BBCPersian.com
  • راهنما
تاجيکستان
پشتو
عربی
آذری
روسی
اردو
به روز شده: 16:56 گرينويچ - جمعه 03 فروردین 1386 , جمعه 23 مارس 2007
اين صفحه را برای دوستان خود بفرستيدصفحه بدون عکس
وقتی یک شاهکار ادبی به نمایش در می آید

«هنر مرزها را می شکند و دلها را به هم وصل می کند. اختلافات را زیر پا می گذارد و آدم را به شادی، رهایی، مهربانی، گذشت و بخشش دعوت می کند. هنر کلید درهای بسته است.»این جملاتی بود که پری صابری، کارگردان نمایش های آنتیگونه، شمس پرنده، یوسف و زلیخا و لیلی و مجنون در کنفرانس مطبوعاتی تئاتر لیلی و مجنون که قرار است در ماه مه در دبی اجرا شود، برای حضار ایراد کرد. از او خواستم تا چند دقیقه ای را به من فرصت دهد تا با او به گفت و گو بنشینم.


خانم صابری چرا از میان نمایشهایی که تا کنون روی صحنه برده اید، لیلی و مجنون را برای اجرا در دبی انتخاب کرده اید؟ آیا به این دلیل نیست که ریشه داستان لیل و مجنون عربی است؟

لیلی و مجنون آخرین کاری است که من روی صحنه برده ام. سه ماه پیش این کار در تالار وحدت در تهران اجرا شد. خب طبعا کاری بود که برای سفر آماده تر بود. مسلما آوردن کارهایی که چند سال از اجرای آنها می گذرد، دشوارتر است. داستان لیلی و مجنون داستان جذابی است چرا که در دنیا همه دنبال عشق هستند. لیلی و مجنون هم نماد عشق ناگزیر و غیر ممکن هستند. انتظار عشق در وجود تک تک ما هست و همین باعث می شود که همه چنین داستانی را دنبال کنند.
داستان ریشه عربی دارد ولی نظامی آن را به یکی از شاهکارهای ادبیات ایران تبدیل کرده است. در واقع این داستان ابعاد نمایشی فوق العاده ای دارد.



قاعدتاً برای تبدیل یک شاهکار ادبی به یک نمایش باید از عناصر نمایشی بسیار بهره برد که طراحی لباسها یکی ازآنها است. لباس نقش های نمایش را بر چه مبنایی طراحی و انتخاب می کنید؟

اصولا لباسها در کارهای من مستند نیستند که بخواهم ثابت کنم در آن زمان مردم چنین لباس می پوشیدند. به اعتقاد من لباسها باید به درون آدمها ربط پیدا کند. آدمها با رنگ لباسی که می پوشند، شناسایی می شوند. من به دنبال سند تاریخی در طراحی لباسهایم نیستم. به خاطر اینکه فکر می کنم این منظومه و تمام بزرگان اندیشه در ایران، زمان را زیر پا گذاشته اند و به همین دلیل است که داستان لیلی و مجنون را می توان مدرن، امروزی و قابل فهم برای همه ساخت.

هر چند ریشه داستان به چند صد سال پیش برمی گردد ولی حرفهای امروزی آن، قابل مطرح شدن برای همه است؛ به خصوص درباره عشق. عشق مهم ترین دغدغه انسانها است. اگر عشق از زمین خاکی برود، همه چیز متلاشی می شود. عشق اصل وجودی بشر است. عشق برای من همیشه سفید است. برای همین لیلی و مجنون در این نمایش سفید پوشیده اند. رنگ مهم است. مثلا افرادی که نقش خشن تری دارند رنگ تیره تری پوشیده اند که رنگ شخصیتشان را حمل می کنند. مثلا به رنگ خاک. همچنین لباسها بلند انتخاب شده است تا پوشش زمان قدیم را تداعی کند.


از ویژگی های کارهای نمایشی شما موسیقی، رقص و آواز است. در واقع رقص و حرکت موزون محور نمایش های شما است. چرا تا این حد حرکت برای شما اهمیت دارد؟

یک موجود تا زمانیکه زنده است در حال حرکت است. همین الان به قلبتان فکر کنید. تمام شریان ها و رگها در حال جنب و جوش هستند. این ها همه رقص است. ما دائم در حال حرکت هستیم. اگر یک لحظه این حرکت را بگیرند، پا را به آن سوی هستی گذاشته ایم. برای من حرکت لازمه زندگی است. وقتی در نمایش حرکتی داده می شود، دقیقا در راستای آن لحظه دراماتیک است. این حرکات حساب شده اند. در نمایش هیچ حرکت بیجایی اجرا نخواهد شد، موسیقی غیر لازمی نواخته نخواهد شد و هیچ کلام بی مضمونی هم گفته نخواهد شد.

