|
فینال لیگ قهرمانان: دوئل سرنوشتساز دو مربی | ||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||
رسانه های بریتانیایی مسابقه چهارشنبه شب در مسکو را که بین منچستریونایتد و چلسی برای دستیابی به جام قهرمانی باشگاه های اروپا برگزار می شود، مهم ترین مسابقه بین دو تیم انگلیسی در تاریخ فوتبال این کشور نام داده اند. شاید به این دلیل که برای اولین بار است که دو باشگاه انگلیسی به فینال لیگ قهرمانان اروپا راه پیدا کرده اند، دو باشگاهی که در لیگ برتر انگلستان اول و دوم شده اند و بهترین بازیکنان داخلی و خارجی این جزیره را در اختیار دارند. اما من فکر می کنم که منظور آنها از مهم، عواقب سرنوشت سازی است که نتیجه این مسابقه برای دو تیم، به ویژه برای مربیانشان، در بر دارد. قبل از این که به اصل موضوع بپردازیم، بد نیست که تکلیف این اصطلاح "باشگاه انگلیسی" را روشن کنیم و ببینیم آیا واقعا این دو باشگاه انگلیسی هستند یا نه. البته این دو باشگاه از نظر جغرافیایی در انگلستان هستند، یکی در چلسی از اعیان نشین ترین محلات لندن و دیگری در منچستر، یکی از مهم ترین شهرهای این کشور. اما آیا موقعیت جغرافیایی به تنهایی کافی است که آنها را انگلیسی کند؟ آن هم وقتی که صاحب منچستریونایتد آمریکایی است و مالک چلسی روس، مربی چلسی اسرائیلی است و سرمربی منچستریونایتد اسکاتلندی، ستارگان منچستریونایتد پرتغالی، آرژانتینی، برزیلی، صرب و فرانسوی هستند و بزرگان چلسی، آلمانی، اوکراینی، ساحل عاجی و از کشورهای آفریقائی. از همه مهم تر هواداران داخلی این دو تیم در منچستر و چلسی و بطور کلی در همه انگلستان، در مقایسه با طرفدارانشان در سراسر جهان از آمریکا گرفته تا خاور دور، به قول خودمان عددی نیستند. در مقابل برای حفظ عدالت این را هم باید گفت که بهترین بازیکنان تیم ملی انگلستان عضو این دو تیم هستند: وین رونی، ریو فردیناند، اوئن هارگریوز، مایکل کاریک و وس براون در یونایتد و فرانک لمپارد، جان تری، اشلی کول و جو کول در چلسی. شاید بتوان گفت که تنها بازیکنان برجسته انگلیسی که در چلسی و یونایتد توپ نمی زنند مایکل اوئن مهاجم نیوکاسل و استیون جرارد بازیکن خط میانی لیورپول هستند. از آن گذشته در هر حال این مردم انگلستان هستند که هر آخر هفته برای تماشای فوتبال به ورزشگاه ها می روند و از این راه درآمد هنگفتی نصیب باشگاه ها می شود. و بالاخره این که این دو باشگاه در انگلستان به ثبت رسیده اند و شناسنامه شان انگلیسی است. من فکر میکنم که میشود نتیجه گرفت که در عصر جهانی سازی، در واقع چلسی و منچستریونایتد دو باشگاه بین المللی هستند که نامشان انگلیسی و مرکز فعالیتشان در انگلستان است. اما برای این که این بحث را کوتاه کنیم بهتر است ما هم مثل بقیه، آنها را باشگاه های انگلیسی بنامیم و به کار خودمان برسیم. از سه هفته پیش که منچستریونایتد با شکست دادن بارسلونا و چلسی با گذشتن از سد لیورپول به فینال لیگ قهرمانان راه پیدا کردند، صفحات ورزشی روزنامه ها و برنامه های ورزشی رادیو و تلویزیون از بس به این موضوع پرداخته اند، خودشان هم خسته شده اند. این ها هرکدام چندین بار تمام جوانب و همه زمینه های ممکن را پوشش داده اند، بزرگ ترین کارشناسان فوتبال انگلستان در این باره نظر داده اند اما هیچ فرد بی طرفی که حرفش اعتبار داشته باشد حاضر نشده که یکی از این دو تیم را به عنوان قهرمان آینده باشگاه های اروپا انتخاب کند. شک نیست که پیش بینی نتیجه مسابقات فوتبال آسان نیست چون به قول معروف توپ گرد است و یک لحظه غفلت یا یک اشتباه و یک خطا یا یک پنالتی یا یک کارت قرمز می تواند همه چیز را به هم بزند. نوع بازی