آمریکا از چین چه میخواهد؟

منبع تصویر، Getty Images
- نویسنده, دیوید گراسمن
- شغل, بیبیسی
در چین و آمریکا امیدواری فزایندهای نسبت به حصول توافقی که به پایان جنگ تجاری دو کشور کمک خواهد کرد، دیده میشود. ولی رقابت دو ابرقدرت از یک جنگ تجاری فراتر میرود و بخشهای اقتصادی، دفاعی، فرهنگی و فناوری را هم در برمیگیرد.
سئوالی که مطرح میشود این است که آمریکا واقعا از چین چه میخواهد و از نظر آمریکا مرحله نهایی این بازی چه خواهد بود؟
جواب کوتاه این است که مرحله اول همان موافقتنامه تجاری است که ماه گذشته دونالد ترامپ رئیس جمهوری آمریکا و لیو هه، معاون نخست وزیر چین با فشردن دست یکدیگر در کاخ سفید بر آن صحه گذاشتند. اما تنش بین دو کشور به تجارت محدود نمیشود و به مراتب عمیقتر است و هیج یک از کسانی که من در واشنگتن با آنان صحبت کردم فکر نمیکردند که این توافق، به خودی خود تفاوتی در شرایط ایجاد کند.

در سالهای اخیر در آمریکا نظرهای منفی نسبت به چین بیشتر شده ولی این نکته هم مهم است که این تغییر نظر قبل از ورود آقای ترامپ به کاخ سفید شکل گرفته بود.
دانیل کلیمن، مشاور ارشد سابق وزارت دفاع آمریکا میگوید اگر در سال ۲۰۱۶ به سیاست های هیلاری کلینتون یا یک دموکرات یا یک جمهوریخواه دیگر توجه میکردید همین تغییر سیاست مشخص را میدیدید.
دکتر کلیمن که اکنون مدیر برنامه امنیت آسیا و حوزه اقیانوس آرام، در مرکز امنیت نوین آمریکاست، میگوید این احساس وجود داشت که سیاست و برخورد ما با چین نتیجه درست نمیدهد.
دلایل متعددی برای این افزایش تنش دیده میشود. ری بوئن، که از سال ۲۰۰۱ تا ۲۰۱۸ به عنوان تحلیلگر اقتصادی در دولت آمریکا کار میکرد، میگوید یکی از این دلایل، عدم تحقق وعده منافع اقتصادی پیوستن چین به سازمان تجارت جهانی در سال ۲۰۰۱، بود.
به عقیده ری بوئن، چین هرگز قصد نداشت قواعد بازی را رعایت کند. "چین بیشتر به این دلیل میخواست به ایننهاد بپیوندد تا ببیند چگونه این سازمان، مقررات تجارت جهانی را تنظیم میکند." به عبارت دیگر چین به قصد تغییر دادن سازمان و نه تغییر دادن خودش به این سازمان پیوسته بود.
نتیجه این فرایند، موج عظیمی از بیکاری و تعطیلی کارخانجات-موسوم به شوک چین- در شماری از ایالتهای شمال شرقی و غرب میانه آمریکا بود. مردم این ایالات که اکثر آنها در سال ۲۰۱۶ به دونالد ترامپ رأی داده بودند، بیشترین لطمه را خوردند.

بسیاری از شرکتهای تولیدی آمریکایی برای برخورداری از پایینتر بودن مزد کارگر، شرکتهای خود را به چین منتقل کردند. ولی دانیل کلیمن، میگوید این شرکتها بهای سنگینی برای رفتن به چین پرداختند: "چین این شرکتها را مجبور کرده که تکنولوژی و مالکیت معنوی خود را در اختیار چین قرار دهند.
و حتی شرکتهایی که فعالیت خود را به چین منتقل نکردند، متوجه شدند که چین به نحوی به اسرار تجاری آنها پی برده است. نهادهای مجری قانون در آمریکا در ارتباط با جاسوسی و هک کامپیوترها یک فهرست طولانی از اتهامات علیه شهروندان و شرکت های چینی تهیه کردهاند.
کریستوفر ری، مدیر اف بی آی، اخیرا به کنگره آمریکا گفت در حال حاضر دست کم یک هزار پرونده در باره سرقت مالکیت معنوی شرکتهای آمریکایی توسط چینیها، در دست بررسی است.
طبق محاسبه دولت آمریکا تنها در فاصله سالهای ۲۰۱۳ تا ۲۰۰۱۷، جمع سرقت مالکیتهای معنوی، معادل ۹۳۶ میلیارد پوند بوده.
دین چنگ، از بنیاد هریتیج، که یک اندیشکده محافظه کار آمریکایی است این موضوع را دلیل اصلی تیره شدن روابط آمریکا و چین میداند:
"وقتی شرکتها متوجه میشوند که چینیها حق انحصاری استفاده از اختراعات آنها را نقض میکنند، قطعات اشیاء ساخته شده آنها را از هم جدا میکنند تا از نحوه ساخت آنها سر درآورند و بعد خودشان شبیه آن را میسازند، و پروژههای مربوط به تحقیقات و تولید این شرکت ها را سرقت میکنند، روز به روز بیشتر به این نتیجه میرسند که شراکت با چین برای آنها سودآور نیست و در واقع میتواند به ضررشان تمام شود".

