|
کلاس خصوصی با شجریان | ||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||
محمدرضا شجریان قرار است که به زودی دوره تخصصی آواز را با همکاری فرهنگستانهنر در تهران برگزار کند. او سال ها پیش اولین کسی بود که این دوره را با پنج شاگرد برگزار کرد. حمیدرضا نوربخش، مدیر عامل خانه موسیقی از این دوره به عنوان بهترین دوره شاگردیاش یاد میکند.
نوربخش از شاگردان قدیم و حالا از دوستان نزدیک اوست. اگر قرار باشد در تهران برنامه داشته باشد به کسی جز او اعتماد نمی کند که کارها را به دستش بسپارد. میگوید:«شجریان سطح آواز ایرانی را ارتقا داد. آواز قبل و بعد او خیلی متفاوت است. فکر نمیکنم بضاعت آواز ما قبل از او آنقدر زیاد بودهباشد که امروز شاهد آن هستیم. او درهایی را گشود که قبل از این گشودهنبود. معتقدم بسیاری از خوانندگان که متاثر از شجریان هستند از بسیاری خوانندگان گذشته بهتر می خوانند.» وقتی داریوش پیرنیاکان او را به استاد معرفی کرد، چند سالی میشد که خواننده بود. در نوجوانی خواب استاد را میدید. وقتی آواز را نزد او کار ميکرد ضربان قلبش به شدت تند میشد. میگوید این وضع سال ها ادامه داشته. شاید نتوانیم حال او را که اولین بار استاد با سری افتاده و چشمانی بسته آوازش را گوش داده درک کنیم. هنوز جمله های شجریان را که بعد از اولین کلاس آواز به یاد دارد:«مثل اینکه مدتها پیش من آواز کار کردی! قبلش شاگرد تاج بودم. شیوه اش به تاج نزدیک بود. مرا پذیرفت و بعد از مدتی با چهار شاگرد دیگرش جهاندار، کرامتی، شفیعی و رحمتی که نزدیکترینها بودند برای اولین بار دوره عالی آواز را تشکیل داد:«قبل از او چنین دوره ای نداشتیم و اصلا نمیدانستیم چیست. تا آن روز شاگردی آواز این بود که هنرجویان پیش استاد ردیف کار میکردند و بعد هم هر کسی میرفت دنبال تجربههای خودش. در دوره عالی نباید مصرف کننده میبودیم باید تولید میکردیم وخلاقیت بروز میدادیم خواننده تا زمانی که ردیف کار میکند باید به الگوها جواب بدهد، اما بعد آن باید بتواند شعر انتخاب و جمله سازی کند. برنامه آوازی را از اول تا آخر تدوین کند، مرکب خوانی و مدلاسیون کند و از دستگاهی به دستگاه دیگر برود.»
به نظر میآید دورهای که قرار است با حدود سیصد نفر برگزار شود نیز بر همین منوال است:«شجریان هنوز هم خلاقیتش را حفظ کرده اما تراوشات به انگیزه و شرایط بستگی دارد. شاید تنها در یک شب کنسرت آن هم در بیست دقیقه باشد.» بعد شهناز را مثال می آورد که به دلیل کهولت سن نمیتواند اجرا درخشان گذشته را داشتهباشد اما اگر تار بزند، هنوز هم خلاقیت تراوش میکند. ذهن استاد همان ذهن است شاید شرایط فرق کرده. او از شاگردها همین را میخواهد.» در کلاس شجریان چه میگذرد شاگردهای زیادی ندارد و آنها را با وسواس انتخاب کرده. برای قبول شاگردانش چیزهایی تعریف کرده که هرکدام باید آنها را بگذرانند تا پا در حریم «راز این لطیفه نهانی» بگذارند:«همه خوشآوازهای ایران شاگردان او نبودند اما همه شاگردانش از خوبهای موسیقی ایرانی هستند. شخصیت شاگردانش خیلی مهم است و زمانی آنها را می پذیرد که کاملا از پیچ و خم رفتار و کردارشان مطمئن شود. این کار تا مدتها ادامه دارد و بعد آن وقت است که شاگرد واقعیاش میشوی. موشکافانه آدمها را زیر ذرهبین میگذارد. خودم شاهد بودم که یکی از شاگردان خوشصدایش را ردکرد و گفت او اگر هم آواز یادبگیرد از جای دیگری سر در میآورد.