و کارنامه و پیشینه چلسی و یونایتد این پیش بینی را مشکل تر هم می کند. البته برای آدمی مثل من که از نوجوانی طرفدار افراطی منچستریونایتد بوده ام و کارشناس فوتبال هم نیستم و حرفم را هم کسی گوش نمی کند، خیلی آسان است که ظاهرا با خیال راحت به هر کسی که می رسم بگویم "این که دیگر سوال ندارد، یونایتد چلسی را در مسکو لوله می کند". اما باور کنید که این حرف ها برای حفظ ظاهر است. با این که معلوم است عاشق این هستم که یونایتد، لوله هم نکند اقلا با یک گل، چلسی را ببرد، در داخل خودم می دانم که هردو تیم بختشان پنجاه پنجاه است. جالب این که چلسی و منچستریونایتد دو تیم کاملا متفاوت هستند و از هیچ نظر به هم شبیه نیستند. منچستریونایتد تیمی است که کاملا تهاجمی بازی می کند و اعتبار و محبوبیتش را هم به همین خاطر به دست آورده است. بازیکنان این تیم حتی اگر چند گل هم از حریف جلو باشند تا ثانیه آخر در فکر گلزنی بیشتر هستند، گویی که یک بر صفر عقبند و به دنبال گل مساوی هستند. منچستریونایتد همیشه این طور بازی کرده، بازی ای که هدفش به غیر از بردن، سرگرم کردن تماشاچی و ارائه فوتبال زیبا هم هست، فوتبالی که کوین کیگان بازیکن و مربی سرشناس انگلیسی آن را فوتبال "سکسی" نام داده است. تنها تغییر شیوه بازی یونایتد در چند سال اخیر این بود که در گذشته سکسی بازی می کرد اما گل های زیادی هم نوش جان می کرد. اما حالا با حفظ این شیوه بازی، بهترین خط دفاعی در میان تیم های انگلیسی را هم دارد، خط دفاعی که در ۳۸ بازی لیگ برتر، تنها اجازه داد ۲۲ گل وارد دروازه اش شود. واقعیت این است که منچستریونایتد تنها همین یک شیوه بازی را بلد است و هرگاه سعی کرده مثلا دفاعی بازی کند یا یک گل بزند و وقت کشی کند یا خراب کرده یا به زور نتیجه گرفته است. در مقابل، چلسی نمونه کامل یک تیم حرفه ای به شیوه ایتالیایی ها است. پنج سال پیش که رومن آبراموویچ میلیاردر اهل روسیه چلسی را به قیمت ۱۴۰ میلیون پوند خرید و ۲۰۰ میلیون پوند هم برای خرید بازیکن خرج کرد، به دنبال مربی ای بود که بتواند موفق ترین و در عین حال بهترین تیم فوتبال، از نظر بازی زیبا، را برایش بسازد که هدف اصلی اش قهرمانی اروپا باشد. انتخاب او ژوزه مورینیو مربی موفق پرتغالی بود که باشگاه پورتو از کشور خودش را قهرمان اروپا کرده بود. از چهار سال پیش که مورینیو سکان چلسی را در دست گرفت، چهره و شیوه بازی این باشگاه به کلی تغییر کرد. مورینیو اعتقادی به فوتبال سکسی نداشت و می گفت که وظیفه اش کسب امتیاز است و نه سرگرم کردن مردم. تیم چلسی پس از این که در هر بازی یک یا حداکثر دو گل وارد دروازه حریف می کرد، وظیفه تهاجمی خودش را پایان یافته تلقی می کرد و با ارائه یک بازی دفاعی و بسته، پیروز از زمین بیرون می آمد. این شیوه بازی جواب داد و چلسی در همان سال اول مربیگری مورینیو پس از ۵۰ سال قهرمان لیگ برتر شد و یک سال بعد این پیروزی را تکرار کرد. با وجود این موفقیت ها شیوه بازی چلسی که از نظر کسانی که به فوتبال مدرن علاقه دارند خسته کننده و یا شاید حتی زشت است، آبراموویچ را راضی نمی کرد. از آن گذشته مورینیو نتوانسته بود در صحنه فوتبال اروپا پیشرفتی بکند. بهترین نتیجه او رساندن چلسی به مرحله نیمه نهایی لیگ قهرمانان اروپا بود که قبل از او هم به آنجا رسیده بودند. سرانجام وقتی که در سال سوم مربیگری مورینیو، چلسی در مقابل منچستریونایتد کم آورد و نتوانست برای سومین سال پیاپی قهرمان لیگ برتر شود، آبراموویچ عذر این مربی جوان و پرجاذبه پرتغالی را خواست و جایش را به اورم گرانت، مربی ناشناخته و بیسروصدای اسرائیلی داد. اما شیوه ای که مورینیو به چلسی آورد