جمع ایدئولوژی با نظام آموزشی؛ ۲ رکعت نماز + ۲ رکعت نماز = ۴؟

دختران خردسال پشت سر خامنه‌ای نماز می‌خوانند

منبع تصویر، KHAMENEI.IR

توضیح تصویر، محتوای کتاب‌های درسی براساس دیدگاه رهبر پیشین و فعلی جمهوری اسلامی ایران نوشته شده است
    • نویسنده, مسعود آذر
    • شغل, بی‌بی‌سی

دانش‌آموزان کلاس اولی دیگر نه «بابا آب داد» می‌خوانند و نه «آن مرد با اسب آمد». آموزش کلمات با نوشتن «انار، برادر، باران، آرد، داس، سبد، توت و...» شروع نمی‌شود، «مادر در باران» نمی‌آید و «نانوا» نیز «نان» نمی‌پزد.

در کتاب فارسی کلاس اول، قبل از هرچیز عکسی از «امام مهربان» (روح‌الله خمینی) است. بعد تصویری از یک خانه نقاشی شده است که در داخل آن روی تلویزیون قرآن قرار دارد و در قفسه زیر میز تلویزیون نیز ده جلد کتاب با عناوینی مانند صحیفه نور، دایره‌المعارف، توضیح‌المسایل، نهج‌البلاغه، اطلاعات عمومی، شاهنامه فردوسی و... (بقیه ناخوانا) به چشم می‌خورند. در این تصویر دختربچه و مادر در خانه هم روسری بر سر دارند و حتی یک تار موی آنها بیرون نیست. کمی آن‌طرف‌تر پدر برای پسرش کتاب می‌خواند.

در صفحه چهار کتاب، شعر «خدای مهربان» و تصویر دختری با روسری و مقنعه به چشم می‌خورد و پس از چند تصویر دیگر، چند کلمه مانند مدرسه، کفش، مسجد، امام، پرچم، مداد، میز، نیمکت و آبی... نوشته شده است. این اولین تصاویر کتاب فارسی کلاس اول است که می‌خواهد حلقه اتصال میان دنیای خانه و خانواده به جمع و جامعه باشد؛ کتابی که بنیان و سنگ‌بنای تعلیم و تربیت را در یک کودک هفت ساله پی‌ریزی می‌کند و انباشته از نگاه ایدئولوژیک و مفاهیم مذهبی و دینی است.

در مقدمه کتاب فارسی تاکید شده که این تغییرات براساس «سند تحول بنیادین آموزش و پرورش» صورت گرفته است. در طول ۲۰ سال قرار بوده که این سند تا سال ۱۴۰۴، ایران را تبدیل به «مرجعیت علمی جهانی» کند. در این سند چشم‌اندازی برای آموزش و پرورش ایران پیش بینی شده که تا سال آینده، «الهام‌بخش و دارای تعامل سازنده و مؤثر با نظام‌های تعلیم و تربیتی در سطح جهان» باشد و در «زمینه‌سازی برای شکوفایی فطرت و استعدادها و شکل‌گیری هویت یکپارچه اسلامی، انقلابی ـ ایرانی» توانمند باشد. در آینده‌ای که این سند تصویر کرده دانش‌آموزان «کارآمد، اثربخش، یادگیرنده، عدالت‌محور و مشارکت‌جو، مومن، منتظر، تعالی‌جو و تحول‌آفرین، انقلابی، آینده‌نگر، عاقل، متعهد، امین، بصیر، حق‌شناس و...» خواهند بود.

اما دست‌اندرکاران نظام آموزشی در سال ۱۴۰۳ از بازنگری در این سند صحبت می‌کنند و می‌گویند عمر کتاب‌های درسی پنج تا ۱۰ سال است و «دوره تغییر کتاب‌های درسی فرا رسیده است». اما این تغییرات به معنی حذف دروس دینی یا کم رنگ شدن آنها نیست و بیشتر صحبت از بازنگری در کلیت درس‌ها است.

اموزش

منبع تصویر، CHAP.SCH

توضیح تصویر، کتاب‌های درسی براساس «سند تحول بنیادین آموزش و پرورش» نوشته شده‌اند و قرار بوده به کمک آنها تا سال ۱۴۰۴، ایران به «مرجعیت علمی جهانی» تبدیل شود

کتاب‌های درسی و مکتب‌خانه‌ها

برخی منتقدان می‌گویند که کتاب درسی کلاس اول، بیشتر یادآور روش‌های سنتی‌تر آموزش در ایران است که تا قرن ۱۹ در مکتب‌خانه‌ها دیده می‌شد. مخالفان این روش می‌گویند که در شرایط فعلی، معلمان کلاس اولی‌ خواسته یا ناخواسته برخی از وظایف همان معلمان دینی قدیم را به شکلی دیگر انجام می‌دهند و دانش‌آموزان در هفته دو جلسه نیز درس قرآن دارند.

