BBCPersian.com
  • راهنما
تاجيکستان
پشتو
عربی
آذری
روسی
اردو
به روز شده: 12:47 گرينويچ - يکشنبه 18 ژوئن 2006
اين صفحه را برای دوستان خود بفرستيدصفحه بدون عکس
مسابقه ای دیگر، ماجراهایی دیگر

عابری در مشهد به هنگام تماشای بازی فوتبال
تيم ايران با شکست برابر پرتغال از صعود به دور بعدی مسابقات جام جهانی باز ماند
اگر چه در نیمه اول که من دیدم بیشتر مدت یه نیمه زمین کاملا خالی بود، اگرچه تو نیم ساعت اول هفت تا کرنر نثار دروازه ایران شد، اگرچه دقیقه نهم آرزو کردم کاش علی دایی کله اش رو به جواد نکونام قرض داده بود تا اون توپ قشنگ رو گل می کرد و هزار تا اگرچه دیگه ولی بازهم نیمه اول بهم خیلی خوش گذشت...

مخصوصا که دور و بریهام که اصلا فوتبالی هم نبودن خیلی ذوق زده بودن از اینکه گلی وارد دروازه ایران نشد ... اما بعد از نیمه بازم همون وآش و همون کاسه و من زدم بیرون...

سوار اولین تاکسی سرراهم می شم... یه پسری با تیپ مذهبی ... با سرعت می رونه... ساعت رو از من می پرسه... فکر می کنم نگران نیمه دومه که الان می خواد شروع بشه... می گه نه بابا... " یه قرارداد شش هفت میلیونی دارم" چیکارمی کنید مگه؟ فامیلش آقای جعفریه می گه:" مهندسی کامپیوتر خوندم، اما از سیزده سالگی وارد بازار کار شدم، الان هم توی یک شرکت تبلیغاتی کار می کنم، اگر این قرارداد رو در این لحظه از دست بدم خیلی برام بد می شه"

فلکه سراب – خیابان سعدی

نیمه دوم شروع شده، خیابونها از اون چیزی که فکر می کردم خلوت تره، اما تلویزیون فروشی ها تلویزیون های صفحه تخت بزرگشون رو با سخاوت به سمت عابران خیابان در پشت ویترین مغازه ها گذاشتن و تعدادی هم دارن نگاه می کنن...

خيابانی در مشهد

آخ گل اول رو می خوریم...اینجا هم که خبری نیست... می رم تا بقیه شهر رو گشتی بزنم...

یه تاکسی نگه می داره، یه خانمی پیاده می شه... می بینم یه خانمی پشت فرمون نشسته... راننده تاکسیه... می گم خانم منو می برید تا یه جایی... می گه دربست... می گم منم دربست مخلص محبت شمام... درو باز می کنم و در صندلی عقب می شینم... لبخند می زنه می گه چرا جلو ننشستی.

خنده ام می گیره ، واقعا هم این که دیگه خانمه ، چه اشکالی داره... از خدا خواسته می یام می شینم پیشش. و حاصل مکالمه پانزده دقیقه ای ما این می شه.

"خانم محمد زاده هستم، شوهرم راننده تاکسی بود، وضعمون بد نبود، یه روز سال هفتاد وهشت سه نفر سوار ماشین شوهرم شدند، اون رو بردن بیرون شهر، همونجا ماشین و پولهاشو دزدیدن و ده ضربه چاقو بهش زدن، ماشین بعد از سه روز پیدا شد، مجرمان تا امروز پیدا نشدند، شوهرم تا حالا مریضه، من مجبور شدم کار کنم، اولین زنی بودم در مشهد که شغل رانندگی رو به صورت رسمی آغاز کردم، یعنی اینکه برای سرویس مدارس کار می کردم، بعد کم کم کار توسعه پیدا کرد. حالا برای یه تاکسی تلفنی کار می کنم."

