تحقیق بیبیسی: آزار جنسی کودکان در مکاتب و مدارس افغانستان

منبع تصویر، Getty Images
- نویسنده, اولیا اطرافی
- شغل, بیبیسی
بیبیسی در یک تحقیق دریافته که آزار و اذیت جنسی کودکان در نهادهای آموزشی و حتی در قانون معارف افغانستان به عنوان یک معضل شناخته نمیشود.
یافتههای ما نشان میدهد که در قانون معارف افغانستان چیزی درباره آزار و اذیت جنسی کودکان گفته نشده و در مکاتب و مدارس نقاط مختلف این کشور به این پدیده توجه نشده است.
در این گزارش به خاطر مصونیت مصاحبهشوندگان، از آنان با نامهای مستعار یاد میشود.
زلیخا، برای نخستین بار خاطره تلخی را روایت میکند و از بار سنگینی سخن میگوید که دو دهه است آن را به دوش میکشد. چیزی که ممکن است هر یک از حدود ده میلیون دانشآموز کودک در مکاتب، مدارس یا دیگر نهادهای آموزشی افغانستان با آن روبرو شود. بیآنکه زنگ خطری هم به صدا درآید.
"دوازده ساله بودم، بسیار آروز داشتم انگلیسی بیاموزم. اما پدرم به استاد آموزشگاه باور نداشت. یک روز پنهان از پدرم به کورس (آموزشگاه) رفتم. روز دوم بود که استاد بیشتر به من نگاه میکرد. استاد نزدیک چوکی من آمد و دستش را بالای دستم گذاشت، آهسته گفت دستانت سفید و قشنگ است. ناگهان تکان خوردم. در یک هفته دو بار دستانم را لمس کرد."

منبع تصویر، Getty Images
"استاد حرفهایی میگفت که من از آن هراس داشتم. اندامت قشنگ است، چشمانت قشنگ است. با دستانش از قسمت شانه تا انگشتان دست مرا لمس میکرد. اگر کسی سوال میکرد، دستش را دور میکرد، دوبار لمس کردن دستان مرا از همانجا آغاز میکرد. پس از هفت روز درس انگلیسی را ترک کردم. تا هنوز نتوانستم انگلیسی بیاموزم. هر زمانی بخواهم انگلیسی بیاموزم همان لحظه در ذهنم خطور میکند و تکان میخورم."
دقیقا روشن نیست که چه تعداد از کودکان، مانند زلیخا در نهادهای آموزشی با آزار و اذیت جنسی روبرو میشوند، اما تحقیق چند ماهه بیبیسی نشان میدهد که در مکاتب و مدارس و حتی در وزارت معارف، راهکار یا قانون مشخصی برای جلوگیری از سوء استفاده جنسی از کودکان وجود ندارد.
ما در کابل و ولایتهای دیگر افغانستان به تعدادی زیادی از مکاتب سر زدیم و در مورد سه روند تحقیق کردیم: استخدام، آگاهی عامه، و مجازات افرادی که مرتکب آزار و اذیت جنسی کودکان میشوند.
تحقیق را از اداره آموزشی "تربیت معلم" شروع کردیم. از محمد اسماعیل مهربان، رئیس دارالمعلمین ولایت هلمند پرسیدیم که در برنامههای تربیت معلم، آیا در مورد جلوگیری از آزار و اذیت جنسی کودکان به آنان آگاهی داده میشود؟
او گفت: "نه خیر، در هفده سال گذشته چنین مضمونی نداشتیم. ولی به گونه شفاهی و در جریان بحثهای کوتاه برایشان گفته میشد. اما در این مورد مضمون ویژهای که شامل برنامه درسی باشد و به عنوان مضمون درسی تدریس شود، چنین چیزی نداشتیم."
همینگونه هنگام استخدام معلمین در طرز سلوک یا به اصطلاح رفتارنامه، چیزی در مورد آزار و اذیت جنسی کودکان اصلا ذکر نشده است. تا اکنون سرنوشت کودکان افغان بر تقوا، رحم و کرم معلمین تکیه دارد.
