داستان عجیب آکسفورد؛ وقتی قهرمان آمریکای جنوبی راهی تیم دسته چهارمی انگلیس شد

منبع تصویر، Steve Daniels
- نویسنده, املین بگلی
- شغل, بیبیسی
«فراتر از ورزش» بخشی از مطالب ورزشی بیبیسی هستند که داستانهای شگفتانگیز ورزشکاران یا مسابقاتی را روایت میکند که کمتر شنیدهاید. فهرست مطلبهای فراتر از ورزش را دنبال کنید.

بیست سال پیش ستارهای که قهرمانی کوپا لیبرتادورس را در کارنامه داشت، هدایت تیم دسته چهارمی آکسفورد یونایتد را به عهده گرفت.
شش ماه بعد رامون دیاز و هفت مردی که در کنارش باقی مانده بودند را حتی به ورزشگاه هم راه ندادند.
آن زمان بعید به نظر میرسید که کسی به سرمربی سابق باشگاه ریورپلاته که برای تیم ملی آرژانتین، ریورپلاته، اینتر میلان، موناکو و تعدادی باشگاه دیگر بازی کرده بود و جام قهرمانی معتبرترین رقابتهای باشگاهی آمریکای جنوبی را بالای سر برده بود، به آکسفورد یونایتد ملحق شود و آنجا برنده جایزه بهترین مربی ماه لیگ دو (دسته چهارم فوتبال انگلیس) شود.
بخش ورزشی بیبیسی داستان عجیب این مرد را با کمک بازیکنان سابقش استیو بشام، کریس تاردیف و لوکاس کومینلی و همچنین جروم سیل، خبرنگار بیبیسی در آکسفورد، در کنار ژان مارک گویران که به عنوان دستیار، مترجم و مدیر اجرایی غیررسمی این مربی عمل میکرد، روایت میکند.
آغاز ماجرا؛ «اینها کی هستند؟»

منبع تصویر، Darrell Fisher
دسامبر ۲۰۰۴ بود. آکسفورد یونایتد، قهرمان سال ۱۹۸۶ جام اتحادیه انگلیس، اوضاع ناجوری داشت. این تیم از سال ۱۹۹۹ تا آن موقع از دسته دوم به دسته چهارم سقوط کرده بود و روند نزولی این تیم ادامه داشت که فیروز کسام، مالک تیم، گراهام ریکس را اخراج کرد.
کسام، مالک نامحبوب باشگاه، کریس ترنر، مربیای که آن موقع بیکار بود، را برای دیدن بازی تیم مقابل سوانزی (که با شکست یک بر صفر همراه شد) دعوت کرد. آن موقع بسیاری از مردم از جمله نشریه آکسفورد میل و شماری از بازیکنان، فکر میکردند که او مربی جدید تیم است.
اما بجای آن در تصمیمی «بسیار عجیب» به گفته بشام، مهاجم سابق تیم: «پنج یا شش نفر پشت سر هم داخل رختکن آمدند و همگی جلوی ما صف کشیدند در حالی که غیر از یک نفر مترجم هیچکس انگلیسی بلد نبود.»
گویران نیز گفت: «همه بازیکنان با چشمانی که از تعجب گشاد شده بود، میخواستند بدانند که اینها چه کسانی هستند.»
آن مردان، دیاز، سرمربی هوراشیو رودریگز، یک مربی دیگر ماکروویچ، پابلو فرناندز مربی بدنسازی، دکتر رافائل جولتی و جانلوکا لاکوپی مترجم بودند.
اما کمی صبر کنید؛ چه کسی آنها را آورده بود؟ ماجرا از موناکو آغاز شد، جایی که کسام و گویران زندگی میکردند و دیاز هم به خاطر باشگاهی که در آن بازی میکرد، خانه داشت.
کسام سراغ دوست دوستش رفت؛ گویران که به عنوان مدیر برنامه و مشاور فوتبالی کار میکرد و از او خواست که برایش یک مربی پیدا کند. مربی مورد نظر دیاز بود که در سال ۲۰۰۲ ریور پلاته را ترک کرده بود.
آن موقع گزارشهای زیادی منتشر شد که دیاز برای کار در آکسفورد یونایتد حقوق نمیگیرد و کسام گفت: «به او قول داده شده که در صورت موفقیت سهام باشگاه را دریافت خواهد کرد.»
اما گویران ۲۰ سال پس از ماجرا میگوید که بجای باشگاه این «فیورکا»، شرکت کسام، بود که حقوق دیاز و حق مشاوره او در موناکو را پرداخت.
