جام جهانی ۹۴؛ چگونه بورا میلوتینوویچ تیم بی‌تجربه آمریکا را شکل داد؟

کریس ایونز، بی‌بی‌سی

میلوتینوویچ در آستانه تجربه‌ای خاص در فوتبال بین‌المللی

منبع تصویر، Getty Images

توضیح تصویر، میلوتینوویچ در آستانه تجربه‌ای خاص در فوتبال بین‌المللی

بورا میلوتینوویچ نمی‌خواست جواب منفی بشنود. سرمربی صربستانی جزو نامزدهای نهایی هدایت تیم ملی فوتبال آمریکا در جام جهانی ۱۹۹۴ بود و ابدا قصد نداشت که این فرصت را از دست بدهد.

در آن زمان او ۴۷ سال‌ داشت و معروف بود که می‌تواند بهترین نتیجه را در تیم‌های ملی نه چندان مطرح بگیرد. بورا سال ۱۹۹۰ توانسته بود کاستاریکا را به دور حذفی جام جهانی برساند. یک سال بعد او سراغ مردی رفت که مشاور استخدام سرمربی برای تیم ملی آمریکا بود.

سال ۱۹۹۱ استیو سمپسون به آلن روتنبرگ، رئیس فدراسیون فوتبال آمریکا کمک می‌کرد که خودش را برای تورنمنت آماده کند.

سمپسون می‌گوید: «یکی از وظایف من این بود که نامزدهای هدایت تیم ملی را بررسی کنم و بورا یکی از آن‌ها بود. من آن موقع در منطقه بی اریا زندگی می‌کردم و بورا در واقع با تلاشی سخت من را پیدا کرد. مشغول دیدن یک بازی در ورزشگاه سن خوزه بودم و او از مردمی که بازی را تماشا می‌کردند، می‌پرسید، می‌دانم استیو سمپسون اینجاست، می‌توانید او را نشانم دهید؟»

«او آمد و درست کنارم نشست و گفت: "رفیق باید من را استخدام کنی." به او گفتم مسئولیت استخدام با من نیست. اما او گفت: "تو باید من را توصیه کنی، چون پول برایم اهمیتی ندارد و تنها چیزی که می‌خواهم رساندن آمریکا به دور دوم جام جهانی است."»

سایر نامزدها کارلوس کی‌روش و رینوس میشل بودند که شانسی پیدا نکردند. سمپسون، میلوتینوویچ را پیش انداخت و یکی از عجیب‌ترین آماده‌سازی‌های تیم ملی کشور میزبان جام جهانی آغاز شد.

سه سال مانده به شروع اولین بازی آمریکا در جام جهانی خانگی، فضای اطراف تیم چندان امیدبخش نبود. آمریکا لیگ حرفه‌ای نداشت و بسیاری از ملی‌پوش‌ها آماتور بودند. با این که رسیدن به جام جهانی ۱۹۹۰ ایتالیا، دستاوردی خاص محسوب می‌شد اما تیم بدون گرفتن حتی یک امتیاز به خانه برگشته بود.

تا آن زمان سابقه نداشت که کشور میزبان جام جهانی نتواند از گروه‌اش صعود کند، بنابراین تحقیر پیش چشم جهانیانی خطری بود که بیخ گوش تیم ملی فوتبال آمریکا قرار داشت.

الکسی لالاس، مدافع تیم ملی آمریکا که اولین بازی ملی‌اش را زیر نظر میلو تینوویچ انجام داد، می‌گوید: «میزبان‌های قبلی چالشی برای صعود از گروه نداشتند اما این دغدغه اصلی ما بود. هدف درونی و بیرونی ما این بود. این کار را بکن و از بقیه ماجرا لذت ببر.»

خبر خوش برای آمریکا این بود که با استخدام میلوتینوویچ این تیم حالا مردی را داشت که سابقه‌ای موفق در گرفتن نتایج غیر قابل پیشبینی داشت. او در سال ۱۹۸۶ مکزیک، میزبان جام جهانی را به مرحله یک‌چهارم نهایی رسانده بود. در دور بعدی جام جهانی در حالی که فقط ۹۰ روز قبل از تورنمنت هدایت کاستاریکا را به عهده گرفته بود، این تیم را به مرحله یک‌هشتم نهایی رساند.

