کشتار میرزا اولنگ؛ 'تغییر شیوه جنگ در افغانستان'

منبع تصویر، ARG
- نویسنده, ایوب آروین
- شغل, بیبیسی
به دنبال کشتار میرزااولنگ سرپل، رئیس جمهوری افغانستان از "تغییر نوعیت جنگ" شورشیان سخن گفت و آن را نمونه تازهای از این تغییر دانست که نمونههای مشابه آن به گفته او، در هرات و غور دیده شده بود. مفهوم این تغییر چیست؟ این تغییر در میدانهای نبرد چگونه دیده میشود؟
محمداشرف غنی، رئیس جمهوری افغانستان، مانند همیشه "تغییر نوعیت جنگ" گروه طالبان را به "شکست" این گروه در جنگ رویارو با نیروهای دولتی نسبت داد و گفت که "سرعت عمل" این نیروها امید این گروه برای پیروزی در جنگ را از دست داده و به حملات تهاجمی به محلات غیرنظامی و کشتار غیرنظامیان رو آورده است.
مفهوم تحلیلی سخنان آقای غنی این است که گروه طالبان میدان جنگ را عوض کرده و بهجای مواجه شدن با نیروهای دفاعی و امنیتی، دست به کشتار غیرنظامیان میزنند تا دولت تحت فشار افکار عمومی قرار گیرد و در نهایت، این امر به ناکامی دولت در تامین امنیت و حفظ جان شهروندان نسبت داده شود.
برای توضیح موضوع باید دو نکته را روشن کرد: نخست این که گروه طالبان تا حال تایید نکردهاند که به صورت عامدانه دست به کشتار غیرنظامیان میزند. منابع طالبان میگویند اعضای این گروه در میرزااولنگ هم غیرنظامیان را نه بلکه ۲۸ عضو نیروهای حامی دولت موسوم به "خیزش مردمی" را کشتهاند.
نکته دوم این است که آقای غنی خود در بخشی از سخنان خود به "ناکامی" دولت در تامین امنیت اذعان کرد، ولی آن را به "ساختار ناکارآمد مدیریتی در برخی از دستگاههای امنیتی" نسبت داد که به گفته او، مربوط به افراد فاسدی میشود که با "فشار زورمندان و سهامداران" قدرت تعیین شدهاند و "نان سربازان را میدزدند".

منبع تصویر، .
فرصتهای جدید
اگر بپذیریم که طالبان شیوۀ جنگ خود را تغییر دادهاند، اولاً این تغییر از چند هفته اخیر نه بلکه از حمله گسترده این گروه به شهر قندوز در پاییز ۱۳۹۳ آغاز شد، دوم، این تغییر پیچیدهتر از آن است که آن را به حضور چند فرد فاسد در دستگاههای امنیتی و دفاعی دولت و "دزدی نان سربازان" نسبت داد.
چند نکته درباره شیوه جنگ طالبان میتواند توضیح دهد که این گروه شیوه جنگ خود را چگونه تغییر داده است. این نکتهها مربوط به تحولات جنگ پس از خروج نیروهای بینالمللی در ۱۳۹۳ میشود. نخستین نشانههای عمده تغییر شیوه جنگی طالبان هم با حمله این گروه به شهر قندوز در پاییز همان سال دیده شد.
کاهش شمار سربازان بینالمللی به زیر ده هزار و پایان ماموریت رزمی آنها، به گروه طالبان فرصت داد که استراتژی جنگی خود را تغییر دهد؛ چرا که دیگر نیروهای بینالمللی با تمام سازوبرگ پیشرفته خود در برابر طالبان قرار نداشتند و مسئولیت کل جنگ بر عهده نیروهای دولت افغانستان گذاشته شد.
این امر نه تنها تاکتیکها و استراتژی، بلکه هدف گروه طالبان را در میدانهای جنگ تغییر داد. پیش از ۱۳۹۳ هدف و استراتژی طالبان خسته کردن نیروهای بینالمللی و داخلی و کنترل وضعیت روانی در جامعه و میدانهای نبرد بود. تاکتیک آنها جنگوگریز بود و در کنار آن دست به بمبگذاری، کمین زدن و عملیات انتحاری هم میزد.

