شما در حال مشاهده نسخه متنی وبسایت بیبیسی هستید که از داده کمتری استفاده میکند. نسخه اصلی وبسایت را که شامل تمام تصاویر و ویدیوهاست، مشاهده کنید.
بازگشت به وبسایت یا نسخه اصلی
اطلاعات بیشتر درباره نسخه لایت که برای مصرف کمتر حجم دادههاست
بهروز بوچانی پس از شش سال جزیره مانوس را ترک کرد و وارد نیوزیلند شد
بهروز بوچانی، نویسنده کرد ایرانی که بیش از شش سالدر بازداشتگاه پناهجویان در جزیره مانوس در پاپوآ گینهنو زندانی بود، این جزیره را به مقصد نیوزیلند ترک کرده است.
آقای بوچانی پس از ورود به نیوزیلند گفته است دیگر هرگز به پاپوآ گینهنو و استرالیا بر نمیگردد.
آقای بوچانی اسناد موقت سفر و مجوز این سفر را از اداره مهاجرت پاپوآ گینهنو دریافت کرده است.
آقای بوچانی با ویزای مسافری به کرایستچرچ در نیوزیلند سفر کرده و قرار است در یک رویداد ادبی شرکت کند.
آقای بوچانی در توییتر از ورود خود به نیوزیلند خبر داده و آزادیاش پس از شش سال را "هیجان آور" خوانده و گفته است به دعوت "جشنواره کلمه" در کرایستچرچ به نیوزیلند سفر کرده است.
او قرار است در این رویداد در باره کتاب "هیچ دوستی جز کوهها" سخن بگوید که جوایز متعدد ادبی را از آن خود کرده است.
آقای بوچانی این کتاب را با پیامکهایی برای دوستش مونس منصوبی میفرستاد تا آنها را گردآوری کند. کتاب را سپس امید توفیقیان از فارسی به انگلیسی ترجمه کرده است.
برخی منابع خبری احتمال درخواست پناهندگی آقای بوچانی از نیوزیلند را مطرح کردهاند.
آقای بوچانی پیشتر گفته بود به دنبال پیش آمدن مشکلاتی برای او به خاطر روزنامهنگاری در ایران ناچار به خروج از این کشور شد.
بهروز بوچانی حق ورود به استرالیا را نداشته و به همین جهت در جزیره مانوس پاپوآ گینه نو بود. آقای بوچانی منتقد سیاستهای مهاجرتی استرالیا و رفتار آن کشور با پناهجویان بوده است.
جزیره مانوس متعلق به پاپوآ گینه نو است اما استرالیا از سال ٢٠١٣ از آن به عنوان بازداشتگاه پناهجویانی استفاده میکند که سعی میکنند به استرالیا بروند.
هیچ دوستی جز کوهها: نوشتهای از زندان مانوس --بخشهایی از یادداشت بهروز بوچانی برای بیبیسی فارسی
این کتاب، توصیفگر رنج برهنه انسان است با همه تلخیها و شیرینیهایش و محصول پنج سال زندگی یک تبعیدی و تجربهای وحشتناک در یک زندان دور افتاده در جزیره مانوس. عنوان کتاب آشکارا اشاره دارد به زندگی انسان کُرد و فرهنگ و تاریخ پر از تراژدی مردم کردستان که یکی از لایههای اصلی این کتاب است.
برای سالهای طولانی است که پناهندههایی که از سوی خود سیستم بیمار شدهاند اسیر روند بوروکرات درمانگاه زندان هستند. در این سالها سیستم به گونهای طراحی شده که یک زندانی بیمار برای دریافت خدمات درمانی هر روز باید در صفهای طولانی بایستد، هر روز باید فرم تقاضا را پر کند و هر روز با امیدهای واهی به زندگیاش در زندان ادامه دهد. همه چیز بیهوده است و این بیهودگی دشمن زندگی است.
سالها است که از این جزیره به استرالیا نگاه میکنم و میبینم که روز به روز طبقات آسیب پذیر در زیر ساختارهای بیرحمانه "سیستم حاکم" در حال از دست دادن هویت و شخصیت انسانیشان هستند.
روح زندان و سیستمی که مانوس را آفریده و اداره میکند بیرون از جزیره هم در حال بازتولید نسخههای بیشماری در سراسر جهان است. این همان نکته اساسی است که در کتاب راویاش بودهام.