رونالدو؛ راه رستگاری با برزیل در جام جهانی ۲۰۰۲

- نویسنده, الکس بایساوت
- شغل, بیبیسی
در پنجمین و آخرین قسمت از مطالب مربوط به اسطورههای جام جهانی، بخش ورزشی بیبیسی به رونالدو ستاره برزیل و برنده کفش طلای جام جهانی ۲۰۰۲ میپردازد.
بازگشت به بازی فقط شش دقیقه طول کشید.
نفسها در سینه حبس شد و سئوال این بود که باید منتظر پایان یکی از ویرانکنندهترین مهاجمان تاریخ فوتبال باشیم؟
دو سال بعد، توپ در کنج دروازه اولیور کان لانه کرده بود، آن هم با چنان دقتی که بارزترین مشخصه فوق ستاره برزیلی بود. رونالدو پاسخ منفی به آن سئوال داده بود.
برزیل قهرمان جهان شد و در گوشه و کنار ورزشگاه یوکوهاما، جشنی دیوانهوار برقرار بود. جشنی که میلیونها نفر در برزیل از پای تلویزیونها با آن همراهی میکردند.
«ال فنومنو» (پدیده) منتقدانش را ساکت کرده بود و به نظر میرسید که علم پزشکی را هم به چالش کشیده است.
او نه تنها توانسته بود از پس مصدومیتهای متوالی که فوتبالش را تهدید میکرد و در اینتر میلان برایش دردسرساز شده بود، برآید، بلکه حالا خاطره تلخ شکست در فینال جام جهانی ۱۹۹۸ و مسابقهای که قبل از آن بیهوش شده بود، را فراموش کرده بود.
کافو، همتیمی رونالدو و کاپیتان تیم ملی برزیل به بخش ورزشی بیبیسی گفت: «فوقالعاده و شگفتانگیز بود. آن بازی نشان دهنده قدرت ذهنی رونالدو بود که با کمک آن از سد مشکلات رد شده بود. این داستان زندگیاش بود.»

تیم ملی برزیل در جام جهانی ۲۰۰۲ یک گروه واتساپی به نام «پنتا» داشت.
بیست سال پس از قهرمانی در کره جنوبی و ژاپن، کافو هنوز هم روزانه در آن گروه که یادآور پنجمین قهرمانی برزیل در جام جهانی بود، پیغام میگذارد. برای رونالدو آن جام جهانی یادآوری خوشآیندی از رستگاریاش است. اوجگیری رونالدو حیرتانگیز بود.
پس از زدن ۴۴ گل در ۴۷ بازی طی دو فصل نخست حضورش در کروزیرو، در ۱۷ سالگی با برزیل راهی جام جهانی ۱۹۹۴ آمریکا شد.
حتی یک دقیقه هم فرصت بازی پیدا نکرد، اما پس از بازی در حالی که بادکنکی به شکل موز را در دست گرفته بود و پیراهن جانلوکا پالیوکا، دروازهبان ایتالیا را پوشیده بود، مثل پسر بچهای شیطان قهرمانی برزیل در ورزشگاه رز باول پاسادنا را جشن گرفت.
به پیشنهاد همتیمیاش روماریو بلافاصله راهی اروپا شد و آنجا هم در تیم آیندهوون هلند، جشنواره گلزنی راه انداخت. بودوین زندن، همتیمی سابق مهاجم برزیلی که بارها در پنتهاوس رونالدو با او وقت گذراند و حتی یک کتاب خودآموز پرتغالی خریده بود تا با او بهتر ارتباط برقرار کند، میگوید: «همان اول متوجه میشدید که چیز خاصی در او هست. مثل صاعقه سریع بود و هر موقعیت تک به تکی را گل میکرد.»
«برای او همیشه یک راه وجود داشت و آن هم هجوم بردن به سمت دروازه بود. همواره این کار را سریع انجام میداد و همیشه منجر به گل میشد. شیرینکاریهای زیادی بلد بود و میتوانست هر بازیکنی را دریبل بزند.»
