«شبح اوپن»؛ چگونه «بدترین گلفباز جهان» مردم را فریب میداد؟
پیتر اسکریونر، بیبیسی

منبع تصویر، Getty Images
برای طرفداران ورزش در بریتانیا، سال ۱۹۸۸ یادآور ادی ادواردز، اسکیباز مشهور به «عقاب» است که پس از شصت سال سهمیه ورودی بازیهای المپیک زمستانی کلگری را برای بریتانیا کسب کرد. او در آن مسابقات آخر شد، اما چند ماه بعد، یک بریتانیایی عجیب دیگر از اقیانوس اطلس عبور کرد.
نام او موریس فلیتکرافت و متولد منچستر بود. البته او اسامی جعلی فراوانی مانند جین پاچکی، جرالد هاپی، جیمز بوجولی، آرنولد پالمتری یا کنت مانفرد فان هافمنستال نیز داشت.
فلیتکرافت که «بدترین گلف باز جهان» لقب گرفته بود، شهرتش به دلیل کسب امتیاز ۱۲۱ در تلاش برای راهیابی به مسابقات اوپن ۱۹۷۶ بود. تلاشی که او چندین بار با استفاده از نامهای جعلی و در یک بازی موش و گربه با برگزارکنندگان مسابقات گلف (R&A) تکرار کرد.
دریافت لقب بدترین گلفباز و تلاش مستمرش برای حضور در مسابقات اوپن گلف، توجه باشگاه بلایتفیلد کانتری در میشیگان را جلب کرد تا در اواخر دهه ۱۹۸۰ از او دعوت شود در رویدادی که به افتخارش نامگذاری شده بود، شرکت کند.
بادی ویتن، از اعضای حرفهای باشگاه در آن زمان، میگوید: «ما احساس میکردیم لازم است گلف بازان بد و معمولی را نیز مورد توجه قرار دهیم.»
او را موریس «آلباتروس» فلیتکرافت یا «موریس مزاحم» نامیده بودند. فردی که داستان جالبش در سال ۱۹۷۴ از خانهاش در ساحل شمال غربی انگلستان آغاز میشود.
تماشای مسابقات گلف از تلویزیون رنگی جدیدش، فلیتکرافت را مجذوب این ورزش کرد. او مجموعهای از چوبهای گلف را از طریق کاتالوگ سفارش داد، کتابهای آموزشی گلف را از کتابخانه به امانت گرفت و به ساحل میرفت تا تمرین کند.
او که در زندگی کارهای مختلفی چون بدلکاری و بستنی فروشی کرده بود، در ۴۵ سالگی و زمانی که راننده جرثقیل بود، تصمیم گرفت گلفباز شود.
فلیتکرافت بعداً گفت: «این ورزش را پاییز ۱۹۷۴ شروع کردم. چون تمام وقت کار میکردم، زمان زیادی برای تمرین در آن پاییز و زمستان نداشتم، اما تابستان وقتم بیشتر شد و توانستم تمرین کنم.»
«در مورد گلف و مسابقات اوپن آن مطالعه کردم و به نظرم رسید بازی در آن بسیار عالی خواهد بود. بنابراین تصمیم گرفتم به آن استاندارد برسم و برنامهام را اینگونه تنظیم کردم.»
دوست او ترور کرکوود میگوید: «او واقعاً فکر میکرد میتواند مسابقات اوپن را ببرد.»

منبع تصویر، Getty Images
با وجود اینکه فلیتکرافت تا آن زمان حتی یک دور کامل مسابقه گلف با ۱۸ حفره را بازی نکرده بود، برای شرکت در مسابقات اوپن ۱۹۷۶ که قرار بود در رویال بیرکدیل برگزار شود، درخواست داد.
در فرم ثبتنام، کادری وجود داشت که باید آماتور یا حرفهای بودن خود را اعلام میکرد.
او گفت: «به عنوان یک حرفهای وارد مسابقات اوپن شدم. چون عضو باشگاهی نبودم و امتیازات لازم را نداشتم، نمیتوانستم به صورت آماتور وارد شوم. اما برای ورود بهعنوان یک حرفهای، نیازی به آن چیزها نبود. بنابراین درخواستم پذیرفته شد و تمام.»
فلیتکرافت، که پیش از حضور در زمین واقعی مسابقه، تمرینش محدود به اتاق نشیمن و استفاده از فنجانهای قهوه و سایر وسایل عجیب و غریب بود، به یک مسابقه مقدماتی ۳۶ حفرهای در فورمبی فرستاده شد. آنچه روی داد اگر مستند نشده بود، به سختی قابل باور بود.
