|
گستره ی روزنامه نگاری درجنبش مشروطه | |||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||
نظام مطبوعاتی ايران تا رجب ۱۳۱۴ ق/ آذر ۱۲۷۵ش، استوار بر نشر دولتی بود. با انتشار روزنامه غير دولتی تربيت، نظام مختلط محافظه کاری پديد آمد؛ اما اندکی پس از امضای فرمان مشروطه، قيد و بند سياسی و بازبينی قبلی، گريبان روزنامه ها را رها کرد و با استفاده از فرصت و انتشار انبوهی روزنامه مسلکی، آزاديخواهان توانستند آرزوها و خواست های خود را برای بهروزی ميهنشان بيان کنند.
«انفجارمطبوعاتی» در برهه های دستيابی به آزادی نو يافته و يا بازيافته تاريخ ايران، چشمگير است. از جمله: در سراسر سيزده سال پادشاهی مظفرالدين شاه ۲۸ عنوان روزنامه و مجله انتشار يافت و هنگام امضای فرمان مشروطيت؛ همزمان ۹ عنوان به چاپ می رسيد. با آنکه حکومت نظامی يکساله استبداد صغير اجازه روزنامه نگاری آزاد را در پايتخت نداد، در کمتر از سه سال پادشاهی او، دستکم ۱۷۲ عنوان در تهران و شهرستان ها چاپ می شد. در واقع، همچون ديگر انقلاب ها و تحول های ريشه دار، نه پيشرفت فنی، بلکه شرايط تازه حقوقی و سياسی موجب رونق شگفت آور روزنامه نگاری شد. اگر چه شمار ياد شده، پس از استبداد صغير تا پايان دوران نيابت سلطنت (تير ۱۲۸۸-خرداد ۱۲۹۳)، به ۱۴۲ عنوان کاهش يافت؛ بايد دانست که در اوج استبداد صغير، تنها پنج روزنامه در سراسر ايران منتشر می شد و در شکوفاترين دوره مشروطه خواهی، ۴۹ عنوان همزمان به چاپ می رسيدند. در آستانه کودتای محمد علی شاه، چهار روزنامه روزانه در پايتخت انتشار می يافت؛ اما بيشترين سهم از آنِ روزنامه های هفتگی سياسی- اجتماعی بود که اکثر با ۴ صفحه دو ستونی به اندازه ۳۵×۲۲ سانتی متر به چاپ سنگی می رسيدند. روزنامه های مهم پايتخت، همچون مجلس، صوراسرافيل، حبل المتين، مساوات، ندای وطن و روح القدس با چاپ حروفی تکثير شده اند. ميانگين شمارگان، حدود ۴۰۰ نسخه و شمارگان مجلس و صور اسرافيل و انجمن (تبريز) و مظفری (بوشهر) ۵۰۰۰ يا اندکی بيشتر بود. روزنامه های 'مسلکی': 'ستاره های درخشان' زمانه، دگرگونيهای سياسی و اجتماعی و حرارت صاحبان انديشه های اصلاح طلبانه برای ارائه نظرها و راهکارهای خود، موجب بود که اکثر روزنامه های اين دوره، مسلکی و متعهد باشند. در واقع، روزنامه به صورت ابزار مبارزه سياسی- اجتماعی در آمده بود. صور اسرافيل، در شماره نخست خود نوشت که «روزنامه های عديده مثل ستارگان درخشان، با مسلک های تازه افق وطن را روشن کردند». واﮋه «مسلک» در ماده هفتم قانون مطبوعات هم به کار رفت و ۱۱ روزنامه، همين واﮋه را در معرفينامه سر لوحه آوردند. غنی زاده، سردبير روزنامه فرياد چاپ اروميه معتقد بود: «مسلک ايرانی همان ايرانی بودن اوست؛ چرا که جريدۀ فارسی ايرانی يعنی: طرفدار ترقی ملت و استقلال دولت به طور مشروطيت» (فرياد، ش۱، ۲۱ محرم ۱۳۲۵). به ترتيب کاربرد اين واﮋه ها در سرلوحه، روزنامه نگاران جويای «ترقی»، «تمدن»، و «تربيت» بودند. خواستها و نظرهای مردم در روزنامه بازتاب می يافت و روزنامه نگار، چشم انداز برآورده شدن اميدهای نيک و آرزوهای والا را تصوير می کرد. البته دولت يا مشروطه ستيزان نيز می توانستند از همين راه با توده سخن گويند. مشروطه خواهان و مشروطه ستيزان
