|
فوتبال ايران به 'لژيونرها' اميد دارد | ||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||
حضور در جام جهانی فوتبال برای تمام کشورها آرزوی بزرگی است، آنقدر بزرگ که حتی گاه می تواند تحولات بسياری در ورزش يک کشور ايجاد کند. تيم ملی فوتبال ايران که برای نخستين بار در سال ۱۹۷۸ حضور در جام جهانی را تجربه کرده بود ، پس از ۲۰ سال با شکست استراليا، آخرين تيمی شد که به جام جهانی ۱۹۹۸ فرانسه صعود و برای دومين بار در تاريخ فوتبال ايران، حضور در اين جام معتبر را تجربه کرد. اما اکنون و پس از ناکامی در راهيابی به جام جهانی ۲۰۰۲ کره-ژاپن ، تيم ملی فوتبال ايران در حال برگزاری مسابقات مقدماتی جام جهانی ۲۰۰۶ آلمان است تا در صورت موفقيت بتواند برای سومين بار به جام جهانی راه يابد و در اين راه به اعتقاد بسياری، اتکای زيادی به بازيکنانی دارد که در ليگهای فوتبال خارج از ايران بازی می کنند؛ کسانی که در روزنامه های ورزشی تهران با واژه "لژيونر" ناميده می شوند. بازيکنان ايرانی در اروپا آغاز پيوستن فوتباليست های ايرانی به باشگاههای خارجی و بويژه باشگاههای اروپايی، به يازدهمين دوره جام ملتهای آسيا در سال ۱۹۹۶ در امارات متحده عربی بازمی گردد که اگرچه تيم ملی ايران در آن به مقامی بهتر از سومی دست نيافت، اما نتايجی که به دست آورد خيره کننده بود از جمله پيروزی ۶ بر ۲ مقابل کره جنوبی که نتيجه بی سابقه ای بود و باعث شد بازيکنانی همچون علی دايی، کريم باقری وخداداد عزيزی، بسيار مطرح شوند.
محمود رضا فاضلی، مدير برنامه بسياری از بازيکنان ايرانی بوندسليگای آلمان در اين مورد می گويد ارنست ميدن دورپ، مربی آن زمان تيم آرمينيا بيله فلد آلمان که برای جذب تعدادی از بازيکنان تيم کره جنوبی به امارات رفته بود، پس از شکست اين تيم توسط ايران، بازی بازيکنان ايرانی را پسنديد و برای بردن آنها به آلمان ابراز تمايل کرد. خداداد عزيزی که خود جزو اولين بازيکنانی بود که به آلمان رفت و در تيم کلن اين کشور مشغول بازی شد معتقد است ايران در آن سال تيم خوبی داشت و همين باعث شد که عده ای از ايرانيان مقيم کشور آلمان، با ارائه فيلم بازيهای تيم ايران به باشگاههای آلمانی، پای بازيکنان ايرانی را به بوندسليگای آلمان باز کنند. مهدی مهدوی کيا نيز که يکی از بازيکنان موفق ايرانی حاضر در فوتبال آلمان است، با اشاره به اينکه اروپايی ها معمولا اهميتی به فوتبال آسيا نداده و بازيهای فوتبال آسيا را دنبال نمی کنند، می گويد تنها جايی که می تواند فوتباليست های آسيايی را مطرح کند، جام جهانی است. اين مساله با حضور ايران در جام جهانی ۱۹۹۸ فرانسه به خوبی خود را نشان داد و تعداد زيادی از بازيکنان ايرانی، پس از حضور در اين جام به همراه تيم ملی ايران، برای ادامه فوتبالشان جذب باشگاههای اروپايی شدند؛ بازيکنانی همچون مهدی پاشا زاده، مهرداد ميناوند و بعدها علی کريمی، وحيد هاشميان، رحمان رضايی، فرهاد مجيدی، علی موسوی و داريوش يزدانی. چرا آلمان ؟ از هفت بازيکن تيم ملی فوتبال ايران که در ليگهای خارجی بازی می کنند، شش نفرشان عضو تيمهای آلمانی هستند. اما چرا آلمان؟ مگر فوتبال آلمان چه ويژگی خاصی داشت؟ يا بهتر بگوييم، چرا فوتباليستهای ايرانی تنها مورد توجه باشگاههای آلمانی قرار گرفتند؟ شاهين رحمانی، روزنامه نگار ورزشی در تهران، اين مساله را با روابط ورزشی و حتی سياسی دو کشور ايران و آلمان بی ارتباط ندانسته و معتقد است پس از انقلاب اسلامی در ايران، سطح ارتباط فوتبال آلمان با ايران بيشتر از هرکشور ديگری بوده است. او از جمله به اين نکته اشاره می کند که باشگاههای کلن و هامبورگ آلمان در اوايل دهه ۱۹۹۰ ميلادی و در اوج مشکلات سياسی ايران به اين کشور رفتند و با تيمهای ايرانی بازی کردند.