اما سئوالی که همه میپرسند: چرا یک مربی با پنج جام در آرژانتین و یک قهرمانی کوپا لیبرتادورس به تیم دسته چهارمی آکسفورد آمد؟
گویران میگوید که این بخشی از پروژه رساندن تیم به لیگ برتر طی پنج سال بود، ولی پس از یک پایان تلخ، دیاز که الان سرمربی کورینتیانس برزیل است، نه تنها در انگلیس که دیگر در اروپا هم کار نکرد.
تاردیف، دروازهبان تیم، میگوید: «اوایل ورود آنها صحبتهای زیادی در مورد گسترش ظرفیت ورزشگاه شنیده میشد، این که قرار است سکوهایی پشت دروازه ساخته شوند و تیم به لیگ برتر برسد.»
تمرینات چگونه تغییر کرد؟
سال ۲۰۴۴ سرمایهگذاری خارجی چندانی در دستههای پایین لیگ انگلیس به چشم نمیخورد و به همین دلیل هم شوک فرهنگی ناشی از آن قضیه به مراتب بزرگتر از حالا بود.
بسیاری از بازیکنان خودشان را با شیوههای جدید تمرین وفق دادند و شماری هم به مشکل خوردند. بشام که از سال ۲۰۰۲ تا ۲۰۰۷ برای این باشگاه بازی کرد، میگوید: «خیلی جلوتر از زمان خودشان بودند. آنها با اندیشههایی آمدند که دو، سه یا حتی چهار سال بعد در فوتبال انگلیس مد شد، بهخصوص در دستههای پایینتر.»
با این که دیاز روی همه چیز نظارت داشت، رودریگز هم نقش پررنگی در هدایت تیم داشت. برخی از افراد نزدیک به باشگاه میگویند که رودریگز بیشتر نقش یک سرمربی سنتی را داشت و دیاز تقریبا مدیر فوتبالی باشگاه به شمار میرفت.
دیاز و مربیانش به انگلیسی دست و پا شکسته حرف میزدند و بنابراین ارتباطشان با بازیکنان از طریق مترجم بود. اما گویوران که در تمرینات داخل زمین هم دخیل بود، میگوید که دیاز سرمربی بود و خودش تصمیمهای آخر را میگرفت.
بشام گفت: «او (دیاز) وارد تمرین میشد و به شیوه خودش ما را به تحرک وامیداشت. این شیوهای کاملا متفاوت بود اما جواب میداد. او به صورت فیزکی شما را به حرکت درمیآورد. خودش میدوید و شما هم مجبور بودید پا به پای او حرکت کنید.»
گویران گفت: «فضای خیلی مطبوع و تجربه فوقالعادهای بود. شیوه تمرینی آنها و ذهنیتشان را عوض کردیم. ما به آنها نشان دادیم که فوتبالیست هستند.»
آنها داخل زمین فوتبال هم شخصیتهای محبوبی بودند. جروم سیل، از بیبیسی آکسفورد، میگوید: «رامون و افرادش با ابهت و تاثیرگذار اما در عین حال آرام و دوستانه بودند. او یک بار برای مصاحبه از من درخواست ۱۰۰ هزار دلار کرد، من گفتم بیبیسی از این پولها نمیدهد و او هم گفت، دفعه بعد برایش یک قهوه حسابی بگیرم.»
رویا در زمین آغاز شد؛ «بخش عمدهای از فلسفه پپ»

منبع تصویر، Oxford United
همه چیز خیلی خوب شروع شد. آنها به داد تیم رسیدند و خطر سقوط برطرف شد. چهار برد و دو مساوی در ژانویه تیم را در رویای رسیدن به پلیآف قرار داد و دیاز هم بهترین مربی ماه لیگ دو انگلیس شد.
نکته جالب این که ۱۷ سال طول کشید تا یک سرمربی آکسفورد، مربی ماه یکی از لیگهای فوتبال انگلیس شود: لیام مننیگ در سپتامبر ۲۰۲۳.
سیل، گزارشگر بیبیسی، گفت: «خیلی زود شور و حالی اطراف تیم به وجود آمد. فوتبال یک درجه بهتر شد و لذت بازگشت.»
دیاز و همراهانش یک شیوه تهاجمی درست و حسابی را برای تیم به ارمغان آوردند. وضعیت بدنی و پرس کردن حریف هم بخش بزرگی از کار آنها بود.
گویران گفت: «شیوه بازی ما کاملا تغییر کرد و پیروزیها از راه رسیدند. وقتی یک بازیکن شروع به بردن میکند، لذت میبرد، ذهنیتش بهتر میشود و اعتماد به نفسش بالا میرود.»