از نوریه نزهت، سخنگوی وزارت معارف پرسیدم که چرا موضوعی با این میزان اهمیت به صورت گنگ باقی مانده و اینکه خانوادهها چطور باید مطمئن باشند که معلمین از کودکان شان سوء استفاده جنسی نمیکنند؟
او میگوید:
"مشخصا در مورد آزار و اذیت جنسی کودکان واقعیت این است که در سالهای گذشته در این باره بسیار تماس گرفته نشده است. دلیلش این است که گزارش نمیشد. چون جامعه سنتی هستیم، جامعه اسلامی هستیم، شاید آزار و اذیت جنسی نظر به عقاید و نظر به ذهنیتهای حاکم در اذهان مردم ما، چنین بوده که این ها خود شان اقدام به چنین کاری نکنند، عملا، به این دلیل، بیشتر کار نشده. ولی اگر قضیهای بوده به آن رسیدگی شده است."

منبع تصویر، Getty Images
در رفتارنامه تنها اینقدر گفته شده که معلمین نیازهای کودکان را در نظر داشته باشند. در سند ۷۲ صفحهای استخدام معلمان هم، از آنها خواسته نشده تا برای تعهد به پایبندی طرز سلوک امضا کنند. پس وزارت معارف هم بر "اخلاق اسلامی و افغانی" معلمان اعتماد میکند.
با آنکه تحقیق ما نشان میدهد که در مراکز آموزشی پدیده آزار و اذیت جنسی کودکان وجود دارد، نه معلمان، نه شاگردان و نه هم ادارات مرتبط در این مورد سخن نمیگویند.
با این همه در منطقه "پلچرخی" کابل، مدیر یک مکتب/مدرسه حاضر به سخن گفتن در این مورد شد.
از نصیر احمد ملازاده پرسیدم که از طرف وزارت معارف به صورت کتبی یا شفاهی برای برخورد با چنین حالات حساس چقدر توصیه میشود؟
او میگوید: "تمامی قوانین و لوایح آموزش کودکان نزد ما وجود دارد. اما در مورد برنامههای اصلاحی چیزی در اختیار نداریم. در حال حاضر وزارت معارف هم قانونی ندارد که مثلا گفته شده باشد اگر کودکان تا این سن و سال در مکاتب و مدارس و مراکز آموزشی مورد آزار و اذیت جنسی قرار بگیرند، این جزایش است. در این مورد چیز واضحی نداریم."
آقای ملازاده میگوید مدرکی وجود ندارد که نشان بدهد در مکتب/مدرسه مربوط او که حدود نیم قرن قدمت دارد، چنین واقعهای صورت گرفته باشد. اما او تاکید میکند که افراد زورمند و بانفوذ در محل اقدام به آزار و اذیت جسنی کودکان میکنند.
از شاگردان کودک در یک مکتب پرسیدم که چقدر در مورد آزار و اذیت جنسی و درباره چگونگی شکایت از آن آگاهی دارند؟
یک دانشآموز که نخواست نامش در گزارش ذکر شود، گفت: "در مکاتب به این موضوع توجه نشده است. چنین هم نشده که از وزارت معارف کسی آمده باشد و در این مورد به ما آگاهی داده باشد. و یا هم در این مورد جستجو کرده باشد، ولی استادان خودشان تلاش میکنند که در این مورد آگاهی بدهند."

منبع تصویر، Getty Images
وضعیت در مدارس دینی
پس از مکاتب، مدرسهها (مکاتب دینی) اماکنی هستند که محل تجمع بیشترین کودکان هستند. برخی از مدارس خوابگاه یا لیله دارند. کودکان در آنجا دور از خانوادههای شان شبها و روزها را سپری میکنند.
