|
يادداشت هايی از بغداد: خاطرات يک خبرنگار جنگی | ||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||
خطر ديده شدن تماشای تصاوير ويديويی از درگيری ها و خشونت ها يکی از وظايف روزمره خبرنگاران در عراق است.
ما فقط بخش کوچکی از آنها را در گزارش های خود منعکس می کنيم. اما چندين و چند نوار از اين وقايع هر روز به دست ما می رسد. خرابی ها، آهن پاره های در هم تنيده، اجساد سوخته، چهره هايی که فرياد می زنند، بدن های از هم دريده شده، دود و آتش. تصاويری که اکنون ديدن آنها به اندازه ای عادی شده که گويی در هم محو می شوند. بيشتر اين تصاوير ويديويی توسط فيلمبرداران شجاع عراقی گرفته شده که برای شبکه های تلويزيونی و خبرگزاری ها کار می کنند. اين روزها من، مثل بيشتر خبرنگاران غربی، به ندرت به محل انفجار بمب ها می روم. خطر ديده شدن يک فرد خارجی در اين طور مکان ها و در اين اوضاع وخيم، زياد است. اين خطرات برای فيلمبرداران محلی هم وجود دارد. اما اغلب، آنها تنها شاهدان اين قسمت از جنگ در عراق هستند. بسياری از آنها در خلال چهار سال گذشته کشته شده اند و اکثر گزارشگرانی که در حين ارسال خبر از وقايع اين جنگ کشته می شوند نيز عراقی هستند. اکنون 146 رسانه از عراق خبر ارسال می کنند و آمار تلفات خبرنگاران در عراق در تاريخ رسانه ها بی سابقه است. با اين حال خبرنگاران منصرف نشده اند و به طور مداوم از صحنه نبرد در عراق گزارش ارسال می کنند. البته اين موضوع تا شنبه گذشته (3 فوريه)، يعنی تا وقوع بدترين بمب گذاری در عراق از سال 2003، صدق می کرد. در آن روز بيش از 130 نفر در اثر انفجار هزار کيلو مواد منفجره در مرکز خريد صدريه، در مرکز بغداد، کشته و بيش از 300 نفر ديگر مجروح شدند. من بارها به بازار صدريه رفته بودم و به خاطر می آورم که هميشه پر از مردمی بود که در مغازه ها و دکه ها و اطراف آنها در حرکت بودند - موج هميشگی جمعيت و اين که صدريه محله ای عمدتا شيعه نشين است، باعث شد هدف حمله انتحاری قرار بگيرد. خيلی زود معلوم شد که انفجار روز شنبه انفجاری معمولی نبوده و عظيم بوده است - آمار تلفات که همکاران عراقی ما از پليس و بيمارستان ها می گرفتند، هر چند دقيقه بيشتر می شد. ما در چنين مواقعی معمولا يکساعت بعد از رسيدن اولين گزارش ها، تصاوير را دريافت می کنيم. اين بار، بيشتر طول کشيد و تنها تصاوير ويديويی که رسيد از بيمارستان هايی بود که اجساد و زخميان را برده بودند؛ روز بعد بود که ما تصاوير خرابی های بازار خريد را ديديم. حمله اوباش روز بعد، من با کسانی حرف زدم را هر روز خبر حملات و خشونت ها را پوشش می دهند. اين افراد از من خواسته اند تا نه نام آنها و نه کارفرمايان آنها را افشاء نکنم. بنابراين نام هايی که در اين يادداشت آمده ساختگی هستند.
يکی از آنها خبرنگاری بود که هنگام وقوع انفجار در صدريه در حال تهيه گزارش بوده؛ او از مردم سوال می کرده که اين روزها کار پيدا کردن در بغداد چگونه است. محمد به من گفت: "انفجار صدريه بدترين صحنه انفجاری بود که تا حالا ديده ام. همه فرياد می کشيدند. من 20 دقيقه صبر کردم و بعد دوربينم را بيرون آوردم. من به تازگی از يک دوربين کوچک استفاده می کنم." اين روزها خبرنگاران کمتر از دوربين های فيلمبرداری بزرگ و تخصصی استفاده می کنند. محمد، پس از سقوط صدام حسين به عنوان فيلمبردار کار می کند. محمد ادامه داد: "همين که دوربينم را بيرون آوردم، جمعيتی که آنجا بود به من حمله کرد و شروع کرد به زدن من. آنها من را متهم کردند که يکی از تروريست ها هستم. اگر سربازان عراقی جلوی آنها را نگرفته بودند من زير مشت و لگدهای آنها کشته می شدم." وقتی محمد در حال خارج شدن از بازار صدريه بوده عده ای او را تهديد به مرگ می کنند؛ به باور او آنها شبه نظاميان شيعه بوده اند. اما روز بعد، محمد دوباره برگشت سرکار و از صحنه بمب گذاری در يک محله سنی نشين فيلمبرداری کرد. او به من گفت: "اين شغل من است." خوشحال از زنده ماندن اما اوضاع سخت تر و سخت تر شده، به خصوص بعد از بمب گذاری در سامره در ماه فوريه سال گذشته. واقعه ای که آتش خونريزی های يک سال گذشته ميان شيعيان و اهل سنت در عراق را آغاز کرد. علی، يکی ديگر از تصوير برداران عراقی که با تهيه فيلم های ويديويی از صدها بمب گذاری در عراق، کهنه کار اين گزارشها شده است، می گويد: "اگر فيلمبرداری سنی مذهب باشی، نمی توانی به محله شيعيان بروی و بالعکس. وقتی به صحنه بمب گذاری می رسی، برای پليس و مردم مهم نيست که تو خبرنگاری، پيش از هر چيز می خواهند بدانند که به کدام فرقه تعلق داری." او می گويد: "برخی اوقات مردم به ما حمله می کنند، برخی اوقات هم پليس و ارتش. بعضی وقت ها هم آمريکايی ها." دو سال پيش يک نيروی گشتی آمريکايی به سوی علی و همکارش آتش می کنند. او زخمی و همکارش کشته می شود. به خاطر همين اين روزها فيلمبرداران وقت کمتری را در صحنه بمب گذاری ها صرف می کنند و اغلب هم در فاصله ای دورتر فيلمبرداری می کنند. علی با خنده ای مشوش می گويد: "محل بمب گذاری ها صد در صد خطرناک است." با اين حال او قصد ندارد کار خود را کنار بگذارد: "ما بايد به جهان نشان بدهيم در عراق چه می گذرد. هر روزی که زنده می مانم خودش يک امتياز است. در ابتدای روز خودم را يک مرده می بينم و اگر تا شب زنده باشم، خوشحالم." محصولی خطرناک "همه گزارش های شما از خشونت هاست." بی بی سی مدت هاست که با اين انتقاد روبروست. در مقابل، ما می گوييم اين انتقاد درست نيست.
