با تمام محدودیتها، صدای مردم از لابلای گلها بلند تر است.» او اضافه کرد: «یاد مهرشاد را نمیشود خاموش کرد و هر گل روی آرامگاه مهرشاد، صدای اعتراض است».
اعتراضات به شکل سنتی خود هم مانند دیوارنگاری، در سومین سالگرد اعتراضات ادامه دارد. مهدی تصاویری از پوسترهای معترضان در مهرشهر کرج را فرستاده و نوشته است: «اگر چه که جنبش مهسا جنبش حقوق زنان در جامعه بود، ولی خیلی مردها هم که پدر و برادر و پسر و دوستهای زنانی که در این راه شهید شدند هستند هم به این جنبش پیوستهاند. مردم ایران مهسا امینی و امثال او را از یاد نمیبرند.»
حالا در حالی ایران وارد چهارمین سالگرد آغاز اعتراضات میشود که دولت ایران با بحرانهای گوناگون اقتصادی، اجتماعی و محیطزیستی در داخل و بحرانهای حل نشدهای چون برنامه هستهای در عرصه بینالمللی دست و پنجه نرم میکند. اما در خیابانهای ایران، حضور پررنگ زنان بدون حجاب اجباری نشان میدهد که مساله حجاب همچنان بهعنوان نماد اصلی شکاف میان حکومت و جامعه پابرجاست.















