بزرگترین لحظات ورزشی دهه: شکست هفت بر یک برزیل از آلمان در نیمهنهایی جام جهانی

منبع تصویر، Getty Images
با آغاز سال ۲۰۲۰ میلادی، دهه دوم قرن بیست و یکم به پایان میرسد. در این دهه در جهان ورزش اتفاقاتی فراموش نشدنی روی داد که در ذهن و خاطره هواداران باقی خواهد ماند.
این بار اتفاقات شب هشتم ژوئیه ۲۰۱۴ را مرور میکنیم، شبی که برزیل، میزبان جام جهانی در مرحله نیمهنهایی با نتیجه شرمآور هفت بر یک به آلمانی باخت که بعد قهرمان تورنمنت شد.
در جام جهانی ۲۰۱۴ فضایی از رستگاری و رهایی وجود داشت؛ انگار که قرار است زخم ورزشی ۶۴ ساله برزیل، سرانجام درمان شود.
به رغم تمام موفقیتها، برزیل هرگز نتوانست خودش را از باخت به اروگوئه در فینال جام جهانی ۱۹۵۰ در ورزشگاه نمادین ماراکانا خلاص کند.
حالا که کشور بار دیگر میزبان جام جهانی شده بود، این فرصت مناسبی بود که فوتبال برزیل با رقص سامبا ششمین قهرمانی جام جهانی را در آغوش بگیرد. این قهرمانی احتمالی در معبد فوتبال و پیش چشم هواداران خودی طبیعتا میتوانست طعم متفاوتی داشته باشد.
بجای آن اما در یک شب مطبوع تابستانی در بلو هوریزنته، شهری که روی تپهها ساخته شده، واقعهای دراماتیک رقم خورد. ماجرایی که هرکسی شاهدش بود محال است فراموش کند، چه کسانی که در ورزشگاه مینیرو بودند چه میلیونها بیننده تلویزیونی که در نقاط مختلف آن کشور پهناور پای تلویزیونهایشان نشسته بودند.
و برای تماشاچی فوتبال، اگر یک رویداد باشد که بتوان از بقیه زندگی جدا کرد و برای همیشه نگه داشت، همین شبی است که آلمان با نتیجه ۱-۷ میزبان جام جهانی را تحقیر کرد و برزیل اولین شکست خانگیاش در یک بازی رسمی را پس از ۳۹ سال متحمل شد.
هیچکس شکستی را در چنین ابعادی ندیده بود. از هر برزیلی که بپرسید، احساس میکند که لوئیس فیلیپه اسکولاری (سرمربی آن تیم و همچنین سرمربی تیمی که قهرمان جام جهانی ۲۰۰۲ شد) و تیمش اسیر پنجه تقدیر شده بودند.
هر دقیقه آن روز نقطهای پررنگ در حافظه است. روزی که از صبح حتی سرفه افراد حاضر در اردوی برزیل پوشش داده شده بود و شماری از مجریها خودشان را با کلاهگیسهایی به شکل موهای داوید لوئیز آراسته بودند.
سوت شروع بازی گرچه در غروب زده شده اما حرکت به سمت ورزشگاه از ساعتها قبل شروع شده بود و خیابانها مملو از جمعیتی بودند که میخواستند شاهد مسابقهای باشند که باور داشتند برزیل در آن برنده میشود.
و بعد از آن فقط شور و احساس بود؛ دریایی از احساسات. جو احساسی آن قدر شدید بود که تماشاگران و بازیکنان برزیل نمیتوانستند درست و حسابی فکر کنند.