منبع تصویر، Getty Images
ری بوئن، تحلیلگر اقتصادی که برای دولت آمریکا کار میکرد، میگوید او در اواخر سال ۲۰۱۵ متوجه تغییر جو شده بود. کسانی که در گذشته داد و ستد با چین را ترغیب میکردند از این که میدیدند چین با چه سرعتی خود را به آمریکا میرساند، نگران شده بودند.
در همین موقع در وزارت دفاع آمریکا ژنرال رابرت اسپالدینگ، سرپرستی گروهی را داشت که سعی میکردند برای مقابله با چین و افزایش نفوذ این کشور استراتژی امنیت ملی جدیدی را پیاده کنند. او که اکنون از ارتش خارج شده کتابی نوشته است به نام "جنگ پنهانی، چگونه وقتی نخبگان آمریکا خواب بودند، چین کنترل را به دست گرفت."
وقتی از ژنرال اسپالدینگ در باره خطری که چین برای منافع آمریکا دارد سئوال شد، پاسخ او صریح بود. "این مهمترین خطر موجود از زمان آلمان نازی در جنگ جهانی دوم است."
او معتقد است که این خطر به مراتب از خطری که اتحاد جماهیر شوروی داشت جدیتر است چون "چین به عنوان دومین اقتصاد بزرگ جهان و تماس و دسترسی به خصوص با داخل دستگاههای دولتها و تمام نهادهای غربی، تواناییاش از آنچه که از عهده شوروی بر میآمد، بیشتر است."
نتایج تحقیقات ژنرال اسپالدینگ در دسامبر ۲۰۱۷ تحت عنوان استراتژی امنیت ملی، چاپ شد. این کتاب در حقیقت راهنمای مهمی در دستگاههای دولتی است و برای راهنمایی تمام ادارات طراحی شده و به گفته بانی گلیزر، مدیر برنامه قدرت چین در مرکز مطالعات استراتژیک و بین المللی، این کتاب نشان دهنده تغییر حائز اهمیتی در استراتژی امنیت ملی آمریکاست:
"اکنون از جنگ با تروریسم فاصله گرفته شده و به عنوان تهدید عمده برای آمریکا، جای تروریسم را رقابت قدرتهای مهم گرفته است."

وزارت دفاع آمریکا حالا به این نتیجه رسیده که در دهههای آینده مقابله با قدرت گرفتن چین یکی از اهداف نظامی مهم آمریکا خواهد بود. سرعتی که چین بر خلاف قوانین بین المللی، در احداث تعدادی جزیره مصنوعی در دریای جنوب چین و متعاقبا نظامی کردن آنها داشت، بسیاری را در واشنگتن نگران کرده است.
دین چنگ، میگوید با توجه به این که هر سال معادل ۳.۵ تریلیون دلار از تجارت جهانی از این منطقه عبور میکند، میتوان گفت این اقدامات چین تلاشی است برای این که قدرت قطع شاهرگ تجارت جهانی را داشته باشد.
به عقیده بانی گلیزر، بلندپروازیهای چین برای پیشگام بودن در جهان در زمینه فناوریهای مهم آینده مانند روباتیک و هوش مصنوعی کاملا روشن است. "اینها اکنون درمرکز رقابتها قرار دارند چون اگر چین بتواند در این زمینهها موفق شود، آن وقت احتمالا جای آمریکا را به عنوان بزرگترین قدرت جهان خواهد گرفت."

و این همان چیزی است که اکنون مطرح است. برتری نظامی آمریکا به دلیل نیروی عظیم ارتش نیست بلکه بر پایه سیستمهای تسلیحاتی بسیار پیشرفته است. اگر چین بتواند در زمینه این فناوریهای حیاتی جلو بیافتد، ممکن است آمریکا نتواند برای مدت طولانی عقب نیافتد و موقعیت فعلیاش را حفظ کند.
دانیل کلیمن، معتقد است مسابقه در زمینه تکنولوژی غیرنظامی هم مهم است و میگوید: "نه تنها چین از نظر فناوریهای تجسسی و سانسور داخلی بسیار پیشرفته است، بلکه به طور فزایندهای این فناوریها را صادر میکند و به تامین هزینه و آموزش تکنیکهای عملی این فناوریها در خارج نیز مبادرت کرده است.

منبع تصویر، Gallo Images
به عقیده دانیل کلیمن، نبرد با آنچه که آن را "سلطهجویی تکنولوژی پیشرفته" میخواند، موضوعی است که هنگام بحث در باره چین اهمیت فزایندهای خواهد داشت.
بنا براین حتی اگر دونالد ترامپ در انتخابات آتی ریاست جمهوری پیروز نشود، نباید انتظار داشت که موضع آمریکا در قبال چین در آینده نزدیک تغییر کند.
بحث واقعی سیاسی در این باره نیست که آیا باید با چین مقابله کرد یا نه، بلکه این است که بهترین راه برای انجام این کار کدام است. بسیاری از دموکراتها برخلاف سیاست تک گرایی دونالد ترامپ، ترجیح میدهند متحدانشان را هم درگیر این موضوع کنند. اگرچه اکثر آنان میدانند که بعید به نظر میرسد با طرفداری از اتخاذ سیاست نرمتر در برابر چین، رأی بیشتری به دست آورند.











