شما در حال مشاهده نسخه متنی وبسایت بیبیسی هستید که از داده کمتری استفاده میکند. نسخه اصلی وبسایت را که شامل تمام تصاویر و ویدیوهاست، مشاهده کنید.
بازگشت به وبسایت یا نسخه اصلی
اطلاعات بیشتر درباره نسخه لایت که برای مصرف کمتر حجم دادههاست
رقیبان ولادیمیر پوتین در یک انتخابات بیرقیب
- نویسنده, داریوش رجبیان
- شغل, بیبیسی - مسکو
در دل سرمای سوزناک مسکو، سر پل کنار کرملین گلزاری هست؛ انبوهی از گلهای رنگارنگ درون گلدانها و روی بتون که از زیر برف هم دلربایی میکنند. پیرمردی با کلاه و کاپشن گرم و نشان "نه به جنگ!" روی سینهاش کنار گلها ایستاده است. او بوریس کازادایف است، یک کارگر بازنشسته که از دیرباز از هواداران همنام معروفترش بوریس نِمتسف بوده و حال به پاس خاطر او هر روز چند ساعتی در هوای زیر صفر درجه، از این گلها نگهداری میکند. برفِ روی گلها را پاک میکند و اطراف گلزار را جارو میزند. گاه به سمت کرملین نگاه میکند و غر میزند.
سه سال پیش در یک شب زمستانی همینجا، سر پل کنار کرملین بوریس نمتسف به ضرب شش گلوله کشته شد. او از معدود منتقدان صریحاللهجۀ ولادیمیر پوتین بود. کرملین بیدرنگ همۀ اتهامهای مربوط به این قتل را رد کرد، اما هنوز روشن نشده که چه کسی دستور کشتن آقای نمتسف را داده بود.
بوریس کازادایف که از پاسداران محل یادبود بوریس نمتسف است، عکس خودش با قهرمانش را به من نشان میدهد و قاطعانه میگوید که اگر نمتسف زنده بود، حتماً رئیسجمهور میشد؛ ادعایی که طرفداران همۀ نامزدهای فعلی انتخابات ریاست جمهوری هم درباره نامزد خود جار میزنند.
بیشتر بخوانید:
سرمایهدار کمونیست
شیوۀ جار زدنششان هم معمولاً چنین است که خبرنگاران را گرد هم میآورند و دستآوردهای نامزد مورد حمایتشان را به نمایش میگذارند. و میگویند، کسی که این همه موفق بوده و محبوب است، چرا رئیسجمهور نشود؟
برای نمونه برنامۀ تبلیغاتی پاول گرودینین را که شاهدش بودم، برایتان تعریف کنم. پاول گرودینین، نامزد حزب کمونیست روسیه در انتخابات است، هرچند خودش عضو هیچ حزبی نیست. ما خبرنگاران خارجی را سوار دو اتوبوس کردند و به شهرکی در حوالی مسکو بردند. به این شهرک "سوخوز لنین" میگویند. سوخوز مخفف عبارت "خانهداری به سبک شوروی" است؛ گونهای از از مزرعهداری اشتراکی که رهبری این یکی را پاول گرودینین به دوش دارد. هر دو سوی جاده کشتزارهای فراخ توتفرنگی دامن پهن کردهاند که البته این روزها بوتههایش زیر برف غنوده است. همین بوتههای توتفرنگی است که به پاول گرودینین، به اصطلاح، هم نان و هم نام آورده است. اکنون این سرمایهدار هوادار کمونیسم، در زمرۀ داراترینهای روسیه است. به همین خاطر هم به "نامزد توتفرنگی" ملقب شده و سر هر قدم در شهرکی که ساخته، عکس و تصویر توتفرنگی را میشود دید. حتی تیر چراغ ترافیک هم مزین به تصویر توتفرنگی است. نظرسنجیها میگویند در مصاف ریاست جمهوری "نامزد توتفرنگی" پس از پوتین نفر دوم است.