من با شعر کار می کنم و چون شعر موسیقی است، در آن حرکت وجود دارد. در شعر فارسی حرکتی جادویی وجود دارد. این حرکت جادویی شعر را می توان با موسیقی و بیان بدنی به دیگران رساند. زمانی که اثری را به نمایش در می آورید، باید از تمام امکانات استفاده کنید تا قدرت نمایشی آن بیشتر شود. حرکت یکی از این قدرتها است. حرکات باید در کنار هم، درست در لحظات دراماتیک به نمایش درآیند. اگر غلط عمل کنید تماشاگر را پس خواهید زد.

شاید این سؤال من کمی بُعد فمینیستی داشته باشد اما یکی از انتقاداتی که به نمایش لیلی و مجنون وارد شد این بود که بیشتر به شخصیت مجنون پرداخته و عشق و سرگردانی های او را به نمایش گذاشته. داستان هم حول مجنون می گردد تا لیلی. آیا این به دلیل محدودیتهای نمایشی در نشان دادن زن آن هم یک زن عاشق و واله در ایران است؟

به هر حال داستان لیلی و مجنون نوشته من نیست. قصه از نظامی است. من قصه را بدون دخل و تصرف روی میزان نقش لیلی و مجنون و همانطور که نظامی آورده است، اجرا کرده ام. شاید هم لیلی را بتوان نمادی از رفتن به سوی عشقی که آدم به سختی به آن می رسد، تعبیر کرد و برای همین کمتر دیده می شود.

آیا امکانات اجرای تئاتر لیلی و مجنون در دبی مشابه به ایران است و اساسا امکانات فنی، نمایش را تحت تاثیر خود قرار می دهد؟

وقتی شما به سفر می روید آن آسایشی را که در خانه خود دارید را نخواهید داشت. شما مجبور خواهید بود محدود تر حرکت کنید؛ با چمدان می روید و نه با تمام خانه تان. وقتی ما از تالار وحدت حرکت می کنیم به خارج از کشور این محدودیت ها را باید بپذیریم. ولی دلیل بر این نیست که به نمایش لطمه بزند. باید نمایش را برای یک محدودیت آماده کرد؛

کاری که من خواهم کرد. من نمی توانم تمام امکانات تالار وحدت را با خود به سفر ببرم. به نظر من امکانات فنی این تالار در میان کشورهای خاورمیانه که من دیده ام منحصر به فرد است. من سعی می کنم در این موقعیت تنها دکور نمایش را خلاصه تر اجرا کنم و به ابعاد بازی، موسیقی، آواز و نور لطمه ای وارد نخواهد شد.

در اجراهایی که در خارج از ایران داشتید آیا تفاوتی میان مخاطبان ایرانی و خارجی حس می کنید؟

خودم در ابتدا باید به کاری که می کنم اعتقاد و ایمان داشته باشم. وقتی در حال انجام کار هستم به بازخواست درونی خود پاسخ می دهم. وقتی که کار در برابر افراد مختلف قرار می گیرد به این فکر نمی کنم که مخاطبم ایرانی است یا غیر ایرانی. من باید به درون خودم وفادار باشم. اما عکس العمل های مخاطبان در کارهایی که من در ایران و خارج از ایران اجرا کرده ام مشابه بوده و همه تحت تأثیر قرار گرفته اند.

زبان موسیقی، شعر، حرکت و زبان حس در میان آدمها مشترک و بین المللی است. وقتی با این زبان حرف می زنید، آدمها این حس را می گیرند.

مجيد مظفریحسن سنتوری
از لاله زار تا دبی
اپرااپرای عروسکی
بهروز غريب پور و گروه نمايش آران
اخبار روز
اين صفحه را برای دوستان خود بفرستيدصفحه بدون عکس
BBC Copyright Logo بالا ^^
صفحه نخست|جهان|ايران|افغانستان|تاجيکستان|ورزش|دانش و فن|اقتصاد و بازرگانی|فرهنگ و هنر|ویدیو
روز هفتم|نگاه ژرف|صدای شما|آموزش انگليسی
BBC News >>|BBC Sport >>|BBC Weather >>|BBC World Service >>|BBC Languages >>
راهنما | تماس با ما | اخبار و اطلاعات به زبانهای ديگر | نحوه استفاده از اطلاعات شخصی کاربران