بورا بلافاصله کارش را شروع کرد.

او در سیستم بازی‌های دانشگاهی آمریکا اصلاحاتی انجام داد، به ۳۰ بازیکن پیشنهاد قرارداد داد و یک کمپ تمرینی در جنوب کالیفرنیا راه انداخت. سپس برنامه‌ای شامل ۹۱ بازی دوستانه ترتیب داد تا بازیکنان تجربه حضور در مسابقات بین‌المللی را پیدا کنند.

او در کتاب «چگونه برنده جام جهانی شوید: رازها و پشت پرده‌های مربیان نخبه فوتبال» که اخیرا چاپ شده، می‌گوید: «بازیکنان باید می‌فهمیدند که بازی در بالاترین سطح چگونه است. ما یک تور در گوشه و کنار جهان راه انداختیم و با سوئد، روسیه، کره شمالی و جنوبی، برزیل، آرژانتین، اروگوئه و پاراگوئه بازی کردیم. روحیه تیم خیلی خوب بود و بازیکنان از نظر ذهنی بسیار قوی بودند.»

«خیلی مهم بود تا جایی که می‌توانیم مقابل تیم‌های کشورهای مختلف بازی کنیم تا متوجه شویم که چه کارهایی باید بکنیم و آن‌ها را چگونه انجام دهیم. بازیکنان از بازی‌های مختلف خیلی بیشتر از این که ساعت‌ها به آن‌ها درس بدهید، یاد می‌گیرند.»

«در تمرین‌ها ما جنبه ذهنی بازی، کار با توپ و بدون توپ را می‌آموختیم و بعد هم که کلیه آن سفرها و بازی‌های دوستانه بود. الگوی ساده‌ای بود اما نتایج آن فوق‌العاده بود.»

میلوتینوویچ (مرکز تصویر سمت راست) و اریک واینالدا (مرکز تصویر سمت چپ) در یکی از سفرهای تیم ملی آمریکا

منبع تصویر، Getty Images

توضیح تصویر، میلوتینوویچ (مرکز تصویر سمت راست) و اریک واینالدا (مرکز تصویر سمت چپ) در یکی از سفرهای تیم ملی آمریکا

شیوه برخورد میلوتینوویچ با تیم ملی آمریکا مثل یک تیم باشگاهی بود. در حالی که فقط چهار بازیکن داشت که به طور حرفه‌ای در خارج از خاک آمریکا بازی می‌کردند، او نمی‌توانست با سایر تیم‌هایی که به جام جهانی رسیده بودند، رقابت کند.

لالاس می‌گوید: «خیلی از ما تا آن موقع تجربه فوتبال باشگاهی نداشتیم و در واقع زندگی فوتبالی ما برعکس بقیه بازیکنان حرفه‌ای بود. او متوجه شد که باید ما را برانگیزد و این قضیه را به مزیتی برای تیم تبدیل کند.»

«می‌دانستیم یکی از بزرگ‌ترین چالش‌های مربیان تیم ملی زمان محدودی است که بازیکنان در کنار یکدیگر هستند.

بنابراین بدنه اصلی تیم در کمپ تمرینی مستقر شدند و کارکرد بازی‌های متعدد این بود که تیم در حالی وارد جام جهانی می‌شد که قبل از آن تجربه حضور در مسابقات جهانی را داشت.»

زندگی در داخل کمپ تمرینی اصلا عادی نبود. شیوه عجیب و غریب کار میلوتینوویچ موجب شد لالاس از او به عنوان «جالب‌ترین و آزاردهنده‌ترین مربی که من برایش بازی کردم» نام ببرد.

سمپسون دستیار میلوتینوویچ شد تا به عنوان یک مربی بومی توازن بیشتری در تیم به وجود آورد. او خیلی زود متوجه شد که توانایی تطابق، ارزشمندترین مهارت برای کسانی است که می‌خواهند زیر نظر سرمربی صرب بازی کنند.

