نگاهی به پرچمداران ایران در المپیک؛ از رژه دانشجویان جلوی هیتلر تا حضور پررنگ زنان

منبع تصویر، Getty Images
- نویسنده, بهناز میرمطهریان
- شغل, خبرنگار
پرچمداری کاروان ورزشی ایران در رقابتهای المپیک، اغلب برای ورزشکاران از اهمیت بالایی برخوردار است. خیلی از آنها از این موضوع به عنوان افتخاری در کارنامه ورزشی خود یاد میکنند و حمل پرچم ایران را اتفاق خوشایندی میدانند.
همین موضوع هم گاهی حاشیههایی بر سر انتخاب پرچمدار به وجود آورده است و در بسیاری مواقع هم اتفاقات ماندگاری را رقم زده است.
حکایتهای پرچم و پرچمداران از آن دست مواردیست که در آستانه المپیک نمیتوان از آن غافل شد. به همین بهانه در آستانه المپیک ۲۰۲۴ پاریس، نگاهی داریم به آنچه بر پرچمداران ایران در تاریخ المپیک گذشته است.
آغاز پرچمداری کاروان المپیک ایران با رژه مقابل هیتلر
پرچمداری ورزشکاران ایران در رقابتهایی در سطح المپیک به المپیک تابستانی ۱۹۳۶(۱۳۱۵ شمسی) برلین برمیگردد. مسابقاتی که با نام «بازیهای المپیاد یازدهم» شناخته میشود.
ماجرا از این قرار بود که در بهار ۱۳۱۵، آدولف هیتلر دعوتنامهای برای شرکت در المپیک ۱۹۳۶ برلین برای رضا شاه پهلوی فرستاد. رضا شاه نمیخواست این دعوت را بیپاسخ بگذارد و به همین دلیل از دانشجویان ایرانی که با بورسیه دولت ایران در پاریس تحصیل میکردند، خواسته شد که تنها در مراسم رژه از برابر هیتلر شرکت کنند.
در همین مسابقات بود که اسماعیل مرآت، در ۴۴ سالگی پرچمدار اولین کاروان ورزشی ایران در المپیک شد.
او به عنوان رئیس اداره تعالیم عالیه در وزارت معارف و مسئول گروه دانشجویان ایرانی در فرانسه، پرچمدار گروه ایران در ورزشگاه المپیک برلین بود. مرآت در سالهای بعد وزارت فرهنگ و بهداری را پذیرفت.

منبع تصویر، Getty Images
نادر باتمانقلیچ، رئیس شهربانی در دهه ۳۰، در کتاب خاطراتش ضمن اشاره به این موضوع نوشته است: «در ضیافت هیتلر در جمع ژانگولرها، مرآت، سالار گروه بوده است!»
حین همین رژه بود که به دلیل نرسیدن صفحه سرود ملی ایران، آهنگی از قمرالملوک وزیری به جای سرود ملی ایران پخش شد.
این ماجرا نسبت به ماجرای پخش سرود عمو سبزیفروش به جای سرود ملی، در رژه دانشجویان عهد احمدشاه مقابل امپراتور آلمان البته پیشرفت قابل ملاحظهای بود. هرچند که ماجرای عموسبزیفروش به نوعی اعتراض به اجبار برای حضور در رژه به حساب میآمد.
دکتر جلال گنجی، فرزند سالار معتمد گنجی نیشابوری، از دانشجویان صد سال قبل در آلمان قبل از هیتلر این ماجرا را در فصلنامه رهاورد، اینطور نقل کرده است: «ما هشت دانشجوی ایرانی بودیم که در آلمان در عهد احمدشاه تحصیل میکردیم، روزی رئیس دانشگاه گفت باید از جلوی امپراتور آلمان رژه بروید، بهانه آوردیم اما قبول نکردند! بالاخره به فکر عموسبزیفروش افتادیم که همه بلد بودند. قرار گذاشتیم بخوانیم و چون کسی سرود ملی ما را نمیدانست، در مراسم رژه چنین کردیم!»
«روز رژه با یونیفورم یک شکل و یکرنگ از مقابل امپراتور آلمان، عمو سبزیفروشخوانان رژه رفتیم. پشت سر ما دانشجویان ایرلندی در حرکت بودند. از بله گفتن ما به هیجان آمدند و بله را با ما همصدا شدند، بهطوری که صدای بله در استادیوم طنینانداز شد و امپراتور هم به ما ابراز تفقد فرمودند و داستان به خیر گذشت.»