مرور کتاب دانش‌آموزان نشان می‌دهد که اصرار حاکمیت در ایران برای آموزش‌های دینی در مدارس، به شکل قابل‌توجهی گسترده‌تر از پیش شده و در سطور کتاب نیز مسایل دینی و مذهبی در اولویت قرار دارد. نگاه مذهبی چنان در کتاب‌های درسی پررنگ است که حتی در برخی از نخستین تلاش‌ها برای آموزش مدرن در ایران که از ۱۵۰ سال پیش آغاز شده نیز سابقه نداشته است. به عنوان مثال مرور کتاب «بدایه‌التعلیم» نوشته میرزا حسن رشدیه، بنیانگذار مدارس به شکل امروزی در تبریز در اواخر قرن ۱۹، نشان می‌دهد که حتی او هم چنین نگاهی به آموزش نداشته است.

در همین حال دست‌اندرکاران نظام آموزشی در دوره ریاست جمهوری ابراهیم رئیسی برای جبران «کمبود معلم»، با استخدام هزاران طلبه‌ در آموزش و پرورش، شکل و شمایل جدیدی به مدارس ایران دادند. تصور عمومی براین است که با سیاست‌های حاکم در آموزش و پرورش، نظام تعلیم و تربیت در ایران به شکل تمام و کمال شخم زده شده و نظام آموزشی جدیدی براساس سند تحول ساخته شده است. اما این نظام برخلاف تبلیغات حکومت، نه تنها پس از ۲۰ سال نتوانسته در مقیاس جهانی و حتی منطقه‌ای «الگو» شود، بلکه نتایج امتحانات نهایی نشان می‌دهد که نمرات دانش‌آموزان در بازده زمانی چهار ساله یعنی از سال ۹۸ تا ۱۴۰۲ با افت همراه بوده است.

براساس اظهارات رئیس مرکز ارزشیابی و تضمین کیفیت نظام آموزش و پرورش میانگین کشوری نمرات دانش‌آموزان علوم انسانی در امتحانات نهایی خردادماه سال گذشته ۸/۷۵ و در علوم تجربی۱۱/۲۳ و رشته ریاضی ۱۰/۷۹ بوده است.

محسن زارعی، رئیس مرکز ارزشیابی و تضمین کیفیت نظام آموزش و پرورش دی ماه سال ۱۴۰۲ گفته بود «در امتحان نهایی امسال فقط یک دانش‌آموز پسر رشته تجربی در کشور موفق به کسب معدل ۲۰ شد».

او گفته بود در مجموع شاهد افت نمرات دانش‌آموزان بودیم و سال گذشته (۱۴۰۱-۱۴۰۲) میانگین نمرات در شاخه نظری ۱۱/۶۲ و امسال به ۱۰/۰۲ رسید.

درباره چرایی افت شدید تحصیلی دانش‌آموزان مسئولان آموزشی و رسانه‌های ایران، دلایل متعددی از جمله بی‌انگیزه شدن دانش‌آموزان، حقوق پایین معلمان، حجم زیاد کتاب‌ها، فضای مجازی، کمبود تجهیزات مدارس و... ذکر می‌شود اما کمتر صحبت از مشکلات و نارسایی «سند تحول بنیادین آموزش و پرورش» و رویکرد ایدئولوژیک به نظام آموزشی است.

هایده روش، کارشناس مسایل آموزشی محتوای کتاب‌های درسی در ایران را «غم انگیز، ناامیدکننده و دلسرد کننده» می‌داند و می‌گوید آنچه در کتابهای درسی تدریس می‌شود با واقعیت جامعه مطابقت ندارد.

او می‌گوید: «شما اگر کتاب‌های درسی قبل از انقلاب را ببینید، با عکس‌هایی روبرو می‌شوید که با جامعه آن روز همخوانی داشت. پیش از انقلاب در کتاب درسی عکسی از صف رای‌گیری گذاشته بودند که یک خانم با کت و دامن با موهای آرایش کرده بود، یک خانم چادری و یکی با لباس محلی و یکی با کت و شلوار است ولی در کتاب‌های درسی حال حاضر، تصاویر ایده‌‌آل مورد نظر جمهوری اسلامی وجود دارد که با واقعیات جامعه مطابق نیست. این تصاویر بخصوص در سال‌های اول تحصیل بیش از کلمات روی ذهن دانش‌آموزان تاثیر می‌گذارد و عکس‌ها با هیچ خیابان و خانه‌ و رستوارانی همخوانی ندارد.»