سمپسون که در جام جهانی ۱۹۹۸ هدایت تیم ملی آمریکا را به عهده گرفت، می‌گوید: «در فوتبال امروز و در بیشتر تیم‌های نسل گذشته، سرمربی می‌نشیند و با دستیارانش تمرین را طراحی می‌کند. بورا اما هرگز چنین کاری انجام نداد.»

«یک بار به او گفتم، چرا هرگز به ما نمی‌گویی چه اتفاقی قرار است در تمرین بیفتد؟ او گفت: "رفیق، من هر روز باید بوی چمن به مشامم بخورد تا دقیقا بدانم که چه کاری باید انجام دهیم."»

«بنابراین ما داخل زمین می‌رفتیم و او به عنوان بخشی از معاشرت با بازیکنان ۴۰ دقیقه با آن‌ها فوتبال-تنیس بازی می‌کرد و بعد می‌دید که در آن روز نیاز به انجام چه کارهایی است.»

«او می‌گفت: "رفیق، اگر تو آن قدر خوب هستی که به عنوان دستیار انتخاب شده‌ای، من فقط باید بگویم تو به فلان و بیسار نیاز داری و بعد تو سر تمرین می‌روی و آن‌ها را انجام می‌دهی. باید بتوانی نقشه را ظرف ۳۰ ثانیه در ذهنت فرموله کنی و چیزی که می‌خواهم را در زمان لازم تمام کرده باشی."»

جلسات فوتبال-تنیس میلوتینوویچ بدل به پایه اردوی تمرینی او شدند و بسیاری از تصمیم‌های کلیدی را با زیر نظر گرفتن عملکرد بازیکنان در این بازی می‌گرفت.

لالاس با خنده می‌گوید: «یادم است یکی از هم‌تیمی‌هایم با عملکرد خوب در فوتبال-تنیس کمی قبل از اعلام فهرست نهایی توانست به جام جهانی برسد.»

«می‌دانستیم که بورا این (فوتبال-تنیس) را خیلی جدی می‌گیرد، برای این که خودش هم بازی می‌کرد. برآورد او از فوتبال-تنیس بیشتر این بود که بداند رویکرد انفراد یا دو نفره بازیکنان در بازی چگونه است؟ چقدر مبارزه‌طب هستند؟ چگونه با باخت کنار می‌آیند؟ چگونه زوج انتخاب می‌کنند؟»

«در نظر بسیاری از ما این دیوانگی بود. بعضی‌‌ها درک می‌کردند و بعضی نه. او به شیوه‌ای متفاوت شور و اشتیاق شما را اندازه می‌گرفت. اما این روش دیوانه‌واری بود.»

لالاس پس از جام جهانی به تیم پادووا که تازه به سری‌آ راه یافته بود، پیوست

منبع تصویر، Getty Images

توضیح تصویر، لالاس پس از جام جهانی به تیم پادووا که تازه به سری‌آ راه یافته بود، پیوست

یکی از بزرگ‌ترین آزمون‌ها برای لالاس، موهایش بود. مدافعی با ۹۶ بازی ملی که با موهای طلایی و ریش بلندش به نمادی از عملکرد آمریکا در جام جهانی ۱۹۹۴ تبدیل شد. اما همین چهره توجه میلوتینوویچ را در ابتدای فرآیند ساختن تیمش، جلب کرد.

لالاس می‌گوید: «موی خیلی بلندی داشتم و یادم هست در فونیکس آریزونا بودیم که یکی از دستیاران بورا من را کنار کشید و گفت: "بورا می‌خواهد موهایت را کوتاه کنی"».

«عصبانی شدم و شروع کردم به فریاد کشیدن که این جا آمریکا است و این کار درست نیست و باید به حریم خصوصی افراد احترام گذاشت. اما راستش را بخواهید حاضر بودم هر کاری بکنم که در تیم بمانم. یادم هست، پیاده در خیابان راه افتادم و در یک مغازه سلمانی موهایم را زدم.»

«آن شب جلسه داشتیم و این اولین بار بود که بورا (بعد از کوتاه کردن مو) من را می‌دید. او داخل شد و بعد از دیدن من سری تکان داد و رد شد. هنوز یک سال و نیم به جام جهانی مانده بود و او دیگر حتی یک کلمه هم راجع به موهای من حرف نزد، به این دلیل که در آزمونش قبول شده بودم.»