خارج از زمین هم او پسر بامزهای بود و زندن به یاد میآورد که یک بار دوستش را برای حضور در کارناوال ماستریخت به شکل دلق درآورده بود: «همین که لبخند زد، همه او را شناختند. واقعا پسری دوستداشتنی بود. همیشه لبخند میزد و آماده شوخی بود.»
اما وقتی پای فوتبال در میان بود، به طرز مرگباری جدی میشد.
وقتی یک خبرنگار از او پرسید، فکر میکند که در اولین فصل حضورش در فوتبال هلند چند گل بزند، در یک چشم بهم زدن گفت: «۳۲»
زندن میگوید: «خبرنگاران شروع به خندیدن کردند اما رونالدو متوجه نشد که کجای حرفش خندهدار است.» رونالدو آن فصل در لیگ هلند ۳۲ گل زد. او در مجموع ۳۵ گل در ۳۶ بازی زد و سه گل دیگر مربوط میشود به هتتریک مقابل بایر لورکوزن در جام یوفا.
این بار دیگر خبرنگاران نخندیدند، بلکه شیفته او شده بودند؛ درست مثل طرفداران آیندهوون که نامش را فریاد میزدند و کارشناسان که به او لقب پدیده داده بودند.
رونالدو سال ۱۹۹۶ با قیمت ۱۳/۲ میلیون پوند راهی بارسلونا شد و رکورد نقل و انتقالات را شکست. در یک فصل ۴۷ گل در ۴۹ مسابقه زد و بعضی از حرکاتی که با توپ میکرد به تنهایی ارزش پولی که برایش پرداخت شده بود را داشت.
او قبل از این که در سال ۱۹۹۷ یک بار دیگر رکورد نقل و انتقالات را بشکند به عنوان بهترین بازیکن جهان انتخاب شد: این بار به مقصد اینتر میلان با قیمت ۱۹/۵ میلیون پوند. او دومین بازیکن برتر جهان شد و بعد هم برنده توپ طلا را برد.
زندن گفت: «حتی نمیتوانستید یک شانس هم به او بدهید، چون گل میزد. این قدرت او بود. اگر میگذاشتید از جلوی چشمتان دور شود، کارتان تمام بود.»

منبع تصویر، Getty Images
چهار سال بعد از این که رونالدو در آفتاب کالیفرنیا به نیمکت میخکوب شد، مهاجم برزیلی در حالی به جام جهانی ۱۹۹۸ فرانسه قدم گذاشت که بزرگترین ستاره مسابقات بود.
ساویو، همتیمی سابق او در تیم ملی برزیل میگوید: «یک خطر مستمر بود. بازیکنی با استعداد و ظرفیت فوقالعاده. تاریخ به ما خواهد گفت که او بهترین شماره ۹ در تاریخ فوتبال است. یک پدیده.»
یک ماه قبل از مسابقات در پاریس یک گل درخشان برای اینترمیلان در فینال جام یوفا مقابل لاتزیو زده بود. در شش بازی منتهی به فینال هم چنان نمایش درخشانی داشت که بعدا برایش توپ طلا را به ارمغان آورد؛ اما آنچه بیشتر به یاد آورده میشود اتفاقات آستانه فینال جام جهانی و عملکرد ضعیف رونالدو در آن بازی است.
رونالدو پس از صرف ناهار همراه با تیم، به اتاق خودش رفت و خوابید. اما هنگامی که بیدار شد با حمله عصبی روبرو شد و دو دقیقه بیهوش بود و احتمال داشت که بازی فینال را از دست بدهد.
کافو یکی از اولین بازیکنان برزیل بود که بعد از آن سانحه به اتاق رونالدو رفت: «خیلی نگران بودیم، چرا که او یکی از بازیکنان کلیدی تیم بود. همراه با ما سوار اتوبوس نشد، بلکه به بیمارستان رفت و بعد خودش به ورزشگاه آمد.»