از ۱۷۲ عنوان منتشر شده در دوره محمد علی شاه، تنها ۵ عنوان مشروطه ستيز يا محافظه کار بودند. همين که با وجود کوشش هايی، استبداديان در زمينه انتشار روزنامه و تأثيرگذاری از اين راه، شکستی عبرت انگيز خوردند، نشانه آن است که از پشتيبانی مردم و به ويژه باسوادان برخوردار نبوده اند. در گروه مشروطه خواهان، اکثر روزنامه ها ميانه روی پيشه می کردند. دو روزنامه روح القدس و مساوات، راه افراط را برگزيدند. هفت عنوان، همچون صور اسرافيل تهران و خيرالکلام رشت و آذربايجان تبريز را می توان تندرو خواند. بشارت چاپ مشهد و هدايت چاپ تهران محافظه کار بودند. سه نشريه ای که مشروطه را برنمی تافتند، عبارت اند از آملاعمو و اسلاميه چاپ تبريز و اوقيانوس چاپ تهران. اوقيانوس به اندازه آن دو روزنامه مذهبی، تندروی نمی کرد. در واقع، مبارزه قلمی هواداران محمد علی شاه و مخالفان نظام مشروطه، نه از راه روزنامه نويسی، بلکه با آوردن حجت های مذهبی و به صورت نوشتن و پراگندن اطلاعيه و اعلاميه و شبنامه – همچون لوايح شيخ فضل الله نوری – بود که اگر به صورت روزنامه منتشر شده بودند، جزو گروه افراطی می آمدند. پيام سياسی روزنامه ها روزنامه های موفق اين دوره، آنهايی بودند که به جای راز و نياز با قلم خود، نيازهای خواننده را دريافتند و رازها را با او در ميان نهادند. از آن جمله، صور اسرافيل است که در «چرند پرند» های علی اکبردهخدا تلخترين سخنان را با شيرين ترين عبارت ها به خواننده عرضه می داشت و به دادن خبر و شکافتن مسايل روز نيز می پرداخت. نيز، روزنامه ندای وطن مجد الاسلام که روشی مستقل در پيش گرفت و روزنامه طنزآميز آذربايجان چاپ تبريز که استبداد ستيز و شيرين سخن و وطنخواه بود. روزنامه ها، آگنده از مقاله های کوتاه و بلند بودند. سبک نوشتار و حتی مضمون های ارايه شده در روزنامه قانون چاپ لندن (رجب ۱۳۰۷-۱۳۱۵ق/ اسفند۱۲۸۶-۱۲۷۷خ) – که از ميرزا ملکم خان، ميرزا آقا خان کرمانی و سيد جمال الدين افغانی بود – در بسياری از روزنامه های مسلکی تقليد شد. از نظر خبری، اين روزنامه ها ضعيف بودند و جز در ترجمه خبرهای خارجی، کمتر اصول تنظيم خبر رعايت می شد. پيام روزنامه ها، مرکب از چهار عنصر ايرانخواهی، اسلامخواهی، مشروطه خواهی و تجدد خواهی بود. در مورد مشروطه خواهی، مقاله های مفصل می نوشتند و سه عنصر ديگر را نيز به عنوان برهان و پشتوانه خواست های ملت، دخالت می دادند. برخی از روزنامه های افراطی و يا تندرو، تمايل خود را به اين که آن جنبش را انقلابی تر از آنچه می توانست باشد سازند، پنهان نمی کردند. الگو نيز انقلاب ۱۷۸۹ فرانسه بود (صوراسرافيل، مساوات، روح القدس، آذربايجان، شرافت...). مبنای قانونی و آزادی مطبوعات
