مرثیه عراق؛ روایت اعتراض ملتی شکستخورده

منبع تصویر، Getty Images
- نویسنده, کیوان حسینی
- شغل, بیبیسی
تعداد کشتههای اعتراضها در عراق ظرف تنها ظرف پنج روز به مرز ۱۰۰ نفر رسید؛ نشانه روشنی از حضور مشتی آهنین برای سرکوب هرگونه مخالفت. آن هم در کشوری که چندین دهه جنگ و استبداد و تحریم، بسیاری از شریانهای حیات مدنی و سیاسیاش را تکه تکه کرده و شکافهای قومی و مذهبی، رمق نخبگانش را گرفته است.
عراق از روزی که در قرن بیستم از دل سقوط امپراتوری عثمانی "عراق" شد، کلکسیونی از ناکامیهای سیاسی را تجربه کرده است؛ از کودتا و استبداد و ایدئولوژیهای تمامیتخواه و حکومتهای ناکارآمد تا جنگ با همسایگان، شکستهای تحقیرآمیز بینالمللی، تحریمهای سخت، اشغال، جنگ داخلی و حتی افتادن به دام یک گروه اسلامگرای مسلح قدرتمند چون داعش.
و نتیجه مشترک تمامی این رویدادها و ناکامیهای عموما خونبار، قبل از هر چیز بدتر شدن وضعیت حیات و معاش مردم عادی بوده. چه آن زمان که صدام حسین تصمیم گرفت به ایران حمله کند و بخش بزرگی از منابع کشور را خرج ادوات نظامی و یک جنگ تمام عیار بسیار گران قیمت بکند، تا جنگ کویت، تحریمهای جهانی، اشغال آمریکا و جنگ داخلی، همه روز به روز بنیانهای اقتصاد عراق را ضعیفتر کردند.
در جریان اعتراضهای اخیر، کسانی در برابر دوربینهای تلویزیونها علیه دولتشان شعار میدهند که از سنشان پیداست نه صدام حسین را به یاد دارند و نه حتی برخیشان سالهای اشغال نظامی توسط ایالات متحده را. اما آنچه تجربه کردهاند نتیجه مستقیم دهههای متوالی از وقایعی است که چونان یک دومینوی ویرانگر، شرایطشان را بدتر کرده است.
اعتراضها در ابتدا به شکل خودجوش در روز سهشنبه هفته گذشته در میدان تحریر بغداد شروع شد و خیلی زود هم توسط نیروهای امنیتی متفرق شد. اما معترضین چند ساعت بعد تصمیم گرفتند تا باردیگر به خیابان باز گردند و اینبار ساعت و محل اعتراض را نیز در شبکههای اجتماعی منتشر کنند. به شکل غیرمنتظرهای هزاران نفر در زمان مقرر به خیابان آمدند.
از اینجا شرایط ساعت به ساعت تغییر کرد و اعتراضاتی که تاکنون بدون رهبر و بیبرنامهریزی توصیف شده، ابعاد بزرگتر و جدیتری پیدا کرده است. معترضین در آغاز به وضعیت بد اقتصادی، بیکاری و از همه اینها مهمتر فساد دنبالهدار مقامات اعتراض داشتند. اما برخلاف انتظارشان با ارتش وشلیک گلوله روبهرو شدند.
بدین ترتیب نه تنها اعتراضها به سرعت ابعاد گستردهتری پیدا کرد و شهرهای مختلف کشور را در برگرفت، بلکه خواستههای معترضین نیز به شکل مبهمی روز به روز تغییر کرد. از تغییر دولت و نخستوزیر تا حتی تغییر حکومت و نظام سیاسی کنونی عراق، از جمله خواستههایی است که برخی معترضین در مصاحبه با رسانههای مختلف به آنها اشاره کردهاند.