قصههای مشابه آنچه در مورد آزار و اذیت جنسی کودکان در مکاتب وجود دارد در ارتباط با مدارس دینی هم شنیده میشود. ما برای تحقیق در این مورد به برخی از مدارس دولتی، نیمه دولتی و خصوصی سر زدیم و با شماری از معلمان و شاگردان صحبت کردیم.
در مدارس دینی هم شاگردان و معلمان با احتیاط و درنگ، در این مورد حرف میزنند.
اما یک شاگرد که از مدرسه فارغ شده، رازهایی در مورد سوء استفاده جنسی در مدارس دینی را برملا میکند. برای حفظ مصونیت این دانشآموز، به او نام مستعار سرور را انتخاب کردیم.
سرور به مدرسه دینی در نزدیک خانهاش میرفت تا علوم دینی را فرابگیرد. اما استادش در روزهای اول حرفهای عجیب و غریب به او میزد تا جایی که شک و تردیدهایی را در ذهن سرور برانگیخت. این برخورد ده ماه قبل رخ داده بود. وقتی که سرور هفده ساله بود.
او میگوید: "استاد به من گفت از طرف عصر بیایم. در مدرسه ما پسران دیگر هم بودند. وقتی من میرفتم آنها را رخصت میکرد. وقتی درس را تکرار میکردم، این سوالات را میپرسید. برایم میگفت موهای زیر بغلت رسیده، شیطان بازیات میدهد. غریزه جسنیات به چه اندازه است، چگونه رفع میسازی؟ آهسته آهسته ذهنم کار کرد و همه حرفها را فهمیدم. من در نهایت پانزده روز مدرسه رفتم. ولی وقتی فهمیدم که استاد آدمی خوبی نیست، درس را ترک کردم."
سرور خوششانس بود که به این مورد زودتر متوجه شد. میگوید به استادش سخنانی تند گفت و برادرش را اطلاع داد. او میگوید استادش مثل او قصد آزار شمار دیگری از شاگردان را هم کرده بود.
در افغانستان بیش از ۱۱۰۰ مدرسه دینی تنها در چارچوب وزارت معارف/آموزش و پرورش ثبت شده است. ۳۵۰ هزار شاگرد در این مدارس آموزش میبینند. گفته میشود همین تعداد مدارس دینی هم وجود دارند که هنوز ثبت رسمی نشدهاند.

منبع تصویر، Getty Images
اداره عمومی تعلیمات اسلامی، تعلیماتنامه ۴۴ صفحهای برای مدارس دینی و دارالحفاظها دارد. در این سند، مسئولیتهای مدیر، نگران (معلم مسئول یک کلاس مشخص)، شاگرد و معلم هم درج شده است. همینطور یادداشتهایی درباره آشپزخانه، بستر، ظروف، و حتی تذکری در مورد مو هم درج است اما هیچ رهنمودی درمورد جلوگیری از سوء استفاده جنسی در آن درج نشده است.
ما در ادامه سفر، به منطقه "دره پشهای" ولسوالی پغمان کابل هم رفتیم. در آن جا به یک مدرسه غیررسمی سرزدیم که امور آن از سوی ارباب روستا (کدخدا) تنظیم میشود.
مولوی اسدالله میگوید در مدرسهاش معضل آزار جنسی وجود ندارد و تاکید بیش از حد بر این مسئله ممکن است خود راه را برای این پدیده هموار کند.
"از طرف اداره این مدرسه دینی، برای استادان در مورد تربیت شاگرد توصیه میشود. استاد در برابر شاگرد چه مکلفیت دارد و شاگرد چه مکلفیتی در داخل مدرسه دارد. مسائل اخلاقی از سوی اداره هم کنترل میشود. در شان استاد اصلا این حرف مناسب نیست. استاد هم شاگرد را در داخل و بیرون مدرسه نظارت میکند."
تحقیق ما نشان میدهد که اگر سوء استفاده و آزار جنسی کودکان در مکاتب و مدارس افغانستان وجود هم داشته باشد، این واقعات پنهان نگهداشته میشود و به خاطر حفظ نام و شهرت مدارس، از رسمی شدن باز میماند.