منبع تصویر، Getty Images
حواس خیلیها به غیبت نیمار بود. فوق ستاره برزیل و یکی از چهرههای نمادین بازیها که در یکچهارم نهایی مقابل کلمبیا مصدوم شد و با چشمانی اشکآلود از زمین بیرون رفت.
چشمان برزیل برای غیبت نیمار نمناک بود اما در ورزشگاه بود که سیل اشک ملت روان شد.
بازیکنان برزیل بیرون از زمین کلاههای سفید بیسبال به سر گذاشتند که رویش نوشته شده بود: "زندهباد نیمار". سزار، دروازهبان و لوئیس کاپیتان برزیل در مراسم قبل از بازی و هنگام نواخته شدن سرود ملی برزیل پیراهن شماره ۱۰ این تیم را با اسم و به یاد نیمار در دست گرفتند.
همه چیز خوب پیش میرفت.
آلمان، آلمان فوقالعاده با استعداد، بیاحساس به نظر میرسید بر اوضاع مسلط است اما برزیل به نظر میرسید حتی قبل از سوت آغاز بازی کنترلش را از دست داده بود.
بعد کابوس آغاز شد.
این توهم نبود که آلمان با هر حمله یک گل میزد، آلمان در واقع با هر حمله یک گل زد.
پس از تنها ۲۹ دقیقه برزیل ۰-۵ از حریف عقب افتاده بود و چیزی از حس و حال ملت به جا نمانده بود؛ برای ملتی که فوتبال یکی از نمادهای درخشانش است یک خاطره پاکنشدنی دیگر داشت رقم میخورد.
هر توپی که از خط دروازه میگذشت، کل ماجرا باورنکردنیتر به نظر میرسید و سیل اشک دوباره جاری میشد. صدها نفر از زنان و مردان حاضر در ورزشگاه مینیرو حتی خجالت میکشیدند که تصویرشان دیده شود. آنها گریه میکردند و بسیاری از هواداران همدیگر را در آغوش میگرفتند و تسلی میدادند.

منبع تصویر، Getty Images
اوضاع سوررئال شده بود. درد شکست، آن هم این نوع شکست، فراتر از حد تحمل بود.
پس از سر و صدای گوشخراش ابتدای کار، در ربع پایانی نیمه اول، سکوتی سهمگین بر ورزشگاه خیمه میزد.
حقیقت خشن و بیرحمانه این بود که برزیل در پایان نیمه اول نیمهنهایی جام جهانی ۰-۵ از حریف عقب افتاده بود.
از همان ابتدای تورنمنت گفته میشد که خط دفاعی برزیل صلابت لازم را ندارد و در غیاب کاپیتان تیاگو سیلوا، ثابت شد که منتقدان اشتباه نکرده بودند.
با شروع نیمه دوم آن حس تاسف و ناباوری تماشاگران به خشمی مهار گسیخته تبدیل شد و تیم برزیل هدف این عصبانیت قرار گرفت.
با ارجاع به قهرمانیهایی قبلی برزیل، اتوبوس این تیم با این شعار تزئین شده بود: "کمربندها را محکم ببندید، ششمی در راه است."
در واقعیت هم این اتفاق افتاد، اما به جای جام ششم، این گل آندره شورله بود که درد را افزایش داد. آلمان با قدرت گل هفتم را هم زد تا جایی که این تیم، آن طور که بعضی از بازیکنانش بعدا گفتند، ناخودآگاه بازی را شل گرفت.
اسکار در وقتهای اضافه یک گل زد اما تا آن زمان طرفداران هنگام پاسکاری، آلمان را تشویق میکردند، با گلهای آنها جشن میگرفتند و هر وقت برزیل صاحب توپ بود، تیم خودی را هو میکردند. به فِرِد، مهاجم برزیل بیرحمانه توهین میشد.
سیل تماشاگران که به خیابانهای بلو هوریزنته سرازیر شد، خشم در فضا موج میزد و پرچمهای زیادی به آتش کشیده شد.
در کنفرانس مطبوعاتی جای نفس کشیدن نبود، مردی که به دلیل کسب بزرگترین افتخار شناخته میشد حالا سعی میکرد تا در مورد بدترین شکست توضیح دهد.
اسکولاری آرام سخن گفت، عذرخواهی کرد و به طرز غافلگیرکنندهای با همدلی خبرنگاران برزیلی روبرو شد. در روزی که به گفته خودش "بدترین روز" بود او از اعتباری که سال ۲۰۰۲ ذخیره کرده بود، استفاده میکرد. اسکولاری میگفت دوست دارد به همان اندازه که با این شکست به یاد آورده میشود با قهرمانی جام جهانی هم در خاطرهها بماند.
آنها که آنجا بودند زلزله احساسی ملتی را میدیدند که پیش چشمان هیجانزده و ناباورشان رخ میداد.
این یک مزیت دردناک بود.
این تجربه ورزشی احتمالا منحصر به فرد خواهد ماند: محل، بازی و نتیجه. ما احتمالا هرگز مسابقهای مانند این را نخواهیم دید.