منبع تصویر، دفتر والی سرپل
اگرچه طالبان پس از ۱۳۹۳ تاکتیکهای جنگی گذشته خود را کاملاً کنار نگذاشت، ولی توجه خود را بسته به اهداف جدید خود، عمدتاً بر جنگ جبههای متمرکز کرد. ستیزهجویان طالبان دیگر نگران حملات هوایی و یورشهای شبانه نبودند و توانستند که در مراکزی تجمع کنند، با کاروانهای نظامی حرکت کنند و جبهه تشکیل دهند.
در این حالت، طالبان تنها به کنترل وضعیت روانی فکر نمیکردند، بلکه کنترل اراضی را نیز در دستور کار خود قرار دادند: مناطق روستایی، ولسوالیها، شاهراهها و مناطق استراتژیک. نخستین عملیات عمده طالبان در این راستا، عملیات گسترده برای تصرف شهر شمالی قندوز در ۶ میزان ۱۳۹۳ بود.
در اواخر اسد/مرداد ۱۳۹۵ کاروان شبهنظامیان طالبان در تخار سربازان دولتی را به اشتباه انداخت. سربازان پاسگاههای حومه شهر خواجهغار تصور کردند که نیروهای ارتش دارند به سوی آنها نزدیک میشوند، در حالی که ستونی از خودروها و تانکهای طالبان با چراغهای روشن به قصد تصرف این پاسگاهها به حرکت درآمده بود.
به گزارش بازرس کل آمریکا برای بازسازی افغانستان (سیگار)، قلمرو تحت کنترل یا نفوذ گروه طالبان از نوامبر ۲۰۱۵ تا نوامبر ۲۰۱۶ از ۷ درصد به ۱۱ درصد رسید. برعکس مناطق تحت کنترل دولت در این مدت از ۷۲ درصد به ۶۰ درصد کاهش یافت. بقیه مناطق "مورد منازعه" بوده است.
معنای این آمار این است که کنترل گروه طالبان بر اراضی در حال گسترش بوده و این گروه توانسته است نیروهای دولتی را در مناطق بیشتری و در مواردی همزمان به مبارزه بطلبند. هدف طالبان این بوده که نیروهای دولتی را در مناطق مختلف پراگنده و درگیر کنند تا خود بتوانند بر مناطق مشخصی تمرکز کنند.

منبع تصویر، SIGAR
بنبست جنگی
اگرچه گزارشها حاکی از افزایش کنترل طالبان بر مناطق روستایی در دو سال اخیر بوده، ولی شمار ولسوالیهایی که به صورت کامل یا مراکز آنها به دست این گروه باشد، بسیار زیاد نیست. تلاش این گروه برای تصرف چندین ولسوالی در ولایتهای قندوز، بدخشان، تخار، کنر، نورستان و اخیرا غور، فاریاب و پکتیا موفقیتآمیز نبوده است.
هدف اصلی طالبان در دو سال اخیر این بوده که مرکز فرماندهی خود را به داخل افغانستان منتقل کند. برای این کار لازم بوده که دستکم یک منطقه مهم به کنترل این گروه درآید، ولی این هدف طالبان تا حال تحقق نیافته است. هیچ شهر یا شهرک مهم دارای مراکز دولتی تحت کنترل این گروه نیست.
دلیل این امر تنها این نبوده که نیروهای دولتی قدرت مهار ستیزهجویان طالبان را داشتهاند، بلکه در دو سه سال اخیر تشکیل نیروهای شبهنظامی مردمی زیر عنوان "خیزش مردمی" نیز مانع عمدهای در برابر طالبان بوده است. این نیروها اثرگذاری خود را در تخار، قندوز و اخیراً در غور و سرپل نشان داد.
شکست این نیروها در تیوره و میرزااولنگ، شکست نیروهای دولتی را در پی داشت. نیروهای دولتی در چنین مناطق به حدی نبودهاند که نیروی اصلی محسوب شوند. درتیوره ۳۰ نفر و در ولسوالی صیاد ۲۵ نفر پلیس بودهاند که وظیفه رزمی نداشتهاند. در واقع، این خیزشهای مردمی جلو طالبان را سد کرده بودند.
در ولایت سرپل، مرکز اصلی طالبان در منطقه "کوهستانات" است که از دو سال پیش به کنترل این گروه درآمد و به مرکز آموزش و فرماندهی این گروه تبدیل شد. طالبان در این مدت بارها تلاش کرد که راه خود را به سوی مرکز صیاد و در نهایت شهر سرپل باز کند، ولی نیروهای مردمی در میرزااولنگ مانع میشد.

منبع تصویر، Getty Images
اهداف راهبرد جدید
منابع محلی در سرپل میگویند هدف اصلی طالبان برای راهاندازی کشتار در میرزااولنگ، شکستن هستههای مقاومت محلی بوده است. در تیوره ولایت غور هم موضوع مشابهی وجود داشته است. در تیوره هم نیروهای خیزش مردمی به حمایت فرماندهان مجاهدین سابق جلو طالبان را سد کرده بودند.
براساس تحلیل عتیقالله امرخیل، ژنرال پیشین ارتش از حملات مرگبار طالبان به این دو منطقه، این گروه مجموعهای از اهداف را در نظر داشتند: شکستن بنبست جنگی، شکستن مقاومت محلی، نزدیکشدن به مراکز شهری و زیرسوال بردن توانایی دولت، توانایی تامین امنیت و در نتیجه ایجاد فاصله بین مردم و دولت.
آقای امرخیل اهمیت استراتژیک منطقه میرزااولنگ را برای نزدیک شدن به شهر سرپل، مرکز ولایت سرپل، بالا میداند؛ چنانکه ظاهر وحدت، والی سرپل هم آن را به لحاظ استراتژیک "دروازه" مرکز ولسوالی صیاد و صیاد را دروازه شهر سرپل دانسته است. میرزااولنگ بخشی از ولسوالی صیاد است.
به نظر آقای امرخیل، در این مرحله استراتژی طالبان "نزدیکشدن به شهرها" است و نه تصرف آنها؛ چرا که به گفته او، طالبان نه توانایی کافی برای تصرف شهرهای عمده را دارد و نه قدرت حفظ آنها را؛ ولی تصرف مناطق استراتژیک در نزدیکی شهرها میتواند هدف عمدهای برای این گروه باشد.











