
درباره نویسنده

- اشرف خلیل، روزنامهنگار در قاهره و نویسنده کتاب "میدان آزادی؛ از درون انقلاب مصر و بازتولد یک ملت" است
- در توییتر میتوانید او را با شناسه ashrafkhalil@ دنبال کنید
در دوران حکومت حسنی مبارک در مصر، مردان از داشتن ریش نهی میشدند، اما ریش گذاشتن حالا دوباره باب شده است و بعضا با نوعی حس انتقامگیری از رژیم گذشته انجام میشود. اشرف خلیل، روزنامهنگار در قاهره، در این نوشته میگوید که در جهان عرب و بین مسلمانان، داشتن ریش و سبیل چیزی به مراتب فراتر از سلیقه و انتخاب شخصی است.
یکی دو سال پیش با والدینم به مسجدی در نزدیکی شیکاگو رفتم. در آنجا به یکی از دوستان خانوادگی قدیمی معرفی شدم: خانمی که مرا از کودکی میشناخت، اما از آخرین دیدارمان سالها میگذشت. او مادرم را در آغوش گرفت و با پدرم دست داد، اما وقتی نوبت به من رسید، حدود نیم متر فاصله گرفت و بدون اینکه دستش را به طرفم دراز کند، فقط دستی تکان داد. پدرم دلیل رفتار غیرصمیمیاش را از او پرسید و جواب این بود که علتش ریش من است. او تصور کرده بود که ریش من نشاندهنده مذهبی بودن شدید من است و فکر کرده بود که شاید نباید با من دست بدهد. قبول این حرف برایم سخت بود و پدرم که دقیقا میداند من چقدر به مذهب بیعلاقهام، خیلی دوست دارد این داستان را همهجا تعریف کند.
در جهان عرب و اسلام ریش و سبیل معنایی بهمراتب فراتر از سبک و سلیقه شخصی دارد و بیانگر عقبه اجتماعی افراد است. معمولا قبل از اینکه کلمهای با طرف مقابل صحبت کنید، از روی ریش و سبیلش میتوانید بفهمید که با چه تیپ آدمی طرف هستید. در این زمینه چند سبک کلی وجود دارد و یک خبرنگار یاد میگیرد که چطور نمودار آن را در ذهن خود ترسیم کند. در مصر اعضای اخوانالمسلمین معمولا ریش و سبیل کامل میگذارند، اما آن را مرتب میکنند. سلفیها که مسلمانانی بنیادگرا و شدیدا محافظهکار هستند، ترجیح میدهند که ریششان بلند و نامرتب باشد. در عوض، آنها معمولا سبیلشان میتراشند، چون معتقدند که حضرت محمد صورتش را به همین شکل اصلاح میکرده است. بعضی سلفیها از این هم یک گام جلوتر میروند و ریششان را با حنا رنگ میکنند، در نتیجه ریششان قهوهای، خرمایی یا نارنجی است.
"عراقیها اهل گذاشتن سبیلهای پرپشت هستند"
اما در شرایط کنونی و در دوران بعد از حسنی مبارک، ریش گذاشتن بسیار پرطرفدار شده است. سالیان سال، ریش نماد جنبشهای اسلامگرایی بود که از دید مبارک تهدیدی برای حاکمیتش بودند و به همین خاطر برخورد خوبی با آن نمیشد. کارمندان دولت، از افسران پلیس گرفته تا خلبانهای شرکت هواپیمایی مصر (ایجپتایر) از ریش گذاشتن منع میشدند.
اما حالا کارمندان دولت در سراسر کشور خواهان لغو این ممنوعیت هستند و ریش گذاشتن در مصر به موضوعی مرتبط با حقوق مدنی و آزادی بیان تبدیل شده است. حتی خود ریش هم معنایی سیاسی پیدا کرده است. چند ماه پیش که برای دورهای، اعتراضات به محمد مرسی، رئیسجمهور مصر شدت گرفت، یکی از شعارهای رایج معترضان این بود: "ریش مرسی را بتراشید / زیرش مبارک را پیدا کنید!" آقای مرسی از اعضای قدیمی اخوانالمسلمین است.
البته مساله ریش فقط بین مسلمانان مصر مطرح نیست. بلکه بیشتر کشیشهای قبطی و راهبهای مصر هم ریشهای بلندی میگذارند. انتخاب پاپ تواضروس دوم، رهبر جدید کلیسای قبطی مصر که امسال به این سمت برگزیده شد، نظرات کنایهآمیز زیادی را در اینترنت به همراه داشت و بسیاری از کاربران میگفتند که ریش پاپ جدید دقیقا مانند ریش عماد عبدالغفور، رهبر سابق بزرگترین حزب سلفی است.

تفاوت مشهود است؟ پاپ تواضروس دوم و عبدالغفور، رهبر سابق سلفیها
ریش همچنین نماد مردانگی و غیرت است. در این مورد، خاطره جالبی از یکی از نشستهای سازمان کنفرانس اسلامی در مارس ۲۰۰۳ میلادی دارم؛ ائتلاف بینالمللی تحت رهبری آمریکا و بریتانیا در آستانه حمله به عراق قرار داشت و تنش به شدت بالا گرفته بود. در یک لحظه، دیپلماتی عراقی و یک دیپلمات کویتی شروع به داد کشیدن بر سر هم کردند. دیپلمات عراقی با فریاد گفت: "لعنت بر سبیلت!" این بهترین ناسزایی است که تاکنون شنیدهام.
اما کارکرد ریش و سبیل تنها تعیین جایگاه اجتماعی افراد نیست و بعضی مواقع میتواند باعث حفظ جان فرد شود. بعد از سقوط حکومت صدام حسین، من دو سال خبرنگار روزنامه لسآنجلستایمز در عراق بودم و قیافهام تاثیر بسزایی در تامین و حفظ امنیتم داشت و به کمک آن میتوانستم آزادانه به جاهای مختلف بروم. البته یک فرد مصری-آمریکایی قطعا نمیتواند به خوبی لهجه عراقی را تقلید کند، اما کسی از روی ظاهرم متوجه اصلیتم نمیشد. در آن زمان، من ساعتها نحوه لباس پوشیدن مردان عراقی همسنوسالم را زیر نظر داشتم و سعی میکردم بفهمم چه مدل کفشهایی میپوشند و با ریش و سبیلشان چه میکنند.

صدام حسین و پسرانش همگی ریش و سبیل گذاشتن را دوست داشتند
عراقیها اهل گذاشتن سبیلهای پرپشت هستند که شاید به همان قضیه مردانگی مربوط باشد. من هم حدود دو ماه ریش همیشگیام را رها کردم و به سبک عراقیها سبیل گذاشتم. نتیجهاش فاجعهبار بود. سبیل من هیچوقت مثل سبیل صدام پرپشت نشد. در نهایت، در سفری به آمریکا از خیر سبیل گذشتم. دلیلش هم این بود که برادرم نگاهی بهمن انداخت و گفت که قیافهام شبیه یک فردی مرکوری (خواننده فقید گروه موسیقی کویین) چاق است.





















