حالا، بعداً یا هرگز؛ سه گزینه‌ پیش روی ایران برای پاسخ به حملات آمریکا

دود ناشی از حمله موشکی ایران به اسرائیل در تل‌آویو، ۲۲ ژوئن ۲۰۲۵

منبع تصویر، Reuters

توضیح تصویر، ایران و اسرائیل پس از حملات شبانه آمریکا همچنان به تبادل موشکی ادامه دادند
    • نویسنده, فرانک گاردنر
    • شغل, خبرنگار امنیتی بی‌بی‌سی

ایران در واکنش به حملات هوایی شبانه آمریکا به سه مرکز هسته‌ای خود، به‌شدت ابراز خشم کرده و وعده داده است که این حملات «عواقب ابدی» خواهد داشت.

اما فراتر از شعارها، در پشت درهای بسته در بالاترین سطوح ساختار امنیتی و اطلاعاتی ایران بحث‌های داغی در جریان است.

این پرسش محوری مطرح است: آیا جنگ را با حملات تلافی‌جویانه به منافع آمریکا تشدید کند یا — همان‌طور که رئیس‌جمهور آمریکا، دونالد ترامپ، خواسته — مذاکره را بپذیرد؛ که عملاً به معنی توقف کامل غنی‌سازی هسته‌ای در داخل ایران خواهد بود؟

این بحث در فضایی انجام می‌شود که بسیاری از فرماندهان ارشد ایران با نگرانی پشت سر خود را نگاه می‌کنند؛ نگران از اینکه هدف بعدی حملات دقیق اسرائیل باشند یا کسی در حلقه نزدیکان، اطلاعاتشان را به موساد، سازمان جاسوسی اسرائیل، لو داده باشد.

به‌طور کلی، اکنون سه مسیر اصلی پیش روی ایران است؛ هیچ‌کدام بدون خطر نیست و در مرکز تصمیم‌گیری‌ها، بقای نظام جمهوری اسلامی قرار دارد.

گزینه نخست: پاسخ سخت و فوری

بسیاری در داخل خواهان انتقامی خونین هستند. ایران ابتدا توسط اسرائیل و حالا توسط «شیطان بزرگ» یعنی آمریکا تحقیر شده است.

تبادل آتش با اسرائیل اکنون به دهمین روز رسیده است، اما حمله مستقیم به آمریکا سطح کاملاً جدیدی از خطر را هم برای ایران و هم برای کل منطقه به همراه خواهد داشت.

برآوردها نشان می‌دهد ایران هنوز حدود نیمی از زرادخانه موشکی اولیه خود — حدود ۳ هزار موشک — را حفظ کرده و باقی را در حملات متقابل با اسرائیل مصرف کرده یا از دست داده است.

ایران فهرستی از حدود ۲۰ پایگاه آمریکایی در خاورمیانه در اختیار دارد. یکی از نزدیک‌ترین و مشخص‌ترین اهداف، ستاد عظیم ناوگان پنجم نیروی دریایی آمریکا در مینا سلمان بحرین است. با این حال، تهران ممکن است از حمله به کشوری عربی همسایه خودداری کند. محتمل‌تر این است که از نیروهای نیابتی‌اش در عراق و سوریه استفاده کند تا پایگاه‌های منزوی‌تر آمریکا — مانند التنف، عین‌الاسد یا اربیل — را هدف بگیرند؛ کاری که ایران در گذشته نیز انجام داده است.

هنگامی که ترامپ در سال ۲۰۲۰ دستور ترور قاسم سلیمانی، فرمانده نیروی قدس را صادر کرد، ایران در پاسخ نیروهای آمریکایی در عراق را هدف قرار داد، اما با هشدار قبلی از تلفات جانی جلوگیری کرد. این بار شاید چنین هشدار قبلی ندهد.

