|
صدای آبادی: نابلدی اطفال بازگشته | ||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||
تا هنوز سلسله برگشت مهاجرين افغان از کشورهای همسايه ادامه دارد، در ميان خانواده های برگشته اطفالی هم اند که در مهاجرت درس می خواندند. برخی از آنها با اين که اسناد تعليمی بدست دارند، اما نظر به مشکلاتی نمی توانند مکتب بروند. نادر يکی از باشنده های ولايت لوگر که پدرسه فرزنداست، می گويد: "از مدتی بدين سو از مهاجرت برگشته ام، ولی اولادهايم را به مکتب نمی گذارم، زيرا در مهاجرت شنيدم که در افغانستان اطفال را اختطاف می کنند، اين موضوع برايم تشويش ايجاد کرد. کسانی که از مهاجرت برگشته اند، خوب است درمورد وضع وطن خود بپرسند، ولی تنها به شنيدن اکتفا نکنند، بلکه بايد اطمينان هم حاصل کنند تا آنچه شنيده اند واقعيت دارد يا نه. ميرپادشاه باشنده ولسوالی بگرام ولايت پروان از جمله کسانيست که نگذاشته فرزندانش مکتب بروند. وی می گويد: "مردم گفتند در منطقه ما ماين ومواد منفجر ناشده تاهنوز هم پراکنده است، روزی پسری در راه مکتب شی فلزی را يافته بود. او با همان شی ساعتيری می کرد، ناگهان شی مذکوربا سنگی اصابت کرد و درنتيجه يک دست پسرک قطع شد و برای هميش معيوب شد." در دوران جنگ ماين ومواد منفجر ناشده دربعضی مناطق افغانستان جاگذاری شده که تا هنوزهم دربخشی ازمحلات باقيست. لطف الله باشنده ديگر ولايت لوگر در مورد سرگردانی که از درک طفلش داشت،حکايت می کند: "تازه از مهاجرت آمده بوديم. پسرم مکتب می رفت، چند روز اول مشکلی نداشت، اما يکی ازروزهای که تنها مکتب رفته بود، در بازگشت گم شد. مردم وی را به مسجد برده اعلان کرد که طفلی را يافته، ما به دنبالش سخت سرگردان شديم." برای رفع مشکل نابلدی اطفال چه بايد کرد؟ عبدالجبار باشنده ولايت لوگر می گويد: "من برای پيش گيری از مشکلاتی که ممکن است برای اطفالم درراه مکتب دست بدهد، تدابيری سنجيده ام . آنها را باساير اطفال قريه يکجا به مکتب روان می کنم .به اين صورت مطمين استم که کسی راه شان را نمی گيرد وبا عث اذيت شان نمی شود." نورالله باشنده ديگری از همين ولايت گفت: "موسسات امداد راه های عمومی و يا راه مکاتب را از وجود ماين پاکسازی کرده اند. با آن هم برای احتياط تا زمانی که دخترم کاملا راه مکتب را آشنا شود، خودم او را به مکتب می برم و دوباره می آورم.دخترم را در رابطه به هر آنچه که می تواند برايش خطرناک باشد، فهمانده ام." ملا محمدآجان يکی از اعضای شورای ولايتی ولايت کاپيسا می گويد: "اطفال محله ما به شيوه های مختلفی تا مکتب می رفتند، مثلا تعدادی که راه شان دورتر بود به مکتب، برای شان رکشا کرايه می کرديم .
بعضی ها دسته جمعی وبعضی با والدين يا تنها به مکتب می آمدند. ما اعضای شورای همبستگی ملی محل چون از اين درک تشويش داشتيم جهت رفت و آمد اطفال به مکتب نوکريوالی استخدام کرديم . هر زور دونفر نوکرايوال نيم ساعت قبل ازشروع و ختم مکتب درمسير رفت وآمد شاگردان گشت زنی می کنند. |
| ||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||
| |||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||