|
پایتخت مذاهب | ||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||
پایتخت سه مذهب عمده جهان، بیش از یک نام دارد. عهد عتیق از آن به اورشلیم یاد می کند. اعراب آن را القدس می خوانند و در دهه های اخیر این شهر نام دیگری هم یافته است: بیت المقدس. به گفته برخی زبان شناسان، اورشلیم یعنی "میراث صلح" یا "شهر صلح"، اما تاریخ چند هزار ساله این شهر، میراثی جز جنگ و خونریزی برای ساکنان آن نداشته است. اورشلیم از عصر حجر ساکنانی داشت. بین چهار الی پنج هزار سال پیش، یعنی در عصر مفرغ، جماعتی که کتاب مقدس یا عهد عتیق از آنان تحت عنوان کنعانیان یاد می کند، ساکنان اصلی این شهر که زمانی طولانی در آن زیسته بودند را رانده و آن را اشغال کردند. کنعانیان، دارای اصل و تبار واحدی نبودند با این حال یبوسی ها، بینشان به لحاظ تعداد و قدرت، دست بالا داشتند. در قرن پانزدهم پیش از میلاد، کنعانیان، تن به حکمرانی مصری ها دادند. حدود 1250 پیش از میلاد، عبرانی ها که از دیرباز چشم به اورشلیم داشتند، تحت فرماندهی یشوع، حملات اولیه خود به کنعانیان را آغاز کردند. شکست دیوار دفاعی مستحکم اورشلیم، بیش از دویست سال طول کشید و نهایتا داود، پادشاه عبرانیان، اورشلیم را اشغال کرده و آن را "پایتخت اسرائیل" خواند.
به روایت عهد عتیق، داود، تابوت عهد را که حامل ده فرمان موسی بود به اورشلیم برده و آن را در معبدی جدید نصب کرد. سلیمان، فرزند داود، با ادامه کاری که پدرش آغاز کرده بود، شهر را گسترش داده و معبد مقدس یا معبد سلیمان را که امروزه معبد اول خوانده می شود در اورشلیم ساخت. پس از مرگ سلیمان، با خروج ده قبیله اسرائیل از دایره حکمرانی اورشلیم، این شهر اهمیت خود را به تدریج ازدست داد. حمله بابلی ها به اورشلیم و تخریب معبد اول، آخرین میخ به تابوت دورانی بود که اکنون به نام دوران معبد اول شناخته می شود. بابلی ها، پنجاه سال اورشلیم را در اشغال داشتند تا این که با فرمان کورش کبیر، یهودی ها اجازه یافتند به اورشلیم بازگشته و شهر و معبد خود را از نو بسازند. احداث معبد دوم، 516 سال پیش از میلاد مسیح و در دوران داریوش کبیر به اتمام رسید و به این ترتیب شکوه و عظمت پیشین به اورشلیم بازگشت. هر چند که با شکست سخت هخامنشیان از اسکندر مقدونی، یهودیان یک بار دیگر قدرت خود در اورشلیم را از دست دادند. دوران رومی ها
اورشلیم بدون آن که خسارت چندانی به آن وارد شود، به تصرف رومیان درآمد. هیرودیس که از طرف روم به پادشاهی یهودیان منصوب شده بود، معبد را توسعه داد و کاخی عظیم در بخش غربی شهر ساخت. در زمان خاندان هیرودیس بود که به روایت عهد جدید، عیسی مسیح به دنیا آمد و در اورشلیم مصلوب شد. هفتاد سال پس از میلاد مسیح، یهودیان بر نوادگان هیرودیس که همچنان حکومت را به نمایندگی از روم در اختیار داشتند شوریدند. این نافرمانی، فرجامی فاجعه بار برای قوم یهود داشت. سپاه روم، شهر را با خاک یکسان کرد و به این ترتیب، دوران معبد دوم یهودیان هم به پایان رسید. تنها چیزی که از معبد باقی ماند، بخشی از دیوار غربی آن است. یهودیان، پس از تخریب معبد، در پای این دیوار بلند، به لابه و ندبه می پرداختند و این سنتی است که تا به امروز پابرجاست. دیوار ندبه که به آن دیوار غربی نیزمی گویند نام خود را از اشک هایی می گیرد که یهودیان بر پایش ریخته اند. در سال 130 میلادی، هادریان، امپراطور روم از خرابه های اورشلیم بازدید کرده و دستور بازسازی آن را داد. دو سال بعد، یهودیان به رهبری سیمون بارکوخبا، یک بار دیگر شورشی را آغاز کردند که سه سال به طور انجامید. پس از این شورش، رومیان، دیواری مرتفع دور شهر کشیدند و ورود یهودیان به اورشلیم ممنوع شد. اورشلیم مسیحی و القدس مسلمان
پس از گرویدن کنستانتین، امپراطور روم به آئین مسیح، اورشلیم به تدریج به شهری مسیحی تبدیل شد. کلیسای مرقد مقدس، به دستور کنستانتین در اورشلیم ساخته شد و سیل زائران مسیحی به شهر سرازیر شدند. این کلیسا در مکانی واقع است که به اعتقاد مسیحیان، عیسی مسیح در آن به صلیب کشده شده است. جمعیت اورشلیم در آن دوران به حدود دویست هزار نفر می رسید. اورشلیم در 614 میلادی به تصرف خسرو پرویز، پادشاه ساسانی درآمد و چهارده سال بعد، یعنی در سال 628 میلادی، هراکلیوس، امپراطور بیزانس، شهر را از ایرانیان گرفت. در زمان عمر، خلیفه دوم مسلمین، قلمروی اسلام تا اورشلیم افزایش یافت و به سال 638 میلادی یا 15 هجری، این شهر به تصرف سپاهیان اسلام درآمد. تا آن هنگام، ورود یهودیان به شهر همچنان ممنوع بود. در دوران حکمرانی مسلمانان، یهودیان در ازای پرداخت مالیات اسلامی یا جزیه، یک بار دیگر حق ورود به اورشلیم و زندگی در آن را پیدا کردند. آیاتی در قرآن هست که می گوید "پاک و منزه است خدایی که درشبی بنده خود (محمد) را از مسجدالحرام به مسجدالاقصایی که پیرامونش را مبارک و پرنعمت ساختیم سیرداد تا آیات خود را به او بنماید که خدا به حقیقت شنوا و بیناست." مسلمانان این آیات را در توصیف واقعه معراج می دانند و معتقدند پیامبر اسلام در آن شب از روی سنگی که در اورشلیم یا القدس قرار دارد به آسمان هفتم عروج کرده است. در نگاه مسلمانان، بنیان مسجد الاقصی را داود نبی گذاشته و فرزندش سلیمان نبی آن را تکمیل کرده است. به عبارت بهتر، معبد نخست یهودیان، همان مسجد الاقصایی است که در قرآن ذکرش رفته است.
