|
'کلاغها و هواپيماها': پنجمين سالگرد حمله به طالبان | ||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||
اين نبرد که با بمباران شديد همراه بود بعد از دو ماه منجر به سقوط رژيم طالبان شد. اما آمريکا و متحدانش به اهداف ديگر شان از جمله کشتن و يا دستگيری اسامه بن لادن رهبر القاعده و ملا محمدعمر رهبر طالبان نرسيدند. حالا که پنج سال از اين جنگ می گذرد هنوز خيلی از ابعاد آن از جمله ميزان تلفات ناشی از اين جنگ معلوم نيست. در افغانستان کمتر کسی می داند که آمريکايی ها از چه سلاحهای استفاده کردند و افغانها تنها صداهای مهيب جنگنده ها و سکوت اولين لحظات روز سقوط طالبان را بياد دارند. جنگ دو ماهه آمريکا که منجر به سقوط طالبان شد، تصوير افسانه ای از قدرت نظامی اين کشور برای افغانها داد. اما نبردهای اخير آنها با طالبان، حداقل اين تصوير فوق العاده و شکست نا پذير را خدشه دار کرده است و حالا اين سوال روز به روز جدی تر می شود که آيا آمريکايی ها ديگر از آن قدرت برخوردار نيستند؟ پنج سال پيش
بيشتر افغانها آن شب را به ياد دارند. شکوفه از ساکنان مزار شريف که درآن شب از کودک بيمارش پرستاری می کرده، می گويد: "پسرم مريض بود، در جستجوی يافتن يک محل سرد برای او بودم ، که ناگهان همه فضای حويلی (حياط) روشن شد، خيلی روشن و به دنبال آن صدای مهيبی به گوش رسيد. خيلی وحشتناک بود من پسرم را فراموش کردم و به پستو خانه فرار کردم. بعد از آن تا هنوز از صدای هواپيما می ترسم." افغانها هنوز از سرعت عمل و دقت در حملات جنگنده های آمريکايی سخن می گويند که چگونه اهداف نظامی پايگاههای طالبان يکی پس از ديگری منهدم می شدند. خپلواک صافی که شاهد انهدام يکی از پايگاههای دفاع هوايی طالبان بوده می گويد: "در تپه کارته نو کابل، پايگاه ضد هوايی طالبان قرار داشت. چند روز پيش از آغاز حمله نيروهای ائتلاف، يک هواپيما مدت طولانی بر فراز اين تپه گشت زد. طالبان به سوی اين هواپيما راکت شليک کردند که به هواپيما نرسيد و منحرف شد. شبی که حمله آغاز شد در مدت کمتر از ده ثانيه، حداقل پنج نقطه اين تپه يا در واقع پايگاه آتش گرفت. خيلی دقيق حمله می کردند." راهی که به ارگ ختم شد
او می گويد: "من نمی دانستم که راه من در اين حرکت به ارگ (کاخ) رياست جمهوری منتهی می شود و نمی دانستم که اين حملات سرنوشت جديدی را برای من رقم می زند. اما می دانستم که در آن روزها رفتن به افغانستان با خطرات زيادی روبرو بود". آقای کرزی می افزايد: " شبی که حملات آمريکاييان شروع شد من پنهانی وارد قندهار شده بودم. شب اول را در روستايی در نزديکی شهر قندهار سپری کردم. شب بعد در شهر قندهار در خانه ای بودم که از سوی نيروهای آمريکايی هدف قرار گرفت. ما هيچ نمی دانستيم که آمريکايی ها به اين خانه نيز حمله می کنند، ديگران فرار کردند من تن به تقدير سپردم و همانجا ماندم. فردای آن روز عازم ارزگان شدم. " مراکز دفاع هوايی نخستين اهدافی بود که در سراسر افغانستان مورد هدف قرار گرفت. طالبان مقاومت می کردند و حملات هوايی نيروهای ائتلاف شديدتر می شد. 'کلاغها يا هواپيماها'