به جانشینش ارث رسید و این تیم هنوز همان بازی ای را می کند که در زمان مورینیو می کرد یعنی اگر بتواند از حریفش یک گل جلو بیفتد، جبران آن کار حضرت فیل است. با نگاه به رویارویی های گذشته این دو تیم هم نمی شود به نتیجه قاطعی رسید. تا قبل از آمدن آبراموویچ و مورینیو، یونایتد برتری کاملی بر چلسی داشت. در دو سال اول مربیگری مورینیو این برتری جایش عوض شد و چلسی حرف اول و آخر را می زد. یک سال بعد با این که منچستریونایتد قهرمان لیگ شد در فینال جام حذفی با یک گل از چلسی شکست خورد. در فصل جاری این دو تیم تاکنون ۳ بار روبروی هم ایستاده اند. در اولین مسابقه فصل که یک مسابقه دوستانه بین قهرمان لیگ و قهرمان جام حذفی است و درآمد آن به سازمان های خیریه می رسد، یونایتد پس از یک مساوی بدون گل در ضربات پنالتی پیروز شد. در لیگ برتر، یونایتد در خانه خود در مسابقه ای که اولین بازی گرانت به عنوان مربی چلسی بود، با نتیجه ۲ بر صفر پیروز شد و چلسی در خانه خود با نتیجه ۲ بر یک یونایتد را برد. پس می بینید کسانی که حاضر نیستند درباره نتیجه مسابقه چهارشنبه شب اظهار نظر کنند حق دارند. این را هم اضافه کنم که بعضی ها می گویند که قهرمانی منچستریونایتد در لیگ برتر در حالی که چلسی تا روز آخر بخت قهرمانی داشت، روحیه جنگنده مضاعفی به بازیکنان این تیم داده، در حالی که ضربه ای به روحیه بازیکنان چلسی وارد کرده که می تواند در مسکو به نفع یونایتد تمام شود. اما بین خودمان باشد، من فکر می کنم که این امر می تواند نتیجه معکوس داشته باشد و حس انتقام جویی را در میان بازیکنان چلسی تقویت کند و به آنان قدرت جنگندگی بیشتری بدهد. انشالله که این طور نباشد و من مطابق معمول غلط فکر کرده باشم. برگردیم به آنچه که از اول می خواستم بگویم ولی وراجی قلمی اجازه نداد: مساله مهمترین مسابقه تاریخ فوتبال انگلستان بین دو تیم انگلیسی و عواقبی که نتیجه این بازی برای مربیان این دو تیم دارد. واقعیت این است که عواقب شکست در فینال لیگ قهرمانان اروپا برای چلسی وخیم تر از منچستریونایتد است. یونایتد در حال حاضر با هیچ بحرانی روبرو نیست، برای دومین سال متوالی قهرمان لیگ شده، تقریبا تمام بازیکن های اصلی اش قراردادهای خود را با باشگاه تا ۴ یا ۵ سال دیگر تمدید کرده اند و همین هفته پیش بود که مدیرعامل باشگاه اعلام کرد که برای فصل آینده پول کافی جهت خرید بازیکن جدید در اختیار سرمربی قرار خواهد گرفت. این تیم در گذشته دو بار هم قهرمان اروپا شده که آخرین بار آن در سال ۱۹۹۹ بود. بنابراین شکست در مسکو نمی تواند چیز زیادی را تغییر دهد، جز شاید چند میلیون پوند استفاده کمتر و غصه خوردن بازیکنان و هواداران تیم در کوتاه مدت. اما در چلسی وضع طور دیگری است. بازیکنان و هواداران این تیم هیچ گاه کنار رفتن مورینیو که برایشان حالت قهرمان داشت را نپذیرفته اند و پس از او تیم چلسی هرگز حالت یک تیم منسجم و یکپارچه را نداشته است که نمونه آن جر و بحث بازیکنان در داخل زمین بازی است. دیدیه دروگبا ستاره و مهاجم ساحل عاجی چلسی از همان زمانی که مورینیو از چلسی رفت گفت که او هم از این تیم خواهد رفت و به گفته رسانه های اروپایی پیوستن او به یک تیم ایتالیایی یا اسپانیایی در فصل آینده قطعی است. در همین حال مطبوعات بریتانیا نوشته اند که بازیکنانی چون فرانک لمپارد، آندری شوچنکو و ریکاردو کالواریو هم در چلسی نخواهند ماند. بنابراین هرکس که فصل بعدی مربی چلسی باشد، یک تیم تکه پاره که بهترین بازیکنانش آن را ترک گفته اند در اختیار خواهد داشت. اما اگر چلسی بتواند چهارشنبه شب پیروز و برای اولین بار در تاریخش قهرمان اروپا شود، احتمال