رونالدو تیم پزشکی را قانع کرد که از او تستهای سلامتی بگیرند، اما تنها کمی قبل از شروع فینال بود که ماریو زاگالو، سرمربی برزیل متقاعد شد او را در ترکیب ثابت تیم قرار دهد.
در رختکن تیم فرانسه اما لیلیان تورام و سایر بازیکنان عقیده داشتند که این کار ترفندی از جانب اردوی حریف است.
مدافع آن زمان فرانسه گفت: «گفتیم، امکان ندارد که رونالد بازی نکند. آنها فقط میخواهند با این کار ما را گول بزنند. در مسابقههایی مانند این جزئیات کوچک تعیین کننده هستند چه برسد به بازیکنی مانند رونالدو که توانایی تغییر نتیجه را دارد. کسی چه میداند. شاید اگر رونالدو ۱۰۰ درصد آماده بود و از تواناییهایش استفاده میکرد، برزیل قهرمان میشد.»

منبع تصویر، Getty Images
کادر پزشکی میلان وضعیت بدنی رونالدو را قدرتمند، قلدر و با حرکات سریع انفجاری مثل یوزپلنگ توصیف میکردند. طبق محاسبات آنها رونالدو میتوانست ۱۰۰ متر را در ۱۰/۲ ثانیه بدود. میتوانست توپ را بگیرد و با «پاهایی منعطف و حرکات بسیار سریع در جهتهای مختلف» به عمق هر دفاعی بزند و آن را بهم بریزد. این ستاره برزیلی تعریفی جدید از معنای یک مهاجم مرکزی ارائه کرده بود.
اما همزمان وضعیت بدنی رونالدو جزو نقطه ضعفهای او هم محسوب میشد. حرکات انفجاری مهاجم برزیلی موجب مصدومیتهای فراوان بین کشک زانو و استخوان ران او شده بود.
در نوامبر ۱۹۹۹ تاندون زانوی راست رونالدو دچار پارهگی جزئی شد و نیاز به جراحی پیدا کرد. پنج ماه بعد، در دیدار رفت فینال جام حذفی ایتالیا مقابل لاتزیو، آن تاندون به طور کامل پاره شد.
فقط شش دقیقه از حضور رونالدو در زمین گذشته بود که او یکی از پا عوض کردنهای معروفش را انجام داد اما بجای عبور از حریف، زانویش نابود شد. تاندون پای رونالدو پاره شد و کشکک زانو از جایش خارج شد. رونالدو درد وحشتناکی را تحمل میکرد و از ته دل در ورزشگاه المپیکو رم فریاد میکشید. مصدومیتی که به نظر میرسید، میتواند فوتبالش را تمام کند.
یکی از فیزیوتراپهای اینتر گفته بود که این بدترین مصدومیتی است که در زندگیاش دیده است و یکی دیگر گفته بود که رونالدو به معجزه نیاز دارد. در حالی که دو سال به مسابقات کره جنوبی و ژاپن مانده بود، به نظر میرسید که حضور او در جام جهانی با تردیدهای جدی روبرو شده است.
در واقع همه مردد شده بودند: دکترها، خود رونالدو، رسانهها و تماشاگرانی که رونالدو را ستایش میکردند و اعتقاد داشتند که او در راه بدل شدن به بزرگترین بازیکن تمام تاریخ فوتبال است.
هشت ماه از دوران درمان رونالدو گذشته بود و هنوز نمیتوانست زانویش را بیش از ۹۰ درجه خم کند. او دور دنیا را میچرخید تا بداند که دانش پزشکی آن روز جهان راه حلی برای مشکلش دارد؟ البته در آن زمان تولد پسر رونالدو نیز موجب شده بود که او توان و صبر کافی برای آن چه خودش «شکنجه تمام نشدنی» نامیده بود، پیدا کند و انعطاف بیشتری نشان دهد.