حدود ده میلیون شاگرد و بیش از ۲۱۷ هزار معلم در چارچوب وزارت معارف مشغول آموزش و تدریس هستند، در تاریخ این وزارت تنها یک رویداد زمانی ثبت شد که در سال ۲۰۱۸ تلاش شده بود از یک دختر خردسال سوء استفاده جنسی شود.

منبع تصویر، AFP
نوریه نزهت، سخنگوی وزارت معارف میگوید در دو دهه گذشته بیشتر تلاشها به جای بهتر شدن مسایل اداری روی افزایش تعداد شاگردان و مکاتب متمرکز بوده است.
در افغانستان آیا مردم میدانند که آزار و اذیت جنسی کودک چیست؟ آیا در خانوادهها به کودکان راههای چگونگی رفتار هنگام برخورد با آزار و اذیت جنسی آموزش داده میشود؟
سازمان ملل متحد و سازمان صحی جهان سوء استفاده جنسی کودکان را اینگونه تعریف کرده است:
"دخیل ساختن یک کودک در فعالیت جنسی که او بطور کامل درک نمیکند، نمیتواند آگاهانه رضایت داشته باشد، یا کودک از نگاه بلوغ برای آن آماده نیست و نمیتواند رضایت بدهد، و یا اینکه قوانین و تابوهای اجتماعی را نقض میکند"
در قوانین افغانستان در مواردی به آزار جنسی اشاره شده است. اما در ماده بیست و چهارم قانون منع آزار و اذیت جنسی زنان و کودکان به جای تعریف، چنین آمده است.
"مجازات مرتکبین آزار و اذیت زنان و کودکان: هرگاه شخصی به وسیله گفتار، حرکات، نوشته، یا خواستههای نامشروع موجب صدمه زدن به شخصیت و کرامت زن یا طفل یا سبب ترس، ناامنی، فشارهای روانی یا کاهش مشارکت اجتماعی زنان و کودکان گردد، مرتکب آزار و اذیت شناخته شده و مطابق احکام قانون مجازات میگردد."
سوال مهم این است که در مراکز آموزشی بیتوجهی به مصونیت کودکان و ادامه سوء استفاده جنسی از آنان چه تبعات منفی درازمدت را به دنبال خواهد داشت؟
حسن خان درمل، استاد روانشناسی در دانشگاه هلمند میگوید، پسران و دختران خردسال بدبختانه با چنین وضعیتی روبرو میشوند. در جامعه سنتی افغانستان حرف زدن در مورد آزار جنسی، برای خانواده و قوم عار و ننگ به حساب میآید. آقای درمل میافزاید نیاز است تا خانوادهها به کودکان شان آموزش بدهند که هنگام رویارویی با چنین وضعیتی باید چه کار کنند؟
حرفهای پایانی زلیخا که یکی از قربانیان سوء استفاده جنسی استادش در آموزشگاه انگلیسی است، به شدت تکان دهنده است.
او میگوید:"کسی درک نمیکند که یک واقعه میتواند اینقدر انسان را اذیت کند. هرگاه که استاد نزدیکم میآمد، قلم از دستم میافتاد، حالا از تمام استادان میترسم."
زلیخا پیشنهاد میکند که کودکان باید درباره موارد آزاری که با آن روبرو میشوند با خانوادههای شان حرف بزنند.
"در نخست خانوادهها باید متوجه کودکان خود باشند، از آنها بپرسند و به کودکان این عادت را بدهند که حرفی را پنهان نکنند و همه داستان را برای پدر و مادر خود قصه کنند. اذیت از جانب هر کس که باشد باید مطرح شود. اگر مطرح نشود تا پایان زندگی شاید در حسرت این باشیم که چرا حرف نزدیم و مطرح نکردیم."