عمر، دستور ساخت مسجد قبه الصخره را در جایی داد که چند ده متر بیشتر با دیوار ندبه فاصله ندارد. مسجد قبه الصخره یا مسجد عمر، بنایی است با گنبد طلایی که سنگ معراج زیر آن قرار دارد. این سنگ برای یهودیان نیز مقدس است. برخی یهودیان معتقدند این تخته سنگ که غار کوچکی را در دلش جای داده، مرتفع ترین نقطه کوه موریا در اورشلیم است. کوه موریا، در روایات مذهبی، جایی است که ابراهیم، قصد قربانی کردن فرزندش را داشت. در روایات اسلامی، خداوند به ابراهیم دستور داد پسرش اسماعیل را در کوه موریا قربانی کند هرچند که یهودیان می گویند نام این فرزند، اسحق بوده است. تکمیل مسجدی که عمر، ساختش را آغاز کرده بود، سال ها به طول انجامید و نهایتا در سال 705 میلادی یعنی در دوران خلیفه عبدالملک مروان، احداث مسجد الاقصی کنونی و مسجد قبه الصخره در محوطه ای به مساحت 14 هکتار به پایان رسید. در این دوران با غیر مسلمانان شهر، به ملایمت رفتار می شد اما پس از قدرت گرفتن خلفای فاطمی در سال 969 میلادی، این وضعیت تا حدودی تغییر کرد. در سال 1071، ترکان سلجوقی، شهر را به تصرف خود در آورده و رفتار نامناسبی را با غیر مسلمانان آغاز کردند. آسیب رسانی و بی حرمتی به بخش هایی از کلیسای مرقد مقدس به دست سلجوقیان را باید یکی از دلایل آغاز جنگ های صلیبی بر شمرد. تشکیل اسرائیل
در سال 1099 میلادی، اورشلیم به دست سپاهیان صلیبی افتاد. مسیحیان، بیشتر جمعیت مسلمان و یهودی شهر را از دم تیغ گذراندند. در سال 1187 میلادی، صلاح الدین ایوبی، سردار مسلمان، اورشلیم یا القدس را بازپس گرفت. پس از آن، شهر بین رومی ها، ایوبیان، مملوکی ها و ترکان عثمانی دست به دست شد. امپراطوری عثمانی، حدود پانصد سال یعنی تا اوایل قرن بیستم، شهر را در اختیار داشتند. پس از فروپاشی امپراطوری عثمانی، ارتش بریتانیا در سال 1917 میلادی شهر را تصرف کرد. بریتانیا در سال 1922 میلادی از سوی جامعه ملل ماموریت یافت در چارچوب اعلامیه بالفور، راه را برای تشکیل دولتی یهودی در این منطقه هموار کند. در دوران حکومت بریتانیا بر شهر، باغ هایی در غرب و شمال اورشلیم یا القدس احداث شد و دانشگاه عبری اورشلیم، تاسیس شد. پس از تشکیل اسرائیل در سال 1948 میلادی، جنگ های شدیدی بین اعراب و یهودیان در این شهر درگرفت و نهایتا بخش غربی شهر در اختیار اسرائیل و بخش شرقی آن، شامل قسمت قدیمی شهر و محوطه الحرم الشریف، تحت کنترل اردن درآمد. در ژوئن 1967 میلادی و پس از جنگی شش روزه بین اعراب و اسرائیل، ارتش اسرائیل، کل اورشلیم یا القدس را در تصرف خود گرفته و "یکپارچگی اورشلیم" را اعلام کرد. امروزه، اسرائیل، اورشلیم یا القدس را بخشی جدایی ناپذیر از خاک خود و پایتخت ابدی این کشور می داند هر چند که سازمان ملل و بسیاری از کشورهای جهان، این موضوع را نپذیرفته اند و بخش شرقی شهر، از نظر جامعه بین الملل، همچنان جزو اراضی اشغالی محسوب می شود. |
| ||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||
| |||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||