امير عليزاده، ديگر روزنامه نگار ورزشی در تهران که فوتبال آلمان را دنبال می کند نيز با تاييد اين مساله، معتقد است اقتصادی فکر کردن باشگاههای فوتبال آلمان نيز در اين مساله نقش دارند و آلمانی ها مايلند فوتباليستهای خوب را با هزينه نه چندان زياد به دست آورند و اين دليل روی آوردن آنها به بازيکنان ايرانی است. هرچند راينر سوبل، مربی آلمانی تيم فوتبال پرسپوليس تهران، معتقد است مهارت ايرانی ها در فوتبال خيابانی يا گل کوچک در تصميم باشگاههای آلمانی در بکارگيری فوتباليست های ايرانی نقش زيادی دارد اما خداداد عزيزی می گويد بازيکنان ايرانی به اين دليل آلمان را برای ادامه فوتبالشان انتخاب کردند که از جای ديگری پيشنهاد نداشتند. روحيه ايرانی ، فوتبال آلمانی به هر حال و به هر کدام از اين دلايل که باشد، بازيکنان ايرانی به آلمان رفتند. اما بازی کردن در يک کشور ديگر برای فوتباليست های ايرانی چندان آسان هم نبود. خداداد عزيزی با اشاره به اينکه ايرانی ها مردم عاطفی هستند و آلمان هم کشوری است که نظم و انضباط در آن حرف اول را می زند ، اولين مشکل بازيکنان ايرانی را احساس غربت می داند و موفق نبودن بعضی از آنها را نيز در عدم تطابق با اين مساله می داند . مهدی مهدوی کيا نيز ندانستن زبان آلمانی و تفاوتهای فوتبال ايران و آلمان را از جمله مشکلات فوتباليست های ايرانی در اين کشور می داند. اما جدا از مشکلاتی که اين دو بازيکن ايرانی به آن اشاره می کنند، بايد به ياد داشت که فوتبال در اروپا حرفه ای است و رفتار حرفه ای هم می طلبد و اگر فوتباليست، رفتار حرفه ای نداشته باشد، جايی هم در اين فوتبال نخواهد داشت. اين همان نکته ای است که امير عليزاده، روزنامه نگار ورزشی در تهران در بيان علل موفق نبودن بعضی از بازيکنان ايرانی در آلمان به آن اشاره می کند و معتقد است آنها فراموش می کنند که در اروپا بازيکن بايد در خارج از زمين فوتبال و در برخورد با رسانه های عمومی نيز حرفه ای بوده و منفعل نباشد. لژيونرها : خوب يا بد ؟ در فوتبال حرفه ای دنيا، تيمهای ملی کشورهای مختلف از پيوستن بازيکنان آن کشور به باشگاههای کشورهايی که فوتبال برتری دارند استقبال می کنند چرا که معتقدند اين مساله به سود فوتبال ملی شان است. اين امر سالهاست که در دنيا رايج است و مشکلات آن هم کمابيش حل شده.