به بیان دیگر این که روزی ۹ ساعت «ریکاوری» میکرد.
در اکتبر و نوامبر ۲۰۰۱ او با حضور گاه و بیگاه در ترکیب اینتر به دنبال رسیدن به دوران اوج بود، اما این بار مصدومیت کشاله ران موجب شد تا ماه مارس بیرون بماند؛ دو ماه مانده به شروع جام جهانی.

منبع تصویر، Getty Images
این لوئیس فیلیپه اسکولاری، سرمربی برزیل بود که اعتقادش به رونالدو را با ۴۵ دقیقه بازی دادن به او جلوی یوگسلاوی نشان داد. مهاجم برزیلی سپس به ایتالیا برگشت و در پنج بازی آخر فصل سریآ چهار گل زد.
او در آستانه خروج از کابوسی غبارآلود بود که دو سال او را در برگفته بود و به تابستانی آفتابی و درخشش در بزرگترین تورنمنت فوتبالی جهان مینگریست.
کافو میگوید: «رونالدو میخواست تواناییهایش را در عبور از مشکلات نشان دهد.»
تیم ملی برزیل، کهکشانی از ستارهها بود. رونالدو، ریوالدو، دنیلسون، کاکای جوان و شعبدهبازتر از همه اینها، رونالدینیو. ضمن این که نباید دو دفاع کناری استثنایی این تیم، روبرتو کارلوس و کافو را فراموش کرد. اما به نظر میرسید که هنوز نفرین ۹۸ در اطراف این تیم وجود دارد.
یک روز مانده به اولین بازی برزیل مقابل ترکیه در کره جنوبی، امرسون کاپیتان تیم ملی که هنگام تمرین درون دروازه ایستاده بود، شانهاش را مصدوم کرد و جام جهانی را از دست داد.
اسکولاری پس از مشورت با روانشناس تیم تصمیم گرفت که بازوبند را به کافو بدهد و روبرتو کارلوس، روکه جونیور، ریوالدو و رونالدو در رتبههای بعدی بودند.
اسکولاری گرچه حمایت بخش بزرگی از مردم برزیل را از دست داده بود اما تیم را پشت سرش داشت. بازیکنانی که قبلا او را سرد و سرسخت مینامیدند حالا سرمربی را «پدر» و «ژنرال فیل بزرگ» مینامیدند و تیم هم تبدیل شده بود به: «خانواده اسکولاری».

منبع تصویر، Getty Images
رونالدو، ریوالدو و رونالدینیو، مثلث طلایی تهاجمی برزیل در ترکیب ثابت مقابل ترکیه قرار گرفتند، اما برزیل مضطرب بازی میکرد و ترکیه بسیار سرسخت بود. ترکیه با گل حسن ساس در وقت اضافی نیمه اول جلو افتاد.
سرمربی، تیم را بین دو نیمه آرام کرد و بعد هم به دنبال یک پاس رو به جلو از ریوالدو، رونالدو خودش را به سمت توپ پرتاب کرد و توپ را دور از دستان روشتو رکبر به تور دروازه چسباند.
این گل اعتماد به نفس ستاره ۲۵ ساله را برگرداند. دقایقی بعد رونالدوی همیشگی در زمین دیده شد. او یک مدافع را جا گذاشت، با پا عوض کردنهای معروفش یکی دیگر را گول زد و رکبر را مجبور کرد با واکنشی تماشایی دروازهاش را نجات دهد. با پنالتی دیرهنگام ریوالدو، پیروزی تیم کامل شد. برزیل دوباره روی غلتک افتاده بود.
رونالدو پس از بازی به خبرنگاران گفت: «این فقط شروع کار بود و امیدوارم گلها و لحظاتی بیشتری مانند این در راه باشند.»