نظام سیاسی کنونی در عراق، نسخه آزمایششدهای است که در لبنان نیز دیده میشود؛ نمونه خاورمیانهای از "دموکراسی توافقی (Consensus Democracy)" که در کشورهایی مانند سوئیس یا بلژیک نیز وجود دارد. در این مدل دموکراسی پارلمانی، توافقهایی که گاه شاید کاملا دموکراتیک نباشند، در تقسیم قدرت میان گروههای قومیتی، دینی یا سیاسی نقش بازی میکنند.
به همین دلیل است که رئیسجمهور عراق از زمان شکلگیری این نظام جدید همواره کرد است، نخستوزیر که بیشترین قدرت سیاسی را در دست دارد از اعراب شیعه است و رئیس پارلمان نیز از اعراب سنی است. همزمان حضور احزاب مختلف، ضعف زیرساختهای حزبی قابل اتکا و اثرات سالها جنگ داخلی موجب شده تا رسیدن به اکثریت پارلمانی و تشکیل ائتلافهای سیاسی بدون درنظر گرفتن منافع قومی و مذهبی ممکن نباشد.
این شکل از اداره حکومت که دستکم بر روی کاغذ، برای کشور چندپارهای مانند عراق یک راهحل میانه و دموکراتیک به نظر میرسد، سالهاست که با انتقاد ناکارآمدی روبهرو است. برای عراق تشکیل یک نظام جمهوری ریاستی و دادن اختیارات بسیار به یک رئیسجمهور، یادآور خاطره تلخ سالها ریاستجمهوری دائمالعمر چهرههایی مانند صدام حسین است.
اما در دنیای جنگ شیعه و سنی، استقلال نیمهرسمی کردها در بخشی از خاک کشور و چالشهای عمدهای مانند داعش که به مدت چهار سال بخشهایی از کشور و حتی چاههای نفت را کنترل میکرد، برای برخی که به دنبال راهحل هستند، یک رئیسجمهور قدرتمند میتواند پاسخی نهایی باشد.
در جریان اعتراضهای اخیر نیز، به سرعت بعد از اینکه تعداد کشتهها بالا رفت و معترضین در برابر خشونت "نظام" شوکه شدند، "تغییر نظام" به شعار برخی تبدیل شد. در این شعار در واقع خواسته پایان دادن به وضعیت فعلی دموکراسی توافقی و جایگزینی آن با یک جمهوری ریاستی نهفته است که میتواند برخی از عراقیهای خسته از فقر و فساد را هیجانزده کند.

منبع تصویر، Getty Images
دموکراسی توافقی با تقسیم قدرت بر اساس "کرد و شیعه وسنی" بودن، نشانه ضعف هویت ملی عراقی توصیف شده؛ یا دقیقتر نشانه شکست پروژه "ملتسازی" قرن بیستمی نخبگان ملیگرای عراقی که خود برای دههها میان هویت ملی عربی (بنیان اصلی حزب بعث با هدف اتحاد کشورهای عربی و ساخت یک ملت واحد) و هویت جدید "عراقی" سرگردان بودند.
حالا جوانی که در خیابان بغداد فریاد میزند که سنی نیست، شیعه نیست، کرد نیست، بلکه "عراقی" است، در تلاش است تا گفتمان رایج وجود شکاف قومی-مذهبی عراقیها و ضعف هویت ملی را به چالش بکشد. عراق که به دلیل ناامنی و جنگ داخلی از نظر اقتصادی به زانو درآمده، در نگاه این گروه از معترضین تنها یک راه حل دارد: اینکه دوباره به "عراق متحد" تبدیل شود.
اما چنین راهحلی برای جوانانی که خاطره روشنی از سالها بمبگذاری انتخاری و ترورهای مذهبی ندارند، یا اصرار دارند که تحت تاثیر احزاب سیاسی و رهبران مذهبی نیستند، بیشتر به یک آرمانگرایی دور از دسترس شبیه است که رسیدن به آن نیازمند پایههایی است که هنوز یا وجود ندارند، یا بسیار لرزانند.
