
بازسازی مراسم کریسمس سال ۱۹۴۴ میلادی در غارهای چیزلهرست، جایی که در آن سال ۱۵ هزار نفر کریسمس را جشن گرفتند
کریسمس از آن مناسبتهایی است که معمولا همه منتظر رسیدنش هستند. ولی در خلال جنگ جهانی دوم روحیه مردم بریتانیا به پایینترین حد ممکن رسیده بود و خانوادهها مجبور شده بودند بسیاری آداب و سنتها را موقتا کنار بگذراند.
بعد از آن که نیروهای متفقین روز ششم ژوئن ۱۹۴۴ میلادی در ساحل نورماندی (در شمال غرب فرانسه) پیاده شدند، بسیاری از مردم گمان بردند که جنگ به زودی تمام خواهد شد. اما آلمان نازی با سلاحهای هوایی جدید بریتانیا را هدف حمله قرار داد.
در جریان این حملهها ۹ هزار غیرنظامی کشته و ۲۵ هزار نفر مجروح شدند.
ابتدا حملات با بمبهای پرنده وی ۱ انجام میشد و در اوج حملهها، روزانه ۱۰۰ بمب با سروصدای زیاد روی بریتانیا میریخت. بعد نوبت موشکهای وی ۲ رسید. این موشکها سروصدایی تولید نمیکردند و بدون هشدار قبلی فرود میآمدند.
در حالی که بریتانیا به ششمین کریسمس دوران جنگش نزدیک میشد، بسیاری از خانوادهها، بهخصوص در جنوب شرقی انگلستان، همه چیزشان را از دست داده بودند.
به گفته پروفسور کارن سیر، استاد تاریخ اجتماعی در دانشگاه ترینیتی لیدز، بمبارانها دوباره احساس تردید و دلسردی را در دل مردم ایجاد کرد.
کار زنان در خلال جنگ جهانی دوم

- زنان تا یکسوم نیروی شاغل در صنایع فلزی و شیمیایی، و نیز بخشهای کشتیسازی و خودروسازی را تشکیل میدادند
- آنها در خطوط راهآهن، کانالها و اتوبوسها کار میکردند، و پل واترلو در لندن به دست زنان ساخته شد
- برای پاسخ به نیازهای زنان شاغل بچهدار ساعات کاری انعطافپذیر شدند و مهد کودکها رواج پیدا کردند
- مشارکت زنان در مشاغل مختلف در روزنامهها و مجلات پوشش داده میشد، هرچند با پایان جنگ، نشریات موضوع بازگشت زنان به خانهها را امری بدیهی فرض کردند
او میگوید: "مردم به ناگاه دوباره ترسیدند که شاید همهچیز از نو آغاز شود. احساس هراس شدیدی وجود داشت که میگفت جنگ قرار نیست تمام شود."
خرگوش شکمپر و هویج شکراندود
در آن زمان، جیرهبندی مواد غذایی هر سال شدیدتر میشد و کریسمس سال ۱۹۴۴ میلادی شرایط به مراتب بیش از سالهای قبل سخت بود.
در چنین فضایی بود که "سرویس داوطلبانه زنان" مسوولیت بهتر کردن روحیه مردم را عهدهدار شد؛ آنها به خانوادههایی که همهچیزشان را از دست داده بودند، غذای گرم و پتو میدادند و به دست کسانی که در مناطق روستایی زندگی میکردند، کمکهای غذایی میرساندند.
در شرایطی که شکر به شدت جیرهبندی شده بود، سرویس داوطلبانه زنان سعی کرد از آنچه در انبارها مانده بود – یعنی گوشت خرگوش و هویج - استفاده کند و به این ترتیب جیره تعیینشده برای غذای کریسمس را افزایش دهد.
اینگونه بود که در فهرست صورتغذاها وعدهای برای خرگوش شکمپر و سوپ هویج در نظر گرفته شد و به عنوان دسر (پسغذا) هویج شکراندود، کیک هویج، و آبنبات کره و شکلاتی با طعم هویج سرو میشد. در واقع، این خوراکیها راهی خلاقانه برای استفاده از هویجهایی بود که در انبارها تلنبار شده بودند.
سرویس داوطلبانه زنان در دوران اوج فعالیتش بیش از یک میلیون نفر عضو داشت.
پروفسور سیر میگوید که در طول جنگ جهانی دوم این نهاد به یکی از مهمترین سازمانهای فعال در داخل بریتانیا تبدیل شده بود: "آنها به مردمی که بهخاطر جنگ دچار نومیدی و استیصال شده و تاب و تحملشان را از دست داده بودند، عملا کمکهای به درد بخوری میکردند."
این زنان سعی میکردند با سازماندهی جلسات رقص برای بزرگسالان و مهمانی برای بچهها بخشی از زرق و برق کریسمس را به جامعه بازگردانند.
آنها بهخصوص تلاش میکردند با تشویق مردم به ساخت اسباببازی و وسایل آذینبندی، بخشی از حال و هوای جادویی کریسمس را برای آن دسته از بچههای خردسالی زنده کنند که هیچگاه کریسمس را در زمان صلح جشن نگرفته بودند.

