|
'آورام گرانت در نهایت برنده شد' | ||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||
اخراج پرسروصدای آورام گرانت مربی اسرائیلی چلسی، که غیرمنتظره هم نبود، بار دیگر نشان داد که مدیریت فوتبال چقدر بیرحم، سنگدل و بیمنطق شده است. چندسال پیش که مدیران باشگاه اسپانیائی رئالمادرید، دلبوسکه مربی کارکشته خود را، پس از آنکه قهرمان لالیگا شد در آن زمان مدیران رئال مادرید اینگونه عمل خود را توجیه کردند که از نظر آنان قهرمانی لیگ اسپانیا در درجه دوم اهمیت قرار دارد و جایره اصلی برای آنان، هم از نظر اعتبار جهانی باشگاه و هم از نظر مالی، قهرمانی اروپا است و دلبوسکه در آنجا موفق نبوده. غیراسپانیایی ها هم میگفتند که این بیرحمی، یا بقول خودی ها "نامردی"، مختص اسپانیا و رئال مادرید است و کشورهای دیگر با اینکه مربیان ناموفق را بدون چون و چرا بیرون میکنند، مربیانی که افتخاری برایشان بیافرینند "روی سر میگذارند و حلوا حلوا میکنند." حالا عده ای از وقتی که صاحب ثروت های افسانهای شده اند، و اکثرا هم برای بدست آوردن این پولهای بیحساب زحمت زیادی نکشیدهاند، ناگهان فوتبالدوست شدهاند و با پرداخت مبالغ گزاف بهترین باشگاههای فوتبال انگلستان را میخرند، میبینیم که این بیماری به این کشور هم رسیده است. اینها که از جیب خودشان مبالغ زیادی را هم خرج خریدن بازیکن و گسترش ورزشگاهها میکنند، توقع دارند که در همان سال اول سرمایهگزاریشان نتیجه بدهد و تیمشان نه تنها قهرمان لیگ بلکه قهرمان اروپا، و اگر رویشان بدهی، قهرمان جهان شود. اگر نشود این ثروتمندان که به خاطر پول فراوانشان حرف کسی را هم گوش نمیکنند و تبدیل به دیکتاتورهای کوچکی در باشگاه خودشان میشوند، زورشان به مربی میرسد و او را بیرون میکنند. از تایلند تا منچسترسیتی بهترین نمونه این توقع بیجا و غیرمنطقی باشگاه منچسترسیتی است. سال گذشته تکسین شیناواترا، نخستوزیر سابق تایلند و میلیاردر سرشناس این کشور منچسترسیتی را خرید و سون یوران اریکسون مربی پیشین تیم ملی انگلستان را به عنوان سرمربی استخدام کرد و پنجاه شصت میلیون پاوند برای خرید بازیکن در اختیارش گذاشت. اریکسون با اینکه در تیم ملی انگلیس ناموفق بود (که البته تنها کس نبود و باید با ذرهبین گشت و دید کدام مربی با این تیم موفق بوده)، کارنامه بسیار درخشانی با تیم لاتزیوی ایتالیا داشت. کاری که اریکسون در منچسترسیتی کرد تا آنجائیکه من بیاد دارم هیچ مربی دیگری نکرده. او بازیکنان خوبی خرید و تیم یکدستی جمع و جور کرد که شیوه تهاجمی بازیاش و نتایجی که گرفت از زمین تا آسمان با گذشته تفاوت داشت. منچسترسیتی که تا فصل گذشته همیشه بین هشت تیم آخر جدول بود، امسال جزء ده تیم اول شد و توانست، البته از در پشتی، به جام یوفا، جام اتحادیه فوتبال اروپا، هم راه پیدا کند. اما آقای تاکسین که فکر میکرد با خرجی که کرده تیمش ظرف 9 ماه منچستریونایتد و آرسنال را پشت سر خواهد گذاشت، راضی نشد و اکنون به دنبال مربی دیگری بجای اریکسون است. البته من دلم بحال اریکسون نمیسوزد، چون