تصویر ماهواره‌ای: تصاویر قبل و بعد از حمله آمریکا به تأسیسات هسته‌ای فردو در نزدیکی قم – ۲ ژوئن و ۲۲ ژوئن ۲۰۲۵

منبع تصویر، Reuters

توضیح تصویر، تصویر ماهواره‌ای: تصاویر قبل و بعد از حمله آمریکا به تأسیسات هسته‌ای فردو در نزدیکی قم – ۲ ژوئن و ۲۲ ژوئن ۲۰۲۵

تهران همچنین می‌تواند با استفاده از پهپادها و قایق‌های تندرو موشک‌انداز حملات «گروهی» به ناوهای آمریکایی انجام دهد؛ روشی که نیروی دریایی سپاه پاسداران طی سال‌ها بارها تمرین کرده است.

هدف این حملات، غلبه بر سامانه‌های دفاعی ناوهای آمریکایی از طریق حجم بالای حملات خواهد بود. همچنین می‌تواند از متحدانش در یمن یعنی حوثی‌ها بخواهد حملات به کشتی‌های غربی که بین اقیانوس هند و دریای سرخ تردد می‌کنند را از سر بگیرند.

ایران اهداف اقتصادی را هم در نظر دارد. بزرگ‌ترین و تأثیرگذارترین گزینه بستن تنگه راهبردی هرمز است که بیش از ۲۰ درصد نفت جهان روزانه از آن عبور می‌کند. این کار می‌تواند با مین گذاری دریایی و ایجاد خطرات کشنده برای ناوها و کشتی‌های تجاری انجام شود.

افزون بر این، ایران در کنار کره شمالی، روسیه و چین توانمندی‌های پیشرفته سایبری دارد و وارد کردن بدافزارهای مخرب به شبکه‌های حیاتی آمریکا یکی از گزینه‌های محتمل است.

عباس عراقچی پشت تریبون سخنرانی

منبع تصویر، AFP via Getty Images

توضیح تصویر، عباس عراقچی، وزیر امور خارجه ایران، گفت که دونالد ترامپ، رئیس جمهور آمریکا، به کشورش «خیانت» کرده است

گزینه دوم: تلافی در زمان مناسب

این گزینه یعنی انتظار تا فروکش کردن بحران فعلی و اجرای حمله غافلگیرانه در زمانی که پایگاه‌های آمریکا دیگر در حالت آماده‌باش کامل نیستند.

چنین حمله‌ای می‌تواند شامل هدف قرار دادن هیئت‌های دیپلماتیک، کنسولگری‌ها یا مراکز تجاری آمریکا باشد یا حتی به ترور اشخاص خاص گسترش یابد. البته ریسک این مسیر آن است که احتمالاً موج جدیدی از حملات آمریکا را به‌دنبال خواهد داشت، درست در زمانی که ایرانی‌ها دوباره به زندگی عادی بازمی‌گردند.

گزینه سوم: عدم تلافی

این مسیر نیازمند خویشتنداری زیادی خواهد بود، اما می‌تواند از حملات بیشتر آمریکا جلوگیری کند. تهران حتی می‌تواند گزینه بازگشت به میز مذاکره را انتخاب کند؛ هرچند وزیر خارجه ایران تأکید کرده که ایران هیچ‌گاه مذاکرات را ترک نکرده بود و این آمریکا و اسرائیل بودند که آن را به بن‌بست کشاندند.

با این حال، آغاز دوباره مذاکرات آمریکا و ایران در مسقط، رم یا هرجای دیگر تنها در صورتی معنا خواهد داشت که ایران بپذیرد شرط اصلی واشنگتن و تل‌آویو را رعایت کند: یعنی ادامه برنامه هسته‌ای غیرنظامی در ازای ارسال همه اورانیوم برای غنی‌سازی به خارج از کشور.

با وجود این، انجام ندادن هیچ اقدام تلافی‌جویانه پس از ضربه‌ای چنین سنگین، می‌تواند حکومت ایران را در نگاه مردم ضعیف نشان دهد؛ به‌ویژه پس از هشدارهای تند پیشین درباره پیامدهای هرگونه حمله آمریکا. در نهایت ممکن است تهران به این نتیجه برسد که خطر از دست دادن کنترل داخلی بیشتر از هزینه حملات احتمالی بعدی آمریکا باشد.