مسقط یا استانبول؟ مسئله این نیست

منبع تصویر، Getty Images
- نویسنده, بهمن کلباسی
- شغل, بیبیسی- نیویورک
خبرهای برگزاری دور جدید مذاکرات ایران و آمریکا بازار حدسوگمان در مورد انگیزه طرفها برای چنین گفتوگویی را گرم کرده است. احتمال توافق، آن هم در فضای پس از کشتار هولناک هزاران معترض به دست جمهوری اسلامی، این گمانهزنیها را بیشتر کرده است.
مذاکرهای که میانجیگران در منطقه از ترکیه و مصر تا قطر و عمان نقش کلیدی در فراهم کردن مقدمات آن بازی کردند و در آغاز قرار بود با حضور وزیران خارجه این کشورها روز جمعه در استانبول برگزار شود. اما مقامهای جمهوری اسلامی ناگهان به جای ترکیه خواستار دیدار در مسقط پایتخت عمان شدند. آنها همچنین گفتند ملاقات باید دوجانبه باشد نه چندجانبه.
خواستهای که نشریه آنلاینی اکسیوس نوشت سبب نارضایی آمریکاییها شده و خبر از لغو قرار مذاکره در روز جمعه داد.
این گزارش چند ساعت بعد با نقل قولی جدید از مقامهای آمریکا بهروز شد. اینبار مقامهای کاخ سفید گفتند با اصرار کشورهای عرب منطقه تصمیم به رفتن به مسقط گرفته شده تا به حرفهای وزیر خارجه جمهوری اسلامی گوش بدهند؛ با اینکه تاکید کردند به نتیجهبخش بودن مذاکرات خوشبین نیستند.
گفتوگوهایی که عباس عراقچی و استیو ویتکاف نماینده دونالد ترامپ به همراه جرد کوشنر، داماد دونالد ترامپ، در آن شرکت خواهند کرد.
اختلافها البته تنها بر سر محل گفتوگو نبوده است. اینکه موضوع اصلی این مذاکرات چه باشد هم از همان آغاز عمق شکاف را روشن کرد.
مقامهای جمهوری اسلامی اصرار دارند تنها بر سر برنامه هستهای صحبت کنند در حالی که وزیر خارجه آمریکا روز چهارشنبه گفت برد موشکهای ایران و حمایت جمهوری اسلامی از نیروهای نیابتی هم به باید به بحث گذاشته شود. مارکو روبیو همچنین نوع رفتار جمهوری اسلامی با مردم ایران را یکی از موضوعاتی خواند که باید در دستور کار قرار بگیرد.اشارهای به کشتار بیسابقه معترضان به دست جمهوری اسلامی. آقای روبیو احتمال رسیدن به یک توافق را کم دانست ولی گفت آمریکا قصد دارد همه تلاشش را بهکارگیرد.
جی دی ونس، معاون رئیسجمهور آمریکا، هم گفت دیپلماسی با ایران بسیار مشکل است چون همه تصمیمها را رهبر جمهوری اسلامی میگیرد ولی دونالد ترامپ، بر خلاف روابطش با رهبران چین و روسیه، نمیتواند با علی خامنهای مستقیما مذاکره کند.
نشانی آشکار از اینکه کشمکش بر سر محل مذاکره، در مقایسه با فاصله مواضع دو طرف در موضوعات اصلی، دستاندازی کوچک است.

منبع تصویر، Getty Images
مارک فیتزپتریک. پژوهشگر موسسه بینالمللی مطالعات استراتژیک، به بیبیسی فارسی گفت: «من بخت بسیار کمی برای از میان رفتن اختلافها در چهار خواستهای که ترامپ طرح کرده میبینم: «خارج کردن اورانیوم غنیسازیشده از ایران، دوم منع کامل غنیسازی در ایران، سوم کاهش چشمگیر برد موشکهای بالستیک و چهارم پایان حمایت جمهوری اسلامی از گروههای نیابتی در منطقه. در میان این چهار مورد تنها بیرون فرستادن اورانیوم غنیسازیشده از خط قرمزهای مقامهای ایران عبور نمیکند.»
آیا ورود ناوگان ارتش آمریکا به منطقه در کنار خشم ناشی از سرکوب تکاندهنده و خونبار معترضان در ایران و البته اقتصاد روبهزوال کشور، مقامهای جمهوری اسلامی را به امتیازدهی بیشتر در پرونده هستهای وادار خواهد کرد؟ و اگر چنین شود آیا دولت ترامپ حاضر است به وعدههای ایران در مورد برنامه موشکی و حمایت از گروهها و شبهنظامیان منطقهای بسنده کند و با بیاعتنایی به کشتار و بازداشت گسترده معترضان با اعلام یک پیروزی پرونده اقدام نظامی علیه جمهوری اسلامی را ببندد؟ یا همانطور که بیشتر کارشناسان پیشبینی کردهاند این گفتوگوها بهسرعت به بنبست خواهد رسید و دونالد ترامپ باید برای حمله نظامی آماده شود؟
علی واعظ، مدیر پروژه ایران و مشاور رئیس گروه بینالمللی بحران، میگوید تغییر محل دیدار و کنار گذاشته شدن کشورهای منطقه از گفتوگوها احتمالا ناشی از نگرانی مقامیهای حکومت از همراهی دیگر کشورها با آمریکا و طرح مطالبات منطقهای در روز اول مذاکرات بوده است. او معتقد است جمهوری اسلامی امیدوار است که گفتوگو با طرف آمریکایی در مسقط امکان رسیدن به چارچوب موضوعات قابلمذاکره را فراهم کند و خارج از تصور نیست که مرحله بعد در ترکیه و با حضور کشورهای منطقه برگزار شود.
آقای واعظ در مورد محتوای مسائل مورد اختلاف به ویژه پرونده هستهای این احتمال را ممکن میداند که «تهران انعطاف بیشتر نشان دهد چون در پی جنگ دوازده روزه و آسیبهای جدی به تاسیسات هستهای ایران واقعیتهای این برنامه تغییر کرده است. نه سانتریفیوژی در ۸ ماه گذشته چرخیده و نه یک گرم اورانیم غنیسازیشده در این مدت تولید شده است. در نتیجه غنیسازی صفر که آمریکا میخواهد در عمل رخ داده و ممکن است ایران ضمن تاکید بر حق غنیسازی متعهد شود که این واقعیت ۸ ماه گذشته را تغییر ندهد.»
موضوع برد موشکها البته پیچیدهتر است ولی غیرممکن نیست که مقامهای جمهوری اسلامی، مثل گذشته، تعهد کنند که برد آنها فراتر از ۲ هزار کیلومتر نرود؛ میزانی که نگرانی اسرائیل را برطرف نخواهد کرد.

