
اندکی پس از اعلام خبر مرگ هوگو چاوز، رئیس جمهوری سابق ونزوئلا، جانشین او گفت که برای مومیایی کردن جسد و نگهداری آن در یک موزه نظامی برای نمایش دائمی، برنامهریزی خواهد شد. اما چطور میتوان به طور نامحدود جلوی فاسد شدن پیکر یک انسان را گرفت و اصلا فایده این کار چیست؟
نیکلاس مادورو، رئیسجمهوری موقت ونزوئلا، هفته گذشته گفت که پیکر هوگو چاوز در یک تابوت شیشهای قرار داده خواهد شد و در موزه جدید انقلاب به نمایش گذاشته میشود. این موزه در نزدیکی کاخ ریاستجمهوری قرار دارد، یعنی همان جایی که آقای چاوز در دوران ۱۴ ساله حکومتش در آن ساکن بود. آقای مادورو در آن زمان گفت که همانند رهبرانی همچون هو شی مین، لنین و مائو تسهتونگ جسد هوگو چاوز هم مومیایی خواهد شد.
البته او میتوانست از کیم جونگ ایل، رهبر سابق کره شمالی یا فردیناند مارکوس، رهبر سابق فیلیپین هم اسم ببرد. همسر آقای مارکوس پیکر او را در آرامگاهی در شمال این کشور نگهداری میکند. او میگوید تا موقعی که دولت با برگزاری مراسم خاکسپاری ملی شوهرش موافقت کند، به این کار ادامه خواهد داد.
اما امروز درباره ایده مومیایی کردن جسد هوگو چاوز تردیدهایی مطرح شده است. آقای مادورو به نقل از کارشناسان روسی که این موضوع را بررسی کردهاند، گفت که برای مومیایی کردن جسد به موقع اقدام نشده است و در شرایط کنونی به نظر نمیرسد که بتوان چنین کاری کرد.
اما فایده نگهداری پیکر رهبران کشورها چیست؟
به گفته آقای مادورو، هوگو چاوز به مردمش تعلق دارد و پیکر او باید حفظ میشد تا "مردم همیشه او را (در کنار خود) داشته باشند."

پیکر کیم جونگ ایل، رهبر سابق کره شمالی، پیش از مومیایی شدن در معرض دید عموم گذاشته شد
مارگت لایت، استاد بازنشسته مدرسه اقتصاد لندن میگوید که "این کار منطق خاص خودش را دارد و هدف از آن حفظ روحیه انقلابی است."
او میگوید: "قضیه آنقدرها هم که به نظر میرسد، عجیب نیست. انگیزه عملی این کار، تهییج احساسات وطنپرستانه و جاودان کردن یک جنبش است."
خانم لایت که سالها پیش چندبار به مقبره لنین در میدان سرخ مسکو رفته است، میگوید که این تجربه "حال و هوای بسیار خاصی" داشته است: "نحوه لباس پوشیدن برای رفتن به این محل و ادای احترام به لنین حالتی کاملا مذهبی داشت. مثلا در صف نمیتوانستید حرف بزنید."
تغییر نگاه

پیکر ژوزف استالین، رهبر سابق اتحاد شوروی، بعد از مرگش در سال ۱۹۵۳ میلادی در کنار لنین در معرض دید عموم قرار گرفت. اما جانشین او، نیکیتا خروشچف، در سال ۱۹۶۱ میلادی دستور داد تا جسد استالین را در گورستان "دیوار کرملین" دفن کنند.
پیکر گئورگی دمیتروف، رهبر کمونیست سابق بلغارستان هم بعد از مرگش در سال ۱۹۴۹ میلادی بعد از مومیایی شدن، به نمایش عمومی گذاشته شد. جسد او بعد از سقوط کمونیسم در اروپای شرقی در سال ۱۹۹۰ میلادی به خاک سپرده شد و در نهایت، مقبرهاش در سال ۱۹۹۹ میلادی تخریب شد.
او میگوید که پس از مرگ لنین در سال ۱۹۲۴ میلادی، تبلیغات وسیعی برای خلق ایدئولوژی لنینیسم به راه افتاد که هدف از آن "تعریف و تمجید از انقلاب و جنبش، و تحکیم اهمیت بینالمللی آن بود."
اما از سال ۱۹۹۰ میلادی به این سو در روسیه تقریبا هر ساله درباره موضوع پایان دادن به کیش شخصیت لنین و دفن پیکر او بحث درمیگیرد. برخی روسها معتقدند که او بازمانده دورانی دیگر است و نمایش عمومی جنازه مومیاییشدهاش قدری مشمئزکننده است.
اما اگر بتوان جسد فردی را مومیایی کرد، پیکر او را چگونه باید آماده کرد تا برای چندین نسل بدون تغییر باقی بماند؟ پروفسور سو بلک، استاد مرکز کالبدشناسی (آناتومی) و تشخیص هویت در دانشکده علوم طبیعی دانشگاه دندی میگوید که اگر از پیکر خوب نگهداری شود، میتوان آن را برای مدت بسیار زیادی حفظ کرد. البته او میگوید: "جنازه انسان به مرور فاسد میشود و با گذشت ۱۰ سال ظاهر و قیافه چندان خوبی نخواهد داشت."
خانم بلک میگوید که اصول و قواعد مومیایی کردن یک جسد، شبیه ترشی انداختن است.
او میگوید: "اصول نگهداری از جنازه و غذا شبیه هم است. برای نگهداری درازمدت یک جنازه باید محیطی سترون (عاری از میکروارگانیسمها و عوامل منتقلکننده آنها مثل قارچ یا باکتری) ایجاد کنید. بعد سرخرگها و سیاهرگهای اصلی جسد باز میشوند و خون آنها تخلیه میشود، چون خون میتواند به عنوان منبع غذایی باکتریها به کار رود. سیستم عروقی هم با نوعی محلول خاص شسته میشود."
خانم بلک میگوید: "باید ترکیب شیمیایی بافتها را کاملا عوض کنید و آنها را از باکتریها پاک کنید تا انواع کپک و قارچ نتواند در آنها رشد کند. جنازه را با مقدار زیادی از مایعی حاوی الکل و گلیسیرین (برای اینکه جنازه آبش را از دست ندهد) و فرمالین (ماده ضدعفونیکننده) شستشو میدهند. به این ترتیب جنازه تجزیه نمیشود. این ترکیبات شیمیایی اثری قوی دارند."