رونالدو درست پیشبینی کرده بود، بازی بعدی با پیروزی ۰-۴ مقابل چین همراه شد و برزیل در بازی آخر مرحله گروهی ۲-۵ کاستاریکا را شکست داد.
در پشت پرده اما اسکولاری مو را از ماست میکشید. حتی ریزترین جزئیات هم کنترل میشد، برای مثال یک نفر هنگام شام و ناهار کنار رونالدو مینشست تا مطمئن شود که او در هنگام تورنمنت درست غذا میخورد.
اعضای تیم برزیل یک طبقه کامل از هتل را گرفته بودند و پنگپنگ، استخر و بازیهای ویدئویی وقت آنها را پر میکرد. تیم نزدیک به دو ماه بود که از دنیای خارج جدا شده بود و یکی از سئوالات بزرگ مطرح برای رسانهها این بود که آنها روابط جنسیشان را چه میکنند.
اسکولاری در پاسخ گفته بود: «منظورتان با همدیگر است؟ فکر نکنم.»
رونالدو میگوید: «فداکاری ما خیلی زیاد طول کشید. به نظرم تعهد ما به آن کار غیرمسئولانه بود. بعضی از خبرنگاران برای ما مجلههای سکسی میفرستادند. فیل بزرگ تمام آنها را گرفت و بعد سراغ رسانهها رفت و گفت: "دیگر از این چیزها برای پسرهایم نفرستید. ما اینجا سخت کار میکنیم."»
برای بازی یکهشتم نهایی مقابل بلژیک تیم به کوبه ژاپن سفر کرد. برزیل خوششانس بود که داور در تصمیمی جنجالی گل زودهنگام مارک ویلموتس را مردود اعلام کرد. در ادامه ریوالدو یک گل زد و رونالدو هم که قول داده بود در هر بازی تورنمنت یک گل بزند، در آخرین دقایق بازی توانست به قولش عمل کند.
در میان تماشاگران حاضر در ورزشگاه بازیکنان تیم ملی انگلیس هم نشسته بودند؛ آنها میخواستند بازی حریف بعدی را از نزدیک ببینند.
این تیمی بود که رونالدو آن را به عنوان مجموعه بهترین بازیکنان تاریخ انگلیسی نامیده بود؛ نسل طلایی فوتبال انگلیس. در میان این بازیکنان سول کمپل هم بود که باید با رونالدو روبرو میشد.
کمپل که در سال ۲۰۰۱ در آستانه پیوستن به رونالدو در باشگاه اینتر میلان بود، به بخش ورزشی بیبیسی گفت: «رونالدو بهترین بود. مشخص بود که در اوج است و شما برای بازی جلوی او باید بهترین فوتبال ممکن را بازی کنید. باید هر لحظه بازی چهار چشمی حواستان جمع باشد. آن چالش را دوست داشتم.»
«همه چیز داشت و پس از مصدومیت هم شگفتانگیز بود. تصور کنید که اگر مصدوم نشده بود چه میکرد؟ باورنکردنی بود. مدافعان و دروازهبانها از او میترسیدند.»

منبع تصویر، Getty Images
«ما جلوی برزیل در گرمترین نقطه ژاپن بازی کردیم. روز قبل از مسابقه سیل از آسمان میآمد و با خودمان میگفتیم اصلا این باران تمام میشود؟ من با گیلبرتو (سیلوا) صحبت کردم و او گفت برزیل در آرزوی آفتابی شدن هوا است. اما ما برای بارانی بودن هوا دعا میکردیم. هوا خیلی گرم بود. رطوبت و حرارت آن باورنکردنی بود.»
انگلیس با گل مایکل اوون که روی اشتباه لوسیو زده شد، خیلی زود پیش افتاد، اما این کاپیتان کافو بود که با فریاد از بازیکنان برزیل میخواست، آرامششان را حفظ کنند.
