شما در حال مشاهده نسخه متنی وبسایت بیبیسی هستید که از داده کمتری استفاده میکند. نسخه اصلی وبسایت را که شامل تمام تصاویر و ویدیوهاست، مشاهده کنید.
بازگشت به وبسایت یا نسخه اصلی
اطلاعات بیشتر درباره نسخه لایت که برای مصرف کمتر حجم دادههاست
«یک ساعت و نیم جسد همسرم را حمل کردم» - روایتهایی از معترضان کشتهشده در ایران
- نویسنده, بخش راستیآزمایی بیبیسی فارسی
رضا در بازگشت از یک گردهمایی اعتراضی به روز ۱۸ جدی، بازویش را دور همسرش، مریم، حلقه کرد تا از او محافظت کند. «ناگهان احساس کردم دستم سبک شد. تنها جاکتش در دستم مانده بود»، این روایت یکی از نزدیکان رضا است که برای بیبیسی فارسی تعریف میکند. مریم گلوله خورده بود و آنها نمیدانستند که از کدام سمت آمد. نامهای رضا و مریم برای حفظ امنیت تغییر داده شده است.
رضا بدن مریم را یک ساعت و نیم حمل کرد. وقتی خسته شد، در یک کوچه نشست. کمی بعد، در خانهای باز شد و صاحبخانه آنها را به داخل پارکینگ برد. آنها یک پارچه سفید آوردند و بدن مریم را در آن پیچیدند.
مریم چند روز قبل از آنکه به اعتراضها برود، به فرزندان هفت و ۱۴ سالهاش درباره آنچه در خیابانها رخ میدهد، گفته بود:
«گاهی والدین به اعتراض میروند و دیگر برنمیگردند. خون من و شما از دیگران با ارزشتر نیست.»
حکومت ایران با سرکوب مرگبار به اعتراضات پاسخ داد و مریم هم یکی ازهزاران معترضی بود که هرگز به خانه بازنگشتند.
هرانا، خبرگزاری فعالان حقوق بشر ایران در خارج از کشور، گفته که توانسته است کشته شدن حداقل ۲۴۰۰ معترض، از جمله ۱۲ کودک، را در سه هفته گذشته تأیید کند.
تعیین شمار دقیق کشتهها بسیار دشوار است، زیرا دسترسی به انترنت از شب پنجشنبه، ۱۸جدی تقریبا بهطور کامل در ایران قطع شده و تماسهای تلفنی نیز شدیدا محدود شده است. گروههای حقوق بشری دسترسی مستقیم به کشور ندارند و مانند دیگر رسانههای بینالمللی، بیبیسی نیز نمیتواند از داخل کشور گزارش بدهد.
گزارشهای رسیده از ایران حاکی از خشونت بیسابقه در برخورد با معترضان است. شاهدان عینی که به تازگی از این کشور خارج شدهاند یا موفق شدهاند از طریق استارلینک به انترنت وصل شوند، به بیبیسی گفتهاند که شاهد تعداد بسیار زیادی کشته و زخمی در مراکز درمانی یا سردخانهها بودهاند. قطع انترنت و تلفون در روزهای گذشته، باعث شده اطلاع گرفتن و ارزیابی نحوه سرکوب اعتراضات به سختی ممکن شود و راستیآزمایی دقیق این اطلاعات درغیاب فعالیت آزادانه رسانهها، عملا ممکن نیست.
سازمانهای مدافع حقوق بشر میگویند تا بحال توانستهاند کشتهشدن صدها تن از معترضان را تایید کنند اما هشدار میدهند ممکن است آمار قطعی هزاران نفر باشد.
مقامات ایران آمار کشتهها را ارائه نکردهاند، اما رسانههای محلی گزارش دادهاند که ۱۰۰ نیروی امنیتی کشته شدهاند و معترضان، که آنها را «اغتشاشگر و تروریست» معرفی کردهاند، دهها مسجد و بانک را در شهرهای مختلف به آتش کشیدهاند.
اعتراضها در تهران از ۸ جدی پس از سقوط شدید ارزش ریال ایران در برابر دالر امریکا آغاز شد و به شهرها و شهرستانهای دیگر گسترش یافت اما خیلی سریع ابعاد سیاسی و ضد حکومتی پیدا کرد و به شهرها و شهرستانهای دیگر گسترش یافت.
نیروهای امنیتی به سرعت سرکوب خشونتآمیز را آغاز کردند و تا ۷ ژانویه، یازدهمین روز اعتراضها، دستکم ۳۴ معترض کشته شدهاند. بیبیسی فارسی تا این تاریخ توانسته است هویت ۲۸ معترض کشتهشده را شناسایی کند.
