|
صدای آبادی: لختی با سالمندان! | ||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||
گويند جنت زيرپای والدين است. بزرگان حرمت وبرکت خانه اند،از همين جهت مردم افغانستان موسفيدان شان را به ديده قدر نگريسته ودر همه جا آنها را محتر می شمرند. درخانه ها تما م صلاحيت های تصميم گيری را در هر مورد به بزرگان و ريش سفيدان واگذارمی شوند . مثلی معروفيست که گويند، پنج انگشت برادر اند، ولی برابر نه. دربعضی خانواده ها، بزرگان خانواده که همانا موسفيدان يا سالخورده ها اند، از فرزندان يا عروسان شان راضی نيستند. محمد ايازباشنده ولايت لغمان که 85 سال دارد می گويد : در خانه قدر ندارم. نه کسی در فکر خوراک من است ونه در فکر جوری وناجوری ام. هيچ کس نمی انديشد که لباس هايم مرتب است يا نه.
فرزندانم به گفته هايم گوش نمی دهند، در هيچ موردی بامن مشوره نمی کنند، عروس هايم هم وقتی شوهران شان را را درچنين وضعی می بينند، به من عزت واحترام نمی گزارند. چرا بعضی سالخورده ها از اعضای خانواده شان گله مند اند؟ به اين ارتباط پوهندوی غلام دستگير، استاد روانشناسی دانشگاه کابل می گويد: سالخورده ها روزگار جوانی را با ناز و نعمت و قدر وعزت سپری کرده اند، اما وقتی پير می شوند، کمترمورد توجه قرارمی گيرند و کمتر به ايشان رسيدگی می شود، بنابرين زود آزرده خاطرشده ومی رنجند . گاهی جوانان خانواده از رويه وبرخورد نامناسب بزرگان خانواده های شان شکايت دارند. اشرف باشنده ولايت خوست می گويد :
از پدرم گله دارم، هميشه با من برخورد زشت دارد، دشنام می دهد وهر چه دلش خواست انجام می دهد. من دختری دارم ، وی می خواهد او را به خانواده عروسی کند که من نمی خواهم . پدر م نه به نطر من ارزش قايل است و نه به نظر ساير اعضای خانواده ، بارها واقع شده که مرا درحضورمردم ،با الفاظ رکيک، توهين می کند. حتی دبه ياد دارم که درپيش چشم مردم با عصايش لتم کرد، اما چون پدراست ، عزت واحترامش می کنم . استاد حضرتی در مورد اين که چرا سالخورده ها زود قهر وعصبانی می شوند می گويد: سالخورده ها نسبت کبر سن، نمی توانند اعصاب شان را کنترول کنند وهمين که با لحن تند صحبت می کنند ،جوانان فکرمی کنند که با آنها برخورد زشت صورت گرفته است.
محمد قاری باشنده ولسوالی قره باغ ولايت کابل، می گويد : درخانه وخانواده که موسفيد باشد برکت، اتفاق وصميميت می باشد واز همين رو است که در خانواده مشکلات کمتر پيدامی شود. در اين مورد اگر مشکلی هم پيدا شود، از برکت موجوديت موسفيدان به زودی حل وفصل می شود . آورده اندکه: در روزگار قديم پسری، پدرش رادر کجاوه انداخته ومی خواست دوراز محل شان دردريايی بياندازد. مرد با کجاوه سوی دريا با سرعت درحرکت بود که پسرش صدا زد: "پدر، پدر!!!، وقتی پدر ت را درچقری انداختی، آوردن کجاوه را فراموش نکنی".
پدر پرسيد با کجاوه چه کارداری؟ پسر گفت: وقتی من جوان شدم ترا هم همين گونه با کجاوه به دريا می آندازم . پدر وقتی گفته های فرزندش را شنيد، برگشت و دست از کار ناپسنديده برداشت. دين اسلام هم درمورد هدايات و اوامری دارد، مولوی منير الدين برهانی می گويد : خداوند (ج) امر می کند که بعد از عبادت من، پدر ومادرتان را در هر حالتی که اند، عزت واخترام نماييد . |
| ||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||
| |||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||