
درباره نویسنده

ادوارد استورتون از مجریان بخش خبر بیبیسی است و در برخی مستندهای بیبیسی انگلیسی نیز حضور داشته است.
او مجری مجموعهای تلویزیونی در شبکه دو بیبیسی با عنوان "واقعیت مطلق درباره کلیسای کاتولیک مدرن" بوده و کتابی نیز در ارتباط با همین مجموعه نوشته است.
پاپ بندیکت شانزدهم، رهبر کاتولیکهای جهان، به معنای واقعی کلمه یک محافظهکار است.
او معتقد است که سنت منعکسکننده حقایقی مهم است و باید به آن احترام گذاشت. شاید به همین دلیل است که اعلام استعفای او به تمام جهان کاتولیک شوک وارد کرد، چون استعفای پاپ تصمیمی رادیکال است که با قرنها سنت کلیسای کاتولیک مغایرت دارد.
ولی زندگی پاپ بندیکت، که نام اصلیاش یوزف راتزینگر است، عاری از اتفاقات تعجبآور و خلاف انتظار نبوده است.
یکی از مهمترین اتفاقات، سفرش به بریتانیا در سال ۲۰۱۰ میلادی بود. در ماههای قبل از این سفر، رسانههای بریتانیا پیشبینی میکردند که این دیدار یک فاجعه خواهد بود و او برای موعظه به بریتانیا میآید نه برای گوش دادن به سخنان دیگران.
ولی فروتنی و گرمی او در برخوردهایش در این سفر و نیز سخنرانی روشنفکرانهاش در جلسه مشترک پارلمان بریتانیا در تالار مرکزی وستمینستر تحسین گسترده مردم را به دنبال داشت.
اما مهمترین موضوع تعجبآور، روند تغییرش از یک جوان انقلابی به فردی محافظهکار در دهه ۱۹۶۰ میلادی است.
در سال ۱۹۶۲ پاپ ژان بیست و سوم، اسقفهای کاتولیک سراسر جهان را برای شرکت در دومین شورای واتیکان فراخواند. او میخواست کلیسای کاتولیک رم را با شرایط قرن بیستم وفق دهد و در همین راستا شورای واتیکان یک رشته اصلاحات را پیشنهاد کرد. از جمله تصمیم گرفته شد که مراسم مذهبی و دعای جمعی که تا آن موقع به زبان لاتین برگزار میشد به زبانهای محلی برگزار شود، برای اولینبار به وظیفهای که کلیسا نسبت به فقرا دارد، تاکید شد و نیز برای اولینبار کلیسا حق جهانی آزادی مذهبی را پذیرفت.
به این ترتیب، کلیسای سن پیتر برای جلسات بحث شورای واتیکان که به زبان لاتین برگزار میشد، به صورت یک پارلمان موقت درآمد.
یوزف راتزینگر در آن موقع یک مشاور الهیات بود که برای کاردینال فرینگز که سراسقف کلن و یکی از طرفداران مدرنیزه کردن کلیسای کاتولیک بود، کار میکرد.

شورای دوم واتیکان در سال ۱۹۶۲ میلادی زمینهساز اصلاحاتی گسترده در کلیسای کاتولیک شد
کشیش راتزینگر که از همان ایام جوانی به داشتن هوش سرشار شهرت داشت، به تهیه پیشنویس بعضی از سخنرانیهای مهم کاردینال فرینگز در طرفداری از اصلاحات در کلیسا کمک میکرد.
یوزف راتزینگر سالها بعد و قبل از رسیدن به مقام رهبری کلیسای کاتولیک گفت که در آن موقع معتقد بود که الهیات قدیمی "باید جامه رزمش را درآورد" و متناسب با شرایط کنونی، به زبانی تازه و بدون پنهانکاری برخورد کند. وی همچنین بر این عقیده بود که باید آزادی بیشتری در داخل کلیسا وجود داشته باشد.
یوزف راتزینگر پس از پایان کار شورای واتیکان در سال ۱۹۶۶ میلادی در دانشگاه توبینگن که پرچمدار الهیات لیبرال در آلمان بود، به تدریس پرداخت. از این رو در جریان انقلابهای دانشجویی در اروپای غربی و دو سال بعد در آمریکا، وی از نزدیک شاهد این اتفاقات بود.

