|
صحت و زندگی: افسردگی و نوجوانان | ||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||
افسردگی، بيماری است که ذهن انسان را تحت فشار های سخت روانی قرار می دهد. انسان از لحاظ راونی در برابر آن عواملی عکس العمل نشان می دهد که در مورد آن می داند، اما آن را به دست آورده نمی تواند. به همين خاطر احساس غم و دقيت می کند، مگر بعضاً همين غم و دقيت سبب می شود که انسان نتواند از زندگی روزانه خود لذت ببرد. دورۀ نوجوانی يا بلوغ دوره ايست که در وجود انسان، از لحاظ جمسی و روانی تغييرات زياد به وجود می آيد . در اين مرحله از لحاظ روانی ،انسان بسيار حساس می شود و از حالات و مشکلات زندگی بسيار زود متاثر می گردد.
در مورد دوره نو جوانی، نظريات مختلف وجود دارد ، بعضی ها سن ١٢ تا ١٩ سالگی را دورۀ نوجوانی می دانند، عده هم سنين ١٥ تا ٢٠ سالگی را. مادری می گويد: "پسرم در گذشته (پيش از دوره بلوغ) آرام و صبور بود،ولی حالا تغييرات زيادی در وجود او آمده است. او در مقابل هرگپ ضد می کند و می گويد که اين کار را می کنم وآن را نی ، اين غذا را می خورم و آن دگررا نه." داکتر عبدالاحد قريشی می گويد: "نو جوانی، بهار زندگيست و نوجوانی يک شاخه از جنون هم است. نوجوانان درين دوره می کوشند تا برای شان شخصيتی سازند، به همين لحاظ بسيار سرکش می شوند." مسوولين اجتماعی می گويند: "خوش بودن و خوش زيستن را بايد از طفليت برای اطفال خود آموختاند تا در آينده زندگی خوش و صحت کامل داشته باشند."
عوامل که سبب افسردگی نوجوانان می شوند عبارت اند از: ناامنی های اجتماعی، نداشتن يک هدف مشخص برای ادامه زندگی، نداشتن مصروفيت سالم، فضای تلخ خانوادگی، توهين و تحقير نوجوانان می باشند. جسم و روان انسان ها باهم ارتباط بسيار نزديک دارند، بناً اگريک قسمت جسم صدمه بيند،تاثيرات آن در تمام اعضای بدن حس می شود. همچنان اگرافسردگی،پيشرفته شود،کار و فعاليت های روزانه نوجوانان را نيزتحت تاثير قرار می دهد. " افسردگی يک مريضی خطرناک روانی است که عواطف، احساس، افکار و کار و فعاليت انسانها را متضرر می سازد،انسان تسلسل فکری خود را از دست داده و از زندگی خود لذت نمی برد.
داکترقريشی می گويد: "درين حالت ،مريض خود را گنهکار و شکست خورده فکر می کند، به خود اعتماد نداشته و از خانواده و اجتماع دوری می گزيند." برای ازبين بردن افسرده گی نوجوانان ،پيدا کردن عواملی که موجب اين عارضه شده ، مهم است، چون تا عامل ازبين نرود، ازبين بردن افسردگی هم امکان ناپذير است. تداوی امراض روانی به دو شکل صورت می گيرد، يکی تداوی روان مريض و دوم تداوی دارويی. ١- تداوی مشکلات روانی مريض مجموعه اصول و قوايد يست که از طريق اجرای تمرينات منظم و کارهای عملی به مشوره داکتر روانی بالای مريض تطبيق می شود.
٢- تداوی دارويی ،عبارت از دوايی است که به مشوره داکتر روانی بالای مريض تطبيق می شود. خانم سکينه صافی می گويد: "والدين بکوشند تا خواست های خوب و سالم اطفال شان را تا حد توان برآورده سازند، درصورت عدم امکان، آنها را بايد قانع سازند." رويه و رفتار والدين در برابر اطفال شان بايد دوستانه باشد. والدين از مشکلات نوجوانان شان بايد خود را باخبر ساخته تا از افسردگی آنها جلوگيری به عـمل آيد. |
| ||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||
| |||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||