هواداران آقای گرودینین نخست ما را به کودکستان و مدرسهای بردند که او اخیراً افتتاح کرده است. ساختمان کودکستان که نیم سال بیشتر ندارد، شبیه کاخ و کشکهای افسانههای غربی با گنبدهای پست و بلند رنگین بود. داخل آن اما از دنیای قصههای فضایی بود. بدین اندازه فوق مدرن! مدرسه هم همین طور. اتاقهای مجهز با دیوارهای دیجیتال لمسی، سینما، تالارهای فراخ پر از ربات، اتاقکهای رباتسازی، سالن ورزشی درندشت... راهنماهای ما که طبعاً از افراد وفادار به آقای گرودینین بودند، با آب و تاب تمام فضا و صدها کارکرد آن را برای ما توضیح میدادند.
بعد از آن که همه دیگر داشتند از خستگی از پا میافتادند، سوار اتوبوسها شدیم و از میان مزارع خفتۀ سفید و خیرهکننده به خانۀ بزرگی رسیدیم که به سبک کلبههای چوبین روستاهای روسیه ساخته شده بود. قرار بود پاول گرودینین همینجا نشست خبری داشته باشد. من که کیفم را در مدرسه جا گذاشته بودم، دوباره به اتوبوس پریدم و رفتم و برگشتم. و درست لحظهای که از اتوبوس پیاده شدم، "نامزد توتفرنگی" با دبدبه و کبکبه از ماشین جیپش پیاده شد، البته پس از مخافظان و دستیارانش. و با هم، من پیشاپیش و او از عقب، وارد آن کلبۀ روستایی عظیم شدیم.
در همان اوایل سؤالباران از او دربارۀ حسابهای بانکیاش پرسیدم که این چندروزه خبرساز شده بود. کمویسیون مرکزی انتخابات از موجودیت ۱۳ حساب بانکی او در سوئیس خبر داد که از موارد نقض مقررات نامزدی ریاست جمهوری روسیه است. از او پرسیدم، آیا هنوز حسابهای بانکی سوئیسیاش سر جایشان است یا نه.
بهوضوح ناراحت شد و گفت: "خسته شدم از بس دربارۀ حسابهای بانکیام توضیح دادم. من در مورد 'داراییهای میلیاردیام' توضیحاتی دادم. و همین طور دربارۀ داراییهایم در خارج از روسیه. بعدش دربارۀ حسابهای بانکیام در اتریش. و حالا از من میخواهند که از حسابهای بانکیام در سوئیس بگویم. شما حتماً میدانید که داشتن ۱۳ حساب در یک بانک دستکم عجیب است؟.. همۀ مقررات قانون را من انجام دادهام. همۀ حسابها سر وقت بسته شده بودند. و اتفاقاً کمیسیون مرکزی انتخابات امروز به این موضوع اذعان کرد."
البته آقای گرودینین، چه خسته شده باشد و چه نه، حتماً میداند که نامزدی در انتخابات این کارها را دارد و کنجکاوی در مورد داراییهای نامزد یکی از آنهاست. از او پرسشهای دیگری هم داشتم که سر فرصت خواهم گفت. ولی بخش قابل توجه نشست خبری به تعریف و توضیف پاول گرودینین از استالین اختصاص داشت که به اصطلاح انگلیسی، ابروهای بسیاری را بالا کشید، یعنی شگفتزده کرد... این هم شمهای بود از چگونگی تبلیغات انتخاباتی در روسیه.
آبپاشی دختر مربی پوتین و نامزد همیشگی
اما این انتخابات بهجز ولادیمیر پوتین و پاول گرودینین شش نامزد دیگر هم دارد. برخی از آنها نامزدهای همیشگیاند. مثل ولادیمیر ژیرینفسکی، رهبر حزب لیبرال دموکرات که برای پنجمین بار وارد کارزار شده. چهار ناکامی اول به اعتماد به نفس او ظاهراً هیچ آسیبی نرسانده. این سیاستمدار غربستیز و بهشدت ملیگرای روسیه که فقط نام حزبش "لیبرال دموکرات" است، همچنان در مباحثات پرخاشگر است و با سخنان و رفتار غیرمتعارفش خبرساز میشود. در صورت عصبانیت ممکن است استکان آب را روی سر و صورت طرف خالی کند. سالها پیش بوریس نمتسف قربانی این شگرد مباحثۀ ژیرینفسکی شده بود. اما در مباحثات امسال، کسنیا سوبچاک همین شیوۀ حمله را علیه خود ژیرینفسکی به کار برد. در حالی که آقای ژیرینفسکی به او فحش میداد (مثلاً احمق و بیسوادش میخواند)، سوبچاک با پاشیدن آب بر سر و صورت ژیرینفسکی همه را غافلگیر کرد. اما آخرش هم دل هیچ کدام خنک نشد.
