شما در حال مشاهده نسخه متنی وبسایت بیبیسی هستید که از داده کمتری استفاده میکند. نسخه اصلی وبسایت را که شامل تمام تصاویر و ویدیوهاست، مشاهده کنید.
بازگشت به وبسایت یا نسخه اصلی
اطلاعات بیشتر درباره نسخه لایت که برای مصرف کمتر حجم دادههاست
صدزن؛ مبارزه هر روز زنان مراکشی با آزار خیابانی
زنان مراکش نمیتوانند به راحتی در خیابان راه بروند و کسی به آنها دست نزند. مورگان میکر، خبرنگار بیبیسی، پای صحبت کسانی نشسته که میخواهند به تعرض جنسی در این کشور پایان دهند.
گوش غزلان اهبلعین دیگر به شنیدن کلمه "فاحشه" در میان سروصداهای روزمره شهرش عادت کرده. کلمهای که از درگاههای صورتیرنگ و موتورسیکلتهای لقلقویی که نفسشان در خیابانهای شلوغ شهر به سختی در میآید شنیده میشود و هر بار مثل خنجری در شکمش فرو میرود.
غزلان کارمند هتل است و میگوید "در مراکش هر کاری بکنید به شما میگویند فاحشه. اگر رژ لب بزنید، فاحشهاید. اگر روسری سر کنید، فاحشهاید."
ناامیدی در چشمان این دختر مراکشی ۳۰ ساله که با وجود جثه کوچکش بسیار خشمگین است موج میزند. تعرض جنسی برای غزلان و خیلی از زنان مراکشی یک چالش روزمره است. اما او بالاخره چند سال پیش تصمیم گرفت از خودش دفاع کند.
او تاکتیک سادهای دارد؛ داد و هوار میکند و شلوغبازی راه میاندازد، تا بلکه چوب لای چرخ مردانی بگذارد که میخواهند در خیابان دست به تعرض جنسی لفظی یا فیزیکی بزنند. او با مردی که زیرلبی میگوید "چه پاهای قشنگی داری" وارد مشاجره علنی میشود و در بانک به کسی که صحبتهای سکسیستی میکند اتهام دزدی میزند.
او میگوید "ما احتیاج داریم که آدمهای بیشتری این رفتار را محکوم کنند. مردان کشور من حد و حدود سرشان نمیشود."
غزلان که مدرک فوق لیسانس دارد و دامن کوتاه پوشیده، اذعان میکند که او یک زن مراکشی عامی نیست. ولی با همه اینها در مبارزه با تعرض جنسی خود را تنها حس نمیکند.
در رباط، پایتخت ساحلی این کشور، بیرون ایستگاه مرکزی قطار منتظر ایستادهام تا مو بیاید. او روی سرامیکهای براق کف ایستگاه راه میرود در حالی که موهای قهوهای روی کمرش ریخته است. صحبت با او کار سادهای نیست. میگوید معمولا درباره حقوق زنان صحبت نمیکند چون دوستانش خیلی به این مساله علاقه ندارند.
"آرزوی من این است که زنان مراکشی راه پایان دادن به تعرض جنسی را یاد بگیرند. آرزو میکنم روزی برسد که وقتی کسی به زنی تعرض میکند، آن زن در جواب دندانهایش را خورد کند."
او سعی کرده بود کلاسهای دفاع شخصی راه بیاندازد ولی برای این کار به اجازه دولت نیاز داشت. مدارکش را حتی بررسی هم نکرده بودند. حالا به جایش نوبتی با مزاحمان در خیابان درگیر میشود.
او میگوید "وقتی کسی سعی میکند به من دست بزند سرش جیغ میکشم. میپرسم 'چرا این کار را میکنی؟ ' این مردها حالیشان نمیشود. تا حالا ندیدهام کسی واکنش مثبت نشان دهد."
______________________
صدزن
فصل صد زن ۲۰۱۶ بیبیسی فارسی در مورد زنان، شخصیتهای تاثیرگذار و دغدغههای آنها است. این مجموعه شامل مطالب متنوعی از جمله گفتوگو، گزارش و یادداشت از زنان در نقاط مختلف جهان است.
