مردی که با نامه‌های عاشقانه‌ بی‌پاسخش زندگی می‌کند

افغانستان
توضیح تصویر، نعمت اقدام
    • نویسنده, سحر رحیمی
    • شغل, بی‌بی‌سی

در یکی از شهرستان‌های دوردست در شمال افغانستان نامه‌های عاشقانه‌اش را که سال‌های سال پیش نوشته بود مرور می‌کند و می‌گوید: "گاهی به یاد آن زمان‌ها زمزمه می‌کنم. نامه‌ها را که مرور می‌کنم، تمام آن لحظات پیش چشمم مثل یک فیلم می‌گذرد."

نعمت اقدام، ساکن ولسوالی دشت قلعه در ولایت تخار، از عاشقان دوران نامه‌نویسی است. روزگارانی که از گوشی‌های هوشمند و اینترنت خبری نبود؛ "دوران عشق‌های پنهانی" اگر چه روابط عاشقانه در بسیاری از مناطق کشورهایی مثل افغانستان هنوز آشکار و آزاد نیست.

او شاعر است و موسیقی را دوست دارد.

حالا که جای نامه را پیامک و نقش قاصد را گوشی‌های هوشمند گرفته برای او مرور نامه‌های آن دوران یاد جوانی و "زخم کهنه‌اش" را تازه می‌کند.

نعمت که پنجاه سال دارد با هیجان از عشق سی ساله‌اش حرف می‌زند، از خاطرات عشق نافرجام بیست سالگی در شهرستانی آرام و پر آب و درخت. اگر چه در آن زمان هم شرایط عمومی سیاسی و امنیتی در افغانستان بحرانی بود ولی جلو نامه‌نگاری او را نگرفت.

با وجود تمام خم و پیچ‌هایی که افغانستان در جریان جنگ‌‌های داخلی و بعد دوره حاکمیت طالبان تجربه کرد و تارهایی از موهای سر نعمت هم سفید شد، ازدواج کرد و صاحب چند فرزند شد، اما هنوز نامه‌های بی‌پاسخ آن دوران را نگهداشته است.

نعمیت
توضیح تصویر، نعمت اقدام

'چهره‌اش در تپش‌های قلبم ثبت است'

نعمت می‌گوید: "راه‌های ارتباطی محدود بود. قلم/خودکار بود و نامه و قاصد و یگان بار با هزار بهانه از کوچه یار به امید دیدار گذر می‌کردیم."

مردی که حتی تصویری از معشوقه‌اش به همراه ندارد با این حال می‌گوید"چهره او در تپش‌های قلبم ثبت است. طبعا که فراموش نمی‌شود."

در جامعه سنتی و محافظه‌کار افغانستان داشتن روابط عاشقانه کاری خلاف نرم‌های اجتماعی و خانوادگی تلقی می‌شود. برای نعمت که دوست داشت برای معشوقش نامه بفرستد، گاهی رساندن نامه به دست او، گذشتن از هفت خوان رستم و انتظار دریافت پاسخ آن هم بخش دیگری از دشواری‌ این مسیر بوده است.

دشواری که معنی آن را نعمت با نامه‌هایی که پاسخ آن را هرگز دریافت نکرده، به خوبی می‌فهمد.

"در آن زمان معمولا در جواب، پاسخ تحریری نمی‌دادند، پیام‌شان را زبانی به قاصد می‌گفتند. جرات نمی‌کردند روی کاغذ بنویسند و اسنادی از خود به جا بگذارند تا مبادا به دست کس دیگر بیافتد یا پیش اقارب و فامیل زیر سوال قرار بگیرند. سنت‌های جامعه همینطور ایجاب می‌کرد."

می‌گوید: "نامه‌ها بی‌جواب به دست قاصد بازگردانده می‌شد. جواب را از زبان قاصد می‌شنیدم؛ نه! پس از آن مسیر زندگی را تغییر دادم و ازدواج کردم؛ به خواست خانواده."

نامه‌های بی‌جواب نعمت اکنون در میان انبوهی از یادداشت‌های آن دوران در گوشه دنج و امنی از خانه‌اش نگه‌داری می‌شود.

افغانستان
توضیح تصویر، قسمتی از یک نامه عاشقانه مربوط به سه دهه قبل

'با تیر مژگانت تیربارانم کن'

فرم و ادبیات نامه‌ عاشقانه در چند دهه قبل سادگی، زیبایی و سلاست خودش را داشته است. واژه‌های لطیف، جملاتی بی‌آلایش شاعرانه همراه با چاشنی صداقت در چیدمان سطرها در کنار هم.

قسمتی از نامه نعمت به محبوبش: "عزیزم! دنیا همه چیز را فراموش می‌کند. پیر و برنا، زشت و زیبا همه می‌میرند و از هستی ما نیز اثری باقی نمی‌ماند. و اما من در مقابل تو شهامت می‌بازم و‌ غلامی پیشه می‌دارم.‌ بیا عزیزم با تیر مژگانت چنان تیربارانم کن که تا سپاهیان عشق از دهلیزهای قلبم فریاد برکشند که ما خنجر می‌بوسیم ولی فرار نمی‌کنیم. این صدا،‌ صدای مقاومت در مقابل تهاجم لشکر چشم‌های تو نبوده بلکه استقبال از جفای آتشین چشمان توست."