آفتاب سوزان شیزوکا، برزیل را خیلی اذیت نمیکرد. دیوید بکام به یاد میآورد که رونالدو و روبرتو کارلوس را هنگام یکی از وقفههای بازی در حال شوخی و خنده در محوطه جریمه دیده و ترسیده بود.
این دو نفر از سال ۱۹۹۳ هم اتاقی بودند. رونالدو قبل از بازیها کله کارلوس را میبوسید تا «نیروی ماورایی» او را رها کند. آن روز اما این رونالدینیو بود که ضربهای ماورایی زد.
ستاره پاریسنژرمن ابتدا یک پاس گل به ریوالدو داد و پنچ دقیقه بعد از آن هم روی یک ضربه ایستگاهی، طوری به توپ ضربه زد که انگار میخواهد پاس بدهد اما توپ قوس برداشت و بالاتر از دستان دیوید سیمن به تور دروازه چسبید.
رونالدو میگوید: «یک ضربه ایستگاهی شگفتانگیز. ما فکر کردیم که سانتر کرده اما خوش میگوید که عمدی بود و میخواست توپ را به همان جا بفرستد.»
برزیل به نیمهنهایی رسید، هرچند که رونالدینیو به دلیل خطا روی دنی میلز اخراج شد.
کمپل میگوید: «آنها تیم فوقالعادهای داشتند اما ما هم شانسهایی داشتیم که نتوانستیم از آنها استفاد کنیم. آنها غیر از آن ضربه ایستگاه و زمانی که رونالدینیو دفاع ما را باز کرد، موقعیت جدی نداشتند. ما واقعا به پیروزی نزدیک بودیم، فقط یک مقدار کیفیت و مهارت فردی بیشتر میخواستیم.»

تیم برزیل کاملا متحد بود و ذخیرهها از ته دل میخواستند که بازیکنان ثابت بهترین عملکرد را داشته باشند. در اتوبوس تیم که راهی ورزشگاه بود نوای سامبا شنیده میشد، روبرتو کارلوس آن وسط میرقصید و رونالدو با مشتهای گره کرده از پنجره آویزان شده بود.
رونالدو اما هنوز از مصدومیت ران رنج میکشید و مشخص نبود که به نیمهنهایی مقابل ترکیه برسد. این جا بود که مهاجم برزیل تیغ را برداشت و به جان سرش افتاد و چیزی که باقی ماند یک کپه موی عجیب بالای پیشانیاش بود.
کافو یکی از بازیکنانی بود که در جلسه بعدی تمرین به رونالدو گفت بقیه مویش را هم بزند. او با خنده میگوید: «به نظر من که خیلی زشت بود.»
رونالدو نیز پس از این که چهرهاش با آن مدل مو روی جلد بیشتر مجلههای ورزشی رفت، گفت: «تعداد زیادی شکایت از مادران برزیلی شنیدم که بچههایشان میخواستند خودشان را آن شکلی کنند. اما این بهانه خوبی بود که حواسها از مصدومیت من پرت شود.»
بازی بسیار فشرده بود. نیمه اول بدون گل تمام شد، در دقیقه ۴۹ بازی اما رونالدو به داخل محوطه جریمه هجوم برد و در حالی که از سوی مدافعان ترکیه محاصره شده بود با نوک پا به توپ ضربه زد. قدرت ضربه به حدی بود که روشتو توانست روی آن اثر بگذارد اما نتوانست مانع رسیدن توپ به تور شود.
رونالدو گفت: «این تنها شیوهای بود که میتوانستم بدون درد به توپ ضربه بزنم. »

شب قبل از فینال اسکولاری تصمیم گرفت به بازیکنانش اجازه دهد که در راهروهای هتل گلف بازی کنند. آنها در آستانه فینال خونسرد به نظر میرسیدند، اما هنوز کابوس فینال ۱۹۹۸ به طور کامل رونالدو را رها نکرده بود.