او تقریباً شروع مسابقه را از دست داده بود، زیرا هنگام رانندگی مسیر را گم کرده بود. بنابراین، بهجای گرم کردن، مستقیماً برای اولین ضربه به تی باکس (محل شروع مسابقه) رفت.
جیم هاوارد و دیو رابرتز، نیز که با او در آن دور بازی میکردند، منتظر بودند.
هاوارد، اولین بازیکن سیاه پوست حرفهای، در مصاحبه اخیر خود با وب سایت انجمن حرفهای گلفبازان گفت: «موریس مجموعهای از چوبهای گلف هارولد برد داشت که مادرش از کاتالوگ برایش خریده بود. او یک شلوار کتان و یک پیراهن مارک فرد پری مندرس پوشیده بود.»
«من و دیو توجه زیادی به این موضوع نکردیم تا زمانی که او اولین ضربه خود را زد و در فاصله ۱۸ متری پایین آمد. فکر کردیم به دلیل اضطراب و نگرانی است.»
هنگامی که فلیتکرافت ضربه دوم خود را به سمت محوطه خارج از محدوده مجاز زد و دو ضربه دیگر زد تا توپش به محل فرود ابتدایی هاوارد و رابرتز برسد، آنها از مسئولان مسابقه خواستند تا وضعیت این تازه کار را از نظر حرفهای بودن بررسی کنند.
با این حال، مسئولین مسابقات نمیتوانستند بازیکنی را پس از شروع مسابقه مجبور به ترک زمین کنند.
بر اساس گزارش یکی از روزنامهها، آنچه پس از آن رخ داد، کولاکی از ضربات اضافی بود.
هاوارد گفت: «تا نه میدان دوم (یک مسابقه ۱۸ حفرهای متشکل از دو میدان نه حفرهای است)، خبر در سراسر مسیر پخش شد که اتفاقی منحصر به فرد در حال وقوع است و جمعیتی بالغ بر دویست سیصد نفر از روی کنجکاوی برای تماشای ما جمع شدند.»
«مجموع رسمی ضربات او ۱۲۱ ضربه بود، اما احتمالاً خیلی بیشتر بود. در حفره هشتم که پار (تعداد ضربات استاندارد مشخص برای هر حفره) پنج ضربه بود، من و رابرتز هر دو با دو ضربه به گرین (سطحی که حفره در آن قرار دارد) رسیدیم. اما موریس همچنان در تپه شنی بود و نمیدانستیم چند ضربه زده است.»
پس از آنکه بازیکنی از گروه پشت سر گفت که دیده فلیتکرافت حداقل دوازده ضربه در تپه شنی زده است، روی کارت امتیازی او عدد ۱۲ با علامت سوال ثبت شد.
فلیتکرافت، که واقعاً ناراضی بود، گفت: «من اصلا راضی نبودم، زیرا آن امتیاز توانایی واقعی من را نشان نمیداد. باید از چوب ۴ استفاده میکردم، اما آن را در ماشین جا گذاشتم. تخصص من استفاده از چوب ۴ است و ضربات دقیقی با آن میزنم.»

منبع تصویر، Getty Images
فلیتکرافت وقتی متوجه شد برای داشتن بخت راهیابی به مرحله بعد، باید در دور دوم تنها ۲۳ ضربه بزند، فورمبی را ترک و به خانه برگشت.
فردای آن روز، خبر فلیتکرافت با این مضمون که او با خوش شانسی R&A را فریب داده است، تبدیل به تیتر اول روزنامهها شد.
اما کیت مکنزی، دبیر این سازمان، از این اتفاق خوشنود نبود و فلیتکرافت را از حضور در مسابقات محروم کرد. سال بعد، وقتی فلیتکرافت قصد داشت وارد مسابقات شود، مکنزی درخواست او را رد کرد و گفت که او بازیکنی ناشی است و هیچ مدرکی مبنی بر بهبود بازیاش ارائه نکرده است.
این دو به مکاتبات خود از طریق نامه ادامه دادند و طبق گزارشها، حتی فلیتکرافت، مکنزی خشمگین را برای بازی در زمین سنت اندروز به چالش کشید. درخواستی که طبیعتاً رد شد.