راننده تاکسی در مشهد

می پرسم حالا راضی هستید؟

" راضی؟! نمی دونم...هیچ چیز در زندگی به من لطمه نزد...مریضی شوهرم.فقر خودم و بچه هام...اما بزرگترین ضربه زندگیم وقتی بود که دخترشانزده ساله ام رو به عقد یه جوون درآوردم و بعد طرف معتاد از آب در آمد این موضوع کمر منو شکست... خیلی شکسته تر و خسته تر از همیشه هستم."

می بخشید خیلی بی ربطه با این همه مشکل این سوال ولی نظرتون در مورد فوتبال چیه ؟

" دوست دارم، فوتبال هیجان و شادی داره، اگر غم دخترم نبود ازش لذت می بردم، حتی با باختن چون پرتغال کجا ایران کجا، اما حالا برام فرقی نمی کنه.باختهای دیگه زندگی به مراتب از این چیزها دردناک تره."

پیاده می شم... به سلامتی خبردار می شم گل دوم رو هم خوردیم... خیابون خلوت و ساکت و بی روح بدون هیچ آدمی ... البته سبز پوشان نیروی انتظامی در گوشه و کنار به چشم می خورن.

کنار یه بوتیک دوتا دختر خانم با خانمی که به نظر می یاد مادرشون باشه دارن کفش تابستونی انتخاب می کنن... خنده ام می گیره . می گم سلام شما چطور وسط بازی فوتبال اینقدر خونسرد هستید که اومدید خرید؟ و حاصلش می شه این حرفها.

خانواده ای در مشهد

" اسم من مریم واحدیه. من عمه نیکبخت واحدی ام. نیکبخت بچه مشهده. خیلی ذوق داشتیم که داره می ره جام جهانی. اما مصدومیتش حال همه فامیل رو گرفت. دیگه حوصله نداریم بشینیم فوتبال نگاه کنیم. البته برامون مهمه که نتیجه چی می شه ولی نمی تونیم همش حرص بخوریم و حس کنیم جای نیکبخت تو زمین خالیه. شما خودتون اگه یه ملی پوش می داشتین حس و حال ما رو می فهمیدین."

تهمینه دختر عمه خوشگل نیکبخت هم میگه:" البته خیلی خوب شد پسر دایی نرفت. این باخت ها براش خاطرات بدی می شدن. اون جوونه فرصت زیاد داره تو زندگیش. می تونه دفعات بعدی باز بره و ان شاء الله پیروز برگردیم دفعه های بعد"

و من هاج و واج از اینهمه داستان رنگارنگ ... دیگه تحمل ثبت اینهمه مطلب متنوع رو در ذهنم ندارم. تاکسی می گیرم. می یام خونه و برای شما می نویسم. به قول بچه های امروزی تعجب انگیزناکه نه؟

جام جهانیجام جهانی آلمان 2006
راهنمای تيمها و ورزشگاه ها، زمان بازيها همراه با تازه ترين خبرها و عکسها
طرفدار تيم فوتبال ايرانآلبوم عکس
طرفدارن تيم فوتبال ايران در دوبی و شکست در برابر پرتغال
ايرانآلبوم عکس:
روز نهم: بازی اول: ايران - پرتغال (3)
ايرانآلبوم عکس:
روز نهم: بازی اول: ايران - پرتغال (2)
ايرانآلبوم عکس:
روز نهم: بازی اول: ايران - پرتغال (1)
جواد نکونامآلبوم عکس
تمرينات تيم ملی ايران در شهر فردريش هافن
مطالب مرتبط
مکزيک 3 – ايران 1: زشت و زيبا
12 ژوئن, 2006 | روز هفتم
اخبار روز
اين صفحه را برای دوستان خود بفرستيدصفحه بدون عکس
BBC Copyright Logo بالا ^^
صفحه نخست|جهان|ايران|افغانستان|تاجيکستان|ورزش|دانش و فن|اقتصاد و بازرگانی|فرهنگ و هنر|ویدیو
روز هفتم|نگاه ژرف|صدای شما|آموزش انگليسی
BBC News >>|BBC Sport >>|BBC Weather >>|BBC World Service >>|BBC Languages >>
راهنما | تماس با ما | اخبار و اطلاعات به زبانهای ديگر | نحوه استفاده از اطلاعات شخصی کاربران