حمله امریکا و اسرائیل: کشورهای متحد ایران، روسیه و چین کجایند؟

منبع تصویر، Anadolu via Getty Images
- نویسنده, تیم روزنامهنگاری جهانی، سرویس جهانی بیبیسی
- زمان مطالعه: ۵ دقیقه
بریتانیا به واشنگتن اجازه داده است تا از پایگاههای هوایی خود برای حملات «دفاعی» در طول جنگ آمریکا و اسرائیل با ایران استفاده کند. حالا توجهها به این نکته معطوف شده است که تهران چه حمایتهایی ممکن است از خارج دریافت کند.
روسیه و چین هر دو روابط دیپلماتیک، تجاری و نظامی قوی با جمهوری اسلامی دارند، اما درگیری کنونی این موضوع را که این کشورها تا چه حد حاضر به حمایت از ایران هستند، در کانون توجه قرارداده است.
پر سر و صدا اما حمایت محدود از جانب روسیه

منبع تصویر، SPUTNIK/KREMLIN POOL/EPA/Shutterstock
سرگئی گوریاشکو، خبرنگار بخش روسی بیبیسی، میگوید واکنش مسکو به حملات امریکا و اسرائیل به ایران، تند اما محدود بوده و نشاندهنده خشم و همبستگی این کشور با تهران است، در حالی که با دقت از اقداماتی که روسیه را مستقیماً وارد این درگیری کند، اجتناب میکند.
دیمیتری پسکوف، سخنگوی کرملین، از «ناامیدی عمیق» خود از این که علیرغم مذاکرات بین واشنگتن و تهران، وضعیت «به تجاوز آشکار» تبدیل شده، سخن گفت.
او گفت که مسکو پیوسته با رهبری ایران و کشورهای خلیج فارس که تحت تأثیر تشدید تنش قرار گرفتهاند، در تماس است.
وزارت امور خارجه روسیه نیز آنچه را که «تجاوز بیدلیل» امریکا و اسرائیل علیه ایران خوانده، محکوم کرده و آنچه را که ترورهای سیاسی و «شکار» رهبران کشورهای مستقل میداند، محکوم کرده است.
ولادیمیر پوتین، رئیس جمهور روسیه، روز یکشنبه به مسعود پزشکیان، رئیس جمهور ایران، به خاطر ترور آیتالله علی خامنهای، رهبر ایران، تسلیت گفت و آن را «نقض آشکار اخلاق انسانی و قوانین بینالمللی» خواند.
در عین حال، کرملین مشخصا از انتقاد شخصی از دونالد ترامپ، رئیس جمهور آمریکا، خودداری کرده و همچنان از تلاشهای میانجیگرانه امریکا در مورد اوکراین قدردانی میکند.
سخنگوی کرملین، روز دوشنبه در پاسخ به این سوال که مسکو اکنون چگونه میتواند به واشنگتن اعتماد کند، گفت که روسیه «اول و مهمتر از همه فقط به خودش اعتماد دارد» و از منافع خودش دفاع میکند.
سرگئی گوریاشکو، خبرنگار بخش روسی بیبیسی، میگوید این منافع است که توضیح میدهد چرا حمایت روسیه از ایران عمدتا در حد لفاظی باقی مانده است، با وجود اینکه تهران از زمان حمله تمام عیار به اوکراین، با تأمین پهپاد و کمک به روسیه برای توسعه راههایی برای فرار از تحریمهای غرب، به یکی از نزدیکترین متحدان این کشور تبدیل شده است.
ایران همچنین با دیدگاه کرملین در مورد نظم جهانی چندقطبی موافق است، نظمی که در آن حقوق دولتها از حقوق بشر مهمتر است و دولتها کنترل گستردهای بر اوضاع در داخل کشورها دارند. سقوط چنین رژیمی ضربهای به این مدل خواهد بود.
در عین حال، کرملین در گذشته نشان داده است که برای شرکای خود، چه در ونزویلا، چه در سوریه یا در طول جنگ ۱۲ روزه بین اسرائیل و ایران در تابستان ۲۰۲۵، ریسک زیادی متقبل نخواهد شد.
روسیه به شدت درگیر جنگ اوکراین است و به نظر میرسد که تمایلی - و شاید هم توانایی - به ارائه چیزی فراتر از حمایتهای دیپلماتیک و همکاری نظامی-فنی ندارد.
معاهده مشارکت استراتژیک روسیه و ایران که در ۱۷ جنوری ۲۰۲۵ امضا شد، به هیچ وجه یک پیمان دفاعی متقابل نیست.
مسکو و تهران متعهد شدند که اطلاعات را به اشتراک بگذارند، رزمایشهای مشترک برگزار کنند و «امنیت منطقهای» را تضمین کنند، اما قولی برای دفاع از یکدیگر در صورت حمله ندادند. روابط اقتصادی بین دو کشور نیز متوسط است و مبادلات تجارتی در محدوده ۴ تا ۵ میلیارد دلار باقی مانده است.
اما رابطه نظامی و صنعتی دوطرف در حال افزایش است. روزنامه فایننشال تایمز، در ماه فبروری، درباره یک معامله بزرگ گزارش داد که براساس آن، روسیه سیستمهای دفاع هوایی «وربا» را که توسط یک نفر قابل حمل است، به ارزش ۵۰۰ میلیون یورو به ایران میفروشد.
ایران هواپیماهای آموزشی Yak-130 و بالگردهای تهاجمی Mi-28 را دریافت کرده است و در انتظار دریافت جنگندههای سوخو-۳۵ است. روسیه هنوز سیستمهای دفاع هوایی وربا را به این کشور نداده است.
استفاده از پهپادهای شاهد ساخت ایران، تاکتیکهای نیروهای روسی را در جبهه اوکراین به طور قابل توجهی تغییر داد. اما سال گذشته، مسکو به سرعت ظرفیت تولید پهپادهای خود را افزایش داد و از وابستگی خود به سلاحهای ایرانی کاست.
ایران برای مسکو، آنقدر مهم است که نباید اجازه داد سقوط کند - اما بهاندازهای مهم نیست که برای آن بجنگند. این محاسبه میتواند تغییر کند، اما در حال حاضر مداخله روسیه احتمالاً تا حد زیادی در حد حرف باقی خواهد ماند.
نقش چین به عنوان شریک حیاتی اقتصادی