از جمله آزادی های بنيادی که خودکامه ستيزان عصر ناصری و دوره مظفری می خواستند، آزادی قلم بود و از آن، بيش از هر چيز ديگر، آزادی روزنامه نگاری را مراد می کردند. در روزنامه ها و وعظها و خطابه ها، همه جا سخن از آزادی گفتار و نوشتار می رفت. مسلم است که مخالفان مشروطه، از بيخ و بُن با اين گونه آزادی ها مخالف بودند و آن را در يکساله سياه استبداد صغير اثبات کردند. آزادی ستيزی را در لوايح حاجی شيخ فضل الله نوری و ديگر نوشته ها و گفته های او و هم انديشانش به روشنی و صراحت می توان ديد. جناح درباری و دولتی هوادار سلطنت استبدادی نيز به مانند جناح مذهبی بود؛ ولی صراحت گفتار و شهامت رفتار شيخ فضل الله را نداشت. اصل سيزدهم قانون اساسی و اندکی بعد، اصل مهم بيستم و دو اصل ديگر متمم قانون اساسی، زمينه ساز نظام مطبوعاتی مشروطه شد. با اين حال، پيش از تصويب قانون مطبوعات، اولين توقيف روزنامه را انجمن ولايتی اروميه کرد. دومين توقيف، به دست عالمان دينی در تبريز و درباره روزنامه عدالت که مقاله ای برای رعايت حقوق زنان نگاشته بود، صورت گرفت. سومين توقيف را دولت با فشار مجتهدان در مورد صوراسرافيل اعمال کرد. تنها چهارمين توقيف است که جنبه ای سياسی داشت: حبل المتين تهران يک بازرگان نادرست ايرانی تابع روسيه را نکوهيد و ناگزير، انتقادهايی هم متوجه روسيه کرد؛ اما بهانه اعتراض ملايان به چاپ آگهی لاتاری را بر اتهام قبلی افزودند. توقيف حبل المتين، غوغايی پديد آورد؛ زيرا روسيه منفورترين سياست خارجی در ايران شمرده می شد و آن روزنامه محبوب بود. به نشانه همبستگی، همه روزنامه های پايتخت دست از انتشار کشيدند و روز بعد، تمامی مديران و کارکنان چاپخانه ها وکتابفروشی ها هم به آنها پيوستند (۱۸جمادی الثانی ۱۳۲۵). سرانجام، چاره انديشان دولت، هنگامه را با جريمه ای کوچک از روزنامه خاتمه دادند و سفارت روسيه را هم خشنود ساختند. دو توقيف بعدی، مانند اکثر توقيف ها، در اثر نارضايی شريعتمداران پيش آمد. مطبوعات و خودمميزی در ۱۸ بهمن ۱۲۸۶، نخستين قانون مطبوعات ايران به تصويب رسيد، اما کودتای پنج ماه بعد محمد علی شاه، اجرايش را تا واﮋگونی استبداد صغير متوقف ساخت. اگرچه الگوی اين قانون نيز به مانند ديگر قانون ها، متن های قانونی اروپای باختری بوده است، از آن الگو و حتی آنچه در عثمانی و کشورهای اروپای خاوری سختگيرتر بود. انگيزه های اين تفاوت را در وهله نخست حرمت باورهای دينی و اخلاقی بايد دانست که روزنامه نگاران خود بدانها وابسته بودند و يا چنين وانمود می کردند. شکستن حريم آن باورها، مجازاتی سنگين در پی داشت و بارها به تهديد و توقيف و تکفير انجاميد. در واقع، علاوه بر تندروی برخی از صاحب قلمان، چند پارچگی کانون های قدرت در جامعه ايرانی، عامل بسيارمهمی درشکست هواداران آزادی قلم بود. اين کانونها، به ترتيب نقشی که درمحدوديت آزادی روزنامه نگاران داشتند، عبارت بودنداز:
تأثير و ارزش ارزشمندی روزنامه های عصر مشروطه خواهی در گزارش رويداد ها و بازتاب انديشه های سياسی خلاصه نمی شود. روزنامه:
با اين حال، گذشته از شعارها و باورهای مشترک، يکدستی محتوا و تجزيه و تحليل منطقی، کمتر در روزنامه های اين دوره ديده می شود. |
| |||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||
| ||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||