منبع تصویر، Getty Images
در مورد گروههای نیابتی هم میتوان پیشنهاد یک فهم مشترک را تصور کرد که بر اساس آن ایران و گروههای متحدش، از یک طرف و آمریکا از سوی دیگر به توقف حمله به مواضع و نیروهای هم متعهد میشوند. این راه حل میانی هم برای اسرائیل، که خواستار خلع سلاح همه نیروهای نیابتی، از جمله حزبالله است، کافی نخواهد بود.
اختلافهایی که حتی اگر با وجود همه دستاندازها در اتاق مذاکره دوجانبه ایران و آمریکا حل شود در بیرون با مخالفت بنیامین نتانیاهو، نخستوزیر اسرائیل، و حامیانش در واشنگتن روبهرو خواهد شد.
آیا چنین توافق احتمالی برای دونالد ترامپ به اندازه کافی جذاب است که بر سر آن با متحد بسیار نزدیکش، اسرائیل، اصطکاک پیدا کند؟ پاسخ به احتمال زیاد منفی است.
مگر اینکه عدم توافق به معنای اجتنابناپذیری یک درگیری نظامی با جمهوری اسلامی باشد. در آن صورت پرسش این خواهد بود: آیا فرماندهان ارتش آمریکا جنگی را که بهسرعت به نتیجه برسد شدنی میدانند؟ و اگر نمیدانند و چنین یورشی هزینههای مالی و جانی برای ارتش آمریکا به بار بیاورد، آیا دونالد ترامپ حاضر است هزینه سیاسی آن را بپردازد؟ یا با توجه به نارضایی زیاد افکار عمومی در آمریکا از او، آنهم درست ۸ ماه پیش از انتخابات سرنوشتساز کنگره، ترجیح میدهد اکثریت مردم آمریکا را، که براساس نظرسنجیها بهشدت با یک جنگ دیگر مخالفند، خشمگینتر نکند؟
البته توافق با حکومتی هم، که دست به بزرگترین کشتار مردم معترض در تاریخ معاصر ایران زده، بیهزینه نخواهد بود. هم صدای اعتراض بعضی جمهوریخواهان و بخشی از دموکراتها بلند خواهد شد و هم نارضایی شدید بخش بزرگی از ایرانیان در آمریکا را در پی خواهد داشت. به ویژه بسیاری بار دیگر خواهند پرسید «وعده کمک به تظاهرکنندگان که دونالد ترامپ داده بود چه شد؟»
تا همینجا هم یاری ندادن به معترضان و قرار گفتوگوی آمریکا با ایران سبب خشم بسیاری از ایرانیان مخالف جمهوری اسلامی شده است.
به نظر میرسد حتی درصدی از آن بخش از جامعه ایرانی که در گذشته از حل دیپلماتیک اختلافهای تهران و واشنگتن استقبال میکردند حالا به هرگونه گفتوگو و صد البته یک توافق نگاهی بسیار منفی دارند.
رفتار آقای ترامپ در دوره پیشین ریاستجمهوریاش و یک سال گذشته نشان میدهد که نارضایی اقلیتهای نژادی و مذهبی در آمریکا چندان در حسابوکتابهای او تاثیر ندارد. در این فرآیند دیدگاههای درون دولتش، تاثیرگذاری کشورهایی که با او رابطه نزدیک دارند و اعتراضهای حامیانش، عوامل اصلیاند.


