«می‌دانست که موهایم برایم مهم است و می‌خواست ببیند که آن کار را می‌کنم یا نه. از آن زمان من گذاشتم موها و ریش بزی‌ام بلند شود. اگر آن از خودگذشتگی را می‌کردم، نشانه‌ای بود از این که با قدرت‌تر بازخواهم گشت.»

تا سال ۱۹۹۶ (دو سال بعد از جام جهانی) لیگ ملی فوتبال در آمریکا راه نیفتاد

منبع تصویر، Getty Images

توضیح تصویر، تا سال ۱۹۹۶ (دو سال بعد از جام جهانی) لیگ ملی فوتبال در آمریکا راه نیفتاد

می‌شد پیشبینی کرد که فهرست نهایی بورا میلوتینوویچ با توجه به کنار گذاشته شدن برخی از بازیکنان محبوب داخلی، جنجالی خواهد شد.

آمریکا در جام جهانی با تیم قدرتمند کلمبیا، تیم بسیار مستعد رومانی و سوئیس با هدایت روی هاجسون هم‌گروه شد. با توجه به این که جام جهانی با ۲۴ تیم برگزار می‌شد، تیم‌های سوم هم بخت رسیدن به یک‌هشتم نهایی را داشتند.

سمپسون می‌گوید: «تصمیم بورا این بود که ما باید در دفاع به شدت سازمان‌یافته باشیم و در واقع ما بجای این که با ذهنیت برد به زمین برویم دنبال این بودیم که نبازیم.»

«بجای این که خودمان بازی کنیم، حریفان را مجبور می‌کردیم که بازی کنند. این نقشه جواب داد و بعد ما بازیکن مستعد کافی در تیم داشتیم که کارمان را راه بیندازند؛ از ضربه آزاد اریک واینالدا در اولین بازی مقابل سوئیس گرفته تا عملکرد درخشان ارنی استوارت، کوبی جونز و مارسلو بابوا در مسابقه با کلمبیا.»

تساوی ۱-۱ مقابل و بعد هم پیروزی ۱-۲ مقابل کلمبیا در مسابقه بدنامی که گل به خودی آندرس اسکوبار بعدا موجب قتل او در کشورش شد، صعود آمریکا را تضمین می‌کرد. به این ترتیب شکست یک بر صفر در بازی آخر مقابل رومانی هم نتوانست موجب حذف میزبان شود.

میلوتینوویچ و تیمش که از بازیکنان دانشگاهی تشکیل شده بود به هدفشان رسیدند. جایزه این عملکرد بازی با تیم ملی برزیل در روز استقلال آمریکا بود؛ فرصتی برای به رخ کشیدن توانایی‌هایشان پیش چشم ملت آمریکا. برزیل با گل دقیقه ۷۲ ببتو برنده شد، اما آمریکا نشان داد که می‌تواند با بهترین تیم جهان هم سرشاخ شود.

لالاس می‌گوید: «اگر در جام جهانی می‌بازید بهتر است که مقابل قهرمان بلامنازع مسابقات باشد و آن برزیل هم بدون شک تیم خیلی خوبی بود.»

«کار ما هم این‌گونه به پایان رسید. همه چیز تمام شد و شما نفسی می‌کشید و متوجه می‌شود که نگاه مردم به این بازی را برای همیشه تغییر داده‌اید. افتخار می‌کنیم که توانستیم میراثی از خودمان بجا بگذاریم.»

ماموریت میلوتینوویچ با موفقیت انجام شده بود. او بعد از آن هم توانست تیم‌های نیجریه و چین را به ترتیب به جام‌های جهانی ۱۹۹۸ و ۲۰۰۶ برساند.

به این ترتیب او در کنار کارلوس آلبرتو پریرا، سرمربی نامدار برزیلی تنها مردی است که توانسته با پنج کشور مختلف به جام جهانی برسد. اما او هرگز نتوانست کاری را که با آمریکا در جام جهانی ۱۹۹۴ انجام داده بود را تکرار کند.

کریس ایونز نویسنده کتاب «چگونه برنده جام جهانی شوید: رازها و پشت پرده‌های مربیان نخبه فوتبال» است.