کسنیا سوبچاک، نامزد جنبش "ابتکار مدنی"، دختر کسی است که ولادیمیر پوتین را وارد عرصۀ سیاست کرده: آناتولی سوبچاک، از پیشاهنگان دوران پرسترویکا و شهردار سن پترزبورگ که در مراسم خاکسپاریاش در اوایل سال ۲۰۰۰ اشک نادر ولادیمیر پوتین روی گونههایش دیده شد.
اما در کارزار انتخاباتی کسنیا سوبچاک بهکلی از ولادیمیر پوتین فاصله گرفته و سیاست او را مثلاً در قبال اوکراین غلط میداند و خواهان بازپس دادن کریمه به کییف است. بهویژه در اوایل کارزار انتخاباتی بسیاری این فرضیه را طرح کرده بودند که شاید کسنیا سوبچاک "طرح کرملین" باشد تا بدین گونه میزان مشارکت مردم را بالا ببرد. ادعایی که هم سوبچاک و هم کرملین مسخره خواندهاند. اما شبهه هنوز بهتمام برطرف نشده است.
چرا بیرقیب؟
آری، این انتخابات هشت نامزد دارد: ولادیمیر پوتین که این بار نامزد مستقل است، پاول گرودینین از حزب کمونیست، ولادیمیر ژیرینفسکی از حزب لیبرال دموکرات، کسنیا سوبچاک از ابتکار مدنی، گریگوری یاولینسکی از حزب یابلوکو که از چهرههای معروف دوران پرسترویکا و منتقد سرسخت سیاستهای پوتین است (این سومین بار است که میکوشد بر کرسی ریاست جمهوری بنشیند)، بوریس تیتف از از حزب رشد، سرگی بابورین از اتحادیۀ مردمی سراسری روسیه و ماکسیم سورایکین از حزب "کمونیستهای روسیه".
اما در سطح شهر اصلاً محسوس نیست که انتخابات این همه نامزد داشته باشد. حتی پوسترهای تبلیغاتیای که مردم را به صندوقهای رأی فرا میخواند، همان طرح و نما و رنگهایی را دارد که تبلیغات انتخاباتی ولادیمیر پوتین. تبلیغات انتخاباتی ژیرینفسکی هم گاه روی ماشینها و کنار جادهها به چشم میخورد که گویای بنیۀ مالی کارزار انتخاباتی اوست.
نام برخی از این نامزدها برای شماری از مردم پایتخت روسیه هم آشنا نیست. انتخابات، بیشتر به یک همهپرسی برای تأیید دگربارۀ مشروعیت حکومت ولادیمیر پوتین میماند. رقیب اصلی ولادیمیر پوتین که در میان مردم هم تا حدی محبوبیت دارد، آلکسی ناوالنی است که به دلیل محکومیتش به جرم اختلاس (یا آنچه قوۀ قضائیه روسیه اختلاس میخواند) اجازه نامزدی نیافت و انتخابات را تحریم کرد.
...بوریس کازادایف همچنان جارو میزند و برف را از روی گلهای محل یادبود بوریس نمتسف میافشاند و به من میگوید: "در این انتخابات من علیه همۀ نامزدها رأی میدهم. به خاطر اینکه از همین حالا گویا برای همه کاشف به عمل آمده که ولادیمیر پوتین بیبدیل است. به باور من، این انتخابات نیست، بلکه خودانتصابی رئیسجمهور فعلی فدراسیون روسیه است."
و بدین گونه روسیه به استقبال فردا میرود.