با ما همراه شوید، در تلویزیون، وبسایت و رادیو. همچنین ما را در شبکههای اجتماعی دنبال کنید، فیسبوک، اینستگرام، توییترو یوتیوب.
و یادتان نرود با هشتگ #صدزن در بحثهای ما شرکت کنید
_________________
پارلمان مراکش حالا دارد قانون جدیدی را در رابطه با تعرض جنسی بررسی میکند. اگر این قانون تصویب شود، مزاحمان خیابانی در آینده با احکام زندان یک تا شش ماه یا جرایم نقدی ۲۵۰ تا ۱۲۰۰ دلاری روبهرو خواهند شد.
انگار قدم مثبتی است. ولی واقعا گیری در کار نیست؟
استفانی ویلمن بردات مهاجری آمریکایی است که ۲۱ سال در مراکش در رابطه با حقوق زنان کار کرده. من و فرانسیس، همکار عکاسم، وقتی داشتیم برای ملاقات با او میرفتیم حسابی متلک شنیده بودیم و دهها پیشنهاد ازدواج گرفته بودیم. ولی دفتر او مثل خانهای امن است.
او میگوید "به نظر ما طرح واقعا بدی است. راستش چیزی جز دستکاری محدود قوانین فعلی نیست. مساله اصلی این است که زنها گزارش نمیکنند، پلیس تحقیق نمیکند و دادستانی هم کسی را به محاکمه نمیکشد."
او بعدا جزئیات داستانی را برایم ایمیل میکند که در سال ۲۰۱۵ رخ داده و به خوبی دلایل بیاعتمادی زنان به سیستم را توضیح میدهد. داستان در انگزان در جنوب غربی مراکش اتفاق میافتد. دو زن بعد از اینکه از طرف گروهی مرد مورد تعرض قرار میگیرند در فروشگاهی در آن نزدیکی پناه میگیرند تا پلیس برسد. وقتی ماموران پلیس از راه میرسند، به جای اینکه از آنها محافظت کنند، آنها را دستگیر میکنند؛ چون لباسهایشان "بیش از حد کوتاه" بود.
ولی نتیجه آزار و اذیت خیابانی تنها به ایجاد حس خفهکننده بیحرمتی در زنان خلاصه نمیشود. در مراکش آزادی آنها را هم محدود میکند، آزادی درس خواندن، کار کردن و داشتن حس امنیت در جایی که قرار است خانه آنها باشد.
تغییر در رفتار ممکن است دههها طول بکشد، برای همین اصلاح قوانین مربوط با تعرض جنسی میتواند در کوتاه مدت حاوی پیام مشخصی باشد - که چه رفتاری پذیرفتنی است و چه رفتاری نیست؛ که چه کسانی را میتوان بدون ترس از مجازات اذیت کرد و چه کسانی را نمیتوان.
همه زنان مراکشی انرژی لازم را برای مقابله با آزار و اذیت ندارند. خیلیها به نوعی با این مساله کنار میآیند و حساسیت نشان نمیدهند. با ژیتانا در قلعه قدیمی رباط قدم میزنیم. او که کار و کاسبی خودش را دارد میگوید تنها با ماشین از خانه بیرون میرود تا مردها نتوانند به او دست بزنند و متلک بارش کنند.
کنار هم نشستهایم و از بالا به ساحل خیره شدهایم. اقیانوس اطلس در افق به آسمان تکرنگ مراکش پیوند میخورد. بعد از مدتی متوجه میشوم که فقط پسرها دارند در آب شنا میکنند. از دوست جدیدم میپرسم "فکر میکنی اگر با مایوی دوتکه توی آب برویم مشکلی پیش بیاید؟"
با خنده میگوید "شاید برای تو نه..." مکثی میکند و همانطور که به اقیانوس آبی خیره شده میگوید "ولی من هرگز..."
یاد غزلان و جدال روزانهاش در شهر مراکش میافتم. پیش از آنکه از هم جدا شویم و در میان جمعیت غبارآلود گم شود، خیلی جدی از پشت عینک کشیدهاش نگاهم کرد و گفت: "زندگی در مراکش به عنوان یک زن اصلا کار راحتی نیست."