یادگاری

عاشقان در کنار نامه‌، گاهی یادگاری نیز بین همدیگر رد و بدل می‌کرده‌اند. دستمالی دست‌دوز، شاخه‌ای گل، جعبه‌ای چوری/النگو و یا قطعه‌ای عکس برای محبوب شان.

اشرف (اسم مستعار) و همسرش هم تجربه نامه‌نگاری عاشقانه را دارند. این زوج بیست سال قبل برای یکدیگر نامه می‎نوشتند.

او می‌گوید: "در اولین دیدار عاشقانه، قبل از خداحافظی از درخت این شاخه را کند و به من داد. این اولین یادگار عاشقانه ما بود. گفت: برگ سبز، تحفه درویش. من تمام این سال‌ها آن برگ را میان دفترچه خاطراتم نگهداشته‌ام."

داستان این دو اما، قصه عشقی با فرجام شیرین است.

اشرف می‌گوید: "پس از گذشت این همه سال و حالا که چهار فرزند داریم تعهد و عشق ما روز به روز بیشتر می‌شود. هر آنچه در آن نامه‌ها به همدیگر می‌نوشتیم به حقیقت مبدل شدند. تا زنده‌ایم همدیگر را عاشقانه دوست خواهیم داشت."

افغانستان

نامه‌های دست‌نویس عاشقانه نیازی به پاکت مخصوص، تمبر و صندوق پستی نداشته و نه هم حامل این نامه‌ها یک پستچی مسن سوار بر دوچرخه بوده است. نامه‌ها به دست قاصدی قابل اعتماد با دلهره فراوان انتقال داده می‌شده است.

و اما در عصر فناوری که افغانستان هم از آن به خوبی بهره برده، پیام‌های اینترنتی؛ خطوط ریز تایپ شده در صفحه پیام‌رسان گوشی‌های هوشمند در کنار مجموعه‌ای از شکلک‌های عشق و اشک، قهر و آشتی آیا جایگزین مناسبی برای نامه‌های دست‌‌نویس می‌تواندباشد؟

مردمان دوران نامه‌نویسی و حتی شماری از جوانان امروزی باور دارند که پیام‌های الکترونیکی، نسخه تصنعی و بی‌روحی از نامه‌های دست‌نویس است.

حدود ده میلیون نفر یعنی چیزی حدود یک‌سوم جمعیت افغانستان به اینترنت دسترسی دارند و اکثر این افراد از شبکه‌های اجتماعی به ویژه فیسبوک که از پرمخاطب‌ترین‌ها است استفاده می‌کنند.

حالا شبکه‌های اجتماعی مثل فیسبوک پاتوق مهیجی برای عاشقان است، جایی که در مواردی امکان دارد با یک کلیک رابطه‌ای آغاز و با فشار دکمه‌ای دیگر رابطه جدیدی شکل بگیرد. با این وضع به نظر می‌رسد "دوستت دارم"‌هایی که می‌نویسند، بار معنایی دوستت دارم‌هایی را که می‌نوشتند دیگر ندارد.

افغانستان

امروزه نامه‌های عاشقانه افراد سرشناس پس از گذشت سال‌ها از مرگ‌شان به حراج گذاشته شده و هزاران دلار به فروش می‌رسد؛ حتی شماری از این نامه‌ها در موزیم/موزه‌ها نگهداری می‌شوند.

مثلا نامه‌ای از ارنست همینگوی، نویسنده نامدار آمریکایی به مارلین دیتریش، ستاره سینما دو سال قبل با قیمت پایه ۳۰ هزار دلار به حراج گذشته شد.

در بخشی از این نامه آمده: "لطفا این را بدان که همیشه عاشقت هستم. گاهی تو را فراموش می‌کنم چنان که تپش قلبم را فراموش می‌کنم. اما قلبم همواره می‌تپد."

امروز اما عاشق نامه‌نویس شخصیت کاریزماتیکی است که جایی حوالی کوچه باغ کاهگلی روستایی دور جا مانده است.

اما بعید نیست هنوز هم در گوشه‌ای از جهان عاشقی برای معشوقش نامه بنویسد و با هیجان مرور نامه‌ای عاشقانه، هجوم میلیون‌ها قطعه پروانه را در معده‌اش حس کند.

با این حال، آیا گذار از نامه‌های کاغذی به سمت چت‌های اینترنتی، شباهت نزدیکی به فرار نهنگی از دریا به سوی آکواریومی با ماهی‌های تصنعی دارد؟

به باور نعمت اقدام که با نامه‌هایش زندگی می‌کند، عشق به عصر و زمان و مکان ربطی ندارد؛ به شدت احساس و فطرت خود آدمی مرتبط است.

اما عاشقان دیگری هم هستند که می‌گویند همان‌طور که نامه‌نگاری‌های اصیل دیگر نیست، عشق‌های اصیل زمان‌های گذشته هم دیگر رنگ باخته‌اند.

افغانستان
توضیح تصویر، نامه‌های دست نویس از دو دهه قبل