|
دختران گلفباز ايرانی؛ سيلاب اشک بر چمن سبز | ||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||
صدای گريه بلند بود. دختر، در گوشهای از زمين چمن بزرگ مجموعه ورزشی انقلاب در شمال تهران نشسته بود و میگريست؛ دقايقی پس از آنکه در مسابقه برای رساندن توپ به هدف از رقبا عقب ماند. آن طرف، زير درخت، جای خوبی برای خالی شدن بود: "خراب کردم. همه زحمتهای اين چند وقت هدر رفت." او، اکرم پورفروتن، يکی از دختران گلفباز حاضر در مسابقات انتخابی تيم ملی ايران بود که مثل اکثر همقطاران ناکامش با اشک به استقبال شکست رفت. خانم عليخواستی، سرداور مسابقات عقيده دارد : "گريه يک مهارت زنانه است. اما دليل اصلی ناراحتی شديد، فاصلهای است که بعضی از شرکتکنندگان با نفرات ملیپوش دارند. تفاوتی که روح و روان آنها را به هم میريزد." مسابقات قهرمانی گلف بانوان ايران، انتخابی تيم ملی، تنها با حضور ۱۶ ورزشکار برگزار شد. لابد به همين دليل بود که شهروندانی که برای استفاده از امکانات مجموعه ورزشی انقلاب به اين نقطه سرسبز تهران آمده بودند، متوجه نشدند جماعتی که در گروههای چهار نفره برای رسيدن به پيراهن تيم ملی بازی می کنند، مشغول چه رقابت حساس و مهمی هستند. جملات ساتين احدی، دختر ۲۲ ساله ، دراينباره قابل توجه است: "زمين تمرين ما دراصفهان خاکی است. مسجد سليمان هم همين شرايط را دارد. تنها زمين قابل استفاده همينجاست که بچههای تهران به دليل استفاده هميشگی از آن، نتايج بهتری کسب میکنند." او بدون تمرين دراين مسابقات شرکت کرده ، رقابتی که در نوع خود مهمترين است و قاعدتاً حضور در آن تدارکی ويژه را میطلبد.
اگر سال پيش فقط ۵۰۰ نفر در ايران گلف بازی میکردند، امسال اين تعداد به ۱۳۰۰ نفر رسيده است. عيسی اسحاقی رييس فدراسيون گلف میگويد: "تعداد دختران و پسران جوان گلفباز آنقدر زياد شده که ديگر امکانات ايران جوابگويشان نيست. آنها هر روز گله میکنند که چرا زمين ندارند و چرا فروشگاهی نيست که توپ و چوب بخرند." گلف، ورزشی است که ايرانیها آن را تنها با اشارههای کوتاه نشريات به ستارگانی چون تايگر وودز به ياد میآورند و با اخبار کم تعدادی که از مسابقات گلف ديپلماتهای مقيم ايران گهگاه به گوش میرسيد. اين ورزش حدود ۸۵ سال پيش همزمان با ورود اتباع خارجی به منظور کشف و استخراج نفت درمناطق نفتخيز جنوب کشور وارد ايران شد. تا قبل از ملی شدن صنعت نفت هيچ ايرانی راهی به اين بازی نداشت و بازی گلف انحصاراً در دست خارجيان بود. پس از ملی شدن صنعت نفت علاقمندان ايرانی اين ورزش در نواحی جنوب مانند مسجد سليمان، آغاجاری، گچساران، اهواز و آبادان با اشتياق و علاقه هرچه تمامتر به زمينهای گلف روی آوردند.
در حال حاضر نيز اهواز، آبادان، ماهشهر، مسجد سليمان و ديگر شهرهای استان خوزستان بيشترين علاقمندان و ورزشکاران اين رشته را به خود اختصاص دادهاند وعموماً کارکنان شرکت نفت به اين ورزش می پردازند. بازی گلف، به جز نواحی جنوب کشور در هيچ کجای ايران متداول نبوده و در تهران نيز اين رشته بهصورت اختصاصی و در مجموعه ورزشی انقلاب که در سال ۱۳۴۰ (با نام کلوپ شاهنشاهی) تاسيس شده بود، توسط خارجيان مقيم تهران که عمدتاً کارکنان سفارتخانهها بودند انجام میشد. تشکيلات ورزش گلف کشور از ارديبهشت ماه سال ۱۳۷۰ در قالب يک کميته آغاز به کار کرد و با توسعه فعاليتهای خود در فاصله کوتاهی رسماً به عنوان فدراسيون گلف ايران معرفی و در ليست فدراسيونهای رسمی کشور قرار گرفت. اين فدراسيون در سال ۱۹۹۶ ميلادی به عضويت شورای جهانی گلف درآمد و در سالهای اخير با کنفدراسيون گلف آسيا و اقيانوسيه نيز مرتبط شده است. اما ايران در رده بندی جهانی و آسيايی شرايط نامناسبی دارد؛ رتبه ۳۴ (بين ۳۴ کشور) در آسيا و رده ۶۲ (در بين ۶۲ کشور) در جهان. البته مسوولان اين رشته، دلايل خود را برای اين ناکامی دارند. گرچه عيسی اسحاقی که سخنگوی سازمان تربيت بدنی و يکی از نزديکان محسن مهرعليزاده رييس ورزش ايران است با نفوذ خود تحرک تازهای به اين رشته مهجور داده است، اما گلف تا همهگير شدن راهی طولانی در پيش دارد. بخصوص که به باور عامه، اين ورزش مخصوص اغنياست. هرچند ليلا سربازی، ۲۲ ساله که در سه سال گذشته جزو ملیپوشان گلف ايران است، میگويد: "گلف خيلی پيشرفت کرده بخصوص در بين خانمها. خود من اين ورزش را بهدليل متفاوت بودنش دوست دارم."
گواه سخنان او، طليعه سيد خلخالی است که تازه ۶ ماه است به جرگه گلف بازها پيوسته "هر روز از شهرک اکباتان به مجموعه انقلاب میآيم. اول کار کلافه شده بودم، اما حالا که ياد گرفتم چه کنم، فقط لذت میبرم". او که با همسرش تمرين میکند، يکی از ۱۶ گلفباز برتر ايران است. شايد اين فاصله کوتاه تا موفقيت، خود محرکی برای زنانی است که میخواهند خيلی زود سری بين سرها دربياورند. اين چشم انداز نزديک و قابل دسترس، به شکست خوردگانی که ناکامی خود در زمين مجموعه انقلاب را با چشمان گريان نگريستند، اميد و انگيزه می دهد تا با پايان مسابقات، اشکهای خود را پاک کنند و به رقابتهای بعدی چشم بدوزند. زينب اميری از خوزستان که بعد از تمرين فراوان در زمينهای خاکی مسجد سليمان در اين مسابقات شرکت کرده بود، میگويد: "میخواهم هر ماهی يک هفته بيايم تهران تمرين. دفعه بعد دوست ندارم گريه کنم!" |
| ||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||