ایران اما به شکلی که امروز میبینیم از سال ۱۹۴۸ در مسابقات المپیک شرکت کرد که پرچمدار کاروان ایران، مصطفی بهارمست، نماینده انجمن ورزشی ارتش در کاروان اعزامی ایران بود.
در سالهای پیش از انقلاب آوانس مگردومیان، اسکیباز، با سه بار پرچمداری در سالهای ۱۹۶۴،۱۹۶۸ و ۱۹۷۲، رکورددار پرچمداری ایران در المپیک است.
بعد از او محمود نامجو، وزنهبردار، تجربه دو بار پرچمداری در المپیک ۱۹۵۲ و ۱۹۵۶ را در کارنامه خود دارد. نامجو البته اولین ورزشکاری به حساب میآید که در مراسم افتتاحیه پرچم ایران را در دست داشت و توانست مدال هم بگیرد.
ماجرای پرچمداری غلامرضا تختی هم از ماجراهای پر سروصدای سالهای پیش از انقلاب ۵۷ ایران است. او در المپیک ۱۹۶۰ رم به عنوان پرچمدار انتخاب شد اما پرچم را به جعفر سلماسی، مربی تیم وزنهبرداری سپرد که از او مسنتر و پیشکسوت کاروان بود.
چهار سال بعد و در المپیک ۱۹۶۴ توکیو، بار دیگر تختی به عنوان پرچمدار انتخاب شده بود اما ناگهان در همان ورزشگاه ملی توکیو پرچم را از او گرفتند و چون هیچ یک از ورزشکاران دیگر حاضر نشد به جای تختی پرچم را بگیرد، پرچم را به نصرتالله شاهمیر، رئیس وقت فدراسیون شنا سپردند که کاروان ایران را همراهی میکرد.
سیمون فرزامی از پرچمدارانی بود که عاقبت خوشی نداشت.
او از یهودیان ایران بود که با تابعیت دوگانه ایرانی- سوئیسی، در بازیهای المپیک زمستانی ۱۹۵۶ ایتالیا، به عنوان یکی از پرسنل کاروان، پرچمدار ایران شد. فرزامی اما بعد از انقلاب، دستگیر و به پس از شش ماه به اتهام «جاسوسی» اعدام شد.
ابوالفضل انوری، عبدالله موحد و مسلم اسکندر فیلابی از کشتیگیرانی بودند که در سالهای ۱۹۶۸، ۱۹۷۲ و سال ۱۹۷۶ پرچمدار کاروان ورزشی ایران در المپیک بودند.
ماجرای انتخاب پرچمدارهای کاروان ایران بعد از انقلاب ۵۷

منبع تصویر، Getty Images
پرچمداری ورزشکاران در کاروان المپیکی ایران، در سالهای بعد از انقلاب ۵۷، فصل متفاوتی از پرچمداری به شمار میآمد، تا جایی که در المپیک ۱۹۸۸ سئول، اولین المپیک بعد از انقلاب، انتخاب حسن زاهدی، تکواندوکار به عنوان پرچمدار، بدون هیچ متر و معیاری از عجیبترین انتخابها بود.
اول اینکه زاهدی برای اولین دوره بود که در مسابقات المپیک حضور پیدا میکرد و دیگر اینکه با توجه به اینکه تکواندو برای ایران جزو رشتههای رقابتی نبود، حضور زاهدی صرفاَ حضوری نمایشی بود.
در نهایت هم او به دلیل نرسیدن به وزن قانونی بدون مسابقه دادن با حریفان از دور بازیها کنار رفت.
بعد از او علیرضا سلیمانی، کشتیگیر سنگینوزن ایران در المپیک ۱۹۹۲ بارسلونا، پرچمدار شد که در وزن ۱۳۰ کیلوگرم کشتی آزاد به رتبه ششم رسید.
لیدا فریمان، اولین زن پرچمدار کاروان ایران بود که در المپیک ۱۹۹۶ آتلانتا، در رشته تیراندازی در این رقابتها حاضر شد.
انتخاب او هم با توجه به اینکه صبح بعد از مراسم افتتاحیه باید مسابقه میداد، انتخاب عجیبی بود.
