فرمان ترامپ؛ 'آرزوهایم بر باد رفت'

منبع تصویر، Getty Images
دولت دونالد ترامپ، رئیس جمهور آمریکا بر سر فرمان منع ورود پناهجویان و شهروندان هفت کشور محکم ایستاده است و بسیاری از کسانی که امید به مهاجرت دارند برنامههای خود را به تعلیق در آوردهاند.
فرمان آقای ترامپ برای متوقف کردن ورود شهروندان هفت کشور عمدتا مسلمان به مدت ۹۰ روز بسیاری را در وضعیتی برزخی نگه داشته است.
اعتراضها و انتقادها علیه این ممنوعیت شدت یافته است. در دو روز اول بعد از صدور فرمان جمعیت زیادی در سالنهای فرودگاههای سراسر آمریکا شعار میدادند: "اجازه دهید وارد شوند"!
آقای ترامپ رسانهها را متهم کرده است که قوانین تازه را به دروغ به عنوان ممنوعیت برای مسلمانان جلوه دادهاند.
اما چگونه این فرمان زندگی کسانی را که امید به زندگی در آمریکا داشتند تحت تأثیر قرار داده است؟

"پدر و مادرم میخواهند مرا بکشند"
نوین (که نام واقعی او نیست) یک زن عراقی تراجنس است که آرزو داشت به عنوان پناهنده به آمریکا مهاجرت کند.
"لحظهای که شنیدم ترامپ فرمانی را برای محدودسازی مهاجرت امضا کرده است همهی آرزوهایم به باد رفت.
من امیدوار بودم در آمریکا احساس امنیت کنم و بالاخره بتوانم در کشوری سر به بالین بگذارم که از حقوقی برخوردار باشم و هیچکس نتواند به من آزار برساند.
پدر و مادرم میخواهند مرا بکشند. من وحشت دارم آنها بفهمند که الان کجا هستم".

منبع تصویر، Reuters
رؤیای مادربزرگ
یک دارنده گرین کارت، مهندس ۳۳ ساله که بیش از ده سال است که ساکن آمریکا است و خواسته ناشناس بماند، به بیبیسی گفت که مادر ایرانی ۶۹ ساله او قرار بود به آمریکا پرواز کند. اما حالا این برنامه نامشخص است و آنها نگرانند این خانواده نتوانند دور هم جمع شوند.
"مادرم در ماه مه ۲۰۱۶ درخواست داد. این، دو ماه بعد از این بود که پسرم را به دنیا آوردم. او امیدوار بود که بیاید و ما را در آمریکا ملاقات کند و نوهاش را برای اولین بار ببیند. او بالاخره، بعد از ۹ ماه انتظار، دو هفته قبل ویزا گرفت و برنامهریزی کرده بود (یکشنبه صبح) پرواز کند.
همسر من آمریکایی است، و تمام خانواده او اینجا هستند. آیا این کشوری است که من بخواهم در آن زندگی کنم؟ این کشوری است که از ارزشهایش دور میشود. من فکر نمیکنم این کاری آمریکایی باشد. فکر نمیکنم انسانی باشد. و در همین حال نمیتوانم از همسرم بخواهم که جمع کند و با من اینجا را ترک کند. بنابر این به این فکر میکنم که شاید او بتواند پسرم را به کشور دیگری ببرد… تا مادرم بتواند نوهاش را حداقل یک بار ببیند".

منبع تصویر، AFP
هراس از سفر
بسیاری از ایرانیان دیگری که ترتیبات سفرشان به هم ریخته است برای به اشتراک گذاشتن تجربیاتشان از طریق تلگرام با بیبیسی تماس گرفتهاند.
مازیار نوشته است: "من بلیت یکشنبهام به فرودگاه لسآنجلس را کنسل کردم چون اطلاع یافتم که هواپیمایی اتحاد به دارندگان گذرنامه ایرانی اجازه سوار شدن به هواپیما را نمیدهد. این بعد از ۱۵ سال برنامهریزی برای این سفر اتفاق افتاد. حالا فرزند من از لحاظ احساسی از هم پاشیده و پریشان است. فرمان ترامپ انتقام سختی از مردم ایران است".
وحید میگوید: "من پناهندهای در ترکیه هستم. بعد از ۲۷ ماه انتظار پرواز من برای اول فوریه برنامهریزی شده بود. من کلیدهای آپارتمان اجارهایام را پس دادهام و از شغلم استعفا کردهام. حالا در وضعیت بسیار بدی هستم. مستأصل ماندهام".
نوید میگوید: "۳۰ سال است که گرین کارت دارم. پس از یک روند طولانی و هزینه مالی زیاد، دخترم گرین کارت دریافت کرد و سوار پرواز هواپیمایی بریتانیا از تهران به سانفرانسیسکو با توقفی در لندن بود. او با اینکه ویزای معتبری دارد حالا در لندن گیر کرده است. وقتی که تلاش میکردم مقامات مرزی را با تلفن متقاعد کنم، گفتند برو و این را به ترامپ بگو!"
نیکو میگوید: "من و همسرم در لاتاری ۲۰۱۶ برندهی ویزای آمریکا شدیم، بنابر این به آمریکا رفتیم و گرین کارتمان را گرفتیم. بعد از یک سال که آنجا بودیم به ایران برگشتم تا تمام چیزهایی که داشتیم را بفروشیم، املاک و همه چیز، و درست در شرف برگشتن بودیم. و حالا این قانون غیرانسانی … ما در گذشته از جمهوری اسلامی صدمه دیده بودیم و حالا دوباره صدمه دیدهایم".