مربیها اینروزها بقدری هشیار شدهاند که بیگدار به آب نمیزنند و در موقع عقد قرارداد همه احتمالات را در نظر میگیرند. اگر اریکسون اخراج شود، آقای تاکسین مجبور است چند میلیون پاوند بعنوان غرامت به او بدهد و تا وقتی که بیکار هم هست، حقوقش را بپردازد. این همان ماجرائی است که پس از کنارگذاشته شدن اریکسون از تیم ملی انگلستان اتفاق افتاد و او با پول فدراسیون فوتبال این کشور کیف میکرد و به بهانه خستگی و نیاز به استراحت، عجلهای نیز در پیدا کردن کار نشان نمی داد؛ همان کاری که الان ژوزه مورینیو با پول چلسی میکند. از اسرائیل تا چلسی: داستان گرانت داستان آورام گرانت مضحک تر از اریکسون است. این انسان محترم و نجیب با خیال راحت در باشگاه پورتسموت انگلیس بعنوان مدیر فوتبال خدمت میکرد، یعنی کسی که تمام امور ورزشی باشگاه را زیر نظر دارد و مربیان زیرنظر او کار میکنند. کمتر از دو سال پیش دوست نزدیک گرانت، رومن آبراموویچ مالک باشگاه چلسی، که از ثروتمندترین افرد در روسیه است، با ژوزه مورینیو مربی موفق پرتغالی آن تیم اختلاف پیدا کرد؛ یعنی مورینیو شروع به نافرمانی کرد و در مقابل دخالتهای "غیرمنطقی" او ایستاد. آبراموویچ به سراغ گرانت رفت و با خواهش دوستانه، و حتما پیشنهادهای مالی جالب، او را به چلسی برد و همان مقام پورتسموت یعنی مدیر فوتبال را به او داد، که البته این کار به اختلافات او با مورینیو افزود. مورینیو در دوسال اول مربیگری در چلسی، آبراموویچ را به آرزوی خودش رساند و با صرف 200 میلیون پاوند تیمی ساخت، که در زمانی که منچستریونایتد و آرسنال دو مدعی اصلی قهرمانی در سراشیبی و در حال تیمسازی بودند، دو سال پیاپی قهرمان لیگ شد. اما آبراموویچ هنوز راضی نبود و قهرمانی اروپا را میخواست. اروپا، اروپا، اروپا
چند هفته پس از آغاز فصل اخیر فوتبال پس از آنکه چلسی در اولین بازی اروپائیاش در برابر یک تیم درجه دوم نروژی مساوی کرد، آبراموویچ دیگر طاقت نیاورد و مربیای را که پس از 50 سال دو بار پیاپی چلسی را قهرمان لیگ کرده و طی سه سال حضور در چلسی 6 جام داخلی به دست آورده بود، اخراج کرد. جانشین مورینیو دمدست ترین آدم ممکن بود یعنی آورام گرانت که تا قبل از آن اصلا سابقه مربیگری در خارج از اسرائیل را نداشت و هنوز دوره مربیگری یوفا را هم تکمیل نکرده بود. گرانت بیچاره در حالی کار خود را شروع کرد که بازیکنانش به سبب علاقه زیادی که به مورینیو داشتند و غصه رفتن او از هم پاشیده شده بودند و نه تنها او را قبول نمیکردند که تا حدی هم در رفتن مربی عزیزشان مقصرش میپنداشتند. هوادارن تیم تا روز آخری که گرانت مربی بود مرتبا نام مورینیو را فریاد میزدند و او را میخواستند. ورزشینویسان مطبوعات و رادیو تلویزیون شخصیت جدی و قیافه اخموی او را با مورینیوی پرسروصدا و باجاذبه مقایسه و مسخرهاش میکردند. او هر روز که روزنامهها را نگاه میکرد، میدید که در باره جانشین احتمالیاش نوشتهاند. هرکس دیگری بجای او بود همان اولش دمش را روی کولش میگذاشت و پی کارش میرفت. اما گرانت ماند و خلاف