شب باشکوه لیورپول؛ چگونه مسی معمولی شد؟

منبع تصویر، Getty Images
- نویسنده, علی آخوندان
- شغل, بیبیسی
"مسئله تاکتیک نبود. فلسفه نبود. این بحث روح و قلب است و همدلی فوقالعادهای که او بین این بازیکنان به وجود آورده... به نظرم یورگن کلوپ شایسته این پیروزی بود. کاری که آنها در لیورپول کردند، عالی بود."
این تعریف یکی از مغرورترین مربیان دنیا از اتفاقی است که در نیمهنهایی معتبرترین رقابتهای باشگاهی دنیا افتاد. لیورپول در آنفیلد مقابل بارسلونا کاری کرد که حتی ژوزه مورینیو هم نتوانست همان نگاه همیشگی را به فوتبال داشته باشد. مردی که یک مسابقه پر گل را نه ضیافتی سرشار از هیجان که فاجعهای در نتیجه اشتباهات مدافعان میداند.
یورگن کلوپ مربی فوقالعادهای است، بدون تردید. تیمهایش زیبا و با روح بازی میکنند و عاشق جنگیدن هستند. آنفیلد هم از ترسناکترین ورزشگاههای دنیا برای هر تیمی است. فهرست تیمهایی که در جو مخوف این ورزشگاه زانو زدهاند، طولانی است.
مارک لارنسون، کارشناس فوتبال و بازیکن پیشین لیورپول میگوید: "فکر نکنم تا وقتی بخشی از این (بازی در آنفیلد) نباشید، بتوانید موضوع را درک کنید. با خودتان فکر میکنید که خسته شدهاید، اما بازهم میدوید، توپ را تعقیب میکنید، تکل میزنید و دیوانه میشوید. بعد با خودتان میگویید چقدر خوب است و بازهم ادامه میدهید."
اگر برایتان عجیب است که چطور مسی نابغه در بازی رفت به مسی معمولی در بازی برگشت تبدیل شد، جوابتان پیش لارنسون است: "بارها دیدهام که بازیکنانی در کلاس جهانی کاملا معمولی به نظر میرسند زیرا جو بسیار سنگین است شما به ندرت فرصتی برای نفس کشیدن و فکر کردن پیدا میکنید."
میتوان گفت فقط این تفکر یورگن کلوپ و جو ورزشگاه آنفیلد بود که آن بلا را سر بارسلونا آورد؟ جواب هم مثبت است و هم منفی.
کل داستان حتی انرژی تمام نشدنی فابینیو، جنگآوری جردن هندرسون، دستان چسبناک آلیسون بکر و صلابت ویرجیل فاندایک نبود. ماجرا حتی هوش کمنظیر ترنت الکساندر آرنولد در حساسترین لحظه مسابقه هم نبود؛ پسری که چهار ماه دیگر تازه ۲۰ ساله میشود.
اینها بخشهایی (البته مهم) از یکی از بهترین شبهای فوتبال جهان بودند اما نه تمام آن. برای بهتر دانستن تفاوت روحیه دو تیم بد نیست بدانیم که مسی، سوارز و کوتینیو، سه بازیکن تهاجمی بارسلونا روی هم یک تکل هم نزدند، موضوعی که جاناتان ویلسون در روزنامه گاردین آن را "آماری حیرتانگیز برای تیمی که جلو است و چنان فشاری را تحمل میکند" نامید.
کلوپ قبل از آمدن به انگلیس و در دوران اوج بارسلونا با تقدیر از "فوتبال انگلیسی" گفته بود اگر در ابتدای فوتبالش بازی بارسلونا را میدید بجای این رشته تنیس را انتخاب میکرد. او عاشق بازی در هوای بارانی، تکلهای بیمهابا در زمینهای گلآلود و بازیکنانی که کف به لب میآورند بود و حالا در بهترین جای ممکن ایدههایش را "عینی" میکند.