آغاز اعتراضهای هفته اخیر عراق به دلیل مشکلاتی مانند بیکاری و فساد بود. اقتصاد عراق اگر چه به دلیل پایان یافتن کابوس داعش و بالا رفتن قیمت نفت، رشد امیدوارکنندهای را تجربه میکند، اما فساد ساختاری مسالهای نیست که یکشبه از عراق ریشهکن شود. در حال حاضر بر اساس برآورد سازمان غیردولتی "شفافیت بینالمللی" عراق یکی از فاسدترین کشورهای جهان است.
علاوه بر این آمارهای بانک جهانی در سال ۲۰۱۴ نشان میدهد که در کشوری که چهارمین ذخیره نفت جهان را در اختیار دارد، ۲۲ و نیم درصد از جمعیت ۴۰ میلیونیاش، با درآمد کمتر از دو دلار زندگی میکردند و از شش خانوار، یک خانواده با فقدان امنیت غذایی روبهرو بودند. آمار بیکاری در سال ۲۰۱۸ در این کشور به حدود هشت درصد رسیده است و میزان بیکاری در میان جوانان حدود دو برابر این رقم است.
به رغم ابراز امیدواری بانک جهانی مبنی بر اینکه رشد اقتصادی عراق در سال پیشرو به بالای هشت درصد خواهد رسید، اما نه تنها از اثرات فروش نفت و بازگشت امنیت و سرمایهگذاری بر زندگی روزمره مردم خبری نیست، بلکه فساد گسترده، به موجی از ناامیدی برای بهبود اوضاع دامن زده است.
در چنین وضعیتی است که نگاهی به اعتراضهای پنج روز اخیر، پرسشهایی بنیادینتر از مساله هویت ملی عراقیها و اثرات شکافهای مذهبی بر بافت اجتماعی کشور را هویدا میکند. احمد صولی، استاد دانشگاه سنتاندروز در فصلی که درباره عراق در کتاب "سیاست خارجی کشورهای خاورمیانه" نوشته، عراق را کشوری دچار "اسکیزوفرنیای سیاسی" توصیف کرده است.
چنانکه آقای صولی نوشته، یکی از دلایل بزرگ این وضعیت بیمارگونه نقشی است که کشورهای دیگر در عراق امروز بازی میکنند و هرکدام، به قدرت و نفوذی دست یافتهاند که میتوانند بر مسیر تحولات، بر اساس منافع ملی خود اثر بگذارند؛ از جمهوری اسلامی ایران و سپاه قدس (وابسته به سپاه پاسداران) که تلاش کرد عراق را در لابهلای چرخدنده ماشین تمایلات ژئوپولتیک خود، به یک کشور اقماری تبدیل کند، تا عربستان که میکوشد در برابر نفوذ ایران توازن قوا برقرار کند.
آمریکا نیز سالهاست که متهم است به عراق به چشم یک منبع نفت یا پایگاه سلطه منطقهای نگاه کرده و در تضعیف زیرساختهای امنیتی، نظامی و اجتماعی این کشور نقش عمدهای را بازی کرده است. هیچ کدام از سازمانهای بینالمللی یا قدرتهای جهانی نیز در این کشور چهره یک ناجی منصف یا دوست دلسوز را پیدا نکردهاند.
از درون عراق، برای جوانانی که این روزها در خیابانها خواستار تغییرات انقلابی هستند، نه نخبگان سیاسی حاکم بر کشور به فکرشان هستند و نه دولتهای خارجی که عکس رهبرانشان در کنار همان نخبگان سیاسی در خیابانها دیده میشود. ضمن اینکه میزان قدرت و نفوذ کشورشان نیز در تحولات منطقهای به سطح یک کشور حاشیهای بیاهمیت کاهش یافته است.
آنها با شور و هیجان جوانی خواستار بهبود اوضاع اقتصادی، ریشهکن شدن فساد و نظامی برپایه فرصت مشترک برای همگان هستند؛ یک انقلاب همه جانبه که یک شبه آنها را به همه خواستههای بزرگشان برساند و به مرثیه عراق پایان دهد.