او می گويد که بياد می آورد که طالبان تحت چه فشاری شکست خوردند. آقای راکتی می گويد:" من آخرين کسی بودم که خط شمال کابل را ترک کردم. خيلی مقاومت شد اما سرانجام شکست خورديم." اين فرمانده سابق طالبان، می افزايد: " عصر آخرين روزی که ما در خط نبرد بوديم، تکان خوردن ممکن نبود، هر چيزی که حرکت می کرد هدف قرار می گرفت و نابود می شد. از يکی از کسانی که کنارم بود پرسيدم در چنين روزی اين همه کلاغ در آسمان از کجا شد؟ او گفت فرمانده، آنها کلام نيستند، هواپيما هستند. شما بگوييد در چنين وضعيتی مقاومت ممکن بود؟ " دفاع از 'ارزشهای نظام' طالبان
اما به گفته آقای ضعيف رهبری طالبان به اين نتيجه رسيد که علیرغم اين توان نا برابر، آنها بايد از "ارزشهای نظام"، دفاع کنند. آقای ضعيف می گويد: " ما نقشه اين جنگ را به دست آورده بوديم آن را به قندهار برديم و به ملا عمر نشان داديم. می دانستيم که حملات سنگين خواهد بود. اما دو مساله سبب شد که ما راه جنگ را برگزينيم اول اينکه اميدوار بوديم پاکستان اجازه ندهد از خاکش عليه افغانستان استفاده نظامی شود و دوم اينکه تن به جنگ دادن آسان تر از گردن نهادن در برابر آمريکا بود." آقای ضعيف می گويد تا وقتی که حملات شروع نشده بود، طالبان به مذاکره اميدوار بودند و فکر نمی کردند که پاکستان به آمريکا اجازه دهد که از خاکش برای مقاصد نظامی عليه افغانستان استفاده کنند. دقت نيروهای ائتلاف در حملات هوايی چيزی است که هنوز داستان آن نقل می شود. همکاری ائتلاف شمال کارشناسان نظامی معتقدند که نيروهای مخالف طالبان اطلاعات دقيقی را در اختيار ائتلاف به رهبری آمريکا قرار داده بودند. شايعاتی نيز وجود دارد که سران جبهه متحد در بدل اين کارشان پول هنگفتی نيز به دست آورده اند.
رژيم طالبان بعد از دو ماه سقوط کرد و جنگ شديد نيز پايان يافت. اما هنوز خيلی از ابعاد جنگ همچنان مبهم است. در اين جنگ هزاران تن از نفرات طالبان از بين رفتند که بيشترشان طالبان افغانی و شماری از اتباع کشورهای عربی، چچنی ها و طالبان پاکستانی بودند. ملا ضعيف می گويد ۱۱ هزار تن از طالبان اسير شدند که از آن جمله سرنوشت هفت هزار تن از آنان تاکنون معلوم نيست. اما سوالی که روز به روز برای افغانها جدی تر می شود اين است که چگونه اسامه بن لادن و ملا محمد عمر رهبر طالبان که عاملان اصلی اين جنگ پنداشته می شدند هنوز زنده اند و چگونه توانسته اند از چشم نيروها و تسليحات پيشرفته ای که کوچک ترين اهداف را به دقت نابود می کند مصون بمانند؟ پنج سال پس از حمله به طالبان، و علیرغم حضور دهها هزار سرباز خارجی در سراسر افغانستان و گزارشهايی از حملات انتحاری، انفجار و ترور مقامات دولتی، تقريبا هر روز از افغانستان مخابره می شود. |
مطالب مرتبط اهداف با دقت انتخاب شده اندگرينويچ 08/10/2001 | صفحه نخست حمله غافلگيرانه و امکانات ابتدايی طالبانگرينويچ 07/10/2001 | صفحه نخست آمريکا حملات نظامی خود را به افغانستان آغاز کردگرينويچ 08/10/2001 | صفحه نخست افغانستان برای حمله آمريکا آماده می شودگرينويچ 07/10/2001 | صفحه نخست سايت های مرتبط بی بی سی مسئول محتوای سايت های ديگر نيست | ||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||
| |||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||