ملکه مادر در کنار گروهی از اعضای سرویس داوطلبانه زنان
در چنین شرایطی بود که کارزاری به نام "بساز، انجام بده و تعمیر کن" بهراه افتاد. طرفداران این ایده، مواد زائد و زباله، نظیر لباس و پارچههای کهنه را جمعآوری میکردند و از آنها کیف دستی یا روکش کوسن (بالشهای کوچک) میساختند. آنها همچنین به مردم نشان میدادند که چطور از مواد زائد و زباله، اسباببازی بسازند.
سربازان مجروحی که در بیمارستانها بستری بودند، یاد میگرفتند که چطور از تکههای چوب، قطارهای اسباببازی بسازند و بعضی وقتها از زبالههای خانگی مثل قوطی کبریت، خانههای ظریف عروسکی ساخته میشد.
در مجلات هم ایدههایی برای درست کردن و ابداع وسایل آذینبندی کریسمس، نظیر ساختن فانوس از خردههای کاغذ دیواری، ارائه میشد. دشمن هم نادانسته از آسمان وسیله آذینبندی دیگری فراهم میکرد؛ هواپیماهای نازیها برای به اشتباه انداختن سیستم رادارها، نوارهایی فلزی موسوم به خس و خاشاک را به زمین میریختند که به آذینی برای کریسمس بریتانیاییها تبدیل میشد.
به گفته پروفسور سیر، سرویس داوطلبانه زنان در طول جنگ در همه جنبههای زندگی به مردم کمک میکرد و "سعی داشت شرایط زندگی همه را اندکی بهتر کند."
کریسمس در غارها
اما دکتر بکی تیلور، استاد کالج بیرکبک در دانشگاه لندن، میگوید اعضای سرویس داوطلبانه زنان که اکثرا مسن بودند، به طبقه متوسط تعلق داشتند و همه اقشار جامعه به دنبال استفاده از خدمات آنها نبودند.
دکتر تیلور میگوید: "نباید راههای غیررسمیتری را که مردم به واسطه آنها به هم کمک میکردند، از خاطر برد. فرهنگ کمک به یکدیگر از قبل در میان طبقات کارگر قوی بود."
او اضافه میکند که فقیرترین افراد طبقه کارگر حتی پیش از جنگ هم استطاعت مالی خرید اسباببازی برای کریسمس را نداشتند: "مسلما این هدایا هر بچهای را هیجانزده میکرد، اما این اسباببازیها و وسایل آذینبندی لزوما فضای مراسم کریسمس قبل از جنگ را برای آنها زنده نمیکرد."

در کتابها و جزوات همه تشویق میشدند ساخت اسباببازی را امتحان کنند
در روز کریسمس سال ۱۹۴۴ میلادی، بمباران بریتانیا برای یک روز متوقف شد، اما هزاران نفر در پناهگاههای زیرزمینی باقی ماندند.
در آن روز، غارهای چیزلهرست در ۱۶ کیلومتری لندن پناهگاه ۱۵ هزار نفر بود و این ناحیه به شهرکی کوچک تبدیل شده بود که سینما، نیایشگاه، دفتر راهنمایی شهروندان و بیمارستان خودش را داشت و بعضی افراد برای هفتههای متوالی در این غارها زندگی میکردند.
در روز کریسمس آن سال، سرویس داوطلبانه زنان و صلیب سرخ غذاها را آماده کردند و سازمان ارتش رستگاری هم تسلای معنوی و پخش موسیقی را به عهده گرفت.
به طور مشخص، آن روز در کمترین حالت، فرصتی برای فرار از سختیها و مصایب جنگ بود.






