منبع تصویر، Reuters
ویزای من ''کافی نیست ''
به فؤاد سلیمان، یک عراقی، ویزای معتبری برای مهاجرت به آمریکا به همراه خانوادهاش داده شده است. او میگوید روی پروژههایی با سرمایهگذاری سازمانهای آمریکایی در سالهای پس از حمله ۲۰۰۳ به عراق به فرماندهی آمریکا، کار کرده است.
به همین دلیل زمانی که شرایط امنیتی در عراق رو به وخامت گذاشت او از طریق برنامه ویزای مهاجرت ویژه (که برای مساعدت به هزاران عراقی ایجاد شد که به آمریکاییها کمک کرده بودند) درخواست ویزا داد. اما خانواده سلیمان وقتی که سعی داشتند از قاهره سوار یک پرواز شوند بازگردانده شدند.
"من برای این سفر دو سال در حال آماده شدن بودم. خانه و اموالم را فروختم. آزاردهندهترین چیز، که به خاطرش احساس گناه میکنم، این است که فرزندانم مجبور به ترک مدرسه شدند، بنابر این یک سال نخواهند توانست مدرسه بروند. نمیدانم چه بگویم ...
من در دسامبر ۲۰۱۵ در سفارت آمریکا در بغداد مصاحبهای داشتم، بعد از آن یک سال برای بررسیهای امنیتی صبر کردیم: آنها یک سال تمام صرف بررسی پیشینه من کردند و هیچ چیزی پیدا نکردند، هیچ دلیلی برای اینکه ممکن است من تهدیدی برای آمریکا یا مردم آمریکا باشم نبود. برای همین به من ویزا دادند!
این استبداد است، کسی چیزی را با اجرای فوری امضا میکند… یعنی چه؟ این درست مثل تصمیمهای صدام حسین است".

خانوادهای از هم گسیخته
یک خانواده سوری با اینکه ویزا داشتند اجازه ورود پیدا نکردند و آنچه به آن فکر میکردند فرصتی برای یک زندگی تازه بود. آنها به بیبیسی عربی گفتند که تمام پساندازشان را صرف بلیت هواپیما کرده بودند، اما از فیلادلفیا برگردانده شدند و دوباره به بیروت فرستاده شدند.
جورجیت ابو عسلی با چشمانی اشکبار میگوید: "پسر من سه سال آنجا (آمریکا) بوده است و آنها به من اجازه دیدنش را ندادند. من به آنها التماس کردم… فقط بگذارید به او تلفن کنم، اما نگذاشتند. رفتارشان با ما غیرانسانی بود".
پسرش ماتیو اضافه میکند: "به ما اجازه ندادند در فرودگاه با هیچ کسی تماس بگیریم، نه با عمویم و نه با یک وکیل.
رؤیای من رفتن به آمریکا بود. من چیزهای زیادی دربارهی آزادی، قانون، دموکراسی و زیباییهای آمریکا شنیدهام. این شوک بزرگی برای من بود... و بدتر برای پدرم. وقتی در مسیر بازگشت بودیم نزدیک بود دچار حمله قلبی شود".
سارا دخترش شکایت میکند: "ما ۶۰ ساعت توی آسمان بودیم... تمام پولهایی که صرف کردیم و تلاشهایی که انجام دادیم، همه دود شد فقط چون او (رییسجمهور ترامپ) این فرمان را صادر کرد. و وقتی این تصمیم گرفته شد ما کجا بودیم؟ سوار هواپیما!"