صف مردم در میدان سرخ مسکو برای دیدن پیکر لنین
پروفسور بلک توضیح میدهد که مقداری مایع صورتیرنگ هم به فرمالین اضافه میشود تا جنازه رنگی نزدیک به بدن انسان زنده پیدا کند: "اگر قرار باشد جنازه در معرض دید عموم قرار گیرد، زیبایی بیرونی آن هم اهمیت مییابد. برای مثال باید از آرایش و گلاهگیس استفاده شود، چون موی سر بعد از مرگ به مرور میریزد."
او میگوید که برای حفظ جسد در بهترین حالت ممکن، باید هزینه زیادی انجام شود و رطوبت و درجه حرارت محل نگهداری هم باید به دقت کنترل شود: "اگر الکل زیادی به کار گرفته شود، ممکن است به مرور زمان بخار، و جسد خشک شود. به همین دلیل جنازه باید در محیطی مرطوب نگهداری شود. اما از طرف دیگر باید جلوی رشد انواع کپک، هاگ و قارچ هم گرفته شود. بعضی حشرات و موجودات ریز هم میتوانند در مایع مخصوص مومیایی کردن اجساد زنده بمانند. بههمین خاطر محیط باید کاملا پاکیزه بماند."
پیکرهای سالم

- در کلیساهای کاتولیک رومی و ارتدوکس شرقی این باور وجود دارد که فاسد نشدن جنازه به شکل معمول آن، نشانه تقدس است
- بعضی وقتها از جنازههایی که سالم میمانند، بویی شیرین متصاعد میشود
- پیکرهای مومیایی شده ممکن است در معرض دید عموم قرار داده شوند. برای مثال، پیکر سن برنادت د لورد در صندوقی شیشهای در کلیسای جامع شهر نوور در فرانسه قرار داده شده است
- عکس فوق مربوط به پدر پیو در سال ۲۰۰۸ میلادی گرفته شده است، یعنی ۴۰ سال بعد از مرگش و شش سال بعد از اینکه پاپ ژان پل دوم او را قدیس خواند
پروفسور بلک حدس میزند که پیکر هوگو چاوز در صورتی که مومیایی شود، هر سه یا چهار سال به ترمیم اساسی نیاز داشته باشد. در دوران مدرن، دانشمندان روسی در موسسه دولتی تحقیقات روی ساختارهای بیولوژیک در مسکو در زمینه مومیایی کردن سران کشورها پیشتاز بودهاند و آن طور که گفته میشود، برای کمک به حفظ پیکر سران دیگر کشورها مراجعات زیادی به آنها شده است. از زمان مومیایی شدن پیکر لنین در سال ۱۹۲۴ میلادی، شایعات و داستانهای باورنکردنی زیادی درباره روشهای علمی بنیادین، دستورالعملهای مخفی حفظ جنازه، شستشوی منظم جنازهها و نصب یک پمپ برقی در داخل بدن برای تنظیم میزان رطوبت نقل شده است.
پروفسور بلک میگوید: "روشهای مومیایی کردن در ۲۰ سال گذشته پیشرفت زیادی داشته است. اما مومیایی کردن با هدف نگهداری طولانیمدت، هنری رو به انقراض است. قضیه با دعا و آرزو حل نمیشود."
یکی از کسانی که در مومیایی کردن جنازه لنین دست داشت، یوری دنیسوف-نیکولسکی نام دارد. او در مصاحبهای در سال ۲۰۰۴ میلادی گفت که وقتی شروع به این کار کرد، دستهایش میلرزید: "هر کارشناسی اجازه ندارد روی اشیاء تاریخی و باارزشی مثل نقاشیهای رافائل یا رامبرانت کار کند و دستهای آنهایی که چنین اجازهای پیدا میکنند، ممکن است بلرزد. من سنگینی بار مسئولیتی را که به من سپرده شده بود، در دستانم حس میکردم."
به گفته پروفسور بلک، برخی جنازهها را نمیتوان مومیایی کرد، مثلا جنازههایی را که دستگاه گردش خون معیوب دارند. او میگوید: "اصلا دوست ندارم چنین جنازههایی را مومیایی کنم."





