ویژگیهایی را در امتحان شاگردان در نظر میگیرد که نامش را «فرهنگ خانوادگی» گذاشتهاست.ویژگیفیزیکی، ویژگیهای صدا، وسعت، رنگ، حجم، گوش موسیقایی و همینطور فرهنگ و تربیت خانوادگی. ظاهر و طرز برخورد هم برایش اهمیت دارد. یادم می آید شاگردی را که یقه پیراهنش باز بود و گردنبند و دستبند طلا هم انداختهبود قبول نکرد. با اینکه او اصرار زیادی داشت که آواز را از شجریان بیاموزد. خیلیها بودند که اول خواننده رادیو و برنامه گلها بودند بعد از محافل دیگری سر در آوردند چه برسد به این مدلها.» «در کار تدریس بسیار دقیق و سخت گیر است. از کوچکترین اکسان هم نمیگذرد. اگر شیوه طاهرزاده کار میکنی باید دقیقا همان را بخوانی بیکم و کاست. رنگ و بوی طاهر زاده باید حس شود. کاملا دقیق اجرا شود. در کار آموزش تعارف ندارد. طوری رفتار میکرد که هیچ کدام از ما احساس رقابت نکردیم و حالا کسانی که در آن دوره عالی بودند از بهترین دوستان هستند.» خستگیناپذیری هزار ساله یک استاد میگوید استادش آنقدرها هم که همه فکر می کنند مقرراتی نیست. رژیم غذایی خاصی ندارد وقتی از او میپرسم شنیدهام غذای سرخکردنی نمیخورد و خیلی مراقب است میخندد:«باور نکنید. او بسیار بی آلایش و ساده است. منظم است اما نه افراطی. دور هم جمع شدنها و آمد و رفت ها را دوست دارد. اما اگر از من بپرسند که استاد چه ویژگی دارد میگویم بسیار سختکوش است. یک ویژگی ممتازش خستگی ناپذیری مثال زدنی است. در کمتر کسی چنین تلاشی دیده میشود. من که فرزند او هستم از استاد 65 ساله جا میمانم و خسته میشوم. علاوه بر موسیقی در ورزش و کشاورزی هم همین سخت کوشی را دارد چند سال پیش که برای کوهنوردی به کوه های طالقان میرفتیم ما جوانترها عقب میماندیم. به اصطلاح امروزیها به هر مسئله ای گیربدهد باید تا آخر برود. استاد خستگیناپذیری هزار ساله دارد.»
در شهرک غرب خانه بزرگی داشت که آن را پر از گل و گیاه کردهبود. سرگرمی اول و آخرش همان باغ کوچک خانه بود. از دو سال پیش که به آپارتمانی در خیابان فرشته نقل مکان کرد، باغی پانزده هکتاری در هشتگرد خرید و تمام علاقهاش را به آنجا سرازیر کرد. هر روز صد کیلومتر میرود و برمیگردد. آن هم در سن 65 سالگی:«دو سوم باغ هشتگرد انگور بوده اما حالا مقدار کمی انگور و بقیه درختان میوهاند. گلخانهای هم دارد و بقیه چیزها را هم گلخانهای پرورش میدهد مثلا توت فرنگی و غیره» حتماخیلیها هستند که با خواندن این توصیفات دوست دارند یک روز را با استاد آواز موسیقی ایران به کشاورزی بگذرانند و از آن توت فرنگیهای کار دست باغبان آواز ایران است یکی مزه مزه کنند:«آدم ها در مواجهه با استاد التهاب خاصی دارند در من هم وجود داشت و دارد. مدتها با این صدا زندگی کردیم. معمولا آوازهای خوبم را پیش ایشان خواندم او تمام ریزه کاریها و ظرایف را درک میکند. در کنسرتهایی که داشتم شبهایی که او میآمد بهتر میخواندم. در نوجوانی خوابش را میدیدم و وقتی میخواستم سرکلاسش بروم نمیدانید قلبم چطور میزد انگار میخواست از سینه بیرون