دارد این بازیکنان تغییر عقیده دهند و در چلسی بمانند. آقای آبراموویچ هم که به آرزوی خود می رسد برخلاف دو فصل گذشته بار دیگر سر کیسه را برای تقویت تیم شل خواهد کرد. در این میان آنچه که بیش از هر چیز دیگری در گرو نتیجه بازی مسکو است، سرنوشت اورم گرانت مربی چلسی است. این مربی اسرائیلی که آدم بسیار محترمی است، هیچ گاه مورد علاقه هواداران و شاید بازیکنان چلسی نبوده است. بیچاره باید کنار زمین بنشیند و پلاکاردهایی را تماشا کند که هواداران چلسی در حمایت از مورینیو و به یاد او در دست می گیرند. به گفته بعضی تحلیلگران فوتبال انگلستان، بازیکنان هم از او حساب نمی برند و جان تری کاپیتان تیم قدرتی به مراتب بیشتر از او دارد و تصمیم گیرنده اصلی است. جالب اینجاست که گرانت در چلسی کارنامه مثبتی هم داشته. او وقتی که مربی شد کسی احتمال نمی داد که چلسی بتواند در رقابت برای قهرمانی لیگ نقشی داشته باشد. همه قهرمانی را از آن یونایتد یا آرسنال می دانستند و مقام سوم یا چهارم را برای چلسی پیش بینی می کردند. اما چلسی پس از یکی دو بازی ضعیف، خود را بازیافت و تا آخرین مسابقه لیگ مدعی قهرمانی بود و تنها با دو امتیاز کمتر از یونایتد نایب قهرمان شد. در اروپا هم گرانت برای اولین بار چلسی را به فینال لیگ قهرمانان رسانده و احتمال دارد قهرمان اروپا شود. با این همه هر روز که صفحه ورزشی روزنامه ها را باز می کنی صحبت از جانشین احتمالی گرانت است بدون آن که به دستاوردهای او اشاره شود. پیروزی در لیگ قهرمانان می تواند این وضع را عوض کند. در آن صورت صاحب باشگاه باید خیلی پررو باشد که مربی ای را که تیمش را برای اولین بار قهرمان اروپا کرده، تغییر دهد. بازیکنان و هواداران تیم هم مجبور خواهند شد که او را قبول کنند. آلکس فرگوسن سرمربی منچستریونایتد چنین گرفتاری هایی ندارد. او ۲۲ سال است سرمربی یونایتد است و در این مدت هر جام مطرحی را که بوده، از جمله لیگ قهرمانان اروپا، برده است. به گفته مقام های باشگاه او تا هر روزی که خودش بخواهد سر جایش می ماند، همان طوری که وقتی بین سال های ۲۰۰۴ و ۲۰۰۷ سه سال پیاپی تیمش دست خالی ماند، حتی شایعه کنار رفتن او هم مطرح نشد. او اکثر رکوردهای مربیگری در انگلستان را شکسته و آنچه که هنوز سرپا و فعال نگاهش داشته، اشتهای وافرش برای پیروزی های بیشتر است. فرگوسن فکر می کند که بزرگ ترین دستاوردش این خواهد بود که یونایتد ۲ یا ۳ سال متوالی قهرمان اروپا شود و معتقد است که تیم فعلی او که سومین تیمی است که در منچستر ساخته، می تواند به این مهم دست یابد. بازی چهارشنبه شب در واقع یک بازی شطرنج خواهد بود که به صورت دوئلی بین این دو مربی مصمم و بااراده انجام می گیرد، دو مربی ای که یکی برای بقای خودش می جنگد و دیگری برای رسیدن به اوج آرزوهایش، دو مربی ای که یکی نام خود را به عنوان، اگر نه بهترین، یکی از بهترین مربیان تاریخ فوتبال انگلستان ثبت کرده و دیگری هنوز به دنبال نام و اعتبار است. |
مطالب مرتبط هزینه بالای تماشای فینال جام قهرمانان03 مه, 2008 | ورزش طلسم شکسته شد، چلسی در فینال اروپا30 آوريل, 2008 | ورزش اسکولز منیو را به فینال اروپا فرستاد29 آوريل, 2008 | ورزش آلکس فرگوسن: ما قهرمان می شویم27 آوريل, 2008 | ورزش منچستریونایتد از نیوکمپ جان بدر برد23 آوريل, 2008 | ورزش چلسی در دقیقه 94 امیدوار شد22 آوريل, 2008 | ورزش چلسی-لیورپول دوباره در نیمه نهایی09 آوريل, 2008 | ورزش احتمال بارسلونا - منیو بیشتر شد02 آوريل, 2008 | ورزش | ||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||
| |||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||