شما در حال مشاهده نسخه متنی وبسایت بیبیسی هستید که از داده کمتری استفاده میکند. نسخه اصلی وبسایت را که شامل تمام تصاویر و ویدیوهاست، مشاهده کنید.
بازگشت به وبسایت یا نسخه اصلی
اطلاعات بیشتر درباره نسخه لایت که برای مصرف کمتر حجم دادههاست
انتخابات بریتانیا: از شاهی که انگلیسی بلد نبود تا استخدام چماقدار برای ترساندن مردم
اولین انتخابات سراسری در بریتانیا سال ۱۷۰۸ برگزار شد، اما انتخابات در آن زمان نسبت به نمونههای امروزی خود بسیار متفاوت بود.
این مطلب نگاهی دارد به برخی از عجیبترین نکات در مورد انتخابات در قرون ۱۸ و ۱۹ میلادی.
۱- اولین نخستوزیر بریتانیا به دلیل انگلیسی بلد نبودن شاه به این سمت گمارده شد
شاه جورج اول به این دلیل برای جانشینی ملکه "آن" در سال ۱۷۱۴ انتخاب شد که نزدیکترین خویشاوند پروتستان او بود. او آلمانی بود و چیزی از زبان انگلیسی نمیدانست. رابرت والپول، یکی از اعضای حزب ویگ ( حزب اصلاحطلب بریتانیا در قرون ۱۸ و ۱۹ که بعدها حزب لیبرال نامیده شد) هم از این فرصت نهایت استفاده را برای رسیدن به قدرت کرد. در سال ۱۷۲۱ والپول لرد اول خزانه داری، وزیر دارایی و رییس مجلس عوام بریتانیا بود. سمتهایی که رسما او را به نخستوزیر تبدیل میکرد، هر چند آن زمان این عنوان هنوز وجود نداشت.
۲- عبارت 'نخست وزیر' در ابتدا معنای توهین آمیز داشت
عبارت 'نخست وزیر' ( در انگلیسی prime minister) در ابتدا برای توهین و استهزا به کار میرفت و به فردی نسبت داده میشد که در دایره سلطنت از راه نادرستی نسبت به دیگران پیشرفت کرده باشد- کمی شبیه به عبارت "سوگلی معلم" که امروزه استفاده میشود. اما با گذشت زمان نخستوزیر به یک عنوان رسمی تبدیل شد.
۳- در جریان مبارزات انتخاباتی، مردم گربه مرده به سوی سخنرانها پرتاب میکردند
در قرون ۱۸ و ۱۹ میلادی برگزاری سخنرانیهای پیش از انتخابات کار بسیار سختی بود.
آن زمان بلندگویی در کار نبود و نامزدهای انتخاباتی برای شنیده شدن صدایشان در سخنرانیها باید با شرایط بد آب و هوایی و سر رو صدای حاضران کنار میآمدند.
کنار آمدن با برخی حاضران پرانرژی که با شعار یا سوالهای بیجای خود، سخنرانی را قطع میکردند، سختی خودش را داشت اما بدتر از آن اشیاء نه چندان خوشایندی از جمله گربه و سگهای مرده، سنگ و مدفوع بود که مرتبا به سوی اعضای احتمالی پارلمان پرتاب میشد.
هنری بروگهام، یکی از این نامزدها در جریان مبارزات انتخاباتی خود در لیورپول ۲۰۶ سخنرانی عمومی برگزار کرد اما در نهایت شکست خورد.
۴- قانون عجیب برخی مناطق برای بدست آوردن حق رای
تا پیش از تصویب قانون اصلاحات بزرگ در ۱۸۳۲، هر منطقه در رابطه با حق رای قانون خاص خودش را داشت که این باعث میشد امتیازهای مختلفی در کسب این حق تاثیر داشته باشند: مثلا این که زمینی داشته باشی که دست کم۴۰ شیلینگ بیارزد، خانهات مال خودت باشد، برده یا رعیت نباشی و عضو یک گروه سیاسی باشی . در برخی مناطق برای کسب حق رای کافی بود اجاق خانهات به اندازهای بزرگ باشد که بشود روی آن یک دیگ را به جوش آورد.