در ايران اولين جنجالی که در اين مورد به وجود آمد اين بود که عده ای معتقد بودند بازيکنان شاغل در ليگهای خارجی، زمان بازی برای تيم ملی برای پرهيز از مصدوم شدن و از دست دادن جايگاهشان در تيمهای باشگاهی خارجی که در آن توپ می زنند، با احتياط بازی کرده و به اصطلاح مراقب ساقهايشان هستند و اين باعث پايين آمدن کيفيت بازی آنها و ضربه خوردن تيم ملی ايران می شود. البته اين دسته از بازيکنان ، هميشه اين اتهام را رد کرده اند. خداداد عزيزی از جمله اين بازيکنان است که معتقد است همينکه بازيکنی برای حضور در تيم ملی کشورش از تيم باشگاهيش اجازه می گيرد، موقعيتش در باشگاه به خطر می افتد و اگر اين بازيکن می خواست کم کاری کند، دليلی برای آمدن به تيم ملی نداشت. مشکل ديگر، به موقع نرسيدن بازيکنان شاغل در ليگهای خارجی به اردوهای تيم ملی ايران بود که به گفته منتقدان، باعث ايجاد ناهماهنگی بين آنها و ساير بازيکنان تيم ملی می شد، مشکلی که البته اکنون و به گفته امير عليزاده، روزنامه نگار ورزشی در تهران، مدتی است که با هماهنگی تقويم کنفدراسيون فوتبال آسيا و اروپا، حل شده. منافع بسيار اما کارشناسان می گويند اين مشکلات، در برابر منافعی که حضور فوتباليست های ايرانی در اروپا عايد فوتبال ايران و تيم ملی آن کرده، بسيار ناچيزند. امير عليزاده، روزنامه نگار ورزشی در تهران می گويد بازيکنان ايرانی، پس از حضور در ليگهای فوتبال خارج از ايران، عادات اشتباه خود را کنار می گذارند و به فوتبال منطقی روی می آورند. او در اين مورد به علی دايی و وحيد هاشميان اشاره می کند که فوتبالشان انفرادی بود و طرز تفکر حرفه ای نداشتند در صورتی که اکنون و پس از چند فصل بازی در فوتبال آلمان، آنها فوتبال بسيار منطقی را ارائه می دهند. شاهين رحمانی، روزنامه نگار ورزشی در تهران نيز می گويد تاثير مثبت حضور اين بازيکنان در اردوهای تيم ملی ايران کاملا مشخص است و فضای اردوهای تيم ملی و رفتار بازيکنان نسبت به چند سال گذشته ، کاملا متفاوت است. راينر سوبل، مربی آلمانی تيم فوتبال پرسپوليس تهران نيز که يکی از اين بازيکنان، يعنی کريم باقری، در تيمش بازی می کند معتقد است اين بازيکنان بر فوتبال باشگاهی ايران نيز تاثير مثبتی داشته اند. او می گويد کريم باقری که ميداند حرفه ای بودن يعنی چه، به بازيکنان جوانتر کمک می کند و به نوعی رهبر تيم است و اين مساله به مربی بسيار کمک می کند. در هر حال تيم ملی فوتبال ايران گام در راه رسيدن به جام جهانی ۲۰۰۶ که در آلمان برگزار می شود گذاشته است و اميدوار است بتواند با تلاش مربی و بازيکنانش، بويژه آن دسته از بازيکنان که تجربه حضور در ليگهای خارجی را دارند ، به اين رقابتها راه يابد. تيم ملی ايران، ۱۳ خرداد ماه در تهران با کره شمالی و ۱۸ خرداد ماه نيز با بحرين ديدار می کند و در صورت به دست آوردن ۴ امتياز از اين دو بازی ، به صورت مستقيم به جام جهانی راه می يابد و بازی آخرش در برابر ژاپن ، تشريفاتی خواهد شد. اينکه آيا تيم ملی ايران مفق به اين کار خواهد شد يا خير ، بايد تا چند روز ديگر منتظر ماند و ديد. |
| ||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||