خانم روش درباره نحوه تدریس ریاضی می‌گوید: «در کتاب ریاضی کلاس اول ابتدایی برای یاد دادن جمع اعداد می‌گویند اگر دو رکعت نماز بخوانید و بعد دو رکعت دیگر بخوانید شما چند رکعت نماز خوانده‌اید. اما در بریتانیا می‌گویند اگر دو تا شکلات مامان بدهد بعد سه تا شکلات هم بابا بدهد چندتا شکلات با هم داری.»

اموزش و پرورش

منبع تصویر، MEHR

توضیح تصویر، سند تحول بنیادین آموزش و پرورش از نظر تهیه کنندگانش به مثابه «قانون اساسی» در حوزه تعلیم و تربیت است و آنچه در آن آمده براساس منویات و تاکید رهبر جمهوری اسلامی ایران تهیه و نوشته شده است

سند تحول و افق ۱۴۰۴

اسفندماه سال ۱۳۸۴ در زمان دولت محمود احمدی‌نژاد، دبیرخانه‌ای برای نوشتن «سند تحول بنیادین آموزش و پرورش» در سازمان پژوهش و برنامه‌ریزی آموزشی تشکیل شد. پس از انجام مطالعات اولیه در بهمن ماه ۱۳۸۷ این سند آماده شد ولی روند بررسی و تائید نهایی و ابلاغ آن از طرف آقای احمدی‌نژاد تا سال ۱۳۹۰ طول کشید.

در این سند صحبت از تحول در نظام آموزش و پرورش می‌شود که مبتنی بر «آرمان های بلند نظام اسلامی» است و افق آن در سال ۱۴۰۴ دیده شده است تا ایران «در سطح منطقه با هویتی اسلامی انقلابی، الهام بخش جهان اسلام همراه با تعاملی سازنده و موثر در عرصه روابط بین المللی» شود.

سند تحول بنیادین آموزش و پرورش از نظر تهیه کنندگانش به مثابه «قانون اساسی» در حوزه تعلیم و تربیت است و آنچه در آن آمده براساس منویات و تاکید رهبر جمهوری اسلامی ایران تهیه و نوشته شده است.

منتقدان این سند می‌گویند که محتوای آن نشان می‌دهد نویسندگان آن به مقوله آموزش نگاهی سراسر «آرمان گرایانه»، «شعارگونه» و «بلند پروازانه» و غیر واقع‌بینانه داشته‌اند و در تدوین آن به ابتدایی‌ترین مسایل از جمله منابع انسانی و کمبود منابع مالی توجه نشده است.

هایده روش، کارشناس مسایل آموزشی در گفت‌وگو با بی‌بی‌سی فارسی می‌گوید: «با شناختی که از سیستم آموزش ایران دارم سند تحول بنیادین آموزش و پرورش بیش از آن که درجهت بهبود نظام آموزشی باشد، یک حرکت سیاسی در مقابل سند ۲۰۳۰ یونسکو بود.»

خانم روش درباره چرایی مخالفت جمهوری اسلامی ایران با سند یونسکو می‌گوید: «از عمده‌ترین مخالفت‌ها به برابری جنسیتی در سند یونسکو برمی‌گردد که خواهان برابری نظام آموزشی برای دختران و پسران است و تاکید دارد تفاوت‌هایی که منجر به تبعیض می‌شود باید برداشته شود و روی مذهب و روش‌ها و اسلوب زندگی تاکیداتی دارد.»

حجم بیشتر سند تحول بنیادین آموزش‌وپرورش به فصل هفتم، یعنی هدف‌های عملیاتی و راهکارها اختصاص‌داده‌شده است. در فصل ۲۳ «اهداف عملیاتی» عنوان شده که برای عملی‌شدن هرکدام راهکارهای مختلفی آمده است. هدف‌های عملیاتی، متمرکز بر موضوعات مختلفی هستند؛ از جمله «تربیت انسان‌های نمونه برای ایران اسلامی، تربیت و آداب اسلامی، تقویت اعتقاد و التزام به ارزش‌های انقلاب، ترویج فرهنگ حیا، عفاف و حجاب هماهنگ با نظام تعلیم‌وتربیت رسمی عمومی، تقویت بنیان خانواده و افزایش توانایی‌های آن در ایفای نقش تربیتی، بسط و گسترش عدالت آموزشی و با کیفیت مناسب».

