|
زنان کوهنورد ايرانی در راه اورست: پرواز با پای پياده | ||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||
در ميان گروه کوهنوردان ايرانی که عازم نپال شدهاند، جمع هفت نفره ای از بانوان ديده می شوند که می خواهند به اقدامی تاريخساز دست بزنند. اين گروه از زنان کوهنورد ايرانی در اخرين چهارشنبه سال 1383 کوله بارهای خود را برای صعود به قله اورست بستند با اين هدف که نخستين زنان کوهنورد ايرانی باشند که بلندترين قله جهان را فتح می کنند. لاله کشاورز، دندانپزشک ۲۵ ساله، اهل زاهدان است و از جنوب شرقی ايران می آيد. اوبه دليل شرکت در اردوهای متوالی برای انتخاب تيم ملی بانوان، ناگزير به غيبت از محل کار خود شده است، اما تلخی ابلاغيه ای را که از تغيير محل کارش به درمانگاهی در حاشيه شهر خبر می دهد، با شيرينی تصور صعود به اورست از بين می برد. او چهره سختکوش گروه هفت نفرهای است که شامل فرخنده صادق، رضوان سلماسی، رويا سادات غضنفری، ليلا بهرامی، نسرين نعمتی و پروين رضايی نيز هست که البته دو کوهنورد آخر، ذخيره هستند و تا روز آخر امکان داشت که از سفر بازبمانند. لاله میگويد: "مشغول حلاليت طلبيدن هستم. به هر حال راه دشواری است و احتمال اينکه برنگرديم هست." ترکيب نهايی تيم ملی دختران کوهنورد ايرانی که به تازگی مورد توجه ناگهانی رسانههای ايرانی و غربی قرار گرفتهاند، پس از هفت اردو مشخص شده است. اقبال افلاکی که به همراه جلال چشمه قصابان مربيگری تيم را بر عهده دارد، میگويد: "اين تيم از يک جمع ۶۳ نفره انتخاب شده، بعد از گذراندن اردوهای سخت که خود در حد صعود به اورست دشوار بود." در شرايطی که تيم هفت نفره مردان نيز در اين سفر همراه بانوان هستند، فصل بهار برای صعود به اورست در نظر گرفته شده؛ زمان سنتی و پرازدحام صعود که با توجه به تعداد بسيار کوهنوردانی که در اين فصل به اورست میآيند، با ضريب امنيتی بيشتری میتوان کار را آغاز کرد. "زمان ديگر صعود، پاييز است. به جز اين، به دليل بارندگی در هيمالايا امکان صعود وجود ندارد." اقبال افلاکی میگويد: "از نظر کوهنوردی، صعود بانوان ايرانی ارزش بيشتری از حضور در بالاترين سطح يک رشته ورزشی، مثلا جام جهانی دارد." مردان ايرانی برای اولين بار در سال ۱۳۷۷ (1998) به اورست صعود کردهاند، اما شش سال بعد نوبت زنان است که در نقطه مرکزی توجه باشند. فرخنده صادق، نفر اول اردوهای انتخابی، گرافيست ۳۶ سالهای است که میگويد پدر و مادرش از زمان طولانی صعود (سه ماه) ناراحتند "گرچه سرانجام رضايت دادند". او ادامه میدهد: "سه ماه زمان کوتاهی نيست و ما بايد آمادگی لازم روحی و جسمی را برای موفقيت داشته باشيم." دو ماه اول اين صعود اختصاص به آشنايی با منطقه و سازگاری با آب و هوا دارد و کار اصلی در ماه پايانی آغاز میشود؛ زمانی که به عقيده صادق، گروه از نظر روحی و جسمی ضعيفتر است. رضوان سلماسی، دختر ۲۶ ساله همدانی، نفر دوم مرحله انتخابی در اين باره میگويد: "صعود به اورست آرزوی دستنيافتنی من بود که به تحقق نزديک میشود. من مدام به صعود فکر میکنم، بدون اينکه ذهنم را درگير خطرات احتمالی کنم." او دبير رياضی است و با شاگردانش خداحافظی کرده است: "گفتم به اميد ديدار تا حتما برگردم." دختران ايرانی پيش از اين قلل مرتفع پوموری، مراپيک و نيرخا را فتح کردهاند، اما همگی روی اين نکته اتفاق نظر دارند که اورست جای ديگری است. لاله کشاورز میگويد: "بچه که بوديم حفظ کردن ارتفاع اورست برايم راحت بود؛ ۸۸۸۸ متر که امروز میگويند ۸۸۵۰ متر است. امروز اما هنوز باورم نمیشود که در جمع نهايی اعزامی حضور دارم، هنوز شوکهام..." اما اين بهت به سرعت جای خود را به عزم بلندی خواهد داد که برای صعود به اورست شرط لازم است. صادق در مورد لحظهای که بايد پرچم ايران را روی بام دنيا بکارند، میگويد: "به آن فکر نکرده ام. فقط میخواهم برسم." |
| ||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||