بشام نیز گفت: «آنها واقعا میخواستند فوتبال بازی کنند و این با خواست اکثر اعضای تیم مطابق بود. من عاشق فوتبال بازی کردن هستم. عاشق کار روی فوتبال و استراتژیهای آن هستم. برای همین هم برایم کمی متفاوت بود، بهخصوص پس از دوران یان اتکینز (مربی عملگرای لیگهای پایین انگلیس که آوریل ۲۰۰۴ آکسفورد را ترک کرد.) که از دوران او هم لذت میبردم.»
یکی از تاکتیکهای مبتکرانه دیاز این بود که هنگام کرنرها برای استفاده از ضد حمله احتمالی سه بازیکن سریع را جلوی سایر بازیکنان نگه میداشت.
تاردیف با اشاره به پپ گواردیولا، سرمربی منچستر سیتی، گفت: «این بخش عمدهای فلسفه پپ گواردیولا و توتال فوتبال را در خود داشت، حتی در آن سطح از فوتبال. این تاکتیک وقتی بازیکنانی در کلاس جهانی دارید، فوقالعاده است، اما در لیگهای سطح پایین همیشه ممکن نیست. آنها میخواستند نابترین شکل فوتبال را اجرا کنند که خب گاهی کار میکرد و گاهی هم خیر.»
حضور بازیکنان آرژانتینی؛ «بعضی خوب بودند و بعضی نه»

منبع تصویر، Getty Images
مدیران تازه میخواستند تیمی جدید بسازند و در نتیجه بازیکنان زیادی را برای تست گرفتن به باشگاه آوردند؛ بعضی روزها نیمی از افراد حاضر در تمرین از این گونه بازیکنان بودند.
شماری از بازیکنانی که از آمریکای جنوبی آمدند، عبارت بودند از: لوکاس کامینلی (هافبک آرژانتینی)، خوان پابلو راپونی (مدافع آرژانتینی) و متئو کوربو (مدافع اروگوئهای.) امیلیانو و مایکل، پسران دیاز که کم سن و سال بودند و تجربه حضور در تیم اصلی را نداشتند، نیز به تیم ملحق شدند.
کامینلی که سابقه حضور در نیوکاسل بدون بازی در تیم اصلی را نیز دارد، گفت: «آکسفورد عالی بود. دوره خیلی خوبی بود و من هم تجربه جالبی داشتم. خاطرات خوبی از تماشاگران، شهر و باشگاه دارم.»
کوربو، دفاع کناری تیم، پس ازاین که در ۱۳ بازی هشت کارت زرد و یک کارت قرمز گرفت، هنوز هم چهره محبوب شماری از هواداران تیم است.
راپونی با سابقه بازی در ریور پلاته، جثه کوچکی برای حضور در لیگ دو داشت، اما در ۱۰ مسابقه برای تیم به زمین رفت.
امیلیانو دیاز، که هفت بار برای تیم بازی کرد، بازیکنی است که نامش اغلب هنگامی که بحث در مورد بدترین بازیکن آکسفورد است، به میان میآید. این یکی از دفعات زیادی بود که او زیر نظر پدرش بازی میکرد. او در ریور پلاته زیر نظر پدرش بازی کرد و قبل از بازنشستگی در ۱۰ بازی دستیار او بود.
کامینلی میگوید که هرگز مشکلی بین بازیکنان اهل آمریکای جنوبی و انگلیسیها وجود نداشت: «رابطه همتیمیها باهم واقعا خوب بود. از ما استقبال خوبی شد و آنها در همه چیز به ما کمک میکردند. اوضاع رختکن واقعا مناسب بود.»
بشام نیز گفت: «بعضیها خوب بودند و بعضیها نه خیلی. برخی خیلی خوب در تیم جا افتادند. چندتایی عالی بودند، سخت کار میکردند و کار با توپشان حرف نداشت. اما بعد یکی دو نفر را میدیدید که اصلا به کار تیم نمیآمدند. راپونی سرعت زیادی داشت و بعضی وقتها هم در بازی تاثیرگذار بود، ولی سطح فیزیکی مسابقات گاهی بالاتر از توان او بود.»
افول آغاز شد

منبع تصویر، Oxford United
پس از عملکردی خوب در ژانویه، عملکرد آکسفورد افت کرد و این تیم در پنج بازی بعدی چهار بار باخت. در خارج از زمین هم اوضاع خیلی مساعد نبود.
دیاز و کسام در مورد نقشههای بلندپروازانه باشگاه اختلاف داشتند، ضمن این که دیاز هم نمیتوانست به انگلیسی حرف بزند.