آموزش قران و نماز

منبع تصویر، CHAP.SCH

توضیح تصویر، در کتاب فارسی و ریاضی کلاس اول ابتدایی آموزش مسایل دینی با خواندن و نوشتن و یاد گرفتن ریاضی گره خورده است

«قضیه شکل اول، شکل دوم»

با انقلاب ۵۷ یک سوال کلیدی در آن سال‌ها شکل گرفته بود که تعلیم و تربیت چه اهمیتی در جمهوری اسلامی ایران دارند و کدامیک در اولویت است. انقلابیون آن روز با طیف‌های مختلف فکری راه حل‌هایی برای نظام آموزشی پیشنهاد می‌کردند. رنگ و بوی کتاب‌های درسی هم بر همین اساس در دوره‌های مختلف از نظر شکل و محتوا تغییر می‌کرد.

بررسی سخنان رهبر پیشین و فعلی جمهوری اسلامی ایران نشان می‌دهد که آنها روی تربیت، تزکیه و «انسان سازی» و اسلامی کردن فضای آموزشی تاکید ویژه داشته‌اند. او به مناسبت‌های مختلف خواهان خروج نظام آموزش و پرورش از «روزمرگی» و «تحول» در آن شده است. آقای خامنه‌ای در تیرماه ۱۳۸۶ با گذشت حدود سی سال از انقلاب ۵۷ گفته بود «آموزش و پرورش کنونی کشور ما، ساخته و پرداخته فکر ما و برنامه‌های ما و فلسفه ما نیست، بنای کار بر آن فلسفه‌ای نبود که ما امروز دنبال آن فلسفه هستیم».

رهبر جمهوری اسلامی ایران در اردیبهشت‌ماه ۱۳۸۷ نیز خطاب به معلمان گفت: «شمای معلم فیزیک یا ریاضیات یا هندسه یا...، می‌توانید معلم دین و علم اخلاق و پرورش‌دهنده‌ اخلاق در دانش‌آموز خودتان باشید. گاهی یک معلم ریاضی در هنگام حل یک جدول ریاضی یک کلمه می‌گوید که آن کلمه در اعماق قلب دانش‌آموز اثر ماندگاری می‌گذارد.»

علی خامنه‌ای در ادامه می‌گوید: «یک کلمه از خدا، یک کلمه از پیغمبر، یک جمله از قیامت، یک کلمه از معنویت و سلوک الی الله و محبت به خدا، گاهی ممکن است از شما به عنوان دبیر ریاضی یا دبیر ادبیات یا معلم کلاس اول دبستان یا دوم دبستان صادر شود که از صد ساعت حرف زدن در شکل‌های دیگر اثرش بیشتر باشد».

همین نگاه آیت‌الله خامنه‌ای در مقدمه کتاب‌های درسی نیز تکرار شده است. چنانکه در مقدمه کتاب ریاضی کتاب اول دبستان آمده است، «ریاضیات مقدمه‌ای است برای آموزش مجردات که الهیات را به یاد ما می‌آورد و به معارف عالم بالا شباهت دارد».

هایده روش، کارشناس مسایل آموزشی براین باور است در حالی که نگاه ایدئولوژیک بر نظام آموزشی سایه انداخته، نظام آموزش و پرورش با مشکلات عدیده‌ و ابتدایی روبرو است که کمبود معلم، آماده نبودن کتاب‌های درسی در شروع سال تحصیلی، ترک تحصیل دانش‌آموزان و افت تحصیلی بخشی از این مشکلات است.

خانم روش می‌گوید: «طبق آمار وزارت آموزش و پرورش ساختمان نزدیک به ۳۰ درصد از مدارس ایران مناسب تحصیل نیست و خطر ریزش سقف‌ها وجود دارد و ترمیم و نوسازی نشدند. همچنین سیستم گرمایی و خنک کننده برای مناطق گرمسیر و سردسیر وجود ندارد یا کافی نیست. مدارس به تجهیزات لازم آموزشی مانند آزمایشگاه، رایانه و سیستم‌های مدرن آموزشی مجهز نیستند و تراکم کلاس‌ها بالاست».

خانم روش معتقد است: «سیستم آموزشی، جدا از نظام حکومتی نیست. آن چیزی که این سند تحول آموزش و پرورش یا هر سند دیگری را پیش می‌برد در واقع بینی و تداوم آن است که چنین چیزی در این سند مشاهد نمی‌شود چنانکه طی ده سال، هشت وزیر آموزش و پرورش در ایران داشتیم. یعنی هر فردی که به این وزاتخانه وارد شده به طور متوسط یک سال و سه ماه وزیر بوده وهر چقدر هم این فرد با دانش و توانمند باشد در این مدت کوتاه چه کار می‌تواند بکند؟ از این رو تداوم در مدیریت آموزش و پرورش نیست و تا وقتی که حکومت اولویت اولش ایدئولوژیک هست، امیدی به بهبودی سیستم آموزشی نیست.»