ترامپ، سازمان ملل متحد و واقعیت‌های تازه در نظم جهانی

دونالد ترامپ با وعده پیاده کردن سیاست «اول آمریکا» بر سر کار آمده است

منبع تصویر، Getty Images

توضیح تصویر، دونالد ترامپ با وعده پیاده کردن سیاست «اول آمریکا» بر سر کار آمده است
    • نویسنده, مهرنوش پورضیایی، بی‌بی‌سی
    • در, واشنگتن

هفت هکتار زمینی که جان راکفلر، ثروتمندترین فرد تاریخ آمریکا، پس از جنگ جهانی دوم در منهتن نیویورک خرید و برای استقرار سازمان نوپای ملل متحد اهدا کرد، آمریکا را به یکی از حساس‌ترین کانون‌های قدرت و دیپلماسی جهان پس از این جنگ بدل کرد.

حالا سازمان ملل متحد در حالی هشتاد ساله می‌شود که آمریکای امروز به رهبری دونالد ترامپ استراتژی‌ مبتنی بر عقب‌نشینی از همکاری‌های بین‌المللی را پی گرفته است و کنار کشیدن تدریجی آمریکا از پشت این دستگاه عظیم و درهم‌تنیده جهانی از نهادها و برنامه‌های دیپلماتیک، سازمان ملل را بیش از هر زمان دیگری در خطر قرار داده و داربستی که با تشکیل سازمان ملل متحد به ایجاد نظمی جهانی کمک کرده، بیش از هر زمان دیگری متزلزل به نظر می‌ر‌سد.

آقای ترامپ که بیست سال پیش خود را «طرفدار پروپاقرص سازمان ملل و همه آنچه که نمایندگی می‌کند» معرفی کرده بود، پس از رسیدن به قدرت، بسیاری از توا‌فق‌های بین‌المللی را یکی پس از دیگری کنار گذاشته و نهادهای معتبر سازمان ملل را یک به یک زیر سوال برده است.

او چه در آستانه اولین پیروزی خود در سال ۲۰۱۶ که در جمع ایپک، لابی پرنفوذ إسرائيل در آمریکا، سازمان ملل را «ضعیف و بی‌کفایت» خواند و گفت که این نهاد «دوست دموکراسی، آزادی، ایالات متحده و اسرائیل» نیست و چه بعدها برکرسی قدرت در کاخ سفید، از انتقاد و زیرسوال بردن این نهاد بین‌المللی ابایی نداشته است.

ایران اولین کشوری بود که در سال ۲۰۱۸ با خروج آمریکا از توافق برجام، طعم تلخ این تغییر در رویکرد واشنگتن را چشید. این تغییر رویکرد واشنگتن، به ایران محدود نماند و به ویژه در دور دوم ریاست جمهوری آقای ترامپ به شکلی بی‌محاباتر در روابط بین‌المللی آمریکا ادامه پیدا کرد.

آقای ترامپ در اولین روز بازگشت به کاخ سفید با یک امضا پایان عضویت و کمک مالی به سازمان بهداشت جهانی را اعلام کرد. از توافق اقلیمی پاریس یک بار دیگر خارج شد. سازمان تجارت جهانی را «بی‌دندان» خواند و به قطع کمک‌های مالی خود تهدید کرد. ترامپ یونسکو، آژانس آموزشی، علمی و فرهنگی سازمان ملل، را متهم به پیشبرد برنامه‌های ضد اسرائيلی کرد و از آن کنار کشید، از شورای حقوق بشر سازمان ملل کناره‌گیری کرد و کمک به تامین بودجه این شورا را قطع کرد.

تخصیص چهار میلیارد دلار بودجه مصوب کنگره آمریکا، که قرار بود صرف کمک‌های خارجی و ماموریت حفاظت از صلح سازمان ملل و پیشبرد دموکراسی در جهان شود، توسط کاخ سفید متوقف شد. دولت ترامپ حتی دیوان کیفری بین‌المللی را که در پی توافقی در سازمان ملل متحد ایجاد شد، به اتهام ضدیت با اسرائيل تحریم کرده است. دولت آمریکا رسما اعلام کرده که ادامه رابطه آمریکا با نهادهای بین‌المللی تنها در جهت و مواردی خواهد بود که سیاست «اول آمریکا» را پیش ببرد.

دری که بر همین پاشنه خواهد چرخید

سال ۲۰۱۸ وقتی دونالد ترامپ در جریان سخنرانی خود در مجمع عمومی سازمان ملل متحد دولت خود را بهترین دولت تاریخ آمریکا خواند رهبران کشورهای حاضر در اجلاس به او خندیدند.

منبع تصویر، Getty Images

توضیح تصویر، سال ۲۰۱۸ وقتی دونالد ترامپ در جریان سخنرانی خود در مجمع عمومی سازمان ملل متحد دولت خود را بهترین دولت تاریخ آمریکا خواند رهبران کشورهای حاضر در اجلاس به او خندیدند.