او نتوانست قبل از مسابقه به طور معمولی بخوابد و از ترس حمله عصبی قبل از فینال فرانسه چشمانش روی هم نمیرفت. رونالدو بجای خوابیدن دیدا، دروازهبان تیم را پیدا کرد و تصمیم گرفت تا قبل از این سوار اتوبوس به مقصد ورزشگاه شوند با او گپ بزند.
در جلسه قبل از بازی اسکولاری ویدئویی از هواداران برزیلی نشان داد که قهرمانانشان را میستودند. جونینیو پائولیستا و وامپستا به گریه افتادند در حالی که رونالدو به سومین و آخرین جدالی میاندیشید که باید در آن برنده شود: پایان دادن به کابوس ۱۹۹۸، غلبه بر مصدومیت وحشتناک زانو و حالا او وظیفه داشت که مردم برزیل را یک بار دیگر باهم متحد کند.
حضور آیکهیرو، امپراتور ژاپن در یوکوهاما به معنای این بود که تیمها و داوران باید خیلی زود در ورزشگاه حاضر میشدند. پییر لوئیجی کولینا، داور فینال قبل از مسابقه صحبت کوتاهی با رونالدو داشت و بعد هنگامی که تیم برزیل وارد زمین شد، وامپتا در اقدامی غیر معمول از بازیکنان ذخیره هم خواست که در عکس قبل از مسابقه حاضر شوند.
قبل از فینال، اولیور کان، دروازهبان آلمان بالاتر از رونالدو به عنوان بهترین بازیکن تورنمنت انتخاب شد. کان عملکردی درخشان در مسابقه داشت، اما در دقیقه ۶۷ بازی او نتوانست شوت ریوالدو را درست مهار کند و توپ را جلوی پای رونالدو انداخت. توپی که گل کردن آن ساده بود.
اما اگر زدن گل اول مثل آب خوردن بود، گل دوم کلاسی جهانی داشت. کلبرسون نفوذی از جناح راست انجام داد و توپ را به ریوالدو که روی نقطه پنالتی ایستاده بود، پاس داد، شماره ۱۰ برزیلی بجای ضربه زدن، اجازه داد که توپ از میان پاهایش رد شود و رونالدو که پشت او و در موقعیتی بهتر صاحب توپ شده بود، با رساندن آن به گوشه دروازه، هشتمین گل خود در جام جهانی را زد.
با دمیده شدن سوت پایان بازی درست مثل چهار سال قبل اشکهای رونالدو روان شد و این بار البته از خوشی و رهایی از فشار. در کنفرانس مطبوعاتی پس از بازی، برنده کفش طلای جام جهانی آخرین مردی بود که وارد اتاق شد و خبرنگاری از و پرسید که الان حال بهتری داری یا موقع سکس؟
رونالدو با لبخند پاسخ داد: «زندگی بدون هریک از اینها خیلی سخت خواهد شد. اما فکر نکنم سکس هم بتواند به اندازه قهرمانی در جام جهانی لذتبخش باشد.»
برای این که دید بهتری نسبت به شخصیت رونالدو داشته باشید، بد نیست بدانید که جراحی که زانوی او را عمل کرده بود نیز به عنوانی یکی از مهمانان ستاره برزیلی در ورزشگاه حاضر بود.
رونالدو بعدا گفت: «به تدریج داشتم میفهمیدم که چه اتفاقی افتاده است. درک خوشحالی و حسی که آن موقع داشتم مشکل است. قبلا گفته بودم، بزرگترین پیروزی من این است که دوباره میتوانم فوتبال بازی کنم، بدوم و گل بزنم.»
«کسب پنجمین قهرمانی جام جهانی، نقطه اوجی بر ریکاوری من و تلاش سایر اعضای تیم بود.»
برای رونالدو راه رستگاری کامل شده بود.