همه این حرفها را ثابت کرد. گرانت که میگویند خیلی هم متدین است، با نشان دادن شخصیتی قابل تحسین از خود رفته رفته احترامی برای خود دست و پاکرد. او تمام حملات، بعضی اوقات خارج از نزاکت و ناجوانمردانه، را تحمل کرد و پاسخ نداد تا مهاجمین را خسته کرد یا با ادب چنان جوابهائی داد که خجالت کشیدند. در زمین فوتبال هم کارنامه گرانت، بغیر از آلکس فرگوسن سرمربی منچستر یونایتد، از بقیه مربیان بهتر بود. در لیگ برتر او تنها در دو بازی شکست خورد و تا روزآخر از لحاظ امتیاز با یونایتد برابر بود و بالاخره هم تنها با دو امتیاز کمتر از یونایتد دوم شد. در یکی از جامهای حذفی داخلی هم به فینال رسید و در لیگ قهرمانان برای اولین بار در تاریخ چلسی آن باشگاه را به فینال برد. تصور کنید که اگر، مرد آهنین چلسی، جان تری کاپیتان تیم، ضربه پنالتی خود را به تیر دروازه نزده بود، الان چلسی قهرمان اوپا بود و آورام گرانت شخصیت مورد پرستش رومن آبراموویچ. اما آبراموویچ حدود 400 میلیون پاوند خرج کرده است، مگر با این چیزها راضی میشود؟
کدام مربی است که اشتباه نکند؟ مگر فرگوسن در منچستریونایتد یا آرسن ونگر در آرسنال اشتباه نمیکنند؟ پس چرا سرجایشان ماندهاند؟ برای اینکه صاحبان منچستریونایتد و آرسنال آنقدر عقل دارند که درک کنند پول لازم است اما چاره همه چیز نیست. مربی اضافه بر پول وقت هم میخواهد تا بازیکن تربیت کند و تیمش را بسازد. بیخود نیست که دو تیم موفق انگلستان، یعنی موفقترین تیمهای انگلستان، منچستر یونایتد و آرسنال سالهاست که تنها یک مربی داشته اند؛ یونایتد 22 و آرسنال 12 سال. برنده نهایی: گرانت آورام گرانت مربی گمنامی بود که اگر در پورتسموت میماند ممکن بود تا سال ها کسی اسمش را هم نشنود، اما حالا یک مربی شناخته شده در جهان است. نوعی که او شکست در لیگ قهرمانان و اخراج از چلسی را قبول کرد و در بارهاش با رسانهها صحبت کرد، احترامی که داشت چند برابر کرد. از لحاظ مالی هم که وضعش درست شد. کارنامهاش در چلسی هم نشان داد که او مدیری است که میتواند یک تیم پرستاره درجه یک را اداره کند. رفتار ناجوانمردانهای هم که با او شد، همدردی بسیاری را با او سبب شد. پس در نهایت درست است که آورام گرانت امسال دست خالی ماند و درست است که از تیمش اخراج شد، اما او در واقع برنده از این بازی بیرون آمد و آینده این را نشان خواهد داد. |
مطالب مرتبط آورام گرنت برکنار شد25 مه, 2008 | ورزش 'منیو' قهرمان لیگ قهرمانان اروپا21 مه, 2008 | ورزش گزارش لحظه به لحظه: منچستریونایتد - چلسی21 مه, 2008 | ورزش منچستریونایتد از مقام قهرمانی دفاع کرد11 مه, 2008 | ورزش طلسم شکسته شد، چلسی در فینال اروپا30 آوريل, 2008 | ورزش مذاکره آژاکس با چلسی برای تن کیت08 اکتبر, 2007 | ورزش استقبال تلخ منچستریونایتد از مربی تازه چلسی 23 سپتامبر, 2007 | ورزش مورینیو چلسی را ترک کرد20 سپتامبر, 2007 | ورزش | ||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||
| |||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||