سال ۲۰۱۸ وقتی دونالد ترامپ در جریان سخنرانی خود در مجمع عمومی سازمان ملل متحد دولت خود را «بهترین» دولت تاریخ آمریکا خواند بعضی از رهبران کشورهای حاضر در اجلاس به او خندیدند. خنده‌ای که از چشم او دور نماند. او حالا با پیروزی چشمگیر خود در انتخابات ریاست جمهوری آمریکا و زلزله‌ای که در سیاست‌های این کشور ایجاد کرده نشان داده است که دیگر کسی نمی‌تواند او را شوخی بگیرد.

کمتر از یک ماه پس از بازگشت آقای ترامپ به کاخ سفید، وقتی دیپلمات‌های آمریکا در سازمان ملل برخلاف سنت معمول، به جای اوکراین از روسیه حمایت کردند، سفیر اسلوونی گفت: «اروپا در تلاش است تا خود را با تغییر ۱۸۰ درجه‌ای در موضع آمریکا- و سرعتی که واشنگتن با آن حرکت می‌کند- وفق دهد.»

تنها ۹ ماه از آغاز دومین دوره ریاست جمهوری دونالد ترامپ گذشته است و سرعت تغییرات در روابط خارجی این کشور نفس‌بر بوده است.

با وجود اختلاف‌های حزبی در مسائل داخلی آمریکا، سیاست خارجی واشنگتن پس از جنگ جهانی دوم عموما دو حزبی بوده و این ثبات نسبی شالوده رابطه آمریکا با متحدان و رقبایش را شکل داده است. اما در ۱۰ سال گذشته تغییرات پاندولی در دولت‌های ترامپ (جمهوری‌خواه) و دموکرات (جو بایدن) رویه‌ای جدید را بنا گذاشته که به نظر می‌رسد واقعیتی تازه در سیاست آمریکا باشد.

ترامپ از سازمان بهداشت جهانی خارج شد، بایدن دوباره به این سازمان بازگشت و حالا یک بار دیگر از این سازمان خارج شده است؛ روندی که در حوزه‌های تصمیم‌گیری دیگر نیز کم و بیش یکسان بوده است.

اگر قرار باشد مسیر سیاست خارجی آمریکا هر چهار سال یک بار دستخوش تغییر شود و میان مشارکت فعال یا انزوای نسبی، میان همکاری یا اعمال فشار، نوسان داشته باشد، هم رقبا و متحدان و شرکای واشنگتن با وضعیتی پیچیده روبه‌رو خواهند بود. حتی اگر این بی‌ثباتی قطعی نباشد، خطر وجود آن کافی است تا دیگر دولت‌ها در رفتار خود تجدیدنظر کنند.

مایکل جیکوبز، استاد دانشکده روابط بین‌الملل دانشگاه شفیلد، به بی‌بی‌سی فارسی می‌گوید: «اگر کشورها و به تبع آن سازمان ملل متحد و نهادهای آن ندانند که دولت آینده آمریکا چه سیاستی در پیش خواهد گرفت طبیعی است که کمتر به راه‌حل‌های بلندمدت متعهد شوند.»

به گفته او حتی اگر رئيس جمهوری بعدی آمریکا دموکرات هم باشد بخش‌هایی از رابطه از‌هم‌گسسته با سازمان ملل متحد باز نخواهد گشت:

«هیچکس نمی‌تواند با قطعیت بگوید که بعد از ترامپ چه کسی رئیس‌جمهور آمریکا خواهد بود. بدیهی است که یک دولت جمهوری‌خواه احتمالا همچنان در مسیر ترامپ‌ باقی می‌ماند. اما اگر یک دموکرات رئيس جمهور آمریکا شود احتمالا به ایفای نقشی عادی‌تر در جهان بازخواهد گشت. البته نه به‌ طور کامل، چون فکر می‌کنم برخی از کارهایی که ترامپ انجام می‌دهد بازتاب‌دهنده جریان‌های نیرومند در افکار عمومی آمریکا است که فراتر از جمهوری‌خواهان می‌رود. به عنوان مثال فکر نمی‌کنم بودجه کمک‌های خارجی به سطح قبلی برگردد.

نیمه پر یا نیمه خالی لیوان؟

مقر سازمان ملل متحد در نیویورک

منبع تصویر، Getty Images

توضیح تصویر، مقر سازمان ملل متحد در نیویورک

بررسی تاثیر بلند‌مدت حرکت پاندولی در روابط بین‌الملل آمریکا و دورشدن آن از چندجانبه‌گرایی به گذشت زمان نیاز دارد. پیش‌بینی‌های اولیه نشان می‌دهد که حاصل آن در حوزه‌های مختلف روابط بین‌الملل متفاوت خواهد بود.