منبع تصویر، IRANIAN FOREIGN MINISTRY HANDOUT/EPA/Shutterstock
چین، کشته شدن آیتالله علی خامنهای، رهبر ایران را قویا محکوم کرده و این کشور از نظر تاریخی با سیاستهای تغییر رژیم امریکا مخالف بوده است.
شان یوان از سرویس چینی بیبیسی میگوید، مشارکت اقتصادی سودمند متقابل در مرکز روابط ایران و چین قرار دارد. چین بزرگترین شریک تجاری ایران و مهمترین خریدار انرژی این کشور است.
با وجود سالها تحریمهای ایالات متحده علیه ایران، بیجینگ همچنان شریان اقتصادی تهران باقی مانده و مقادیر زیادی از نفت آن را با قیمت ارزان از طریق شبکهای از به اصطلاح «ناوگانهای ارواح» - کشتیهایی با ثبت نام جعلی که برای حمل نفت از تحریمها اجتناب میکنند - خریداری میکند.
به عنوان مثال، در سال ۲۰۲۵، چین بیش از ۸۰ درصد از نفت حمل شده ایران را خریداری کرد و درآمد حاصله به این کشور کمک کرد تا اقتصاد خود را تثبیت کرده و هزینههای دفاعی خود را حتی با وجود بسته شدن بازارهای غربی تأمین کند.
توافق استراتژیک ۲۵ ساله بین دو کشور که در سال ۲۰۲۱ امضا شد، این رابطه را تقویت کرده و نوید صدها میلیارد دالر سرمایهگذاری چین در زیرساختها و مخابرات ایران را داده است.
«بازی طولانی» چین
چین از نظر تاریخی، رویکردی راهبردی و محتاطانه نسبت به تنشهای ایران-اسرائیل و ایران-امریکا، اتخاذ کرده است. خبرنگار ما میگوید که در جریان تنشهای قبلی، از جمله جنگ ۱۲ روزه اسرائیل-ایران در تابستان ۲۰۲۵، چین پیوسته خواستار «خویشتنداری» شده بود و در عین حال «دخالت خارجی» را مقصر میدانست - اشارهای نه چندان پنهان به سیاست ایالات متحد امریکا.
در جریان درگیریهای قبلی بین ایران و اسرائیل، چین به عنوان سپر دیپلماتیک برای تهران عمل کرده و از حق وتوی خود - یا تهدید به استفاده از آن - برای تضعیف قطعنامههای ملل متحد استفاده میکرد. با این حال، بیجینگ هیچگاه مداخله نظامی مستقیم را پیشنهاد نکرده است.
به گفته خبرنگار ما، استراتژی بیجینگ همواره این بوده است که ایالات متحده را در خاورمیانه گرفتار نگه دارد، درعین حال، جلو فروپاشی کامل منطقهای که باعث افزایش جهانی قیمت نفت شود، نیز گرفته شود.
استقرار یک رژیم طرفدار غرب در تهران، شکست ژئوپلیتیکی فاجعهباری برای چین خواهد بود، زیرا ایران نه تنها انرژی این کشور را تأمین میکند، بلکه از نظر سیاسی نیز وزنه تعادل قابل توجهی در برابر نفوذ ایالات متحده در منطقه است.
ایران عضو بریکس و سازمان همکاری شانگهای است و به عنوان یک رابط جغرافیایی کلیدی میان آسیای مرکزی، قفقاز و خاورمیانه عمل میکند.
فروپاشی جمهوری اسلامی میتواند اعتبار سازوکارهای چندجانبهای را که مسکو و بیجینگ سعی در تقویت آنها داشتهاند، تضعیف کند.
بدون حمله تمام عیار امریکا و اسرائيل به ایران، ساختارهای سیاسی و نظامی این کشور ممکن است همچنان پابرجا بمانند.
بیجینگ «بازی طولانی» معمول خود را انجام خواهد داد و میخواهد با هر کسی که بهعنوان جانشین آیتالله خامنهای درمقام رهبری ایران برگزیده میشود، رابطه خوب داشته باشد، در حالیکه روسیه به دنبال فرصتهای خاص خودش خواهد بود.