این مطلب شامل محتوایی از X است. قبل از بارگیری این محتوا از شما اجازه می گیریم، زیرا ممکن است این سایت ها از کوکی ها و یا سایر انواع فن آوری استفاده کنند. می توانید سیاست X را درباره کوکی ها و سیاست مربوط به حفظ حریم خصوصی را پیش از موافقت بخوانید. برای دیدن این محتوا روی "موافقت و ادامه"کلیک کنید.
پایان پست X
سرمربی آلمانی بدون شک لیورپول را به سطحی به مراتب بالاتر رسانده است، اما اگر فکر میکنید تمام این شب باشکوه متعلق و ساخته او و بازیکنانش است، در اشتباه هستید.
برای داشتن تصویری بهتر باید به دو شب رویایی دیگر قرمزها "فلاشبک" زد.
بزرگترین درام تاریخ لیورپول نه در آنفیلد که هزاران کیلومتر دورتر و در استانبول اتفاق افتاده. فینال لیگ قهرمانان ۲۰۰۵ شروع نشده، پائولو مالدینی میلان را پیش انداخت و بعد هم دو گل از هرنان کرسپو.
استیون جرارد و رفقا در حالی به رختکن رفتند که سه گل عقب بودند. کار تمام شده به نظر میرسید اما توفان ۶ دقیقهای لیورپول در نیمه دوم رویای شیرین میلان را به کابوسی تلخ تبدیل کرد. بازی به ضربات پنالتی کشید و قرمزها پس از سالها قهرمان اروپا شدند.
تاریخ نمایش دوم ۱۴ آوریل ۲۰۱۶ بود. دورتموند و کلوپ آن موقع نه در کنار که مقابل هم بودند. لیورپول که در دیدار رفت یکچهارم نهایی لیگ اروپا۱-۱ با دورتموند مساوی کرده بود، در آنفیلد پس از ۱۰ دقیقه با دو گل از حریف عقب افتاد و تا پایان نیمه اول هم کاری از پیش نبرد.
بین دو نیمه کلوپ بحثهای تاکتیکی را کنار گذاشت و برای مردانش از بازی استانبول تعریف کرد و این که هرکاری میکنند، یک لحظه هم به ذهنشان نرسد که لیورپول شانس برگرداندن بازی را ندارد. حق با مربی آلمانی بود، لیورپول ۳-۴ بازی را برد.
نمیتوان منکر تاثیر جو ورزشگاه خانگی و یک مربی بسیار خوب شد. همان طور که نمیتوان فراموش کرد لیورپول در حالی به این مسابقه آمد که محمد صلاح و روبرتو فرمینو، بهترین مهاجمانش را نداشت.
یک بار دیگر مرور کنیم یک تیم "بدون" صلاح و فرمینو مقابل تیمی که با سه گل جلو است با لیونل مسی و لوئیس سوارز.
لیورپول در حالی به این بازی آمد که مدافع منچستر سیتی برای اولین بار در یازده سال حضورش در این تیم از بیرون محوطه جریمه (مقابل لستر سیتی) گل زد و امیدهای قهرمانی رنگ باخت. قهرمانی در جامی که لیورپول ۲۹ سال است رنگش را ندیده و بیشتر از هرچیزی آن را میخواهد.
لیورپول مقابل بارسلونا به شیری خسته میمانست که دندانهایش را هم کشیدهاند، اما نتیجه همان شد که همه دیدند.
پس از بازی یورگن کلوپ گفت، نمیدانم چگونه این کار را کردند. سادیو مانه گفت، نفهمیدم چه شد و واینالدوم با صدایی لرزان گفت، باورنکردنی بود. بهترین توصیف اما نه روی زبان بازیکنان که روی پیراهن محمد صلاح نوشته شده بود: "هرگز تسلیم نشو." راز لیورپول و رمز شب باشکوه آنفیلد تنها در همین سه کلمه نهفته است.

منبع تصویر، Reuters