سرمربی و تعدادی از دستیارانش، به دلیل اجازه کار در بریتانیا یا مشکلات گذرنامه، تعدادی بازی را از دست دادند. تیم در رتبه پانزدهم ایستاد که نه به صدر جدول نزدیک بود و نه به قعر آن.
تاردیف گفت: «نگاه به گذشته تقریبا سوررئال است. آمدن به سطح ما برایشان سخت بود. کاملا آماده این که بارها و بارها روی تمرینهای پایهای کار کنند، آماده نبودند. به عنوان انسان واقعا دوستشان داشتم. اما آیا فکر میکردم که گزینه مناسبی هستند؟ احتمالا نه.»
گویران در حال مذاکره با کسام در مورد ساختار باشگاه برای بازاریابی و پیدا کردن سرمایهگذار بودند.
او گفت: «مسائل خیلی زیادی وجود داشت به این دلیل که باشگاه در رابطه با من حرفهای نبود. من روزانه دستکم ۱۲ ساعت روی آن کار میکردم و پیشرفت زیادی داشتیم. بیشتر شبیه مدیر اجرایی باشگاه بودم، اما کماکان رابطه نزدیکی هم با زمین تمرین داشتم.»
«رابطه بین فیروز و رامون سخت بود. آنها در مورد آینده باشگاه و مسائل مالی صحبت میکردند و رامون حس نمیکرد که فیروز به دنبال رشد (باشگاه) است.»
بشام نیز گفت: «به نظرم واقعا نقشههای بزرگی برای آکسفورد سیتی داشتند. آنها نیرویشان را در راستای درستی گذاشته بودند. به نظرم فکر میکردند که به نوعی توافق با کسام نزدیک شدهاند، اما به هر دلیلی که بود، همه چیز تمام شد... بله، تصمیم بزرگی بود و یک تاسف به تمام معنا.»
پایان ناگهانی؛ «مجبور شدیم همه چیز را رها کنیم»
وقتی که مشخص شد دیاز باشگاه را ترک خواهد کرد، گویران تلاش کرد مربی دیگری را برای آن پروژه پیدا کند.
دیاز استعفا کرد و همراه با پسرانش قبل از بازی ماقبل آخر راهی وطنش شد. کسام آن موقع گفت: «تصمیم او برای رفتن غیرمنتظره بود و مرا مایوس کرد» و اضافه کرد که نگه داشتن دیاز برای باشگاه یک میلیون پوند هزینه داشت.
نشریه آکسفورد میل حتی آن موقع نوشت که رودریگز قرار است سرمربی جدید باشگاه شود. اما خیلی زود انتظارات به پایان رسید و قبل از بازی آخر فصل (در خانه مقابل چستر) کسام خودش را از تمام کادر دیاز خلاص کرد و برایان تالبوت، به عنوان سرمربی جدید تیم انتخاب شد.
به گویران شانس ماندن داده شد، ولی او گفت: «من اینها را آورده بودم و وقتی که رفتند، من هم باید میرفتم. همه چیز جز رابطه فیروز و رامون خوب بود. ما کلی نقشه جالب برای آینده داشتیم و کلی ایده مناسب در مورد سرمایهگذارانی که میتوانستند موجب تغییر و رشد باشگاه شوند. ولی کار بد تمام شد.»
اوضاع وقتی حسابی آشفته شد که دیاز و کادر فنیاش برای دیدن بازی آخر فصل مقابل چستر و تشکر از هواداران آکسفورد، بلیت خریدند. کسام اما به افرادش دستور داد که آنها را به ورزشگاه راه ندهند و جنجال تا ۱۰ دقیقه پس از شروع بازی ادامه یافت و تماشگران صندلیهایشان را ترک کردند تا به آنها اجازه ورود داده شود.
گویران گفت: «مجبور شدیم ماشین بگیریم و همه چیز را آنجا باقی بگذاریم. این پایان خوشی نبود. آکسفورد همیشه باشگاه من میماند. همواره نتایج آنها را دنبال میکنم و رابطه عاشقانهای بین من و آکسفورد برقرار است.»
این پایان داستان بازیکنان اهل آمریکای جنوبی باشگاه هم بود. کامینلی گفت: «باشگاه پیشنهاد قرارداد جدیدی داد. من هم میخواستم بمانم، ولی مربیای که آمد (تالبوت) گفت که همه بازیکنان خارجی باید بروند.»
کسام و دیاز، از طریق باشگاه جدیدش کورینتیانس، به درخواست بیبیسی برای مصاحبه پاسخ ندادند.
تالبوت فصل بعد اخراج شد و کسام هم باشگاه را فروخت و آکسفورد به دسته پایینتر سقوط کرد.