با این حال، به نظر میرسد خونبارترین سرکوب در پنجشنبه و جمعه گذشته رخ داده است، زمانی که هزاران نفر در سراسر کشوربه خیابانها آمدند و خواستارپایان حکومت جمهوری اسلامی شدند.
بیبیسی فارسی دهها روایت از داخل ایران دریافت کرده است. شاهدان با وجود خطرات احتمالی گفتهاند که میخواهند مردم جهان از خشونت علیه معترضان مطلع شود.
یکی از معترضان به بیبیسی فارسی گفت «محله ما بوی خون میدهد، آنها خیلیها را کشتند». معترض دیگری گفت که نیروهای امنیتی «بیشتر به سر و صورت شلیک میکردند».
اعتراضها که از بازار تهران شروع شد به تمامی ولایات این کشور گسترش یافته و از اطلاعات اندکی که به بیرون درز میکند، مشخص است که ابعاد کشتار در شهرها و شهرستانهای کوچک کمتر از شهرهای بزرگ نیست.
در تنکابن، شهری با جمعیت ۵۰ هزار نفر در شمال، سورنا گلگون، از معترضان این شهر، روز جمعه ۱۹ جدی کشته شد. به گفته یکی از بستگانش که با بیبیسی صحبت کرد او در حالی که داشت از کمین نیروهای امنیتی فرار میکرد، به قلبش تیر خورد.
سورنا چند هفته قبل گواهینامه رانندگی خود را دریافت کرده بود. قبل از پیوستن به اعتراض، به خانوادهاش گفت: «همه چیز دارم، اما همه ما وظیفه داریم برای آزادی مردم ایران برویم.»
در همان شب، شاهدان گفتند که حدود ۵۰ معترض دیگر نیز در تنکابن کشته شدند. بیبیسی نمیتواند این تعداد را بهطور مستقل تأیید کند، اما چندین روایت دیگر نیز گفتهاند که نیروهای امنیتی به معترضان در تنکابن تیراندازی کردند.
بسیاری دیگر از معترضانی که کشته شدند، مانند سورنا جوان بودند. روبینا امینیان، دانشجوی ۲۳ ساله طراحی لباس که قصد داشت در میلان تحصیل کند، پنجشنبه در تهران کشته شد.
مادر او از کرمانشاه به تهران میرود تا جسد روبینا را تحویل بگیرد. او در راه بازگشت بدن بیجان دخترش را ساعتها در موتر در بغلش نگه داشته بود. اما وقتی رسید، نیروهای امنیتی او را مجبور کردند جسد را در قبرستانی دورافتاده خارج از شهر و بدون حضور دیگر اعضای خانواده یا دوستان دفن کند.
همه کشتهها جزو معترضان نبودند. نوید صالحی، پرستار ۲۴ ساله از کرمانشاه، پنجشنبه شب هنگام خروج از محل کار خود چندین گلوله خورد و کشته شد.
بسیاری از اجساد معترضان در تهران به مرکز طب عدلی کهریزک منتقل شدند.
صحنهها آنقدر دلخراش بود که سهند، که نخواست نام واقعیاش فاش شود، تقریباً ۱۰۰۰ کیلومتر به سمت مرز سفر کرد تا با استفاده از انترنت موبایل کشورهای همسایه، تصاویر ویدیویی را ارسال کند.
سهند در پیامی به بیبیسی فارسی گفت که روز شنبه بیش از ۲۰۰۰ جسد را روی زمین در کهریزک دیده است. بیبیسی امکان تأیید مستقل شمار اجساد در کهریزک را ندارد.
با این حال، بخش راستیآزمایی بیبیسی حداقل ۱۸۶ جسد در یک ویدئو و حداقل ۱۷۸ جسد در ویدئوی دیگری در مرکز طب عدلی کهریزک را شمرده است. احتمال دارد که برخی اجساد در هر دو ویدیو تکرار شده باشند. بنابراین نمیتوان عدد دقیق را اعلام کرد، اما شمار واقعی احتمالاً بسیار بیشتر است.
یک زن جوان که با شرط ناشناس ماندن با بیبیسی فارسی صحبت کرده، گفت آنچه هفته گذشته اتفاق افتاده بود مانند «یک جنگ» بود، اما معترضان «بیش از هر زمان دیگری متحد» بودند.
او که این هفته کشور را ترک کرد، میگوید دیگر طاقت نداشت. او مانند بسیاری دیگر از این میترسد که مقامات موج جدیدی از اعدامها و پیگردها را آغاز کنند.
«واقعا نگرانم برای کسانی که هنوز در ایران هستند چه اتفاقی بیفتد.»