به عنوان نمونه سازمان بهداشت جهانی پس از خروج آمریکا ناچار شد ۲۰ درصد از بودجهٔ سالانه‌اش را کاهش دهد. همزمان دیگر اهداکنندگان کوشیده‌اند جای خالی آمریکا را پر کنند؛ بنیاد دانمارکی نوو نوردیسک بیش از ۵۷ میلیون دلار تعهد کرده و چین وعده داده طی پنج سال ۵۰۰ میلیون دلار پرداخت کند.

آقای جیکوبز می‌گوید نمونه توافق اقلیمی پاریس کمی متفاوت است: «حتی در غیاب آمریکا که ۲۰ درصد آلایند‌ه‌ها را منتشر می‌کند، چه چین چه هند یا اتحادیه اروپا، می‌دانند که اگر اقدامی نکنند، تغییرات اقلیمی به‌مراتب بدتر خواهد شد. وقتی آمریکا در توافق نیست یعنی نمی‌تواند جلوی اقدام دیگران را بگیرد. خروج آمریکا اگرچه دلسرد کننده بوده هیچ مدرکی وجود ندارد که نشان دهد به دنبال آن، کشوری که در گذشته موافق اقدام در راستای توافق پاریس بوده حالا دیگر کنار کشیده است. بنابراین اینجا خروج آمریکا اگرچه میزان نتیجه‌بخشی همکاری‌های بین‌المللی را کاهش می‌دهد، اما مانع ادامه تلاش‌های جهانی و ادامه مسیر آن نمی‌شود.»

قطع ناگهانی کمک‌های خارجی آمریکا به سازمان ملل متحد که دهه‌ها ادامه داشته فقط یک جدال بوروکراتیک نیست؛ از گرسنگی در افغانستان تا توقف پروژه‌های بهداشتی در آفریقا، جان میلیون‌ها انسان‌ را مستقیماً تهدید می‌کند. بر أساس تحقیقات یونیسف، دست کم ۱۴ میلیون کودک در سال ۲۰۲۵ به دلیل کاهش کمک‌های بین‌المللی و پیش‌بینی‌شده بودجه جهانی، با اختلال در حمایت و خدمات تغذیه‌ای در خطر سوءتغذیه شدید و مرگ قرار دارند و این تنها یک قلم است.

اما اگر آمریکا نخواهد در خط مقدم «کدخدایی جهان» باشد، آیا کشورهای دیگر می‌توانند جای خالی آن را پر کنند؟ مایکل جیکوبز می‌گوید آنچه در اجلاس یک ماه پیش تأمین مالی سازمان ملل در سویل اسپانیا روی داد نشانه امیدواری است «وقتی آمریکا یک روز بعد از آغاز این اجلاس به دیگر کشورها پشت کرد و از این اجلاس خارج شد ۱۹۲ کشور جهان بی‌درنگ توافقی تازه برای توسعه امضا کردند و بیش از ۱۳۰ طرح جدید به اجرا گذاشته شد. این روند در نشست‌های گروه ۲۰ و گروه هفت هم ادامه دارد. نشست تغییرات اقلیمی ۲۰۲۵ در برزیل نیز بدون حضور آمریکا برگزار خواهد شد.»

با این حال اگر قرار باشد سازمان ملل متحد «عدم ثبات» در رویکرد آمریکا را به عنوان واقعیت به رسمیت بشناسد احتمالا چاره‌ای جز بازنگری در شکل و روند اجرای ماموریت‌های خود نخواهد داشت. به ویژه اینکه کشورها و گروه‌های مختلف سال‌هاست از نیاز به اصلاحات جدی در سازمان ملل متحد صحبت می‌کنند.

در سال‌های اخیر جهان شاهد پیدایش و رشد اتحادهای جایگزین و گرایش به تکثرگرایی در نظام بین‌المللی بوده است. ائتلاف «بریکس» که ابتدا با حضور برزیل، روسیه، هند، چین و آفریقای جنوبی شکل گرفت، امروز با پیوستن اعضای جدید چون کشورهای حوزه خلیج فارس، اتیوپی و اندونزی، به بلوکی مهم و غیرغربی بدل شده که سعی در ارائه الگوی متفاوت برای همکاری و اتحاد جهانی دارد. با این حال اختلافات داخلی اعضا و تفاوت چشمگیر منافع آنها ممکن است اثربخشی این ائتلاف را محدود کند.

‎چین نیز به دنبال پر کردن جای خالی آمریکا در حوزه‌های مختلف است. هرچند هنوز جایگزین کامل نقش‌آفرینی آمریکا نشده است. همه این تحولات گرچه پیش از ترامپ آغاز شده اما خروج و سیاست‌های دولت او روند آنها را شتاب بخشیده است.

مسئله اینجاست که آیا در غیاب آمریکا به عنوان یک متحد حامی، کشورهای دیگر چه در سازمان ملل متحد و چه در نهادهای تازه‌تاسیس به ائتلافی موثر و باثبات دست خواهند یافت؟