انتقاد ديگر از ما اين است که بی بی سی به آرامش نسبی در شهرهای ديگر عراق بی توجه است. اين انتقاد در ظاهر درست به نظر می رسد، با اين که ثابت کردن آن دشوار است. چون در بسياری از شهرها و روستاهای عراق خبرنگار يا شاهدی مستقل وجود ندارد که صحت اين نظريه را محک بزند. اما نا امنی در پايتخت عراق، سراسر اين کشور را تحت تاثير قرار داده است. اگر اين طور نبود چرا دولت عراق و آمريکايی ها تا اين حد به اوضاع امنيتی بغداد اهميت می دهند؟ در اين جا بحث های زياد ديگری وجود دارد. اول اين که اگر يک درس پرهزينه از جنگ عراق گرفته شده باشد اين است که امنيت مهم ترين اولويت است. نه دموکراسی، نه انتخابات، نه دولتی جديد يا درمانگاه و بيمارستان های جديد. اين همان پيامی است که ما پی در پی از مردم در سراسر عراق می شنويم؛ پيامی که اکنون با وخيم تر شدن اوضاع امنيتی با صدايی بلندتر از هميشه به گوش می رسد. در آينده، کتاب های تاريخ آمار بيمارستان ها، مدارس و پاسگاه های پليسی که پس از حمله نظامی آمريکا و بريتانيا به عراق ساخته شده است را درج نمی کنند بلکه نبردها، آشوب ها، خونريزی های قومی و نهايتا شايد مذاکرات آشتی و صلح را قيد می کنند. درکی محدود از وقايع پس ما چاره ای نداريم. اگر قرار است وضعيت عراق را به نحوه درستی گزارش کنيم بايد بيش از هر چيز به خشونت ها بپردازيم. البته، شما می توانيد بگوييد که ما اين کار را خوب انجام نمی دهيم. هر هفته به طور ميانگين بين 800 تا 900 واقعه خشونت آميز - تيراندازی، آدم ربايی، آتش خمپاره و موشک، بمب گذاری کنار جاده، بمب گذاری در خودرو - در عراق رخ می دهد. ما فقط می توانيم از تعداد کمی از آنها گزارش تهيه کنيم. بنابراين به ناچار گزارش های اصلی ما مربوط به بزرگترين حملات می شود. ما در دفتر بی بی سی خيلی از اين وضعيت راضی نيستيم. اين مشکل را بار ديگر با وقوع حمله به بازار صدريه، که خبرگزاری ها بدترين بمب گذاری از زمان آغاز جنگ عراق ارزيابی کرده اند، تجربه کرديم. اين حمله بزرگ فقط با يک بمب صورت گرفت. در حمله به شهرک صدر در نوامبر 2006 که بيش از 200 نفر کشته و چهارصد نفر مجروح به جای گذاشت، از بمب های زيادی استفاده شده بود. به کلامی ديگر، ما پيرو اين قانون خبرنگاری هستيم که اولويت را به حوادثی بدهيد که يا برای اولين بار رخ داده يا بدترين و بزرگترين بوده است. هميشه اين احتمال وجود دارد که گزارش های ارسالی خبرنگاران واقعيت امر - وضعيت امنيتی در ابعاد بزرگتر - را نشان ندهد. چند هفته پيش از حمله به بازار صدريه، شمار زيادی بمب گذاری ديگر رخ داد که در هر يک از آنها بيش از هفتاد نفر کشته شدند. اين در حالی بود که شمار زيادی از قربانيان "جوخه های اعدام" در اطراف بغداد جمع آوری می شدند. هدف بمب گذاران فقط کشتن شمار بيشتری از مردم است، پس به نوعی آمار تلفات هر حمله برای آنها زياد مهم نيست. اين يک واقعيت است که اين حملات همچنان رخ می دهد و ناتوانی مشهود مقامات در جلوگيری از اين حملات احتمالا موضوعی مهم تر است. اما، با توجه به ميزان بالای خونريزی ها ما بيشتر و بيشتر مجبور هستيم که در گزارش های خود از لحنی استفاده کنيم که توجه ها را به آنچه در عراق رخ می دهد، معطوف می کند. |
مطالب مرتبط 'عاملین نیمی از حملات دربغداد، از سوریه آمده اند'04 فوريه, 2007 | جهان بیش از 120 کشته در اثر انفجار در بغداد03 فوريه, 2007 | جهان درخواست آیت الله سیستانی برای پایان خشونت ها03 فوريه, 2007 | جهان دعوت به کنفرانس برای برقراری امنيت در عراق 01 فوريه, 2007 | جهان | ||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||
| |||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||