بنا بر این قوانین، تصور میشود در سال ۱۸۰۱ نزدیک به نیم میلیون از جمعیت بریتانیا که ۱۶ درصد از جمعیت بزرگسال را تشکیل میدادند، حق رای داشتند.
۵- تنها عده کمی از زنان حق رای داشتند، اما بقیه دست از تلاش برنداشتند
در آن دوران زنها به طور کل حق رای نداشتند. اما در مناطقی که حق رای به مالک خانه داده میشد، برخی از زنان مجرد یا بیوه که ثروتمند بودند واجد شرایط رای دادن میشدند. بیشتر آنها شخصا در رایگیری شرکت نمیکردند و معمولا یک مرد را برای این کار میفرستادند.
اما این قوانین مانع از تلاش عدهای از زنان برای شرکت در انتخابات نشد. به عنوان مثال، در جریان انتخابات میان دورهای شهر نیوارک، یک زن با پوشیدن کت و کلاه مردانه سعی کرد با نام "آقای واترمن" رای بدهد اما حقهاش لو رفت و رایش شمرده نشد.
۶- منطقهای که فقط گوسفندان ساکنش بودند، دو نماینده در مجلس داشت
منطقه اولد سروم در شهرستان ویلتشر یکی از معروفترین نمونهها از حوزههای انتخاباتی با جمعیت اندک یا خالی از سکنه در بریتانیاست که در پارلمان این کشور نماینده داشت.
این روستای قرون وسطایی متروک ۱۱ رای دهنده داشت که هیچ یک عملا آنجا زندگی نمیکردند. تنها ساکنان واقعی این منطقه تعدادی گوسفند بودند. اولد سروم بین سالهای ۱۷۰۸ تا ۱۸۳۲ دو کرسی در پارلمان داشت.
این مساله از نظر سیاسی به اندازهای مهم بود که باعث شد زمینی که با معیارهای کشاورزی تنها ۷۰۰ پوند ارزش داشت، ۶۰ هزار پوند به فروش برود، چیزی معادل دهها میلیون پوند امروزی.
۷- احزاب مخالف برای ترساندن رای دهندگان چماقدار استخدام میکردند
تا سال ۱۸۷۲، انتخابات به شکل علنی برگزار میشد و مشخص بود هر فردی به چه کسی رای میدهد. اتفاقی که منجر به استفاده از برخی تاکتیکهای خطرناک برای ایجاد ارعاب شد.
هر دو حزب، کارگران تنومند کارخانههای کشتی سازی و مبارزان قویهیکل را به خدمت میگرفتند تا برای ترساندن رای دهندگان بیرون مراکز رایگیری بایستند. صاحبخانهها هم مستاجران خود را تهدید میکردند که اگر به کسی که آنها میخواهند رای ندهند با حکم تخلیه روبرو خواهند شد.
۸- سرودهای انتخاباتی محبوبیت زیادی داشتند
با وجود این که بیشتر مردم نمیتوانستند رای بدهند، سخنرانیهای عمومی نامزدها، اعلامیهها و سرودهای محبوب سیاسی در دوران انتخابات زنان و مردان کل جامعه را به هیجان میآورد.
بیشتر اوقات روی ملودی سرودهای وطنپرستانه یا محبوب شعر گذاشته میشد. یک نمونه ضدسلطنتی آن کار خلاقانهای بود که روی سرود ملی کشور انجام داده شد. در این سرود جمله "خدا شاه را حفظ کند" به " باب صورت شاه را اصلاح کند " تغییر پیدا کرد که معنای دیگرش "بریدن سر پادشاه" بود.
۹-پلاک خانه شماره ۱۰ خیابان داونینگ چیز دیگری بود
اینطور که پیداست معروفترین آدرس بریتانیا همیشه شماره ۱۰ خیابان داونینگ نبوده است.
وقتی پادشاه بریتانیا این ملک را به نخستوزیر خود رابرت والپول داد، به عنوان خانه شماره ۵ خیابان داونینگ شناخته میشد. اما بعد از آن پلاک خانهها تغییر کرد.
عنوان رسمی والپول در آن زمان یعنی "لرد اول خزانهداری بریتانیا" - لقبی که همچنان به نخستوزیران کشور داده میشود - هنوز هم روی صندوق پستی خانه شماره ۱۰ خیابان داونینگ به چشم میخورد.