یوزف راتزینگر به تشویق پرفسور هانس کونگ (عکس بالا) در سال ۱۹۶۶ میلادی در دانشگاه توبینگن به تدریس پرداخت.
هر دو نفر در شورای دوم واتیکان عضویت داشتند، ولی یوزف راتزینگر بعدا بیشتر به محافظهکاری تمایل پیدا کرد و هانس کونگ به یکی از برجستهترین متفکران ناراضی کاتولیک در جهان تبدیل شد.
در سال ۱۹۷۹ میلادی، پرفسور کونگ به دلیل این که خطاناپذیری پاپ را مورد تردید قرار داده بود، اجازه تدریس الهیات کاتولیک را از دست داد. در کتابهای او که میلیونها نسخه از آنها به فروش رفته است، همچنان به شدت از مقام پاپ انتقاد میشود.
این تجربه، زندگی او را عوض کرد.
سالها بعد او درباره این"خاطرات دردناک" صحبت کرد. از جمله این که چگونه گروهی از دانشجویان الهیات در توبینگن پلاکاردی را حمل میکردند که در آن ادعا شده بود انجیل یک سند وحشیگری است که به طور گسترده موجب فریب مردم میشود. در این پلاکارد همچنین آمده بود که صلیب حضرت عیسی چیزی جز نماد باشکوه جلوه دادن درد، که خود از سادیسم و مازوخیسم نشأت گرفته است، نیست.
پرفسور راتزینگر به عنوان یک آلمانی که در دهه ۱۹۳۰ میلادی بزرگ شده بود، به خوبی آگاه بود که یک رژیم تمامیتخواه چه کارهایی میتواند بکند و احساس میکرد که یک توتالیتاریانیسم (حکومت تمامیتخواه و اقتدارگرای) جدید چپگرا در خیزشهای دانشجویی دست دارد.
نتیجهگیری او این بود که تنها واکنش منطقی به این روند، بازگشت به تعالیم سنتی است.
محافظهکاری جدید کاردینال راتزینگر سبب شد که او به واتیکان راه یابد. در سال ۱۹۸۱ میلادی، پاپ ژان پل دوم شغل مهمی به او واگذار کرد که میتوان آن را رئیس پلیس الهیات واتیکان خواند. در این سمت، وی به مقابله با آن دسته از مدرسان الهیات پرداخت که تعالیم ارتودوکس را مورد سئوال قرار میدادند.
پس از انتخاب به سمت رهبر کلیسای کاتولیک، بسیاری از کاتولیکهای لیبرال تحت تاثیر ملایمت و مهربانی او قرار گرفتند که همین هم یکی دیگر از خصایص تعجبآور او بود و به این ترتیب، عقاید محافظهکارانه او که نتیجه جنبشهای دانشجویی دهه ۱۹۶۰ میلادی بود، تاثیر عمیقی بر نحوه اداره کلیسای کاتولیک گذاشت.

یوزف راتزینگر در سال ۱۹۵۹ میلادی، یک استاد جوان الهیات بود
پاپ بندیکت در مورد بسیاری از مسائل حساس تعالیم کلیسا از جمله کشیش شدن زنان، جلوگیری از بارداری و نیز همجنسگرایی بسیار انعطافناپذیر بود.
ولی تصمیم وی برای استعفا نشان میدهد که رگههایی از یوزف راتزینگر جوان رادیکال هنوز در وجود پاپ بندیکت سالخورده باقی مانده است.
پاپ ژان پل دوم که یوزف راتزینگر جانشین او شد، تا آخر عمر و با وجود بیماری از سمت خود کنارهگیری نکرد. او با وجود بیماریهای جدی و رنجی که میبرد، شجاعت غیرقابل تصوری از خود نشان داد و آمادگی او برای قربانی کردن خودش برای کلیسا شگفتآور بود. وی قهرمانی بود که سرمشقی برای پاپهای آینده شد.
پاپ بندیکت، همواره در سایه سلف خود زندگی کرد، ولی با استعفای خود اکنون سرمشق متفاوتی برای پاپهای آینده است.
حتی بسیاری از دشمنان او اذعان دارند که پاپ مرد متواضع و فروتنی است و آرزوی خدمت به کلیسا بزرگترین انگیزهاش در تصمیمگیری است.
تصمیم پاپ برای استعفا حامل این پیام است که برخی مواقع بهترین خدمت به کلیسا، قبول ضعف بشر است که میتواند در مورد هر کسی صدق کند، حتی پاپ.





