تا جایی که او به دلیل حضور در مراسم افتتاحیه و حمل پرچم مجبور شده بود شب قبل از مسابقه تا ساعت ۳ بیدار بماند و صبح روز بعد که در مسابقه شرکت کرد، به دلیل کمبود خواب نتوانست نتیجه مطلوبی کسب کند.
پرچمداری نه تنها موجب توجه بیشتر به او و ورزش زنان نشد، که فریمان خیلی زود مجبور شد ورزش را رها کند.
او در مصاحبهای به خبرگزاری ایلنا گفته بود: «در بازی های آسیایی هیروشیما به من گفتند کاری میکنیم که دیگر اسمی از تو در ورزش نباشد. من هم از هیروشیما که آمدم ورزش را رها کردم و رفتم دنبال کارم.»
بعد از لیدا فریمان، بار دیگر پرچم به دست مردان سپرده شد، امیررضا خادم و آرش میراسماعیلی، دو پرچمدار بعدی در سالهای ۲۰۰۰ و ۲۰۰۴ بودند.
خادم آخرین حضورش در المپیک را تجربه میکرد و با کسب رتبه چهارم به کار خود پایان داد و بعد از آن رییس فدراسیون کشتی شد.
آرش میراسماعیلی هم که در همان المپیک ۲۰۰۴ آتن، به حریف اسرائیلی خورد و حاضر به مسابقه نشد.
بعد از المپیک آتن و بار دیگر در المپیک ۲۰۰۸ پکن، مسئولان ورزشی جمهوری اسلامی به فکر انتخاب یک زن به عنوان پرچمدار افتادند.
این در حالی بود که مسئولان کمیته ملی المپیک حسین رضازاده و هادی ساعی را به عنوان پرچمدار انتخاب کرده بودند اما نصرالله سجادی سرپرست کاروان ورزشی ایران گفته بود چون ساعی و رضازاده در زمان افتتاحیه نمیتوانستند در دهکده بازیها حاضر باشند، پرچم به هما حسینی، ورزشکار رشته قایقرانی، سپرده شود.
او هم سرنوشت خوبی نداشت و خیلی زود ورزش را کنار گذاشت.

منبع تصویر، Getty Images
خانم حسینی یک سال پس از برگزاری مسابقات المپیک به دلیل مشکلات موجود در قایقرانی از تیم ملی کنارهگیری کرد و احمد دنیامالی، رییس وقت فدراسیون قایقرانی هم مانع او نشد.
هما حسینی در بهمن ۱۳۹۱ در مصاحبهای با خبرگزاری مهر بعد از اشاره به مشکلاتی که پیش رو داشته، به این نکته اشاره کرده بود که احمد دنیامالی به او گفته است حق نداری دست به پارو بزنی.
حسن شمشکی، باقر کلهر، علیداد ساوه شمشکی، مرجان کلهر، حسین ساوه شمشکی، سمانه بیرامی باهر و عاطفه احمدی از پرچمداران المپیک زمستانی در سالهای پس از انقلاب بودند.
از میان اینها عاطفه احمدی، پرچمدار ایران در المپیک زمستانی ۲۰۲۲ توکیو و پدیده اسکی ایران، یک سال بعد از المپیک به آلمان پناهنده شد.
علی مظاهری، ورزشکار بوکس و زهرا نعمتی، ورزشکار تیراندازی با کمان هم از دیگر پرچمداران ایران در سالهای ۲۰۱۲ و ۲۰۱۶ بودند که نعمتی اولین ورزشکار پارالمپیکی است که پرچمدار کاروان ورزشی ایران بوده است.
از المپیک ۲۰۲۰ توکیو که کمیته بینالمللی المپیک تصمیم گرفت برای برابری حقوق زنان و مردان، دو پرچمدار زن و مرد در کنار یکدیگر پرچمدار کاروانهای ورزشی باشند، ایران هم صمد نیکخواه بهرامی، عضو تیم ملی بسکتبال و هانیه رستمیان در رشته تیراندازی را به عنوان پرچمدار انتخاب کرد.
حالا هم در آستانه المپیک ۲۰۲۴ پاریس، ندا شهسواری، در رشته پینگپنگ و مهدی الفتی در رشته ژیمناستیک به طور مشترک پرچمداران ایران در مراسم افتتاحیه و فاطمه مجلل، در رشته قایقرانی، پرچمدار ایران در مراسم اختتامیه خواهد بود.