بیاید.» شجریان نیستم اگر.... نوربخش در برنامههای زیادی استاد را همراهی کردهاست. از سال 76 با مهاجرت برادر استاد از ایران برنامههایش را در تهران برگزار کرده. استاد شب پیش از کنسرت را باید در آرامش بگذراند. خوب بخوابد. ظهر غذای سبکی بخورد و برای اجرا آماده شود. کنسرتهای خارج از ایران آسانتر برگزار میشود و برای شجریان و همراهانش دغدغه ذهنی کمتری وجود دارد. سرساعت به سالن میروند صدا را آزمایش میكنند و تمام. اما در ایران حاشیههای زیادی هست. آخرین کنسرت سال گذشته تهران هم یکی از آن برنامههای حاشیهساز و نگرانکننده برای شجریان بود:«باوجودی که ما همه تلاشمان را کردیم که چیزی به استاد منتقل نشود موفق نشدیم. او با نگرانی کارها را دنبال میکرد. شاید حالا مجال خوبی باشد که از مجموعه برگزار کننده دفاع کنم. بعضی از مطالبی که درباره کنسرت نوشتهشد منصفانه نبود.
خبرنگارها توقع داشتند با کارت همه داخل سالن بیایند اما عملی نبود. بعد هم حاشیه سازیها شروع شد. حتی ما را متهم کردند که بلیت ها را خودشان در بازار سیاه فروختهاند یا کارمندان وزارت کشور بلیت میفروشند و غیره. این حرف ها استاد را رنجاند. با هر روشی که برای استاد کنسرت بگذاریم همین میشود. هر روشی را هم پیش بگیریم فایده ندارد همه به اینترنت دسترسی ندارند و همه به خصوص افراد مسن نمیتوانند ساعتها در صف بایستند. کنسرت های متعدد هم فایدهای ندارد. کسانی هم هستند که هرچه کنسرت بگذاری می آیند. کنسرت بیست هزار نفری جوابگوی طرفداران میلیونی نیست. مگر اینکه استاد سالی چندین بار برنامه بگذارد.» نوربخش شایعات خرابکاری در اجرا و مشکلاتی که شب دوم رخ داد و باعث شد شجریان صحنه را ترک کند، رد میکند:«ما سه گروه صدا برداری، فیلم برداری و کارگردانی فیلم و دکور را داشتیم که هر سه روی صحنه کار میکردند. شب دوم صدا دچار مشکل شد که روی استاد هم تاثیر گذاشت. این اتفاقات انگشتشمارند و مطمئن داشتهباشید اگر عمدی در کار بود او دیگر روی صحنه نمیآمد. آن شب آنقدر به صدا بردار فشار آمد که قلبش ناراحت شد.» در کنسرت های خارجی شجریان هم از این مشکلات که منجر به ترک صحنه و حتی قطع برنامه شده است پیش آمده. یک بار در برنامههای در آلمان به دلیل رفت و آمد زیاد در سالن و در برنامه دیگری به دلیل جوسازی و شعارهایسیاسی برنامه را قطع کرده و دیگر ادامه نداده است اما هیچ کدام به دلیل نقص فنی نبوده است. وقتی از نوربخش میپرسم چه انتقاد و انتظاری از استاد داری که بگویی؟ با مکثی طولانی که حکایت از رابطه استاد و شاگردی دارد و او را مردد گذاشته که بگوید یا نه:«چرا در ایران بیشتر کنسرت نمی دهد؟ در این سال ها کم کار بوده مشکلات زیاد است اما بعضی ها قابل اغماضند. استاد سخت میگیرد. گاهی آدم از کوچکترین مسائل هم سخت آزرده میشود.» |
مطالب مرتبط ۶۶ سالگی شجريان08 مهر، 1385, شنبه 30 سپتامبر 2006 | روز هفتم | ||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||
| |||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||