فلیتکرافت بدون آنکه منصرف شود، از اسامی مستعار برای ورود پنهانی به مسابقات استفاده کرد. او پنج بار تلاش کرد. R&A نیز در مقابل برای خنثی کردن اقدامات او، یک سال تمام از یک متخصص خط برای شناسایی دستخط او در مکاتبات استفاده کرد.
او موفق شد به عنوان یک بازیکن سوئیسی به نام «جرالد هاپی» (جرالد نام میانی او و هوپی لقبی که مادرش به او داده بود)، به میدان رود و قبل از اینکه هویتش مشخص شود، ۹ حفره بازی کند.
او گفت: «تصور کنید تا چه اندازه شگفت زده شدند وقتی فهمیدند که موریس فلیتکرافت واقعی را در مسابقات دارند.» فلیتکرافت دیگر مشهور شده بود و در برنامههای تلویزیونی بریتانیا ظاهر میشد. در ایالات متحده نیز بر سر زبانها افتاد، جایی که باشگاه بلایتفیلد در میشیگان حضور او را در یک رویداد سالانه که به نامش بود، جشن گرفت.
«رویداد بهارانه فلیتکرافت» که توسط تیم مور در سال ۱۹۷۸ راهاندازی شده، هر ساله برای گرامیداشت بدترین گلفبازها برگزار میشود و به بازیکنانی که بیشترین امتیاز را کسب کرده باشند، جوایزی مانند آموزشهای رایگان گلف، توپهای بولینگ و تنگ ماهی قرمز به عنوان پاداش بازی بد آنها میدهند.
تری، برادر تیم که یک نویسنده گلف بود، به بخش ورزش بیبیسی گفت: «من با ریچارد داد، نویسنده گلف یورکشایر پست در مسابقات مسترز صحبت کردم و از او خواستم که از موریس برایم بگوید.» «ریچارد گفت که او یک آدم عجیب و غریب اما بیضرر است. بنابراین با خط هوایی بریتانیا تماس و برای او و همسرش بلیت گرفتم.»
موریس و همسرش، جین، با پرواز به دیترویت سفر کردند. به گفته یکی از بستگان، این اولین باری بود که این زوج از زمان انفجار اجاق گاز خانهشان با هم از خانه بیرون میرفتند.»
تری گفت: «چمدان آنها با همان پرواز نرسید، بنابراین ابتدا مجبور شدیم برای آنها لباس بگیریم. سپس آنها برای شام به خانه من آمدند و بعد ما آنها را برای قایقسواری به دریاچه بردیم. اگرچه بسیار کوتاه بود اما موریس کمی دریازده شده بود، که با توجه به سابقه او در تجارت دریایی بوده، کمی عجیب بود.»
دوباره فلیتکرافت به تیتر اول اخبار بدل شد و چندین کانال تلویزیونی ایالات متحده برای پوشش مسابقه گلف او فرستاده شدند.
تری میگوید: «او در بلایتفیلد به خود افتخار کرد. مردم زیادی برای تماشا آمده و دوربینهای فیلمبرداری همه جا بودند. او اولین ضربه خود را بسیار عالی زد. فکر میکنم R&A اگر از نزدیک میدید، به او افتخار میکرد. او عملکرد شگفتانگیزی داشت و مشخصاً در تمام این مدت در حال تمرین بود.»
فلیتکرافت ۵۸ ساله بود که در بلایتفیلد بازی کرد و با توجه به سن و سالش، این آخرین فرصتش برای کسب مجوز ورودی مسابقات اوپن دو سال بعد بود.
او در مسابقات قهرمانی سال ۱۹۹۰ با نام «جین پاچکی» وارد مسابقات شد. داستانهای متفاوتی از دلیل انتخاب این نام توسط او گفته شده است، برخی میگویند ادای احترام به «والتر دانکی» بوده (گلفباز آمریکایی که مانند فلیتکرافت در سال ۱۹۶۵ وارد مسابقات اوپن شد) و برخی آنرا بازی با کلمات و اشاره به "چک پرداختی" میدانند.
او قبل از آنکه شناسایی و از مسابقات اخراج شود، دو حفره را پشت سرگذاشته بود و شانس خوبی داشت تا حفره سوم را با پار به پایان رساند.
این شاید پایان مناسبی برای حضور او در مسابقات اوپن میبود. اما او در حالی که آخرین بازی موش و گربهاش را با R&A انجام میداد، دوباره گرفتار شد.
















